نخستین 200 خط.
تـــــــقديم به تمام پارسيزبانان جهــــــان
کاری مشترک از FarsiSubtitle TvWorld
. خواهر و شوهرخواهرِ عزيز، خيلي ممنونم ازتون
. از اينجا به بعدش ديگه همهچي رو دوشِ خودته
نوبتِ عکسِ ما نشد ؟
بچهها کجان ؟
، مادربزرگ
ببين اينو ؛
. روي درخت بود
چيزي شده مادربزرگ ؟
اون زنـه رو ميشناسي ؟
خانم، ميتونم کمکتون کنم ؟
. دنبال کسي ميگردم - ميشه بپرسم کي ؟ -
! سرِت به کار خودت باشه
! "يونيون"
..."تينگتينگ"
! چه خوشگل شدي
مادربزرگت کجاست ؟
! واقعن متأسفم
! در اصل امروز من بايد با پسرت ازدواج ميکردم
. متأسفم که مأيوست کردم
! من لايق شما نيستم
! هُل نده
! اونقدرا که فکر ميکني بد نشده
کجاست ؟
اون زنيکهي حامله کجاست ؟
...پدر
. مادربزرگ ميخواد بره خونه
بره خونه ؟
. حالش خوب نيست
اونم امشب ؟
کدوم گوري هستي "شيائو يان" ؟
! نشون بده خودتو
! آدي" رو بهم برگردون"
! تقاصِش رو پس ميدي
Yi Yi: A One and a Two...
. واسه اين شلوغکاري عذر ميخوام
ما خانوادهي "جيانگ" هستيم...؛ . ليلي" هستم"
. منم "تينگتينگ"ام
. ايشون مادربزرگمه
. ما هم از خانوادهي "جيان" هستيم
! ميبينمتون ، فعلن
! "تينگتينگ"
. قبل از اينکه بريم آشغالها رو ببر بيرون
. دارم همين کارو ميکنم
. بوش راه افتاده
. يه مقدار هم رو بالکن هست
. ميدونم
!دنبال چي ميگشتم ؟
چطور پيدام کردي ؟
. اسبابکشها رو تعقيب کردم
! مادرم عصباني ميشه اگه ببيندت
! دلم برات تنگ شده بود
. خب من که بهت زنگ ميزنم
. از پشت تلفن که نميتونم ببينمت
بيا
. شرمنده، الان دارم اسبابکشي ميکنم
! نميدوني چه اوضاعيه
با همين شماره باهام تماس بگير ؛
. تلفن خونه از فردا وصل ميشه
. باشه مشکلي نيست
تينگتينگ"، آمادهاي ؟"
به چي فکر ميکني ؟
. دلم واسه "يونيون" ميسوزه
اگه دایی مقصر نيست . پس حتمن تقصيرِ "شيائو يان"ـه
، اين حرفو نزن . ما که درست نميشناسيمش
، مادربزگ درست ميگفت . ما نميتونيم اونو بپذيريم
مادربزرگ همچين حرفي گفته ؟
...نه . ولي تمام روز ناراحت بود
چيز ديگهاي نگفت ؟
نه، ولي گفت . احساس ميکنه ديگه زيادي پير شده
منظورش از اين حرف چي بوده ؟
! آقا داماد اومد
! به افتخارش
! زنداداشت هم عجب وضعي داره
عروسياي نديده بودم که ! عروسش در اين حد حامله باشه
! از کاراي آقا داداشمه ديگه
،جشن عروسي رو چند ماه به تأخير انداخت
. چون امروز خوشيُمنترين روزِ ساله
! کفشِش رو در بيار
! دوباره با دخترها درنيوفتي
اينروزا ديگه عروسِ حامله چيز عجيبي نيست ؛
! تازه الان حتي "اتوبوسسواري بدون بليط" هم داريم ميدونيد که منظورم چيه ؟
. ببخشيد "يانگيانگ"، اين صندلي توئه
. دخترها باز اذيتش کردن
، بهش فکر نکن . بيا يکم غذا بخور
واسه تو و "اِنجِي" هم همينطو بوده ؟
فکر کنم
! خيلي ممنون
! شما زنا هميشه مردا رو اينطوري به دام ميندازيد
! هميشه هم نقشهتون ميگيره
! واسه برادرت که گرفت
! اِنجِي" از اون سادهلوحاشه"
خب ؟
! "اينم از "مسافر اتوبوس
چي ؟ من با ماشين خودم اومدم
! بخوريد ! اينا همهش به حسابِ برادر زنمه
چرا نميخوري ؟
. دخترها باز اذيتش کردن
! بيا با اين اسباببازي جديدت بازي کن
. بذار به حال خودش باشه
واقعن خودتي ؟
هنوز در تايپه زندگي ميکني ؟
. من... من الان آمريکا زندگي ميکنم
پسرته ؟
. بانمکه
اين شمارمه ؛
. باهام تماس بگير
چرا اونروز سرِ قرار حاضر نشدي ؟
...هي صبر کردمُ صبر کردم
خودتم ميدوني . هيچوقت بيخيال نشدم
! "شِـري"
چند سال ميگذره ؟
! فکر کنم 30 سالي ميشه
! نه اونقدرام نيست
! از وقتِ فارغالتحصيليمون که اينقدر نميگذره
نميدونستم شما دوتا ! هنوزم باهم در ارتباطيد
. نه، الان خيلي اتفاقي همو ديديم
! خوشحالم ميبينم شما دوتا هنوز باهم دوستيد
...کارت ويزيتَم
شوهرم در چين تجارت ميکنه . واسه همين منم مدتي اينجا خواهم بود
باهام در تماس باشيد، باشه ؟ - . باشه حتمن -
. شرمنده، من کارتهام تموم شدن ...هي فراموش ميکنم بگيرم
. ببخشيد من ديگه بايد برم
! فراموش نکني، باهام تماس بگيري - ! خاطرت جمع -
! بهراستي که امروز روزِ خوشيُمنيه
، عشقِ اولِ خودم رو يادم نيست
! ولي مال تو رو يادمه
!من اصلن واسه چي اومدم طبقه پايين ؟
چايي بريزم ؟
. نه ممنون
چيزي شده ؟ - نه -
! بابا، سيگارت ترکوندش
ميبيني وقتي اون آشغالا رو ميکِشي چي ميشه ؟
...من نبودم که
پس کي بود ؟
خب بگذريم
! ساکت! ســـاکت
بزرگترها هم اومدند ؛
، خيلهخب ! حالا هردو بايد بنوشند
! هر کدوم يکي
!اين ديگه چه مرگيه ؟
. "Depth Charge" بهش ميگن
! اينو اگه بخوريد شکمتون اين هوا ميشه
...آبجو
! بهاضافهي آبميوه
! فوفل لِهشده
! تخممرغ و نمک
! بنوشيد
! به افتخارشون
بارون مياد ؟
ميتوني لوازم داخل صندوقعقب رو بياري ؟
اگه نميتوني به بابا بگو . بعد از اينکه پارک کرد بياردشون داخل
. پلاستيک بزرگه رو فراموش نکني
! "خانم "جيان چرا اينقدر دير کرديد ؟
! زود بريد بيمارستان ! مادرتون رو بردند اونجا
مادرم ؟
! صبر کن
. اِنجِي"، من اول ميرم داخل ببينمش"
، منتظر "آدي" باش . الانه که برسه
. به "تينگتينگ" بگو "يانگيانگ" رو بخوابونه
. گفتم قبلن . تو برو پيش مادرت
دکتر چي ميگه ؟
...به سرِش ضربه خورده . بايد عملِش کنند
...ديدم روي زمين، کنار سطل آشغال، افــتاده
...نميدونم خودش افتاده يا ماشين بهش زده
اصلن چرا اومده بود پايين ؟
!تا اينجا مست رانندگي کردي ؟
! پليسها هم مست رانندگي ميکنند بابا
. "نگران نباش، "اِنجِي
. خواهرم زنگ زد و گفت که چي شده
، مادر حالش خوب ميشه ! ناسلامتي امروز خوشيُمنترين روزِ ساله
. خيلي زود سرپا ميشه - ...به اين سادگيا هم که ميگي نيست -
شايد به من اعتماد نداري ؛
! الان اوضاع فرق کرده
، اون وقتا بدشانس بودم واسه همين مجبور شدم از تو و خواهرم پول قرض بگيرم
! ولي الان شانس بهم رو کرده ! خيلي زود پولت رو برميگردونم
. عجلهاي نيست - ! بهم اعتماد کن -
امشب شريکم "پيگي" رو ديدي ؛
، فردا قراره پولم رو بده ! منم روز بعدش پول تو رو ميدم
. تينگتينگ" بعدظهر آشغالا رو برد بيرون"
پس مادر جاي سطلهاي آشغال چکار ميکرده ؟
معلوم هم نيست که خودش افتاده . يا ماشيني بهش زده
. برادرم ميگه حالِ مادر زود خوب ميشه
. آخه ديروز خوشيُمنترين روز سال بوده
. حتي جشن ازدواجش رو تا اون روز بهتأخير انداخت
بنابراين اتفاق بديُمني نميتونه بيوفته ؛
. وگرنه مادر حتمن تا الان مُرده بود
. از اون زاويه هم ميشه بهش نگاه کرد
زاويههاي ديگهاش چيه ؟
! مسائل رو پيچيده نکن
مينمين"، اين چطوره ؟"
مگه نگفتم بايد بره شهرداري ؟
نظر استادت چيه ؟
. بهنظرم بهتره از خودش بپرسي
! من 2هفته رو با تو در معبد گذروندم
. ولي چيزي از آموزههاش رو نفهميدم
فکر نکنم استاد منو . به عنوان مُريدش قبول کنه
. شايد 2هفته کافي نباشه
ميبيني که چقدر سرم شلوغه ؛
No comments yet. Be the first to leave one.