فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

[AnimWorld] Haite Kudasai, Takamine-san E08 [A'SvinaDONE] @Megatools v2bot @megatools ch
ناشر @Megatools_v2bot

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2025-05-22
تعداد دانلود: 134
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 197 خط.

دبیرستان توشین

وقتی رفتم کلاس کنکور برای ثبت‌نام درسا‏.‏‏.‏‏.‏

باید کاری کنم‏،‏ وگرنه هیچی عوض نمی‌شه‏!‏

وقتی به اون پل رسیدم‏،‏ ردش می‌کنم‏!‏

آخ‏.‏

ببخشید‏!‏

حواسم پرت بود‏!‏

اوه‏،‏ نه‏،‏ منم داشتم به گوشیم نگاه می‌کردم‏.‏

صبر کن‏،‏ تو کوشی‏-‏چان نیستی؟

ها؟

با یه دختری آشنا شدم‏.‏‏.‏‏.‏

دقیق‌تر بگم‏،‏ دوباره باهاش آشنا شدم‏.‏

تو شیروتا کوشی‏-‏کونی‏،‏ درسته؟

آره‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

می‌دونستم‏!‏

چقدر وقت گذشته‏!‏

منم‏،‏ الی‏!‏

صبر کن‏،‏ الی‏-‏چان؟‏!‏

شما دو تا حسابی صمیمی به نظر می‌رسید

شما دو تا حسابی صمیمی به نظر می‌رسید‏.‏

دبیرستان توشین

ببخشید منتظر شدی‏.‏

دبیرستان توشین

تونستی برای کلاسا ثبت‌نام کنی؟

آره‏.‏

غافلگیرکننده بود تو همچین جایی باهات روبه‌رو شم‏.‏

آخرین بار دبستان بود‏،‏ پس فکر کنم پنج سال پیش؟

شاید؟

ولی تو اصلاً عوض نشدی‏.‏ یه‌راست شناختمت‏.‏

اوه‏،‏ ولی قدت بلندتر شده‏.‏

قدیما من ازت بلندتر بودم‏.‏

.اسمش الی اورگرینه

تو دبستان هم‌سن بودیم‏،‏

و تا وقتی رفتیم راهنمایی‌های متفاوت‏،‏

خیلی با هم بازی می‌کردیم‏.‏

ولی تو حسابی عوض شدی‏.‏

فکر کنم بزرگ شدی‏،‏ یا همچین چیزی‏.‏

لباساتم خیلی شیکه‏.‏

واقعاً فکر می‌کنی؟‏!‏

خب‏،‏ فکر کنم یه کم مدل آماتورم‏.‏

مثل مجله‌های مد؟ این فوق‌العاده‌ست‏!‏

خب‏،‏ فقط یه چیزای کوچیک این‌ور اون‌وره‏.‏

با این حال فوق‌العاده‌ست‏!‏

هی‏،‏ کوشی‏-‏چان‏،‏ بعد از این برنامه‌ای داری؟

فقط برم خونه‏.‏ چرا؟

خب‏.‏‏.‏‏.‏

وای‏!‏

این کلی خاطره زنده کرد‏!‏

عوض نشده‏،‏ نه؟

اگه می‌خواستی گپ بزنیم‏،‏ چرا یه جای باحال‌تر انتخاب نکردی؟

داری چی می‌گی؟‏!‏

یه جای پر از خاطره قطعاً کمک می‌کنه حرفامون گل بندازه‏!‏

چرا این‌جوری حرف می‌زنی؟‏!‏

مدت زیادیه نیومدم این پارک‏.‏

اگه از این پله‌ها بری بالا‏.‏‏.‏‏.‏

ببین‏،‏ کوشی‏-‏چان‏!‏

الان این خیلی کوتاه به نظر میاد‏!‏

انگار روحش هنوز همونه‏.‏

نکنه فقط وایستی‏،‏ بیا ببین‏!‏

اوه‏،‏ باشه‏.‏

اوه آره‏،‏ اونم خیلی باحال بود‏،‏ نه؟

چی؟

می‌دونی‏،‏ با اون فواره آب اون‌جا‏.‏

آه آره‏،‏ جنگ بالونای آب‏.‏

اونا باحال بودن‏،‏ نه؟

مخصوصاً چون فقط تابستونا می‌تونستیم این کارو کنیم‏.‏

چرا الان نکنیم؟

با یه قانون اضافه که بازنده باید

بره از سوپری بستنی بخره‏.‏

تو این سن یه کم خجالت‌آوره‏.‏‏.‏‏.‏

هوم‏،‏ ولی ما بالون آب نداریم‏.‏

باشه‏،‏ یه دقیقه صبر کن‏!‏

الی‏،‏ صبر کن‏!‏

گرفتمشون‏!‏

از سوپری‏!‏

پس چرا همونجا بستنی نخریدی؟‏!‏

چون اون‌وقت حالشو از دست می‌دادیم‏.‏

بستنی بعد از یه جنگ حسابی دو برابر مزه می‌ده‏.‏

روحش واقعاً همون‌جور که بود‏،‏ مونده‏.‏

باشه‏،‏ ولی کوتاه نمیام‏!‏

آره‏،‏ بهتره نیای‏!‏

قوانین اینه‏:‏ کسی که اول بالونو به یکی دیگه بزنه‏،‏ می‌بره‏.‏

اگه بالون به زمین بخوره و آبش بهت بپاشه‏،‏ حساب نمی‌شه‏.‏

گرفتی؟

آره‏،‏ اوکیه‏.‏

هر کس سه تا بالون داره‏.‏

گرفتم‏.‏

خب‏،‏ من می‌رم بالونای خودمو درست کنم‏.‏

این نگاه تهدیدآمیز چیه‏.‏‏.‏‏.‏

اوه‏،‏ خودت می‌بینی‏!‏

الی‏-‏چان؟‏!‏

دیگه برای اعتراض دیر شده‏،‏ کوشی‏-‏چان‏.‏

دقیقاً‏.‏

ما هیچی درباره اندازه بالونا نگفتیم‏!‏

پس می‌تونم گنده‌ترین بالونو درست کنم بدون اینکه قانونو بشکنم‏!‏

این جنگ دیگه تمومه‏!‏

آره‏،‏ ولی اگه زیادی آب بریزی‏.‏‏.‏‏.‏

دیدی‏!‏

ل‏-‏لعنتی‏.‏‏.‏‏.‏

فکر کنم کامل گند زدم‏.‏‏.‏‏.‏

بذار ببینم حوله دارم‏.‏

نه‏،‏ اشکال نداره‏.‏

سوتین نپوشیدم‏،‏ واسه همین زودی خشک می‌شه‏.‏

آه‏،‏ باشه‏.‏

چی؟

منظورم اینه‏،‏ این تاپ شونه‌هامو نشون می‌ده‏،‏

برای همین معمولاً سوتین بدون‌بند می‌پوشم‏.‏

ولی چون تو رختشویی بود‏،‏ بدون اون اومدم‏.‏

این موضوع خنده‌دار نیست‏!‏

تو فعلاً اون‌جا استراحت کن‏!‏

من می‌رم حوله بخرم‏!‏

ولی هنوز تموم نشده‏!‏

امروز دیگه بسه‏!‏

بستنیم می‌گیرم وقتی اون‌جام‏.‏

مهمون من‏،‏ چون تو بالونای آبو گرفتی‏،‏ اوکی؟

اوه‏،‏ باشه‏.‏

پس من یه بستنی هوم‌ران می‌خوام‏.‏

منم یا الی‏-‏چان دیگه زیادی بی‌خیاله؟

حالا منم که دستپاچه شدم‏.‏

اگه رئیس اون‌جا بود‏.‏‏.‏‏.‏

دیدم چطور آب دهنت راه افتاده بود برای سینه‌هاش که از زیر پارچه نازک معلوم بود‏.‏

چندش‌آور‏.‏

اگه حتی نمی‌تونی یه صورت بی‌تفاوت بذاری‏،‏

از فردا باید با ماسک اسکی رو سرت زندگی کنی‏.‏

احتمالاً اینو می‌گفت‏.‏

ولی چرا بهش فکر کردم؟

ببخشید منتظر شدی‏.‏

این حوله و بستنی‏.‏

مرسی‏!‏

ولی ببین‏،‏

تقریباً خشک شده‏.‏

تابستونه دیگه‏!‏

اِم‏،‏ الی‏-‏سان‏.‏‏.‏‏.‏

فکر نکنم باید جلوی بقیه این کارو بکنی‏.‏‏.‏‏.‏

مشکلی نیست‏!‏

من جلوی آدمای دیگه این کارو نمی‌کنم‏.‏

ولی من و تو دوستی‌مون فراتر از جنسیته‏،‏ نه؟

از قدیم‏.‏

ولی حالا دبیرستانی هستیم‏.‏

راستی‏،‏ کدوم مدرسه رو هدف گرفتی؟

می‌گم‏،‏ انگار داری برنامه‌ریزی می‌کنی اگه این‌قدر زود می‌ری کلاس کنکور‏.‏

برای همین فکر کردم شاید داری به یه دانشگاه خفن فکر می‌کنی‏.‏

راستش‏،‏ حتی مطمئن نیستم بخوام برم دانشگاه‏.‏

ها؟ پس چرا؟

چند روز پیش‏،‏

یکی یه جورایی پیشنهاد داد باهم بریم یه دانشگاه‏.‏

ولی اون آدم خیلی باهوشه‏.‏

بهش گفتم با توانایی‌های درسی و مالی من‏،‏ این هدف خیلی بالاست‏،‏

و احتمالاً نمی‌تونم برم دانشگاه‏.‏

ولی بعد‏.‏‏.‏‏.‏

ناامیدش کردی؟

بیشتر از ناامیدی‏،‏

انگار یه جورایی غمگین شد‏.‏

فکر کردم فقط داره شوخی می‌کنه‏،‏

ولی بعد فکر کردم شاید یه کم به من امید داشت‏.‏‏.‏‏.‏

اینکه حتی نفهمیدم‏،‏

و اینکه نمی‌تونم آرزوشو برآورده کنم یه جورایی حالمو بد کرد‏.‏

اصلاً هیچ برنامه‌ای ندارم‏،‏

ولی نمی‌تونستم فقط بشینم‏.‏‏.‏‏.‏

فکر کنم اینجوریه‏.‏‏.‏‏.‏

پس این آدم‏.‏‏.‏‏.‏ دوست‌دخترته؟

نه‏،‏ نه‏،‏ نه نه نه‏!‏ ا‏-‏اصلاً حرفشم نزن‏!‏

چرا ان‌قدر شدید تکذیب می‌کنی؟

خب‏،‏ اگه دوست‌دخترت نیست‏،‏

فکر کنم عاشقشی‏.‏

ها؟

می‌گم‏،‏ کاملاً معلومه‏!‏

اگه عاشقش نبودی ان‌قدر خودتو اذیت نمی‌کردی‏.‏

وای‏،‏ حتی کوشی‏-‏چان ما داره بزرگ می‌شه‏!‏

من بهش احترام می‌ذارم‏.‏‏.‏‏.‏ ولی عشق‏.‏‏.‏‏.‏

ای شیطون‏.‏

به هر حال‏،‏ احتمالاً اونم چون عاشقته دعوتت کرده باهاش بیای‏.‏

نه‏!‏ به هیچ وجه‏!‏

اون فقط منو یه تیکه مبل مفید می‌بینه‏!‏

مبل؟

این دیگه چیه؟

خب‏،‏ به هر حال‏.‏

اینکه بتونی از عذاب کشیدن به یهو عمل کردن برسی کار ساده‌ای نیست‏.‏

می‌بینم اون تیکه از تو از اون موقع‌ها عوض نشده‏.‏

فکر کنم باحاله‏.‏

اذیتم نکن‏.‏

ولی جدی می‌گم‏.‏

آه‏،‏ سرده‏!‏

اوه‏،‏ ببخشید‏.‏

اشکال نداره‏.‏ حوله کجا بود‏.‏‏.‏‏.‏

اوه‏،‏ آره‏،‏ ببخشید‏.‏ نباید این کارو با پسرا کرد‏.‏

فکر کنم دخترا هم این کارو با هم نمی‌کنن؟‏!‏

قبول دارم گردن خط قرمزه‏.‏

ولی فکر کنم با انگشت یا چیزی اشکال نداره‏،‏ نه؟

اصلاً نه‏!‏

لیسیدن بدن بقیه کلاً ممنوعه‏!‏

اگه رئیس همین الان اینو دیده بود‏.‏‏.‏‏.‏

کثیف‏.‏ حال‌به‌هم‌زن‏.‏ نجس‏.‏

می‌بینم با هر دختری تحریک می‌شی‏.‏

انگار هوس‌بازی بی‌حدت نه زمان می‌شناسه نه مکان‏،‏ اروتا‏-‏کون‏.‏

اینو می‌گفت‏.‏

چرا باز به رئیس فکر کردم؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left