نخستین 40 خط.
پسر زرنگ آره دقیقا
هی مامان اونا در مورد خرخر به من می گن
تو باید با من باشی من همه دلایل رو باید در جیبم بزارم
عزیزم من می تونم تو رو دعا کنم وقتی تو هنوز داری عطسه می کنی
من عامل نجات تو هستم وقتی حتی به من نیاز نداری
من می تونم، تو رؤیا می بینی وقتی هنوز درحال خوابی؟
مامان من می تونم به تو کمک کنم که مثل آخر هفته بری استراحت کنی
تو گفتی که می خوای اون رو برای انریکه ی جدید انجام بدی
من این رو داخل می ذارم و آهنگ رو پخش مجدد می زارم
و سپس اون ازش کپی گرفت
وقتی تو به اون نیاز داری
دختر من سعی می کنم پنهانش کنم
اما من نمی تونم ازش فرار کنم اُه عزیزم
لطفا من رو ببخش
وقتی من تو رو به یاد می یارم افکارم خیلی سکسی است اُه عزیزم
عزیزم من ناراحت نمی شم
من می دونم که تو با زیرکی با هیچکس عشقبازی نمی کنی اُه اُه
و چشمهای تو دروغ نمی گه
من می دونم که تو می خوای امشب با من بیای
و من تو رو مستقیم می بینم
اما تو اول باید
اون رو به سمت عقب روش هل بده هل بده ( دختر )
من رو متقاعد کن که اون رو می خوای
اون رو به سمت عقب روش هل بده هل بده ( دختر )
بدون که من نمی تونم به هوسرانی ادامه بدم
اون رو به سمت عقب روش هل بده هل بده ( دختر )
ادامه بده اون رو روش قرار بده ( متوقف نشو )
تا صبح متوقف نشو ( دختر )
فقط به هل دادن به سمت عقب روش ادامه بده
منو می خوای؟ ( تو اونرو می دونی )
به من نیاز داری؟ ( تو اونرو می دونی )
ارضام می کنی؟ ( تو اونرو می دونی )
اذیتم می کنی؟ ( تو اونرو می دونی )
عزیزم من،
من تا حدی مرد هستم که واقعا هیجان زده نمی شم ( اُه عزیزم )
وقتی تو داری،
وقتی تو پارتی خصوصی داری من امیدوارم که دعوت بشم ( اُه عزیزم )
عزیزم من ناراحت نمی شم
من می دونم که تو با زیرکی با هیچکس عشقبازی نمی کنی بِایست ( مرد تو چی باید با من انجام بده، به من بگو )
و چشمهای تو دروغ نمی گه
No comments yet. Be the first to leave one.