نخستین 200 خط.
همیشه همه از دور چشمشون روی من قفله
همیشه همه از دور چشمشون روی من قفله
همیشه همه از دور چشمشون روی من قفله
آره، اینجوریاست
آره، اینجوریاست
آره، اینجوریاست
چیکار کنم خب؟! تقدیر این بوده که ستاره باشم
چیکار کنم خب؟! تقدیر این بوده که ستاره باشم
چیکار کنم خب؟! تقدیر این بوده که ستاره باشم
من یه ستاره ام
من یه ستاره ام
من یه ستاره ام
میخوان باهام باشن و یا خودِ من باشن
میخوان باهام باشن و یا خودِ من باشن
میخوان باهام باشن و یا خودِ من باشن
میتونم به همه چیز برسم
میتونم به همه چیز برسم
میتونم به همه چیز برسم
ولی اونی که میخوام کسیه که اهمیتی نمیده
ولی اونی که میخوام کسیه که اهمیتی نمیده
ولی اونی که میخوام کسیه که اهمیتی نمیده
عادلانه نیست
عادلانه نیست
عادلانه نیست
ولی فقط تویی که عبور میکنی
ولی فقط تویی که عبور میکنی
ولی فقط تویی که عبور میکنی
اوه، کاش میشد بتونم ذهنت رو بخونم
اوه، کاش میشد بتونم ذهنت رو بخونم
اوه، کاش میشد بتونم ذهنت رو بخونم
الان تمام خواسته ـم تویی
الان تمام خواسته ـم تویی
الان تمام خواسته ـم تویی
ولی فقط تویی که عبور میکنی
ولی فقط تویی که عبور میکنی
ولی فقط تویی که عبور میکنی
الان تمام خواسته ـم تویی
الان تمام خواسته ـم تویی
الان تمام خواسته ـم تویی
اوه، کاش میشد بتونم ذهنت رو بخونم
اوه، کاش میشد بتونم ذهنت رو بخونم
اوه، کاش میشد بتونم ذهنت رو بخونم
چرا منو نمیبوسی؟ به همین سادگیه
چرا منو نمیبوسی؟ به همین سادگیه
چرا منو نمیبوسی؟ به همین سادگیه
حس میکنم اصلاً منو نمیبینی
حس میکنم اصلاً منو نمیبینی
حس میکنم اصلاً منو نمیبینی
چرا دوسم نداری؟ من میدونم ارزشش رو دارم
چرا دوسم نداری؟ من میدونم ارزشش رو دارم
چرا دوسم نداری؟ من میدونم ارزشش رو دارم
ولی الان بهم حس حقیر بودن میدی
ولی الان بهم حس حقیر بودن میدی
ولی الان بهم حس حقیر بودن میدی
هیچ وقت راحت نبودم
هیچ وقت راحت نبودم
تو پوستم راحت نبودم
تو پوستم راحت نبودم
از زمانی که یه بچه کوچولو بودم
از زمانی که یه بچه کوچولو بودم
اون زمان خودم رو نمیشناختم
اون زمان خودم رو نمیشناختم
و حالا اینو میدونم که
و حالا اینو میدونم که
دلم هیچ عیبی نداره
دلم هیچ عیبی نداره
افکار هیچ عیبی ندارن
افکار هیچ عیبی ندارن
راه رفتنم هیچ عیبی نداره
راه رفتنم هیچ عیبی نداره
شنیدم دیگران حرف میزدن
شنیدم دیگران حرف میزدن
من همینجوری عالی ام
من همینجوری عالی ام
و تمام پولم رو شرط میبندم
و تمام پولم رو شرط میبندم
هیچکس مثل خودم نمیتونه منو دوست داشته باشه، عزیزم
هیچکس مثل خودم نمیتونه منو دوست داشته باشه، عزیزم
حالا چنین حسی دارم
حالا چنین حسی دارم
من خودمم و کسِ دیگه ای نیستم
من خودمم و کسِ دیگه ای نیستم
و دنیا رو پر از عشق میکنیم
و دنیا رو پر از عشق میکنیم
عاشق خودت باش
عاشق خودت باش
عاشق، عاشق خودت باش
عاشق، عاشق خودت باش
تمام حرف من همینه
تمام حرف من همینه
عاشق خودت باش
عاشق خودت باش
عاشق، عاشق خودت باش
عاشق، عاشق خودت باش
تمام حرف من همینه
تمام حرف من همینه
.مثل یه معجزه بود
،بله. در تاریخ مریخ هم حک شده "معجزهی دقیقهی هفتم"
.این روایت افسانهی دو دختری ست که آغازگر آن حرکت بودند
بالاخره، کارول و تیوزدی تونستن راه خودشون رو .برای رسیدن به مرحله نیمه نهایی درخشان ترینِ مریخ هموار کنن
ولی انگار این مسیر کوتاه به سمت به رخ کشیدنِ خودشون ...به مسیری بلند تبدیل شده
.بله دیگه
حالا مسیر کوتاهه یا بلند؟
.نمیدونم
!15ثانیه دیگه شروع میکنیم
!یالا بدو بریم
.صندلیت رو با من عوض کن
ها؟
!5ثانیه دیگه شروع میکنیم
این کوه رو نمیشه تنها با شانس و فرصت فتح کرد
،اونا به سمت قله ای از افتخار روانه هستن .جایی که تنها افرادی با استعدادی واقعی قدرت حضور دارن
!بالاخره به نیمه نهاییِ درخشان ترینِ مریخ رسیدیم
!مثل همیشه با پخش زنده در خدمت شماییم
.اول داوران رو معرفی میکنم
،گاهی فرشتگانی رئوفی میشن که رویای دیگران رو تشویق میکنن
.و گاهی ابلیسانی بدجنس میشن
...دوباره میبینیمشون
!کاترین
امیدوارم ستارگانی که تا اینجا اومدن بهمون نشون بدن .که چه چیزهای دیگه ای برای ارائه دادن دارن
!بنیتو
!همه تون با استعدادید! عجب مسابقه سختی میشه
و داورِ مهمان این ماهمون کسیه که 5 سال اخیر .به عنوان بهترین دی.جی انتخاب شده
الان محبوب ترین موزیسینِ مریخ محسوب میشه ...و اون کسی نیست جز
.آتش
!دی.جی آرتیگان
!آرتیگان
!هوی، خبر نداده بودی
!منم تازه خبردار شدم
آرتیگان، نظرتون درباره مسابقه چیه؟
به عنوان کسی که بدست آوردن رضایتش به این سادگیا نیست .مشتاق دیدنِ گروهی ام که منو به وجد بیاره
!آرتیگان
خیلی خب، بریم 4 گروهی که تونستن با پس زدنِ .دویست هزار نفر به اینجا برسن رو معرفی کنیم
...دو نفری که تو مسابقه اول مقابل هم قرار میگیرن
!جی.جی.کی
!و آنجلا
...و مسابقه دوم
!پیوتور
!و کارول و تیوزدی
!عجب مسابقه ای بشه
چیکار کنیم؟
.باورم نمیشه که داورمون اینه
.هنوز شروع نکرده کارمون تموم شد
نه، برخلاف باوری که داری اون نمیذاره قضاوت شخصیش .روی قضاوت حرفه ایش اثر بذاره
.البته خدا کنه اینطور باشه
پس رو هوا حرف میزنی
سیبل؟
اینجا چیکار میکنی؟
مگه مقابل آنجلا شکست نـ ـــ
.امروز واسه تشویق تیوزدی اینجام
...خدا رو شکر
.هفته پیش اوضاع بینمون یکم ناجور تموم شد
.و دیگه پیامی هم بهم ندادی
...ببین، خوشحالم که ما رو تشویق میکنی ولی
،میدونم. کم کم نوبتتونه
.و من مزاحمم
...نه
...تیوزدی
.تو تنها امید و نقطه اتکای من بودی
.گفتم ممکنه منو بفهمی
...پس
.خداحافظ
.آخه کار دیگه ای ازم برنمیاد
سیبل؟
!سیبل
!من تو پشت صحنه درخشان ترینِ مریخ پخش زنده دارم
.و چون میگن همه جا فیلمبرداری ممنوعه دارم واستون مخفیانه استریم میکنم
!خجالت داره
و حالا شروع مسابقه اول !اول نوبت به شخصی اسرارآمیز و معنویه
!جی.جی.کی
آرتیگان، این اولین باره که جی.جی.کی رو میبینی، نه؟
ظاهراً به کهکشان متصله و بخاطر اونه که .به خوندن وادار میشه
سوالی ازش داری؟
.نه، ترجیح میدم نپرسم
.آنچنان تمایلی ندارم
خب پس، کاترین، تو چطور؟
...خب
کنجکاوم بدونم که چه چیزی تو رو به این استایل فعلی رسونده؟
!موضوعِ حساسیه؟
.من تو روستای کوچیکی تو دل صحرا متولد شدم
...میگما
چیزیش نمیشه؟
ها؟
.آخه اون یکم غیرقابل پیش بینیه
نگرانشی؟
.هوم
!میرم ببینم حالش چطوره
!تیوزدی
.ولی اونجا جای آدمای متفاوتی مثل من نبود
.و روحم اونجا از بین رفت
.تمام شبها رو با خیره موندن به ستارگان میگذروندم
.ولی همون موقع بود که متوجه شدم
اگه تعلقگاه نداشته باشم، چرا خودم واسه خودم نسازم؟
!چرا باید عمر خودمو اینجا حروم کنم؟
.اینطور بود که به آلبا سیتی اومدم
.همون تعلقگاهی که همیشه دنبالش بودم
.و بعد... دوباره بلند شدم
!از خاکستر اوج گرفتم
اونجا بود که یهو چشم سومم باز شد و .واقعیت فرای همهچیزو دیدم
.همون موقع یه صدایی شنیدم
«!بخون»
No comments yet. Be the first to leave one.