نخستین 200 خط.
نماینده کمپانی توهی در جشنواره هنر سال 1966 کشور ژاپن
.::نامزد رسمی ژاپن برای بخش "بهترین فیلم خارجی" سی و نهمین دوره جوایز اسکار در سال 1967. ::.
«ترجمه و تطبیق متن زیرنویس با اثر » .:: ::.
Lake Of Tears
دریاچه اشک ها
تهیه کننده : هیروشی اوکاوا
بر اساس داستانی از : تسوتومو میزوکامی
کارگردان : توموتاکا تازاکا
بازیگران
یوشیکو ساکوما
کاتسو ناکامورا گانجیرو ناکامورا
Lake Biwa!
دریاچه بیوا
اوّلین بارته ؟
بعد از رد شدن از این رشته کوه ها
انتظار دیدن همچین دریاچه بزرگی رو نداشتم
جایی که ما داریم می ریم ؛ یعنی نیشی یاما
درست پائین ِ کوهستان شیزوگاتاکه قرار گرفته
اونجا روستائیه که بهترین نوع « تارهای شامیسن » رو تولید می کنند
اوه ، بیا اینم از کوه شیزوگاتاکه
روز به خیر
رسیدن به خیر
آقای موموسه ؟ من برگشتم
کایو ؟
کی برگشتی ؟
همین الان. یه کارگر هم با خودم آوُردم
بیا جلوتر و با استاد آشنا شو
اسم من ساکوئه اهل کوریگارا هستم حال تون چطوره آقا ؟
منم کیدایو موموسه هستم
قراره برای من کار کنی ؟
بله آقا
عالی شد
هی سوزو ! یه کارگر از واکاسا اومده
انتظار نداشتم توی این فصل بتونی کسی رو پیدا کنی
فکر می کردم ناچار بشم تا تابستون که فصل شلوغیه کاره صبر کنم
مایه ی خوشحالیه
این هم از دوستان جدیدت
اون ماسوکوئه اهل ایچیزن
تروکو اهل هیکیتا
اینم کانه کیچی یه
قدیمی ترین کارگر من
ایشونم همسرم سوزوکوئه
که خودش کارگر ماهریه
خیلی چیزا ازش یاد می گیری
به اینجا خوش اومدی
حتماً به خاطر رد شدن از مسیرهای شیب دار خسته و کوفته شدی ؟
بله ، خانوم
از همگی خواهش می کنم که لطفاً باهاش خوب تا کنین
من باید برم خونه آقای ایواتا
بعداً نامه بفرست خبرتو به مادرت بده
خداحافظ
ممنون
خانوم کایو
خانوم کایو
ازتون ممنونم
از اونجائیکه منم همین نزدیکی ها زندگی می کنم می تونیم بعضی وقت ها همدیگه رو ببینیم
اینجا اتاق توئه
البته ماسوکو و تروکو هم همینجا می مونن
چیزی شده ؟
خانوم ! قول می دم حسابی کار کنم لطفاً به من آموزش بدین
معلومه که آموزشت می دم
منو جای مادر خودت بدون
ممنونم
می بینمت
ساکو سوگائو اهل کوریگارا از استان واکاسا امروز استخدام شد
سرچشمه این آب که می بینی کوه شیزوگاتاکه ست
وجود آب برای فرآیند ریسیدن و بافتن و رنگ رَزی حیاتیه
به خاطر وجود همین آبه که ابریشم روستای ما
به خاطر لطافتش معروفه
می دونی چند تا کرم ابریشم اینجاست ؟
می تونی حدس بزنی ؟
من که می گم 40 هزار تا می شن
به نظرت زیبا نیستن ؟
هر دفعه ، تارهای 150 شامیسن اینجا بافته ( آماده ) می شن
بریم ناهار بخوریم
ساکو ، بیا
امروز نمی ری شین بِی رو ببینی ؟
چرا بعد از ناهار
راستی باید یه سر هم به مزرعه شاه توت بزنم
ساکو
همراه من بیا
چشم ارباب
اوّل بیا ناهار بخور
اوه چه صندل های قشنگی
رویه ش هم که قرمزه
مادرم اینو برای من درست کرده
سیم های شامیسن و کوتویی که ما می سازیم
[ Koto : نوعی ساز زهی سنتّی ژاپن با 13 تا 17 سیم مشابه نمونه چینی آن به نام ژنگ یا یاتگای مغولی ]
دست بافتن مثل اون سیم ِ تارهای ناگاهاما و کینوموتو نیستن
نود درصد از سیم ِ تارهای ژاپن همین جا تولید می شن
تو این مسیر باید از کوهستان رد بشیم
این ناحیه یه میدون ِ جنگ خیلی قدیمیه
در سال 1600 لُرد هیدیوشی تو همین ناحیه در جنگ پیروز شد
الان دیگه رسیدیم بالای کوه شیزوگاتاکه
به نظرت دریاچه بیوا و دریاچه یوگو قشنگ نیستن ؟
اونوریه دریاچه بیواست
این هم دریاچه یوگو
سطح آب دریاچه یوگو پنجاه متر بالاتر از دریاچه بیواست
برای همین پژوهشگرها می گن که این دو تا دریاچه هیچ ارتباطی با هم ندارند
ولی من فکر می کنم ...
در اعماق آب ، اونا با هم در ارتباطند
ژرفای دریاچه لوگو بی انتهاست
یه بار یکی از ریسنده های ابریشم یه سنگ کوچیکو بست به انتهای ِ
نخ یه پیله ی ابریشم و انداختش تو آب
با اینکه تمام نخ پیله ازش جدا شد
ولی باز هم به ته دریاچه نرسید
نخ دور یه پیله ابریشم در حدود 800 متره
شاید این دو تا دریاچه توی اون اعماق با هم دیگه در رابطه باشن !؟
پس چرا همسطح نیستن ها ؟
اون صخره ی بزرگو اونجا می بینی ؟
بهش میگن : صخره ی گریان
بر طبق افسانه ها ، بچه ها ، اونجا در انتظار مادراشون گریه سر می دادند
اشک کودکان نمادی از اشک همه ی انسان هاست
هرچند که فقط یه حکایته ، ولی ...
تمام اشک های حاصل لذت ها و غم های انسان در اون دریاچه ست
مادران و بچه هاشون
چه از روی خوشحالی و سرور و چه از روی غم و ناراحتی گریه سَر می دن و این دریاچه هم لبریز از اون اشک هاست
زندگی آدمی زاد سرشار از طنزه و ترحُّمی که لازمه ی اشک هاست
جریان آب حاصل از این اشک ها به سمت دهکده ما سرازیر می شه تا بتونیم تارهای ابریشمی زیبا تولید کنیم
...علّت اینکه سیم های تولید ما طنین صدای خوبی دارن
احساسات انسانی ، داخل اون سیم - تارها ، نفس می کشن
این توصیف من از ویژگی های طبیعی دریاچه یوگو بود
دیگه رسیدیم
اینجا مزرعه شاه توت منه
بعضی وقتا باید بیای برگ توت بچینی
اشک مادرم ...
اشک پدرم ...
وقتی از خونه می رفتم اشک ریختم
تو ساکویی ؟
بله
صاحب کارت دنبالت می گرده
این ساکوئه . اهل واکاسائه
همین دیروز اومده
دختر خوبیه
دوست داشتنیه
ایشون یه کارگر پسر به من داد
باهاش خوب رفتار کن
اسمش اوکیچیه و اهل سونه گامی در واکاسائه
الان سه ساله که پیش من کار می کنه
از امروز به بعد ، ارباب جدیدش آقای کیدایوئه
روستای شما از اوباما دورتره ؟
نه. درست نرسیده به اونجاست
مادرت توی تسونه گامی زندگی می کنه ؟
مادرم مُرده
پدرت چی ؟
پدرمم مُرده
کی از دنیا رفته ن ؟
مادرم وقتی هفت ساله بودم فوت کرد پدرم هم وقتی 12 ساله بودم
کی بزرگت کرد ؟
عَموم
بعد از اینکه مدرسه رو تموم کردم فرستادم اینجا
کار ما رو بلدی ؟
تا ببینیم
ممنون
خیلی کم حرفه
گمونم زبونشو قورت داده
آدمای اهل واکاسا حوصله سر بَرَن
ساکو
بله ؟
تو متولد کوریگاهارایی درسته ؟
این پسره کجا دنیا اومده ؟
سونه گامی
چه جوری می نویسنش ؟
تسونه . ت . س . و . ن . ه گامی ، گ . آ . م . ی
درست تو منتهی الیه شبه جزیره ست
دور افتاده ترین دهکده در واکاسا
وقتت آزاده ؟
بله خانوم
از انبار دو تا جعبه برام بیار
دو تا جعبه ؟
همین الان خانوم
اوکیچی
چی شده ؟
اگه مواظب نباشی دستات می سوزه
ولی اگر هم ، شُل بگیری نخ ها از هم وا می رن
کی به تو یاد داده ؟
شین بِی ؟
آره. اون استاد این کاره
اون می توه با ریسه نخ ها هر کاری بکنه
تو روستای ما یه جور آئین رسمی
برای دور کردن حشرات هست ....
اهالی دهکده با مَشعَل اونا رو فراری می دن
وقت ِجشن های تابستونی
مردم دور اون مَشعل بزرگ لب ساحل جمع می شن
مشعل بزرگ ؟
به بلندی یه خونه ست
انگار یه درخت بزرگ در حال سوختن باشه
حتماً خیلی قشنگه
دریا و مزارع یهو نارنجی می شن
مراقب باش که برگ هات خیس نشن
برای امروز دیگه کافیه
کانه کیچی
تو فردا برو شهر
اوکیچی
تو جاشو بگیر
یه وردست هم انتخاب کن
میگم ساکو بیاد کمک
ساکو بی تجربه ست
بهش یاد می دم
ساکو ؟ اونور خوبه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.