Unnamed Memory

Unnamed Memory

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Unnamed Memory (2025) Ep19 by Liana [@animkingdomsub]
ناشر animkingdom
Liana: مترجم | animkingdomsub: تلگرام و اینستاگرام | هر گونه سواستفاده از زیرنویس انیم کینگدام شامل کپی، دستکاری، حذف تگ کپی رایت و نام مترجم و تیم ترجمه، هاردساب کردن و انتشارش توسط شما در سایر سایتها بدون کسب اجازه حرام است و رضایت ما را ندارد. با تشکر

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-02-19
تعداد دانلود: 60
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 148 خط.

این چیه؟

میلا؟

انگار جادو دیگه روی صدام تاثیر نداره‏.‏‏.‏‏.‏

مدتی میشه همدیگرو ندیدیم

میبینم که به سلامتی ملکه شدی

والت؟

تو دیگه کی هستی؟

غم سرشار از شادی

اصلاً انتظار نداشتم انرژی های شیمیلا رو جذب کنی

تو شیمیلا رو به وجود آوردی؟

معلومه

ولی این تصمیم خود سزار بود که سربازاشو فدا کنه

بهتره بشینی

قطعاً خسته ای

اوه‏،‏ میخوای لباساتو عوض کنی؟

با این وضع که نمیتونم کاری کنم

شرمنده

کلاً خاندان سلطنتی فارسس کارش خرابکاریه

پدربزرگم اینو از خزانه ی فارسس برای اینکه

بتونه ازش استفاده کنه و تو رو به این دوره بیاره قرض کرده

ها؟

انگاری حواست اومده سر جاش پس بزار روشنت کنم

ببین‏،‏ من‏.‏‏.‏‏.‏

ما دنبال ا‌ِلِتِریا هستیم

گوی های جادویی قرمز و آبی

ازت میخوایم که اونا رو بیاری اینجا

تو چطوری‏.‏‏.‏‏.‏

درباره ی اونا میدونی؟

اصلاً از کجا میدونی چطوری میشه ازشون استفاده کرد؟

اطلاعات کاملی درمورد این قضیه دارم

حتی بیشتر از تو

خب حالا به فرض اونا رو گیر آوردی بعدش چی رو میخوای تغییر بدی؟

فعلاً نمیتونم چیزی بهت بگم

اگه قبول کنی که کمکمون کنی‏.‏‏.‏‏.‏

تیناشا‏!‏

اسکار‏!‏

همه جا رو بگردین‏!‏

چشم‏!‏

دو دقیقه نمیتونم چشم ازت بردارم

ببخشید

این چیه؟

این یه جواهر مهر و مومه که متعلق به کشورته

معتقدم دقیقاً عین آکاشیا عمل میکنه

این همون وسیله هست که ۴۰۰ سال پیش از خزانه ی ما دزیده شده بود؟

از کجا فهمیدی من اینجام؟

من سرتاسر سزار رو با استفاده از سپر دفاعی که بعنوان راهنما برام گذاشتی زیر و رو کردم

جدی؟

با وجود اینکه جنگ رو تازه تموم کرده بودی؟

خب دیگه‏،‏ تو کلید نجات منی

خیلی ازت ممنونم

میگم،‏ سیلویا رو به راهه؟

چیز جدی نبود

چند روز دیگه سر حال میشه

بهتره دیگه برگردیم

نمیخوام اونایی که منتظر ما هستن رو نگران کنم

پس اونا واقعاً دنبال گوی هستن‏.‏‏.‏‏.‏

ولی حالا چرا هر دوتاشونو میخوان؟

نمیدونم

شاید راه دیگه ای برای استفاده ازشون هست

ما خودمون بررسیش میکنیم ولی تو هم خیلی مراقب باش

هدف اونا تویی

باشه

راستی‏،‏ تو ما رو از اون خدای شیطانی نجات دادی

ممنون

اعلاحضرت‏!‏ الان میتونم مزاحم بشم؟

قطعاً نه

خب؟ پس چی میخوای؟

یه خانمی تقاضای ملاقات با شما اعلاحضرت رو دارن

کی هست؟

خب‏.‏‏.‏‏.‏

دقیقاً نمیدونم

نگهبانام کجان؟

لاوینیا جادوگر سکوت

میبینم که طلسمم به شکل ماهرانه ای باطل شده

ملکه ی جادوگر قاتل مسئول این کاره؟

صدات‏.‏‏.‏‏.‏

تو همون جادوگر سکوتی‏!‏

خیلی وقته ندیدمت

بزرگ شدی

بسه دیگه انقدر چرت و پرت نگو

بگو چرا اینجایی؟

فقط با طلسم میخواستم تو رو از سر راهم بردارم

مسخره س

حالا که دیگه باطل شده چاره ای برام نذاشتی

لازار‏!‏ برو سراغش‏!‏

میلا‏!‏ کار‏!‏

چه محافظای خوبی دور و برت جمع کردی

کار عروس نازت

همینجا تموم میشه‏!‏

نکشش‏،‏ اسکار‏!‏

اون‏.‏‏.‏‏.‏

مادربزرگته

تسلیم رویای کودکی بشو

اعلاحضرت‏،‏ این بیرون چیکار میکنین

فقط اومدم یکم هوایی تازه کنم‏،‏ لازار

و لطفاً اینقدر بهم نگو اعلاحضرت

حس عجیبی داره

خب شما اعلاحضرتین دیگه

اِتارد‏،‏ الان موقع تمرین امروزمونه

دیگه چیزی نیست که بخوام بهتون آموزش بدم

شکسته نفسی نکن

لطفاً یار مبارزه ی من بمون

امر‏،‏ امرِ شماست

یه شاگرد پر انرژی و فعال دارم که سال دیگه میاد به قصر

اسمش آلس هست‏،‏ و از شما ۴سال بزرگتره

اون واقعاً در مبارزه مهارت چشمگیری داره

چقدر جالب

اسکار‏،‏ آکاشیا رو بیرون بکش

صبر کن

آکاشیا رو از غلافش بیرون بکش‏،‏ اسکار

ولی‏.‏‏.‏‏.‏

مشکلی نیست‏،‏ به خودت ایمان داشته باش

تیناشا

تو هم اومدی؟

ممکن نیست

هیچکسی نباید طلسم منو دستکاری کنه

نمیتونم دستکاریش کنم ولی میتونم ازش به نفع خودم استفاده کنم

رویای خودم رو دوست داشتم

طلسمم فقط باید رویای بچگی رو نشون بده

اتفاقاً اینم یه رویای کودکیه دیگه

زیاد فکرتو مشغول نکن

اگه میخوابیدی‏،‏ بیشتر خوشحال میشدی

مسخره س که فقط منم که خوشحاله

اون بچه باید بمیره‌‏.‏‏.‏‏.‏

برای ایجاد تعادل در سرنوشتی که دچار تغییر شده

‏"‏اون بچه باید بمیره‏"‏

بخاطر همین بود که منو طلسم کردی؟

شک نکن

کسی که باید محکومش کنی مادرته

اسکار‏!‏

خداروشکر

نه

من هیچوقت مادرمو محکوم نمیکنم

اون جونشو فدای من کرد

پس یادت میاد؟

به لطف اون رویا

مادر‏.‏‏.‏‏.‏

رزالیا مادر اسکار

اسکار‏،‏ چیشده؟

که اینطور

مادرم به گذشته رفت تا جون من رو نجات بده

تو مادربزرگمی؟

یه شباهتایی میبینم

حافظمو پاک کردی‏،‏ نه؟

تو کسی بودی که باید میمرد

روح شیطانی به تو حمله کرد

ولی رزالیا نتونست این واقعیت رو قبول کنه

اون برای اینکه گذشته رو تغییر بده از گوی جادویی استفاده کرد و مرتکب جرم بزرگی شد

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left