نخستین 200 خط.
خب تصور کن این محله
. دوباره جلال و شکوهش برگرده بهش
. این بلوک رو اینجا تصور کن
ماسک ها فقط تبدیل به یه خاطره بد شدن. جمعیتو تصور کن
رستوران ها ، بارهای قدرتمند
. من دارم موشارم تصور میکنم
. تصور کن حرف منو قطع نمیکنی
. و اون پول نقد که تو جیبامونه
کوین، چیه ؟ - چون من متصدیه بارم ؟ -
نه، چون تو صاحب اون . ساختمونی، روز، لعنت
من اجازه عبور دارم، باشه ؟
دو تا پسر تاجر خیلی باهوش هستن، که . بهم بدهکارن
اونا گفتن به محض این که . منطقه امن بشه
. میتونیم این چیزو تغییر بدیم - . نمیدونم، رفیق -
فکر میکنم تا وقتی این محله رشد کنه
. ما مردیم و خاکمون کردن
. بیخیال، داداش. به فکر وست لوپ باش
یعنی، ما میتونستیم تو پول غلت بزنیم
. اگه درباره ی وست لوپ فکر میکردیم
فقط میدونم که اینجا قبلا محل دوستانه ای بوده
و احساس میکنم میتونیم . برشگردونیم
من احساس میکنم اون ابجویی که
. بهم قولشو داده بودی چی شد اینجا چه خبره ؟
. احساس میکنم یکم گیج شدم . من ابجومو میخوام، مرد
. بیخیال داداش، من هواتو دارم
. واحد ها در تمام سطح شهر
ما چندین تماس از . شلیک گلوله داشتیم
خیابان 34ام و ویلسون. تماس گیرنده ادعا کرده
که شلیک ها از داخل یه مغازه ابزار فروشی . انجام میشه
. 5021دیوید. جوخه ، آدرس رو تکرار کنید
. خیابان 34ام و ویلسون . ضلع جنوب شرقی
، 5021دیوید. جوخه . ما 5 بلوک فاصله داریم
چی؟ اونجا رو میشناسی ؟ - . نه، صاحبشو میشناسم -
دریافت شد. توی مسیر . ادرسو میدیم بهتون
خانم، میشه از این راه برگردین، لطفا ؟
اماده ای ؟
! اقای روی
پلیس شیکاگو. کسی اینجاست ؟
...آقای روی
. مرکز، یه امبولانس بفرست . یه نفر اسیب دیده
. مرد 60 ساله. با زخم گلوله
. چیزی نیست. چیزی نیست. من دارمت
. هی
. نمیتونم ولش کنم. برو. برو
، هیچ جا نمیرم . اقای روی، من دارمت
. دارمت. فقط طاقت بیار او جی
خیلی خب؟ وگرنه ماما کلیر . جفتمونو میکشه
. زود باش آقای روی
. زود باش. منو نگاه کن. منو نگاه کن
. به من نگاه کن
روز، تو خوبی ؟ - . اره -
. 5021ایدا، شلیک گلوله به پلیس
متخلف در حال فرار از . در پشتیه
. ژاکت مشکی، جین آبی - . دریافت شد -
. نیرو پشتیبانی تو راهه
! وایستا! پلیس
! پلیس! وایستا
مترجم: SARVIN بروز ترین سریال های جهان Instagram: @serialbox_
میشناسیش
. میدونی، انگلوود اولین ضربه من بود
من و اقای روی از اونجا . موفق شدیم بپریم
. اون واقعا ادم خوبی بود، گروهبان
اون به خانواده ش، جامعه ش . اهمیت میداد
. باشه
خیلی خب، به چی فکر میکنیم ؟
سرقت مسلحانه ؟ - ، دفتر فروشش پاک بود -
. اما کیف پولش هنوز باهاش بود
پزشکی قانونی گفت که کوفتگی های تازه و
. کبودی هایی روی صورت روی وجود داره
اون کتک خورده و از . فاصله نزدیک بهش شلیک شده
. اره - . این شخصی بوده -
خیلی خب، درباره ی این مهاجم چی میدونیم ؟
. خوب نتونستم بهش نگاه بندازم
5'10". 170.
ماسک زده بود. روزاک میگه . خیلی سریع بوده
دوربین نظارتی ؟
هیچ دوربین امنیتی . داخل نبوده، گروهبان
بهش چندین سال پیش گفتم از اونا . بذاره تو مغازه
اون از پیامایی که واسش . میفرستاد خوشش نمیومد
خب، بیاین عدالتی که لایقشه رو . بهش بدیم
، باشه، دوربین های پلیس رو چک کنید . با شاهد ها حرف بزنید
. حسابی تو خیابون رو بگردین - ! نه! نه! نه -
! نه! نه - . خیلی خب، بریم -
. همسر اقای روی . من باهاش حرف میزنم
. اره، باشه
....کو! کوین،روی من - . خانم کلیر -
گروهبان ؟
درباره ی قتل شنیدم. هیچ سرنخی داری ؟
. یه چند تایی رو دنبال میکنیم . هنوز چیزی برای گزارش نداریم
. یه جورایی خیلی ازش دوریم
تصور میکنم این یه بازرسیه . تصادفی نیست
. نه نیست
میخوام درباره ی . اندره کوپر حرف بزنم
میدونی، مرد جوانی که همکارش ... به ضرب گلوله کشته شد
. اره، میدونم کیه
. بچه ها دارن دوره ی سختی رو میگذرونن
پلیس های سیاه پوست ازش دوری میکنن که . کار بیشتری انجام نده
پلیسای سفید پوست انداختنش بیرون
. بخاطر این که هوای همکارشو نداشته
کوپر دانشجوی ممتاز دوره ی خودش در . اکادمی بوده
نمیخوام کارش قبل از این که شروع بشه . تموم بشه
. اره، میفهمم
فقط نمیفهمم ازم . میخوای اینجا چیکار کنم
. بیارش تو اطلاعات
بهش به عنوان یه لطف . شخصی فکر کن، هنک
. تیم من توسط خودم دست چین شده
تو گمون کردی میتونم همینجوری . بیارمش تو اطلاعات
درسته ؟ - . اره -
. اما اشتباه کردی
خب، اون الان تو . ماشین من نشسته
حداقل کاری که میتونی بکنی اینه که . خودتو بهش معرفی کنی
ببین، من نمیدونم معاون ازت خواسته چیکار کنی
اما گروه اطلاعات کاملا . خاصه
. یعنی، فقط 6 یا 7 تا پلیس توی این واحدن
فقط جایگاه های کاریه . زیادی اینجا نیست
میتونم صریح بگم، قربان ؟
. این ایده ی من نبوده
اون بهم گفت بپرم تو ماشین و . بریم یه دوری بزنیم
پس اگه اون شما رو در وضعیت سختی قرار داده
. من معذرت میخوام
به همون اندازه که برای من افتخاره
، که توی تیم اطلاعات کار کنم
. هیچ لطف خاصی هم نمیخوام
چی میخوای ؟
. این که تو بازی باشم
. وسطش
اگه میخوای تغییری ایجاد کنی، یکم کار خوب بکن
، باید تو خیابونا باشی
، تو جامعه ، با مردم حرف بزنی
. حرف زدن باهات خوب بود، اندره
، اگه ارزششو داره، گروهبان
من اون پیتزا فروشیه اون طرف خیابون رو چک کردم
. باشه - یه یارو رو پشت دخل دیدم -
. وقتی دید گشت داره میاد
مغازه شو سریع از . باز به بسته تبدیل کرد
چه شکلی بود ؟
. سیاه پوست. 40ساله
. 6.5فوت. بدن تقریبا لاغر
شلوار جین آبی ، چکمه های ، انگشتی استیل قهوه ای
. یک ژاکت قدیمی بلو جردن
قدیمی ؟
. آستین چرم قرمز - . دیگه از اونا درست نمیکنن -
. مرسی که اطلاع دادی
. بله، قربان
شاهد ؟ - . نه -
مرد گنده درباره ی . محدودیت پارگینک غر میزنه
گوش کن، ازت میخوام کوینو برداری
اون پیتزا فروشیه اون . طرف خیابونو چک کنی
فکر میکنم صاحبش . ممکنه چیزی بدونه
. خیلی خب
. متاسفم، ما بستیم
. واسه خرید نیومدم، باب
اومدم درباره ی قتلی که اون . طرف خیابون اتفاق افتاده حرف بزنم
It's a damn shame about Roy.
. چه دنیایی
یارو رو گرفتین ؟ - . نه قربان، هنوز نه -
. دقیقا بخاطر همینه که اینجاییم
قبل و بعد از تیراندازی چیز مشکوکی ندیدی ؟
. نه، من اون پشت بودم
متوجه یه علامت مافیا روی در شدم
اون برات مشکلی ایجاد کردن ؟ بهت حمله کردن ؟
. اونا مشتری های خوبین - واقعا ؟ -
، چون سه ماه پیش تو به پلیس یه گزارش دادی که
گفتی که دو تا از بچه های مافیایی به کارمندت بد اخلاقی کردن
. و پنجره هارو شکستن
اون فقط...فقط . یه سوتفاهم بود
باب، اقای روی برای من یه دوست خوب بود
، پس اگه چیزی میدونی باید الان بهم بگی
چون من تا وقتی که قاتلشو . پیدا نکنم نمیخوابم
. نمیتونم کمکت کنم. متاسفم
. من قهرمان نیستم، برادر
من یه زن و دو تا . بچه کوچیک دارم
. اگه چیزی به ذهنت رسید، بهم زنگ بزن
خبرچین من بهم گفته بود که کوئینسی برت
. اون محله رو میچرخونه . اون سابقه درخشانی داره
. توطئه ، حمله، سرقت مسلحانه ، ارعاب
کی پرچمشو بالا نگه میداره ؟ - . هیچکس -
اون یه گرگ تنهاست. تا جایی که فهمیدم
اون بچه هایی که به جایی وابسته نیستن رو جمع میکنه تا مواد معامله کنن
و برای حفاظت از پول جیب صاحبان . بیزینس های خوب رو خالی میکنه
خیلی خب. کسی حرف زده ؟ - . تا حالا هیچکس -
اما کاملا واضحه که اون یارو پیتزاییه بهش حمله شده
. یا چیزی دیده
. فقط نمیخواد درگیری قضیه بشه
خب، ما همچنین میدونیم که روی هم . مورد حمله قرار گرفته
، ازمایشگاه تلفنشو بررسی کرده
و اون داشته یک ماه گذشته پیام های تهدید امیزی
. دریافت میکرده از یه تلفن اعتباری
. اینا مال همین اواخره
، دو هفته پیش . " وقت داره میگذره، پیرمرد "
." هفته ی پیش، " وقت پرداخته
، و دیروز . " اسلحم هنوز باز نشده "
تمام پیام ها از یه جایی نزدیک
. مغازه ابزار فروشی میاد
، و بعد از قتل روی . اون تلفن خاموش شده
بنظر میاد روی نمیخواسته . این بازی رو بکنه
پس کوئنسی تصمیم گرفته . از اون یه مثال برای همه بسازه
. یه پیام بفرسته
خیلی خب، پس دیگه چی داریم ؟
، موقع جست و جومون یه شاهد بهمون گفت
No comments yet. Be the first to leave one.