نخستین 200 خط.
سانگ هی
آقای اوه جو هیونگ، شما به جرم قتل همسرتون خانم پارک مین جی بازداشتین
چند لحظه باهاشون صحبت کنیم میام - عجله نکن -
چطوری تونستی زنتو بکشی؟
چهره خونی علمه واسه خودش
از همکاریتون متشکرم
وقتی گفت میخواد طلاق بگیره، باورش کردم
ولی آخرش اینطوری شد
بیاین به ایستگاه پلیس و شهادت نامه رو پر کنین
فقط لازمه بهمون بگین که چی دیدین
بعدا
الان
الان یکم سختمه
وسایلم رو بر میدارم و میرم
باشه
سلام سه بوم، کجایی الان؟
داخل گیر افتادم
خودتو اذیت نکنی که بیای داخل
اگه مامانم بهت زنگ زد، بگو حالم خوبه
چی داری میگی؟ کجا گیر افتادی؟
...از آپارتمان
من محافظت میکنم
...سه بوم، دقیق توضیح بده. چی میگی
ای بابا
...می خواستم وقتی مطمئن شدم بهت بگم
فکر کردم دیگه تنها موندم
سه بوم، باید اون یارو رو بگیرم
اشکالی نداره. هیچ کس نمیتونه بره بیرون
کیه؟
سلام، کیک برنج سفارش دادی؟
بیا. نوش جونت. دوباره هم سفارش بده
شما هم پلیسین؟
چطوری فهمیدی؟
آها، اینو دیدی
من آدم عجیبی نیستم
دوست همسایه اتونم
آها، دوتا شغل دارین؟
پس چرا تنفگتون رو آوردین؟
تا آدم بدا رو دستگیر کنم و از اینجا ببرمشون
مردم باید این تفنگ رو ببینن که متوجه بشن من پلیسم
میتونم از نزدیک ببینمش؟
نه نمیشه، خطرناکه
راستش منم تا حالا ازش استفاده نکردم
فقط همراهم دارمش
خفنه، مگه نه؟
من اومدم
مُردی؟
شوهرت برگشته خونه ولی حتی یه نگاهم بهم نمی اندازی؟
بیا این همبرگرت
چی؟ آیگو
فقط به خاطر اینکه غذا آوردم واست، از جات بلند شدی؟
آیگو - ممنونم -
گفتی همبرگره که
اینم مثل اون نونه دیگه. مشکل چیه؟
نمی خوای نخور
عزبزم، نگفتم نمی خورم که
دوباره پوستت صدمه دیده؟
نه
ای داد
پیر شدی دیگه، یه کرمی چیزی به دستات بزن
نه، به اون خاطر نیس
دیروز افتادم و یکم مچ دستم پیچ خورد
پس چیزی نیس
عزیزم، وقتی یه نفر میگه آسیب دیده
نمی خوای بدونی اصن چی شده؟
خیلی خب. اتفاقی برات افتاده؟
...آره. دیروز توی طبقه ی ششم
مامان! من جلسه داشتم! چرا بیدارم نکردی؟
هی. برنامه ی تو رو ما از کجا بدونیم آخه؟
مگه با هم تلپاتی داریم؟
دونگ هیون، ساندویچ میخوری؟
خودتون دوتا بخورین و مدت طولانی با هم زندگی کنین
...هی، این
پسره بی ادب
...خداوندا
خدایا
من بیشتر از ۱۰۰۰ تا سابسکراب دارم
اینجوری پیش بره خیلی سود میکنم
دارم میگم فقط هزینه ی اولیه رو پوشش بدین خوبه
به من اعتماد نداری؟
خیلی خب بابا. زودی میام
کی اینجوری پارک کرده؟ آقا
چه خبره؟
لعنتی. چه خبره اینجا؟
چرا کرکره ها پایینن؟
چرا حرکت نمی کنین؟
چه خبره؟ سرم خیلی شلوغه
برنامه ام به فنا رفت
!اه، ای بابا
اتاقای کوچک هم خیلی بزرگن
آره
!چه هوای خوبیه
اینجا نمی تونین سیگار بکشین
هی، سیگار الکتریکیه
خوبه؟ ها؟
راضی شدی؟
ای بابا
...خدایا، پسره ی
عزیزم
نمیشه یه نفر دیگه رو استخدام کنیم؟
پسره عجیبه
تحمل کن، باشه؟
پسر باارزشیه. حتی حداقل دستمزد رو هم نمی گیره
اسمشم عجیبه
آندریو؟
جدی؟ فکر کرده آندریو از "هویت مخفی من" ئه؟
ای بابا. از دست تو
از صبح همش دارن آژیر میکشن
نکنه آتش سوزی شده؟
اگه آتش سوزی شده بود تا الان خبرشو می شنیدیم
از روی تجربه دارم میگم
اگه بویی نباشه، نمی فهمی آتش گرفته
خونه اتون آتش سوزی شده بود؟
آره
همش از بیرون صدای آژیر می شنیدم
توی جاده اصلی هم یه عالمه ماشین آتش نشانی ایستاده بودن
می خواستم بدونم کجا آتش گرفته
واسه همین پنجره رو باز کردم و بیرون رو نگاه کردم
یه پسره از آپارتمان رو به رویی هی فریاد میزد سرم
چی می گفت؟ - "خانم! خانم، بیا بیرون" -
"!آپارتمانتون آتش گرفته"
بالاترین واحد آپارتمانمون آتش گرفته بود
از بیرون ممکنه راحت دیده بشه
ولی وقتی داخل باشی، متوجه نمیشی
امکان نداره
بله، وکیل کوک هه سونگ هستم
سلام
من ساکن واحد ۶۰۱ ام
فوری نیاز به مشاوره دارم
آها، بله. سلام علیکم
حتما در مورد مشکل همسرتون نگرانین
من الان خونه ام. شما خونه تشریف دارین؟
بیام خونه اتون؟
نه. من الان بیرونم
آها، که اینطور
پس بفرمایین. مشکل چیه؟
پلیسا بدون حکم منو دستگیر کردن
...دستگیر کردن
بدون حکم، غیر قانونیه، درسته؟
جرمی که بهش متهمتون کردن چیه؟
قتل
الان بعد از اینکه دستگیرتون کردم، فرار کردین؟ درسته؟
!کمکم کنین! به من کمک کنین
من توی ساختمون ۱۰۱ زندگی میکنم
!من دکترم
!خواهش میکنم - !بنده پلیسم -
بفرمایین به راهتون ادامه بدین - خانم -
نه، آجوما
بهرحال، این آقا شوهر شماست، نه؟
به سازمان حقوق بشر گزارش میدم شماها رو
چرا وایستادی؟
یجوری که مشخص نباشه، بزنش
بیاین بریم
باشه - کفشاتونم بپوشین -
همه جا رو بستن
بستن؟ - خدایا -
باورم نمیشه - این چیه دیگه؟ -
واقعیه؟ - باورم نمیشه -
چیکار کنیم؟
مزخرفه
ازت ناامید شدم والا
هی، من تنها برادرتم
نمی تونی ۱۵۰۰۰۰ دلار بهم قرض بدی؟
من پول ندارم
چرا پول نداشته باشی آخه؟
می دونی که این آپارتمان چقدر می ارزه
هی
شانس بهت رو کرده
بیرون ساخت و سازی چیزی میکنن؟
یا میخوای با هم زندگی کنیم؟
خیلی خوب میشه اگه بچه عام توی همچین خونه ای درس بخونن
هی، اتاق هم زیاد داری. بچه هام میتونن نفری یه اتاق داشته باشن
راستش تو هم اینطوری زندگی میکنی، احساس تنهایی میکنی دیگه
شنیدی که چطور مردم توی تنهایی میمیرن؟
آره
واسه همین اشتراک روزنامه دارم
!تا وقتی مُردم، بقیه بفهمن
ببین بیا صادق باش با من، تو با پول سپرده بابا لیتجا زندگی میکنی
به لطف اون تونستی این واحد رو برنده بشی
!تو هم سهم ارثت رو گرفتی دیگه
!هم پول نقد و هم زمین گرفتی
من ده سال پیش گرفتم
در مورد تورم نمیدونی؟ - ساکت باش -
ساکنان ساختمان ۱۰۱، سلام عرض میکنم
نماینده ی ساکنان، واحد ۱۲۰۲ هستم
مطمئنم به خاطر یر و صدای اطراف آپارتمان گیج شدین
آپارتمان ما از بیرون کاملا بسته شده
چی؟ - ...مقامات در مورد -
بیماری جنون حرفی برای گفتن به ما دارن
ساعت ۵ بعد از ظهر، توی زیر زمین باشگاه، جلسه ساکنان خواهیم داشت
...مقامات وجود
بیماری جنون رو تایید کردند
به همراه سه خانه ی سالمندان، دو پناهگاه بی خانمان ها
یک مجتمع آپارتمانی در سه یانگ نیز به دلیل شیوع بیماری جنون
در قرنطینه قرار گرفته است
وقتی اومدی داخل هم همینطوری بود؟ - ...تاکنون تعداد -
آره - ...مراکز قرنطینه شده -
به شش رسیده است - فکر کردم ساخت و ساز میکنن -
...برای جلوگیری از شیوع بیشتر بیماری
اتخاذ این تصمیم، اجتناب ناپذیر بود
No comments yet. Be the first to leave one.