نخستین 171 خط.
ساحره ها
1. یه بوسه عاشقانه که توسط یه شاهزاده انجام میشه
2. دل رحم شدن ساحره ای که شمارو طلسم کرده
سرگرمی ساحره
قانون افتتاحیه
ساحره ها
از همون زمان های قدیم یک گروه از اونا همیشه در اوج و قلهی جادو بوده
هفده نفر اصلی که به ساحره های اوریجین معروفن
دودمان قدرتمندی ازشون مونده که تمام قدرت های جادویی مهارت ها و علم اونارو به ارث بردن
این افراد ساحره های زمان حال هستند
ساحره ها بعضی وقتا به مردم کمک میکنن بعضی وقتا هم اونارو طلسم میکنن
حالا چطوری یه نفر میتونه یه طلسمو باطل کنه؟
یکی از راه ها، بوسه عشق حقیقی از طرف یه شاهزادست
راه بعدی اینه که خود ساحره دلش به رحم بیاد و طلسمو بشکنه
و...
لعنت بهت اشف
بهتره اون زنیکه واقعا اینجا باشه
معلومه که اینجاست، هرچند...
اگه همونی باشه که دنبالشی یا یکی دیگه باشه
دیگه داستانش فرق میکنه گیدو
ساحره و شهر شعله های فروزان سرخ
یه ساحره؟
درسته
اگه دنبال یه ساحره میگردین باید از اونی که اونجاست بپرسین
احیانا شما یه جادوگرین؟
ظاهرا دارن دنبال یه ساحره میگردن
پس واسه همین اومدین به این شهر؟
اون کجاست؟
بگو کدوم قبرستونیه!
گیدو
شرمنده
وقتی بحث جادوگرا میشه نمیتونه اشتیاقشو بروز نده
همونطوری که میبینی با یکیشون کار داره
واقعا؟خب اون ساحره چه شکلیه؟
نمیدونیم
ولی خب خوش شانسیم که به یکی برخوردیم که ساحره هارو میشناسه
من که اسمشو شانس نمیزارم
من تنها کسی نیستم که ماجو ساما(ساحره بانو) رو میشناسه
همه میشناسنش
حتی نیازی نیست از کسی بپرسید
منظورت چیه؟
شلیک کنید!
خب...انگار یه دیوه
حتی اگه از جادوی تغییر شکل دهنده یا قدرت نفوذ استفاده کرده باشه؛ بازم جادوگر قدرتمندیه
هه! همین الانم خودشونو لو دادن
یه ساحرست!
نه نیست
کلا اشتباه برداشت کردین
اون کسی نیست که شما دنبالش میگردین
شماها...
میشه اینو واسه من نگه دارید؟
چشم ماجو ساما
دستگیرش کنید!
ماجو ایون ترکوندش!
خب اینجارو باش واسه خودش یه پا سلبریتیه
خب اون قهرمان شهرمونه
قهرمان؟ یه ساحره؟
خب قضاوت درستیه دیگه
از گفتنشم انگار حسابی خوشحالی
خب شاگردا از موفقیت استاداشون خوشحال میشن مگه نه؟
اینطوریاست؟
من زودتر میرم تا شمارو معرفی کنم
خب پس ماجو ساما این زنیکه بود؟
حداقل واسه پیدا کردنش وقتمونو تلف نکردیم
گیدو؛ هدفمونو یادت نره
کار خود سرانه ای نکن...
شت
ایون سان، بازم مثل همیشه ازتون ممنونیم
شما فرشته نگهبان این شهرید
دیگه زیادی دارین ازم تعریف میکنین
سنسه!
خریدات تموم شد ماری؟
شرمنده کلا محو این اتفاقا شده بودم
بعدا همه چیزو میگیرم
تازه، امشب شب بزرگه
یادتون نمیاد ساحره ها قبلا چه کارایی کردن؟
مثل یه قهرمان باهاش برخورد میکنید؟ بالاخونه رو اجاره دادین؟
اینو فرو کن تو گوشت یه روزی دخلتو میارم!
خفه شو! زود باشین ببرینش
پیدات کردم زنیکه کثافت!
ها؟ تویی که
لعنت بهت هرزه مریض
میدونم قبلا هم صورتمو دیدی
میشناسیش؟
مطمئن نیستم
خفه شو دروغگو!
دیگه کافیه!
با آدم اشتباهی در افتادی
نمیدونم چیشده به این هرزه اعتماد دارین
ولی ساحره ها فقط بدبختی و فلاکتو با خودشون دارن
اگه این کارا ادامه پیدا کنه فاتحه همتون خوندست!
زنیکهی...
چی؟
برین کنار!
ای بابا همیشه همین بساطه
بسپارش به من و هیچی نگو
دهنتو ببند اشف! اینقدر رئیس بازی در نیار
واقعا شرمنده
نقشه ای که داشتین این بود؟
سوءتفاهم نشه
قصد بدی نداریم ولی...
از اونجایی که تو یه ساحره ای دلمون میخواد یه گپی باهات بزنیم
گمشو بابا
تو اونی هستی که بهش حمله کرده
زودباشین اونارو دستگیر کنید!
خیلی مشکوک میزنن!
باید زودتر بریم گیدو
چی؟ تف تو روت
اون جادوگر دقیقا رو به رومونه
ماجو ساما مارو ببخش، یه وقت دیگه بهت سر میزنیم
از آشنایی با تو هم خوشحال شدم خانم کوچولو
من که نفهمیدم چه خبر بود
حدود چهارصد سال پیش،یه ساحره شرور این شهرو طلسم کرد
و تبدیلش کرد به یه مکان فنا رفته با آتیش های جهنم
اما در نهایت اون ساحره شکست خورد و طلسمو مهر و موم کردن
مهر و موم؟
خب این تاریخچه این شهره
میگن اون طلسمو تو این قصر مهر و موم کردن
اینجا محل سکونت فعلی جادوگرم هست
اینجا که اینطور نوشته
چطوری یه ساحره میتونه اینجا زندگی کنه؟
این یعنی تو چهارصد سال گذشته شهرت بهتری برای خودش دست و پا کرده
چرنده
درسته از نظر تو همهی ساحره ها بدنام و شرورن
ولی خب اینجا چدتا سوال پیش میاد
عه شما دونفر هم دعوت شدین؟
نه دقیقا با ماجو ساما یه کاری داشتیم
مزاحم چیز خاصی شدیم؟
خب امشب یه مهمونی سالانه داریم
خب اون وقت دقیقا سالگرد چیه؟
ممنون از همگی که تشریف آوردین بفرمایید تو!
شما دوتا اینجا چیکار میکنین؟
برگردیم سر کارمون بزار برم
گفتم ساکت بمون و بسپارش به من
شرمنده نمیشه!
نمیزارم آدمای بدی مثل شما به سنسه نزدیک بشن
ها؟ همهی جادوگرا یه پا آشغالن
واسه چی این همه طرفشو میگیری؟
دقیقا واسه همینه که نمیزارم بری پیشش
قبلا توی این شهر به خاطر ساحره شرور خیلی جادوگرا رو اذیت میکردن
اما سنسه به این اوضاع خاتمه داد و کمک کرد همه چیز درست بشه
اون از شهر دربرابر ویرانی و شرارتای جادویی محافظت کرد
و خیلی ها رو نجات داد
که شامل منم میشه
اون همه سال سختی کشیدن بالاخره نتیجه داد و سنسه به تبعیض بر علیه جادوگرا پایان داد
واسه همینه نمیزارم کسی که از ساحره ها بدش میاد به سنسه نزدیک بشه!
چه تاثیر گزار منقلب شدم
ولی نمیتونم هرچیزی که میگی رو باور کنم
منظورت چیه؟
داستان اون آتیشای مهر و موم شده
میگن یه طلسم بوده ولی...
با عقل جور در نمیاد
طلسم یه ساحره چیزی نیست که بشه مهر و مومش کرد
اگه واقعا مهر و موم شده
نمیشه انکارش کرد که یه چیزی به جز طلسمه
و این چندتا سوال به وجود میاره
چطوری اینارو باور کنم؟
اصراری ندارم
ولی دنیای ما پر از حقیقتای پنهانیه
پس از اونجایی که به ما اعتماد نداری
نباید به اونم اعتماد داشته باشی
هرگل رز قشنگی ،کلی خار داره
و ساحره ها همیشه دوتا چیز با خودشون دارن کلی راز و کلی خطر
بسه! یه جوری حرف میزنید انگار سنسه نیت های پلیدی داره!
چقدر شماها گستاخین همین الان برین
یه چیز دیگه
این جشن سالانتون... دقیقا سالگرد چیه؟
نمیتونم بگم سنسه تنها کسیه که ازش خبر داره
عالیه حالا باید با زور وارد عمل بشیم
متاسفانه گیدو یه چیزی دستگیرم شده که باید ازش سر در بیارم
بیا برگردیم هتل
No comments yet. Be the first to leave one.