My Wife's Having an Affair This Week

My Wife's Having an Affair This Week

이번 주, 아내가 바람을 핍니다

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

My Wifes Having an Affair this Week E03 KOreanDream
ناشر shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2016-11-05
تعداد دانلود: 25
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

به نظر من باید آروم باشی

فکر نمی کنی اول ببینی طرفش کیه

و ماهیت رابطه رو پیدا کنی؟

آروم باش

تان سو رو چیکار کنیم شنبه باید از مهد بگیریمش

تو می تونی اونو بگیری؟

شنبه من کار دارم

باشه مشکلی نیست

مشکلی نیست؟ روز شنبه هتل رزرو کردی

برای چی باید روز بعد از سالگرد ازدواجمون بری هتل؟

چی؟ امشب نمیاین خونه؟

زنم سالگرد ازدواجمونُ فراموش کرده

= قسمت 3 =-

در نهایت روز موعود رسید

حق با توئه به هیچ عنوان نباید زنی رو که بهت خیانت کرده ببخشی

تارک دنیا بعد از اینکه ازدواج کرد نظر بده

.وقتی زن نداری چیزی نگو

.یه بار همچین چیز مهمی نیست پس اگه بگذری من جلوت سجده میکنم

این فقط یه جواب داره بیا رودخانه هان فرصت از دست نده

اولین حمله باید از طرف تو باشه حرکت اول نکنی باختی

بهتره این دروغ باشه

می شه بگی کدوم هتل فقط میام برای تماشا

از راه دیگه ای میتونی مچ شو بگیری؟

اگه طبق احساساتت طرفو با مشت بزنی

شاید برای یک لحظه بهتر بشی ولی در اصل چیزی عوض نشده

زنت در موردت چی فکر کرده که به این راه کشیده شده؟

واقعا آمادگی اینو داری که از زنت جداشی؟

اگه هنوز وقت داری متقاعدش کن که نره

باید به بچه ات فکر کنی و یه راهی پیدا کنی

تا لحظه ای که نرفته بازم مشکلی نیست

...فقط تا اون لحظه

الان دیگه این حرفها چه فایده داره؟

نیاز به شاهد و مدرک ندای بهت اطمینان میدم زنت بهت خیانت کرده

.امکان نداره اعتراف به خیانت کنه حتی اگه توی اتاق هتل مچ شو بگیری

بله در حین عمل بگیرشون تا نتونه انکار کنه

یه استراحت تمیز بکن بعد بیا دیدن من باهم یه نوشیدنی بخوریم

ایول اینهارو واقعا از خودت در نیاوردی؟

بعد از خوندن همچین چیزایی دیگه دلم نمیخواد ازدواج کنم

به هر حال کسی تو رو نمی گیره

از اونجایی که نصف شبه پس امروز روزشه؟

.بیچاره بچه

!بابا - ما اومدیم -

همه مادرا دیشب برای تولد اونجا بودن

وقتی خواستیم بیایم خونه همه شون گفتن یه امشب بیا با بچه ها باشیم

دیگه منم نتونستم مخالفت کنم

این که مثل شام شرکتی نیست

این هم در مورد مدرسه جون سو بوده

مگه مادرا مدرسه میرن؟

ناراحتی؟

ناراحت نشو تا سرد نشده بخور

آه خورش

مهمونی خوش گذشت؟ - بد نبود -

بد نبود؟ واسه چی اینطوری میگی؟

جشن تولد بچه ها همه مثل همه

ای وای ببین ساعت چند شده

جون سو خودت می تونی بخوری؟

بله - من باید سریع برم -

جون سو میخوای بریم بیرون خوش بگذرونیم

دلت نمی خواد بری مهد درسته؟

بابا مگه داری فیلم بازی میکنی؟ - ها؟ -

نه برای چی؟ - من باید برم -

امروز با یی نا تو غذاش شریکم

اوه واقعا؟

کارا خوب پیش نمیره؟

اینقدر از خودت کار نکش

امروز داری به خودت میرسی

امروز توی جلسه یه سری تبلیغاتچی حضور دارن

نباید مثل همیشه به نظر بیام

به نظر میاد خیلی آرایش داری

آرایشم؟ من همیشه همینطوری آرایش میکنم

میخوای بری؟ امروز فقط یه کار نداری

برای چی یه زن متاهل آخر هفته میکشن سر کار

من برنامه امروز گذاشتم برای همین خودمم باید رو به راهش کنم

...آخر هفته است میرفتیم باغ وحش یا پیک نیک

ما باید از این زمان برای خونواده استفاده کنیم

برای چی همچین روزی تو رو می کشن بیرون

فقط برای امروزه -- چی؟

من اینجا رو تمیز می کنم تو به جون سو کمک کن

.امروز ...همسرم با یکی ملاقات مخفی داره

.اما من هنوزم نمی دونم اون مرد کیه

من دارم میرم

.سویون

بله؟

تو واقعا باید بری...درسته؟ - چی؟ -

الان قهوه درست میکنم

قهوه مورد علاقه ات که مال نپال هستش

چرا نمیای بخوری؟

...ما تازگی ها حرف نزدیم

الان کلی وقت دارم

نمی شه وقتت به من بدی؟

منم دوست دارم ولی واقعا دیرم شده

آشغالارم میبرم

...خودم میتونم ببرم

بر میگردم

...سو یون

...تصمیم دارم برم هتل

اما می ترسم و نگرانم از چیزی که قراره اتفاق بیفته

وای ترسوندیم

اینجا حلوا خیر میکنن؟ واسه چی هی میای اینجا؟

...آخه من

!الان وقت غذاست بیا غذا بخور

!فقط یه ساعت ...بعدش میام

کی میخوای بزرگ بشی؟ فقط یه ساعت ها

"توی این یه ساعت فقط نوشتی"من فکر میکنم

من نمی دونم در مورد چیه

یعنی می تونی قبل از مردن من همه رو بنویسی؟

بیا بریم غذا بخوریم

به هر حال این پسره مشکلش چیه؟

زنش قراره امروز با یه مرد دیگه بره هتل

تو مامان دوست داری یا بابارو

...بابا

شما پدر بزرگ دوست داری یا مادر بزرگ؟

...اگه یه وقت مامان و بابا از هم جدا شن

تو با کدوم دوست داری زندگی کنی؟

من فقط میخوام سه تایی با هم زندگی کنیم

بله حق با توئه ...سه تایی باید با هم زندگی کنیم

!بابا - .بله -

اخمهات باز کن - ها؟ -

این روزها خیلی استرس داری؟

نگران منی؟

بفرما - این چیه؟ -

میخواستم اینو بدم به یی نا ولی میدم به شما

واقعا؟ مطمئنی میتونی بدی به من؟

پس یی نا چی؟

میتونم یه چیز یدگه بهش بدم

واقعا؟

باشه بخاطر این ممنون

تو سختی ها باید به هم کمک کنیم

باشه ...الان حالم بهتره

.جون سو

.متشکرم

دیگه اخم نمی کنم

واقعا تحمل اینو ندارم

آخر هفته میخوان فیلم ببینن؟

منم همینو میگم میخواستم ناهار با پدرت بخورم

اما هیون وو ازم خواهش کرد - پس دیگه کاریش نمیشه کرد -

ناهار چی؟

میخوای برات ناهار درست کنم بیارم؟

نه نه...همه با هم توی رستوران غذا میخوریم

پس شام چی؟

!معلومه که شام میام خونه با تو بخورم

منم برات غذای مورد علاقه تو درست میکنم - باشه پس فعلا -

روز خوبی داشته باشی

تموم شد ؟ بذار ببینم

نویسند کوان وقتی مشغول کاری خیلی خوشگلتر می شی

باید یه عکس ازت بگیرم

...اخم نکن ..دارم میگیرم ..یک ، دو - وکیل چوی -

اینطوری خوشگل ترم میشی

الان داری چیکار میکنی؟ - فقط لبخند بزن -

عزیزم ببخشید خیلی کار داشتم متوجه نشدم زنگ زدی

ضبط شروع شد - نه هنوز ولی به زودی شروع میشه -

واااو همه اینجا فوق العاده مشغولن

میخوای به همه سلام کنی نویسنده کوان اینجاست ...سلام کن

نویسنده کوان این همسرمه !سلام !سلام

تهیه کننده آن تهیه کننده آن ...خانمم

همه رو دیدی ...شوخی نیست ...واااو

همه کار دارن ولی کار ما خیلی زیاده

نمی خوای براتون نوشیدنی بگیرم بیارم؟

اگه بیای اینجا دیگه سلام هم نمی تونی بکنی

چی؟ تهیه کننده؟ چی چی چی شده؟

عزیزم ما داریم شروع میکنیم فکر کنم باید قطع کنم

بعدا بهت زنگ میزنم

فایتینگ - تو هم فایتینگ -

نویسنده کوان کی امروز ضبط داریم؟

ساعت دو

ساعت دو؟ پس من سریع میرم و بر میگردم

وایسا ، تو با ما نمیای؟

من به موقع برمیگردم نگران نباش

تو هم اومدی؟ - همه زود اومدن -

سلام - تو چرا اینجایی؟ -

اون فیلم برداری داره تو چرا اینجایی؟

چطور؟ نباید میومدم؟

ببخشید من باید برم ...بعدا می بینمتون

پرسیدم تو چرا اومدی؟

همه آماده شدن؟

هی هیون وو واقعا که

بریم حرف بزنیم

دیوونه ای؟ واسه چی اومدی؟

مگه امروز سویون با اون مایکل یا هر کی قرار نداره؟

آره

آره؟ آره؟

تو چرا اینجایی؟ پس سویون چی؟

با سویون خوب شدین؟ نمیره هتل؟

نه

قبل از اینکه حرفی بزنم رفت سر کار

اون دیروز فراموش کرده بود

سالگرد عروسی مون بوده

مثل اینکه کاملا شیفته اون مرتیکه مایکل شده

دیگه برای راهی نذاشته

برو هتل بزن له و لوردش کن بعدم خصارتشو بده و کارو تموم کن

به این راحتی اینو میگی چون مربوط به خودت نیست

نگران جون سویی؟

هنوز نتونستم دهنمو سروسامان بدم

...حق با توئه

اما واسه چی با خیال راحت اومدی سر کار؟

در وضعیتی نیستی که اینطوری رفتار کنی

قرار زنم ساعت سه بعد از ظهره

اگه تا اون وقت میموندم خونه دیوونه میشدم برای همین زدم بیرون

ببخشید

!ببخشید - وای خدا جون -

More Farsi Persian subtitles for My Wife's Having an Affair This Week

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left