نخستین 200 خط.
ترجمه bollylover
کوکو، بيا بيرون
چرا؟ چي شده؟
سونو دوباره داره با نِنا درس ميخونه
چي ميگي؟
هي، تو درس هم ميخوني
يا فقط ميخواي باهاش بخندي؟
برو، به کار خودت برس
با بقيهي پسرا هم هستم گوشتون رو باز کنيد
ديگه کسي مزاحم نِنا نميشه
نِنا
عاشقتم
چشمات مثلِ اَلماس ميمونه
چشمات مثلِ اَلماس ميمونه
چشمات مثلِ اَلماس ميمونه
آروم و قرار رو از دلم گرفته
اِيواي از اين ميترسم که فرصت نشه زندگيم رو به پات بريزم
چشمات مثلِ اَلماس ميمونه آروم و قرار رو از دلم گرفته
اِيواي از اين ميترسم که فرصت نشه زندگيم رو به پات بريزم
هميشه تو قلبمي دليل زنده بودنِ مني تو رو از خدا طلب کردم
فقط تو رو ميخوام از وقتي عاشقت شدم، ايمانِ من فقط تويي
داداش، عصر بيا خونهي خاله
باشه، ميام
فقط تو رو ميخوام از وقتي عاشقت شدم، ايمانِ من فقط تويي
ميخوام کلِ روزا رو با تو باشم عزيزم
اِيواي از اين ميترسم که فرصت نشه زندگيم رو به پات بريزم
چشمات مثلِ اَلماس ميمونه آروم و قرار رو از دلم گرفته
اِيواي از اين ميترسم که فرصت نشه زندگيم رو به پات بريزم
چشمات مثلِ اَلماس ميمونه
چشمات مثلِ اَلماس ميمونه
ميخوام يه چيزي رو بهت بگم ولي نميتونم
تو از حالِ دلم خبر نداري من هم نميتونم بهت توضيح بدم
ميخوام يه چيزي رو بهت بگم ولي نميتونم
تو از حالِ دلم خبر نداري من هم نميتونم بهت توضيح بدم
نِنا تو از حالِ دلم خبر نداري من هم نميتونم بهت توضيح بدم
تو از حالِ دلم خبر نداري من هم نميتونم بهت توضيح بدم
اين دائميـه؟ - نه -
ولي اين هست
مثل عشقم
خدا هم ميدونه عشق من واقعيـه من ديگه دنيا رو ميذارم کنار
نميخوام ازت جدا بشم ديگه غير از خوشبختي تو چيزي از خدا نميخوام
تو بخت و اقبالِ مني
آره تو بخت و اقبالِ مني
گوش کن ستارهها اينو ميگن
به خاطر توئه که من يه لحظه هم آروم و قرار ندارم
چشمات مثلِ اَلماس ميمونه آروم و قرار رو از دلم گرفته
اِيواي از اين ميترسم که فرصت نشه زندگيم رو به پات بريزم
چشمات مثلِ اَلماس ميمونه
چشمات مثلِ اَلماس ميمونه
من ديرم شده مواد غذايي رو بذار تو يخچال
صبحونهت توي مايکروويوـه
و امروز چهارشنبهست
زبالهها رو بذار پايين
صبح بخير
صبح بخير - صبح بخير -
هي، جِف
خداروشکر که اومدي داشتم از گرسنگي ميمردم
خُب، اين ناهار ناگهاني براي چيه؟ - دليلي نداره -
خيلي زود از پيش ما ميري فکر کردم، چرا که نه؟
حتما بهخاطر موقعيت جديدت هيجانزدهاي؟
خيلي هيجانزدهاَم - خوبه -
حتما شوهرت خيلي بهت افتخار ميکنه
نظرش درمورد رفتن به نيويورک چيه؟
من... هنوز بايد باهاش حرف بزنم
احساس تنهايي ميکنم قلبم تشنهست
ستارههاي شکسته تو چشمام شناورن
از وقتيکه رفتي، اشکِ چشمام بَندنمياد
از وقتيکه رفتي، اشکِ چشمام بَندنمياد
احساس تنهايي ميکنم قلبم تشنهست
ستارههاي شکسته تو چشمام شناورن
از وقتيکه رفتي، اشکِ چشمام بَندنمياد
خُب، شبِ خانوما فقط شبِ خانوما
فقط خانوما
الکل مجاني براي خانوما بفرماييد
بياييد، بياييد. خوش ميگذره
شما خانومي؟
برگرد پشتِ خط برگرد پشتِ خط
بيخيال پسر، بذار ما هم وارد بشيم
اينجا داريم يَخميزنيم - فردا برگرد، پسر -
فردا - فردا؟ -
بيخيال بابا - هي...هي -
يه کارتشناسايي لازمه - امروز تولدمه -
متوجه نميشم انگليسي بگيد
بله
باشه، برو داخل
نه، ديره داخل، داخل
باشه، باشه، باشه
خداي من
بالا آورد. واقعا بالا آورد
ببين چه گندي به لباست زد
اين کارماست ولي اشکالي نداره
با اين شبِ خانومات حال کن، پسر
اين چه زندگيايه؟
زندگي اينجا کاملا فلجـه
من از اِلپييو مديريت هتل انجام ميدادم
اِلپييو - دانشگاه لاکشمي پريا، تو پاتيالا -
حالا بايد بيام اينجا استفراغ مردم رو تميز کنم
آروم باش
يکم وقت بده، ترفيع ميگيري
خُب بعدش چي ميشه؟
يه دستيار بهم ميدن که استفراغها رو پاک کنه
يه لحظه وايسا، گوش کن
راستش، فردا سالگرد ازدواجمه
نِنا، يه ميز تو مارتينز رزرو کرده
اگه بياي خوشحال ميشم
اوه، تبريک ميگم
ولي پسر، بايد زودتر بهم ميگفتي
مادر پريا، فردا مياد
پس، ميبريمش گردش
ولي گوش کن، شماها بايد حال کنيد
خوش بگذره، رفيق بازم تبريک ميگم
بهسلامتي
قبض برق رو روي پيشخون آشپزخونه گذاشته بودم
پرداخت کردي؟
وقت نکردم سرم شلوغ بود
موعد پرداختش گذشته، کوکو
يعني چي که وقت نکردي؟
تو کلِ روز تو خونهاي
يعني چي که تو خونهاَم؟
کي شَبا کار ميکنه؟
ميتونستي درطولروز پرداخت کني
بله، ولي خستهام - متاسفم -
منتظر چندتا مهمون هستين؟
ميشه چنددقيقه به ما فرصت بدين، لطفا؟
بله، حتما - بهتون اطلاع ميديم -
من يکيدوتا از دوستام رو دعوت کردم
نميدونم چرا هنوز نيومدن
تو چي؟ - سانجي و همسرش حالشون خوب نيست -
اِمي هم توي مونترالـه
ديري دي دين
مبارک، مبارک سالگرد ازدواجتون مبارک، بچهها
اين مالِ توئه
سلام، خوشتيپ. چطوري؟
خوبم - خوبه -
نِنا؟ - بله -
سلام، نِنا. سالگرد ازدواجتون مبارک
مبارک، مبارک
ممنون
ممنون
دختر خوششانسيـه ها
صندلي، لطفا
خُب، چطوري؟
عالي؟ منم
عجب مهمونياي، مگه نه؟
خيليها شرکت کردن
ما باهم کار ميکنيم
کونال - ويشال -
ببخشيد، ويشال
اُسکل
يه ليوان موسکاتو، لطفا
پنجسال شده، بچهها. هان؟
منظورم اينه که اِيول. جِدي ميگم
شما ديليپکومار و سايرابانويِ امروزي هستين
و منو ببين
نه سَري دارم نه ساموني
جِدي؟ - آره -
ميدوني، من از اسم ازدواج هم ميترسم
پدر و مادرم بهم گير دادن
که ازدواج کن، ازدواج کن
ولي من نميدونم
بايد ازدواج بکنم يا نه
خُب، شما دوتا بهم بگين
يکم بهم انگيزه بدين
ازدواج بکنم؟
بايد ازدواج کني
حتما بايد ازدواج کني
چرا نبايد ازدواج کني؟
معلومه، ازدواج کن
شما دوتا با استدلالتون منو قانع کردين
استدلالِ خوبي بود
ممنون
خُب کوکز، اينبار چه هديهاي به نِنا ميدي؟
چي بهش بدم؟
خودش همهچي داره
خودساختهست ديگه
يعني چي که چي بدم؟
امروز سالگرد ازدواجتونه بايد بهش هديه بدي
ميدونين من چه فکري ميکنم؟ شما دوتا باهم صميمي نيستين
خُب، کمک ميکنم از اين حال دربياين
يه بازي ميکنيم
من تا سه ميشمارم - کونال، خواهش ميکنم. لازم نيست -
ويشال و بازي رو انجام ميديم
من تا سه ميشمارم
و شما دوتا، بدون خجالت همزمان با هم ميگين
که از همديگه چي ميخواين، باشه؟
همزمان باهم... بدون خجالت، باشه؟
حاضرين؟
يک
دو
طلاق - طلاق -
چند وقته بهش فکر ميکني؟
چه فرقي داره؟
تو هم همين رو ميخواي
فرق ميکنه
من دلايلي دارم تو چه دلايلي داري، کوکو؟
من برات صبحونه درست ميکنم
قبل از رفتن برات ناهار ميپَزم
لباسهات رو من ميشورم
داري يه خونه رو توصيف ميکني يا يه هتل رو؟
کار به اينجا نميرسيد
No comments yet. Be the first to leave one.