نخستین 200 خط.
چهار، پنج، شش.
آره!
آره، آره، آره!
بزن قدش!
آره شان!
دمت گرم!
کارت عالی بود.
عاشق اینجام.
مرسی که من رو آوردی.
من بدون تو هیچجا نمیرم داداش کوچیکه.
بخش بزرگی از برآورده شدن این آرزو تویی.
فقط یکم نگران تماشاچیها بودم.
فکر نکنم خوششون اومده باشه که یه آمریکایی
قهرمان شده.
ای بابا، اونا فقط یه مبارزه خوب میخواستن
ما هم بهشون دادیم، مگه نه؟
تایلندیها کارشون درسته.
اومدی تبریک بگی، نه؟
قرار نبود امشب برنده بشی.
دست خودم نبود.
حریف مالی نبود.
یه آمریکایی هیچوقت نمیتونه قهرمان بشه.
نباید امشب مبارزه رو میبردی.
این یکی رو هم نمیبری.
من فقط توی رینگ مبارزه میکنم رفیق.
در ضمن، من و داداشم...
نه!
نه شان!
نه شان!
نه!
نه!
قاتل!
اینم یه یادگاری از طرف من.
بریم که رفتیم.
همه سیستمها چک شد.
بریم تو کارش.
هر چی نباشه برنامه مورد علاقهام الانه که شروع بشه.
اون شلوارکت رو پات نگه دار.
برنامه کودک تا ۴۵ دقیقه دیگه شروع نمیشه.
پرت و پلا گفتن تعطیل.
رفت داخل.
خبرم کن مرکز.
شما اولین نفری هستی که میفهمه.
اول تو نشون بده، بعد من نشون میدم.
جنسش خوبه.
جنسش توپه.
اوو، بد نبود آقایون.
نوبت منه، ها؟
فکر کنم سرم کلاه گذاشتی.
شایدم جفتش رو واسه خودم بردارم.
حتی یه قرون هم کم نیست جکسون.
پس به نفع خودته که اون اسلحه رو غلاف کنی و خوشحال باشی.
شاید اینطوری بیشتر باهات معامله کردم.
بدم میاد وسط حال و حولتون پارازیت بندازم
ولی هیچ وقت فکر کردید چه بلایی
سر بچههایی میاد که اینا رو مصرف میکنن؟
تا حالا دیدید چه ریختی میشن؟
به درک، کی اهمیت میده؟
من اهمیت میدم جکسون.
هی، اسم من جکسون نیست.
تو دیگه چه خری هستی؟ مددکار اجتماعی چیزی هستی؟
نه جکسون.
مددکار نیستم.
ولی یه چیزی تو همون مایههام.
پلیسم.
رفیق.
آهای.
خوب اومدی.
کارت درسته.
اصلاً هر وقت خواستی بیا پیش ما.
مگه نه بچهها؟
یه پلیس لعنتی.
نه، یه پلیس معمولی و ساده.
لعنتی بودنش زیاد ربطی به ماجرا نداره.
من هستم.
ببین، این نشان پلیسمه و میکروفن هم بهم وصله.
لعنت بهش.
داره دوباره اون کار رو میکنه گروهبان.
بچهها، مثل اینکه نیازی بهتون ندارم.
خودم تنهایی از پس این عوضیها بر میام.
یا مسیح.
بریزید تو، همین الان.
افسر در خطره.
تکرار میکنم، افسر در خطره.
کد ۱۰-۹۹.
رفیق، اشتباه خیلی بزرگی کردی.
الان وقت مردنته.
امروز نه جکسون.
امروز نه.
بازم گولمون زد.
لعنتی.
بریم.
درد داشت؟
ها؟
خوبه.
چیه؟ حکم بازرسی ندارید؟
دوناهیو، سر این کار پوستت رو میکنم.
قول دادیها.
هی، این گندکاری رو برام جمعش کن، باشه؟
میخوام ببینمش!
چیز زیادی نخواستم که!
فقط طبق روال عادی!
من فقط کاپیتان این خراب شدهام، محض رضای خدا!
دست از سرم بردارید، یه مشت احمق دور هم جمع شدید!
لیاقت همهتون اینه که برید مستراح بشورید!
هی بچهها بیاید.
بیاید اینو ببینید.
بیا، بیا.
بیا بیرون ببینم!
برگرد سر کارت عوضی!
تو چه خری هستی فکر کردی؟
من نیروی کمکی فرستادم تا ازت محافظت کنن.
لعنت بهش.
من آدرس رو بهشون دادم.
تقصیر من نیست که رفتن ساختمون اشتباهی.
بهشون گفتی، دقیقاً نقل قول میکنم:
شهرک صنعتی امپایر، ساختمان شماره پنج.
دیدی؟
خیلی شفاف و دقیق.
ولی تو توی ساختمون شماره چهار بودی.
آخه این چه مسخرهبازیایه؟
ببین، تهش اینه که من کار رو تموم کردم.
نه، تهش اینه که من فقط تا یه جایی میتونم گندکاریهات رو ماستمالی کنم.
قبلاً هم تو شرایط سخت بودیم کاپیتان.
مجبور بودی میکروفن رو از تنت بکنی؟
اون اسلحه لعنتیت کجا بود جیک؟
تو بهترین پلیس مخفیای هستی که تا حالا دیدم
ولی داری گند میزنی به همه چی.
ببین، باید بازداشتشون میکردم و خیلی تمیز گرفتمشون.
هیچ مشکلی توی دادگاه پیش نمیاد.
بجز شکایت بابت خشونت پلیس.
اون حرومزادهها واسه یه مدت طولانی میرن آب خنک بخورن.
قصه تموم شد.
سخت نگیر کاپیتان.
ما آدم بدها رو گرفتیم و حقوقمون رو واسه همین میدن.
بیرون شده عین غرب وحشی
و ما هم کلانترهای خوب قضیهایم.
خب آقای کلانتر، یه پرونده برات دارم
که شاید دوای درد جفتمون باشه.
امروز اینترپل اومده بود دیدنم.
درخواست نیروی قرضی داشتن.
و تو، آدم خوششانس، قراره بری اونجا.
من؟
ماموریت چیه؟
یه چیزی راجع به فیلمهای غیرقانونی.
در مقایسه با کارایی که هر روز اینجا میکنی
باید مثل زنگ تفریح باشه برات.
اونجا کجاست؟
از شانس گند من حتماً نیوجرسیه.
نه، از نیوجرسی بهتره.
تایلند.
دقیقتر بگم، بانکوک.
میخوان نقش یه مبارز رو بازی کنی
تا خلافکارها واسه فیلمشون انتخابت کنن.
به نظر باحال میاد، فرصت خوبیه که از اینجا دور باشی.
ببین کاپیتان، من وسط یه پرونده دیگهام.
فکر نکنم...
کسی بهت پول نمیده که فکر کنی جیک.
زمانبندی این کار عالیه.
همهمون یه استراحت لازم داریم.
من تایلند نمیرم.
آروم باش.
درگیر هر چی هستی میسپرم به یکی دیگه.
بابا این یه ماموریت رویاییه.
نه توی تایلند.
جیک، پرونده و نوارها رو بردار.
برو خونه، قبل از اینکه حماقتی مثل
سرپیچی از دستور مستقیم بکنی یه نگاه بهشون بنداز.
شیرفهم شد؟
من تایلند نمیرم.
شیرفهم شد؟
هیس، هیس، هیس.
آروم باش جیک.
سلام جکسون.
فقط من و تو، ها؟
این چیزیه که ما علیهش میجنگیم
و دلیل اینکه ما برنده میشیم.
شبیه فیلمهای بروسلی شده بدون بروسلی.
لعنتی.
چه وقت تلف کردنی.
آره، این یارو کارش درسته.
بله، دوناهیو.
جیک؟
آره، زنگ زدم که بهت بگم
از شر ماجرای تایلند خلاص شدی.
مورفی رو گذاشتم جاش.
بله، اینترپل.
نه!
ماموریت منه!
من میرم!
جیک.
گفتم، من میرم!
جیک؟
اندرسون تویی؟
رودخونه امشب آرومه.
یا خدا.
قیافهام شبیه تایلندیهای تغییر قیافه داده است؟
مال خودته؟
حداقل این رو درست گفتی.
مشکلی داری؟
No comments yet. Be the first to leave one.