نخستین 200 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(تـــرولـــی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
اومدم
اون روز اولین بار نبود
که زندگیم از این رو به اون رو شد
کی هستین؟
یاد گرفتم
...یه روز برای اینکه
...کل زندگیم از این رو به اون رو بشه
فقط یه روز
کافیه
سلام
پارسال دوست امسال آشنا
برای اولین بار بیست سال پیش اینو یاد گرفتم
در حال انجام وظیفه برای ایمنی و خوشبختی شما) (ایستگاه پلیس یونگسان
بچه جون
چیزی شده؟
کمک نمیخوای؟
...صبر کن ببینم، اون
خونه رو لباست؟
!هی
...و
...امروزمن
...بازم اون اسم
کیم جه اون
بازم اون اسم رو بعد از بیست سال شنیدم
...یا بهتره بگم
کیم هه جو؟
نکبت قاتل
حالت چطوره؟
اها
میدونم دیره ولی ازدواجتونو تبریک میگم
همسر یه نماینده مجلس؟
خیلی خفنه
با مشاور ارشدم تماس گرفته بودین
ولی میخواستم شخصا ببینمتون
...ببین
دخترته؟
نه
پس کیه؟
یه دختریه که میشناسم
آره هنوز بچهایه که میشناسم
ببین، سونگ هی
من امروز یکم سرم شلوغه
...پس بیا
بیا یه وقت دیگه حرف بزنیم، باشه؟
باشه
پس بذار شمارهت رو بگیرم
باشه
شمارهام رو ذخیره کن
بهت زنگ میزنم
باشه
خوشحال شدم دیدمت
...دلم برات تنگ شده بود
دوستم
بعدا میبینمت
آجوما
آجوما
بیا یه وقت دیگه جی هون رو ببینیم
یکم ناخوش احوالم باید استراحت کنم
چی؟
اسمم؟
بله
برای تامین بودجه تبلیغات انتخاباتی دارم رهن رو می گیرم
فرم های ثبت اقامتمون رو میخواستم
...از اونجایی که خونه به نام هردومونه
و گفتی که اسمتو عوض کردی
کیم جه اون؟
اسم قشنگیه که چرا عوضش کردی؟
همینطوری
"کیم جه اون"
جدیده
اول برو بگیر بخواب
من میرم اتاق مطالعه
ممنون که اومدی پیشمون
اومدم بهت بگم که هر کاری که داری میکنی رو تمومش کن
مادر زنم هیچ کار اشتباهی نکرده
بعدا به اونم میرسیم
اصالتا اهل یونگسانی؟
زادگاه زن منم یونگسانه
که اینطور
از خاطرات شیرینش تو یونگسان خیلی تعریف میکنه
برای همین منم هر وقت کسی از یونگسان رو میبینم، احساس میکنم خونه ام
...ولی سعیمو میکنم حرفهای بمونم و
...درست و غلط رو
از هم جدا کنم
حالا که باهم آشنا شدیم سعی کن برنامه یه وعده غذا رو باهاش ترتیب بدی
چیکار داری میکنی؟
قربان، مسئلهی خانوادهی جی سونگ کیوئه
...جی سونگ
آها، اون دانشجوی پزشکی؟ چی شده؟
مامانش یه سری قرص خورده
فکر میکنی ملاقات آقای نام با آقای چوی خوب پیش نرفته؟
اون همچین آسون به نظر نمیاد
مگه نه؟
یعنی چی شده؟
ممنونم، خدافظ
معدهاش رو خالی کردن درنتیجه جونش در خطر نیست
چرا اینکارو کرد؟
مطمئن نیستم
...خب
شاید سر مرگ پسرش خیلی ناراحت بوده
یا شایدم سر کامنت های بد حالش بد شده
تمام مقاله های مربوط بهش یه سری کامنت درمورد اینکه باید میمرد داشتن
بهشون میگفتم "کامنت های تنفر آمیز"
ولی این احساسات عمومیه
...پس خواهشا خودتون رو سر اتفاقی که برای
خودش و یا مادرش افتاد سرزنش نکنین
دارین به جی هون فکر میکنین؟
چطور فکر نکنم؟
هر دفعه یه کار اشتباهی می کرد
حتی بعد از مرگش
هزاران هزار کامنت منفی می گرفت
درسته که کاری که کرد اشتباه بوده
باید به خاطرش سرزنش و تنبیه بشه
...ولی
نام جونگ دو باید مسئولیت اشتباهات) (پسرش را بپذیرد و کناره گیری کند
اکثر پدر و مادرا وقتی ...بچه اشون کار اشتباهی میکنه
برای بخشش التماس میکنن
...من میخوام که درست طبق قانون تنبیه بشه
و به عنوان پدرش عمیقا عذر خواهی میکنم
که توی بزرگ کردنش شکست خوردم
ولی برعکسش رو انجام دادم
سلام عزیزم اومدی
عذرخواهی نام در کنفرانس مطبوعاتی) (درمورد پرونده ضرب و شتم پسرش
این واقعا به همسرم آسیب رسوند
برای یه جنایتکار داستانسرایی نکنین
چی؟
"برای یه جنایتکار داستانسرایی نکنین"
این چیزیه که این روزا
وقتی کاراکتر توی فیلما و سریالا اینجوری میشه، تماشاچیا اینو میگن
اونا به جنایتکارا هیچ فضایی برای ترحم
و فهمیده شدن نمیدن
این احساسات عمومیه
هر وقت به جی هون فکر میکنم قلبم سنگین میشه
ولی این واقعیته
منظورم اینکه
باید احساس ترحمت و هر نوع احساسات شخصی
مربوط به جی هون یا مادر جی سونگ کیو رو ببرین خونه
باید فقط به همسرتون اینارو ابراز کنین
الان شما پدر جی هون نیستید
شما یه نمایندهای هستین که انتخاباتش نزدیکه
همونطور که گفتین، باید حرفهای عمل کنید
،اگه بچهتو از دست بدی
دوست داشتی عامل مرگ چی باشه؟
....قتل، خودکشی
یا یه تصادف؟
تصادف کمتر دل آدمو به درد میاره
مگه نه؟
بله
حداقل به عنوان پدر و مادر
،اغلب درمورد خاطرات شیرین یونگسان حرف میزنه
هر وقت با آدمای اونجا حرف میزنم حس خونه بودن بهم دست میده
اون فرار کرده؟- آره-
به محض اینکه فارغ التحصیل شد فرار کرد
از جرم هاش فرار کرده
زندگی شادی داشتی مگه نه؟
شوهرت یکیو کشت
،راستی
راجع به گذشتهت میدونه؟
هی، سونگ هی- اخبارو دیدم
هی
...سونگ هی ببین
...فکر کردی با فرار کردن به سئول و عوض کردن اسمت
قتلی که انجام دادی فراموش میشه؟
اگه میخواستی اونجوری باشه، باید مخفی میشدی
فکر کردی هیچ کس نمیشناستت؟
وقتی همسر یه نمایندهای؟
بیا یونگسان
...ما باید
صحبت کنیم
فردا بیا اینجا
و فکر فرار نزنه به سرت
سونگ هی
مامان
مامان
هی، من اومدم
کجا بودی تو؟
ببخشید
کاری داشتم
مامان
چیه؟
...خب
،میدونم فردا قرار بریم خرید زمین
ولی میشه بدون من بری؟
چرا؟
کاری برام پیش اومده
عصری که با دوستات قرار داری
دفعه بعدی باهات میرم، باشه؟
فقط فردا
اومدنم به دردی نمیخوره آخه
هی، کیونگ خونهست؟
کیونگ؟
،کل روز بیرون بودی بعدش اومدی خونه
و دنبال شوهرت میگردی؟
نگران منی که از صبح تنها نشستم نیستی؟
شما دوتا باید برین استرالیا زندگی کنین بدون من
مامان
میشه دیگه اینو نگی؟
ببخشید که گفتم دوست دارم استرالیا زندگی کنم
No comments yet. Be the first to leave one.