نخستین 113 خط.
جین یونگ
رو چوی جین یونگ کراشم
یه کلمهی ساده، بدون کوچکترین فکری
بعضی وقتا زندگی روزمره رو ریتمیک میکنه
نگاه کن چقدر اول صبحها ترسناک میشه
مشکلش چیه؟ پرانرژی و خوبه
باید پشت سر بو می حرکت کنم
اون دو تا کاپل جذابی نمیشن؟
یه پسر خوشتیپ و مشهور که مثل پسرای بده
و یه دختر جذاب و خوشگل که باهوش و درسخونه
به نظرت همچین ترکیب کاملی برنده نیست؟
اونا میدونن که فن بویشون شدی؟
معلومه نه
!شرط میبندم زود میرن سر قرار. یا شایدم هستن. رو کل زندگیم سر این قضیه شرط میبندم
در مورد سهام و این حرفا چیزی نمیدونم ولی میدونم که جین یونگ بهترینه
بگیر
!جین یونگ، من همه پولامو روی تو شرط میبندم
ولی هنوزم اون داره برات بازی میکنه
این موج کمکم بزرگتر میشه
و آروم آروم روی زندگی بقیه هم تاثیر میذاره
وایستا، این اصلا معنی میده؟
سهامم چی؟ سهام بو می-جه مینم
نباید انقد در موردشون متعصب باشی
برای چی همه چی تو رو کسی که نمیشناسی شرط بستی؟
!هی! تو حال این آدمایی که نمیشناسی هم پرسیدی
::::::::: آيـــ(فصل های شکوفه)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
مدل نقاشی؟
بفرمایید
این استودیوی نقاشیایه که میرفتم
ها مین هم یه مدت اونجا نقاشی میکرد
در موردش فکر کن و بهم بگو
بو می
حالت خوب نیست؟ میخوای ببرمت پیش پرستار مدرسه؟
چیشده؟ به چی فکر میکنی؟
اینطور نیست. یونگ سوب تو مدرسه قدبلندترین بود
وقتی که پایه دهم بودیم- نه! من هر موقع که دیدمش کوچولو بود-
نگاه کن! تو یک، دو، سه، چهار وجبی؛ اون شش وجب
حالت خوب نیست؟
نه، خوبم
بیا بریم بیرون حرف بزنیم
اگه به خاطر من از لی جه مین فاصله میگیری، بهتره تمومش کنی
سون هی، من میدونم داری چی میگی، ولی قصیه این نیست
پس چطوری میتونی کراشت نسبت به چوی جین یونگ رو توضیح بدی؟
بهت که گفتم این درسته که به جین یونگ یه احساساتی دارم
فکر میکنی چیزی در موردت نمیدونم؟
محص رضای مردم همیشه چیزایی رو میگی که منظوری ازش نداری
ولی میخوای که من باورش کنم؟
اگه حرفمو قبول نمیکنی چیکار میخوای بکنی؟ این چیزیه که من حس میکنم
این باید با عقل من جور در بیاد تا بتونم باور کنم
به خاطر چی دوسش داری؟
چون صادقه
چی؟
همونطور که گفتی، من حتی نمیتونم چیزی که میخوام رو بگم، ولی جین یونگ برعکس منه.
یون بو می، چرا تا ته ماجرا پافشاری میکنی...
زنگ خورد. بیا برگردیم
این واقعیه؟
این پروسهی احساسی اصلا جور در میان؟
در مورد ارتباط بو می و جه مین چطور؟
من که دارم بهت میگم، با واقعیت روبهرو شو
هی، موهای فرق سر تو غیرواقعی تره
خانم سو مانگ! سلام
یونگ سوب و هو جون، چطورین؟
سلام- سلام جه مین-
از اینکه هر روز صبح با داداشم دعوا کنم خسته شدم
یه دعوای بزرگم با خواهرم داشتم
اگه مثل لی جه مین تک فرزند بودم بهتر بود
اینطور فکر میکنی؟- در مورد چی حرف میزنی؟-
واو! رنگش عالیه- خوشگله مگه نه؟-
از امروز به بعد ملکهی کافه تریا میشم
بریم دخترا
ببین،اگه دوتا دیگه داشتم میبردم
باید سریع بریم غذا بخوریم. بدو
جین یونگ
متاسفم بابت اتفاقی که دیروز تو راهرو افتاد. حس کردم اونطور که باید عذرخواهی نکردم
مشکلی نیست- چی؟-
تو کاری نکردی، دوستت باید متاسف باشه
سون هی هم منظور بدی نداشت
به نظر میرسید قصد بدی داره.
به خاطر اینه که سون هی- پس نباید چیزی رو بگی که ازش منظوری نداری-
چقدر خودشیفته
ببخشید! نمیخواستم اینو بگم
!بو می
اولین برخورد اگه تاثیرگذار باشه میتونه تا مدتها تو خاطرات بمونه
تو خاطرات من، تو مثل یه جزیرهی کوچیک بودی
برای اینکه کسی بهت نزدیک نشه
خودتو توی جزیرهی غریب و تنها زندانی کردی
مثلا، ما دور از هم ولی باهم وقت گذروندیم
و یه روز
چرا نقاشی میکشی؟
میکشم فقط چون جالبه
با این وجود، تو یه هدفی داری
به خاطر دانشگاست؟ میخوای هنر بخونی؟
واقعا بهش فکر نکردم
نقاشی میکشم چون برام جالبه و خوشحالم میکنه
دلیل دیگهای باید داشته باشم؟
خوش به حالت که دغدغه نداری
حسودیم میشه. من هیچ انتخابی ندارم جز اینکه برم مدرسه پزشکی
چیزی هست که خیلی دوسش داشته باشی؟
به همچین چیزی احتیاج ندارم
من مجبورم سخت درس بخونم تا مامانم حداقل دست از سر جه مین برداره
اون موقع متوجه منظورش نشدم
این چیه؟
دختر کلاس بعدی بهم داده
کلی مگس دارن میان سمتت
بهت گفتم از این کلمه استفاده نکن
واقعا میخوای اینو بخوری؟- قطعا! اینو بهم هدیه دادن-
چرا به جاش با من نمیای سالن غذاخوری؟
مزش چطوره؟
میخوای امتحانش کنی؟ میتونی طعم طبیعیه آرد رو حس کنی
نه مرسی
چرا انقدر عجیبه؟ این چیه؟
عروسک طلسم شدس؟
صبر کن! داخلش نامه بود
No comments yet. Be the first to leave one.