نخستین 200 خط.
قبل از اینکه این آزمایش رو بدم، که البته داوطلبانه دارم اینکارو میکنم
میخوای بگی شما واقعا کی هستین، ایدی؟
یواس پس؟ (شاشـه آمریکا
آسپس با جاستس هم قافیهست
نه، نیست با جاسپس هم قافیهست (فقط شاش
...سرویس بازرسی پستی ایالات متحده آمریکا
...قدیمیترین سازمان اجرای قانون
در آمریکاست، که بنجامین فرانکلین اون رو تاسیس کرد
اسمش به گوشتون خورده؟ نه
پس گمونم شما به تئاتر برادوی نمیرین (خیابان برادوی در شهر نیویورک که محل تئاتر و تفرجگاههای شهر است
این چه ربطی به این قضیه داره؟
...اوه عذر میخوام
فقط اینکه مهمترین تئاتر در طول سالـه
و نیمه دوم از پرده سوم تئاتر درباره پستـه
پست، پست، ما نمیتونیم شکست بخوریم
توی برف و بارون و گرما و تگرگ
از شهرهای بزرگ تا شهرکها
...هیچ چیز باعث نمیشه تا این قاصدان
کاری که براش انتخاب شدن رو تمام و کمال انجام ندن
میدونم که تو دوست داری روراست باشی
پس تو میتونی اینو ببری به بانک
یادم نمیاد که حضور و توجه تو رو خواسته باشم
چرا اونوقت؟ چون ما داریم...
پیشنویس لعنتی استقلال رو مینویسیم
داشتند مینوشتند و مهم هم بود ولی پست هم همینطور
برای من مهم بود
ولی ریاست جمهوری تنها چیزی بود که براش اهمیت قائل بودن
چقدر نژاد جور واجور توی این تئاتره
یجورایی تقریبا رو مخـه
نه، نیازی نیست
برای یه مامور خیلی مهم بود
فط حمل یه پست سادهست
خیله خب، خودشه
با نیروهای انتظامی تماس بگیرین
ما مثل موش و گربه بودیم
این جریان لعنتی داره ترسناک میشه
طاقت بیار مرد، فقط صبر کن
خوبـه ارزش پول بلیت رو داشت؟
نه، خدای من، نه
فقط باید باور داشته باشیم که اینکار سودمنده
...و به همین سادگی من شدم
دومین بودجه بگیر بزرگ و رسمیـه دولت آمریکا
ما داریم پستی میشیم
فدرال بود
...از ساحل به ساحلی دیگر
من رو صدا میزدن رئیس کل پست کشور
پستخانه
ما داریم پستی میشیم
داریم پستی میشیم
داریم پستی میشیم
پستخانه
آقایون میدونم شما مضطربین
...ولی ما ازش با استفاده از
سرویس بازرسی پستی ایالات متحده آمریکا ازش محافظت میکنیم
اگه یه بار دیگه درباره پست حرف زدی
قسم میخورم تو رو میفرستم سینه قبرستون
توماس جفرسون، آروم باش مرد
تو برو بردههات رو بکن
آره ارباب
ببینم، اسکولهاوس راک 40 سال پیش این رو اجرا نکرده بودن؟ (انیمیشن موزیکال آموزشی برای بچهها
نمیدونم دارن چی رو تشویق میکنن
تحریف تاریخ یا اون پایان مزخرفش
آره، ما اون تئاتر رو دیدیم
و؟
یخورده زیادی بزرگش کردن
اون نمایش 14 تا تونی برده (جایزهای که به بهترین بازیگران و کارگردانان و غیرهی تئاتر داده میشود
مگه تو خودت چندتا جایزه تونی بردی؟
هان؟
ترجمه از احمد007
خانواده پارکر
اوه خدای من
سرش چه بوی خوبی میده
آره ولی تو عاشق بوی سرش نیستی
عاشق بوی پودر دست و صورتی هستی که بهش زدن
عزیزم، مطمئنی که یه بچه دیگه نمیخوای؟
یخورده دیر نشده؟
گمون کردم تو وازکتومی کردی
نه، فقط یه جلسه مشاوره رفتم
توی نیویورک باید یه ماه توی نوبت وازکتومی موند
آره، برای اینکه از پشیمونی متقاضیها جلوگیری کنن
آره، یه کاری میکنن که به جای پشیمون شدن مطمئن میشی
هی، شما دارین درباره چی حرف میزنین؟
...خب، ما داشتیم درباره
وازکتومی پدرتون بحث میکردیم همه مردا باید وازکتومی کنن
چرا همیشه وظیفه زنهاست که این کارو کنن؟
...کافی نیست که
یه توپ بولینگ 4.5 کیلویی از واژن خودمون میدیم بیرون؟
ما یه سری گفتگوهای صادقانه با بچههامون داشتیم
امان از دست سفیدپوستا
این لعنتی باید از شبکه تیبیاس پخش بشه (خود سریال هم برای همین شبکهست
خیلی خندهداره
معلوم هست اینجا چه خبره؟
اوه خدای من، این خانواده خیلی خندهدارن
...هی، اون قسمت رو نشونش بده که
دختر همسایه اولین کفدستی پسره رو براش زد
خواهش میکنم نگین که اینو تماشا کردین
چند دقیقه قبلتر
همهجا داره میپاشه تموم هم نمیشه
...خب، میدونی چیه
راستش، این قسمت خندهدارش نبود
قسمت خندهدارش، جوراب بابائه بود نمیدونست چی توی جورابش ریخته
اون میگفت: این چیه؟ شامپو؟
شامپو توی جوراب من چیکار میکنه؟
و بعد شروع کرد بو کشیدن
این یه سریال کمدی شهوتانگیز نیست که داریم نگاه میکنیم
...این نتیجه 2 ماه فیلمهای نظارتیـه
که باهاش داریم سعی میکنیم این خانواده رو به دشمن شماره 1 آسپس مرتبط کنیم
همون ماهیـه بزرگ لعنتی
واوو،خیله خب، چقدر آتیشی شد
تو متوجه هستی که ما فقط پلیس پستی هستیم، آره؟
تو، بیا بیرون
پست از اون چی که فکرش رو میکنی خطرناکتره
میدونی، شاید مردای شکارچی خطرناک باشن ولی شکارچیهای پست نه (بازی با کلمات
منظورم رو میگیری؟
بزار یکم درس بهت بدم دغلکار
تا به امروز 14 تا از مامورای آسپس توی این حرفه کشته شدن
از کی تا حالا؟
از روز تاسیس سازمان
سال 1776 رو میگی؟
چهارده نفر تعداد زیادیه
و 8 تای اونا خودکشی بودن
...چون این شغل براشون سنگین بود
دچار فروپاشی شدن و خودشون رو کشتن
...ما دقیقا یه ماه وقت داریم تا مدرکی
از همدست بودن این زن پیدا کنیم
وگرنه برای اجرای این عملیات تو بد مخمصهای افتادیم
اون کلیپ رو پیدا کردم
این دیگه چه آشغالیه؟
خیلی آشنا میزنه
این جورابـه مورد علاقه منه
این دیگه چه بوئیه؟ این بوی شامپو نیست
...نه، این...این، مثل
اسمش نوک زبونمهها
یک ماه بعد تمرکز کنید لطفا چیه؟
آخریشه، چقدر زمان شد؟ وقتت تموم شده
آره، تقریبا 5 دقیقه پیش وقتت تموم شد
بدم میاد اینو بگم، ولی به نظر میرسه خانواده کاملا معمولیای باشن
خیله خب، این چیه؟ سپرده بانکی، نوشتهش نامفهومـه
نمیدونم، یه چند باری توی رونوشتها اومده
اون داره سپردهگذاری میکنه یه سپردهگذاری بزرگ
اون معذب به نظر میاد
اون گمون کرد که این قسمت از زندگیشون رو پشت سر گذاشتن
این برای زنه مهمه
مرده میگه چرا این بانک؟
...زنه هم جوابش رو میده : خب، چون روبروی
مغازه ویتنامیـه که من دوست دارم خیلی محتاطانهست
به نظر میرسه مثل قدیما یه نظارت مخفیانه رو افتادیم
بوم، هدف در حال حرکته
نظرت چیه؟
...نمیدونم، ویتنامیها و یهودیها
بهترین حدسم قاچاق الماسـه
بانک اسپرم برترین، بفرمایید
سلام
...من اینجام که یه سپرده بزارم
یه اتفاقی داره میفته
طبقه پنجم، انتهای راهرو
...فقط
آره، میخوام بگم تو واقعا همین الان داشتی با یکی حرف میزدی
منتظر صدای زنگ باشید خواهشا
اون...اون داره چیکار...؟
مثل اینکه با در باز کردن مشکل داره
آره، صدای زنگ اومد ولی در باز نشد
شما در رو هل میدین قربان؟
این یارو یه احمقـه در رو هل بده
مچکرم، مچکرم
نباید تعقیبش کنیم؟
نه، منتظر بمون
ما دنبال اون زنه هستیم
شما برین توی اتاق شماره پنج
شما 15 دقیقه زمان دارین
چرا محدوده زمانی گذاشتین؟
اینجا که شهر فرنگ نیست که بشینی فیلم سوپر ببینی
نه، منم فکر نکردم که باشه
من...من فقط بخاطر زنم دارم اینکارو میکنم
میدونی، اون میخواد انتخاب بچهدار شدن هنوز روی میز باشه
...من دارم وازکتومی میکنم، پس
فنجون یادت نره
یا پیغمبر
چرا اینقدر بزرگه؟
بعضی از مردا خیلی منی تولید میکنن
...چه غلطا
خدای بزرگ
قربان
اتاق پنجم
چقدر رومانتیک
از ژاکتت خوشم میاد
فکر میکنم باعث میشه بدنم جمع شه
فقط ژاکتـه سایز متوسط داشتن
...تو فکر بودم که این رو
به مغازهای که ازش خریدم پس بدم
زودباش برین تو کار دیگه
گوش کن، ما باید با هم حرف بزنیم
نه، شما باید بکنین
یه چیزی هست که باید بهت بگم
چی؟
من سرطان دارم
چــــی؟
اوه آره
این دیگه چیه؟
این همون صحبتیـه که بهش احتیاج داریم
No comments yet. Be the first to leave one.