فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Money Heist Korea Joint Economic Area S01E07 KOREAN 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Money Heist Korea Joint Economic Area S01E07 KOREAN 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-SMURF
Money Heist Korea Joint Economic Area S01E07 KOREAN 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Money Heist Korea Joint Economic Area S01E07 KOREAN 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Money Heist Korea Joint Economic Area S01E07 DUBBED 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Money Heist Korea Joint Economic Area S01E07 KOREAN 1080p WEBRip x265
Money Heist Korea Joint Economic Area S01E07 DUBBED 1080p WEBRip x265
Money Heist Korea Joint Economic Area S01E07 KOREAN WEBRip x265-ION265
Money Heist Korea Joint Economic Area S01E07 DUBBED WEBRip x265-ION265
Money Heist Korea Joint Economic Area S01E07 KOREAN WEBRip x264-ION10 / Money Heist Korea Joint Economic Area S01 DUBBED WEBRip x264-ION10
ناشر KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

برچسب‌ها

webrip
web
x264
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
720p
720
تاریخ انتشار: 2022-12-09
تعداد دانلود: 56
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫- سلام! ‫- چه خوشگله.

‫خوشگله، مگه نه؟

‫- یکی بهت بدم؟ ‫- ممنون می‌شم.

‫اگه در حین جنگ سرد ‫بین شمال و جنوب،

‫اسم چا موهیاک رو جلوی ‫مأموری دوجانبه می‌آوردیم،

‫با اشاره کردن به فرشته مرگ فرقی نداشت.

‫داره می‌ره سمت سفارت چین. ‫خیابون رو مسدود کنین.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@

‫خاک بر سرم.

‫وای، خاک بر سرم.

‫شما دو نفر اینجا منتظر بمونین. ‫خودم به خدمتش می‌رسم.

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫من که این شکلی تعلیمت نداده بودم.

‫ظاهرا اخیرا خیلی راحت بودی،

‫آخه دیگه عین سابق ماهر نیستی دوست عزیزم.

‫وای خدا. از جونم بگذر.

‫یعنی آخرین حرفت همینه؟ ‫شوخی نمی‌کنی پسر؟

‫جدایی کره‌ها به اتمام رسیده.

‫چی گفتی؟

‫شنیدم مسئولین بالارتبه ‫تصمیم خودشون رو گرفتن.

‫اون حرومزاده‌ها...

‫خیال کردن می‌تونن با ما ‫عین سربازان فدایی رفتار کنن!

‫می‌خواستم سریع بکشمت،

‫ولی از شانس بدت، نظرم عوض شد.

‫ولی همون‌طور که الان همه می‌دونن، ‫اون مأمور دوجانبه درست می‌گفت.

‫ ‫

‫از این به بعد، انگار سازمانمون ‫اصلا وجود نداشته.

‫خب، مأموریت بعدیم از چه قراره قربان؟

‫مأموریت؟ اگه شانس بیاری، ‫نگهبان می‌شی.

‫نه، ممنون قربان.

‫موهیاک شاهد شعله‌های دورانی نو بود.

‫شاهد بود که اون شعله‌ها ‫کل اهداف زندگیش رو به خاکستر بدل کردن.

‫«سرقت پول در کره: منطقه اقتصادی مشترک» ‫«فصل یکم، قسمت هفتم»

‫سلام جناب.

‫- شما... ‫- من رو به خاطر داری؟

‫وقتی وارد چادرمون ‫تو ضرابخانه شده بودی، آشنا شدیم.

‫آها. آره.

‫حتما همکار ووجین هستی.

‫بنده چا موهیاک هستم.

‫سروان چا کجاست؟

‫یکی از مأموران کره شمالی گفت ‫دیشب رفته بیرون...

‫- که مسئله‌ای رو بررسی کنه. ‫- مشغول بررسی چی بود؟

‫مطمئن نیستم.

‫واسه چی این وقت شب صدامون کردی؟ ‫جریان چیه؟

‫نگاهی به این بنداز.

‫این چیه؟ ‫عینک ندارم، درست نمی‌بینم.

‫- این... ‫- تکه‌ای از اسکناسه.

‫درسته. پوله.

‫صرفا سرقت نمی‌کنن، دارن همین الان ‫کلی پول چاپ می‌کنن.

‫بازرس سئون کلی ازت برام تعریف کرده.

‫تعریف کرده؟ واقعا؟

‫آره، گفت زیاد میاد اینجا.

‫چند وقت که می‌خواستم ‫یه سر بیام اینجا،

‫الان که داشتم می‌رفتم خونه، ‫اتفاقی دیدم داری میای تو،

‫این شد که با خودم گفتم: «چرا که نه؟»

‫خب، اِم، الان رسما باز نیستیم.

‫مزاحمت شدم؟

‫عذر می‌خوام. الان می‌رم.

‫نه، نگران نباش.

‫تو همکاری ووجینی، ‫مهمون ویژه‌مون محسوب می‌شی.

‫خب، اِم... هوم...

‫چی درست کنم؟

‫اِم...

‫خبری نشد؟

‫خبری نشد.

‫خب، یعنی گروگانه یواشکی ‫چیزی تو جیبت گذاشته که بهمون بفهمونه...

‫اون خلافکارها دارن پول چاپ می‌کنن.

‫ولی چطور ممکنه؟

‫یعنی هر کسی می‌تونه با تجهیزات ‫ضرابخانه پول چاپ کنه؟

‫پول شماره سریال داره.

‫اگه بتونیم پول‌ها رو ردیابی کنیم، ‫واسه چی باید پول چاپ کنن؟

‫یه هکر همراهشون دارن،

‫اگه متخصص ضرابخانه هم داشته باشن، ‫تعجب نمی‌کنم.

‫نمی‌دونم چطوری دارن چنین کاری می‌کنن.

‫ولی حالا که دقت می‌کنم، ‫معلوم شد واسه چی داشتن...

‫سعی می‌کردن فرصت جور کنن، مگه نه؟

‫مهم‌ترین مسئله از این قراره ‫که اگه دنبال چاپ پول باشن،

‫باید راهبردمون رو کلا تغییر بدیم.

‫بازرس، یه دقیقه وایستین ببینم.

‫حتی اگه درست بگین ‫و مشغول چنین کاری باشن،

‫نمی‌تونیم خودمون این مشکل رو حل کنیم.

‫باید به مسئولین بالارتبه اطلاع بدیم.

‫بیاین اول از ضرابخانه بپرسیم...

‫که ببینیم می‌تونن با دستگاهش ‫پول به درد بخوری چاپ کنن یا نه.

‫قبوله، پس می‌رم ببینم ‫مصرف برق ضرابخانه چقدره.

‫خیلی‌خب! من همین الان به اطلاعشون می‌رسونم ‫و تأیید کارمون رو می‌گیرم.

‫آماده باشین که وقتی ‫دستورش صادر شد، وارد عمل بشیم.

‫چشم قربان.

‫باورم نمی‌شه عوضی‌ها ‫دارن چنین کاری می‌کنن.

‫حتما دارن کلی با بوی اسکناس نو حال می‌کنن.

‫بذار به حال خودشون باشن.

‫پایکوبیشون به زودی تموم می‌شه.

‫هوم.

‫هوم.

‫وای، حتما خیلی گرسنه بودی آقای چا.

‫آره بابا. وای، خیلی خوشمزه است.

‫واسه چی حالا که بیش از دو ماه گذشته، ‫خودت رستوران نمی‌زنی؟

‫کلی مشتری جمع می‌کنی.

‫راستش رو بخوای، مطالعات بازاری خاصی نکردم.

‫بهم گفتن قهوه‌ام کمی تلخ‌تر...

‫از طعم قهوه‌ایه که اهالی ‫کره شمالی بهش عادت دارن.

‫آها، سامبوک رو می‌گی، درسته؟

‫خیلی شبیه قهوه فوری کره جنوبیه.

‫آره.

‫خلاصه، باید دوباره منو و سبک جدیدی ‫روی تخته‌مون پیاده کنم.

‫آها، اِم، راستی، مستراح کجاست؟

‫مستراح؟

‫اِم، اون سمته.

‫مستراح که این طرف نیست.

‫اِم، درست می‌گی.

‫خب، کاربرد این اتاق چیه؟

‫اتاق شخصیمه.

‫آها.

‫این چیه؟ این زیر چیه؟

‫سرگرمی خجالت‌آور مردی میان‌ساله.

‫بیا برگردیم.

‫باشه.

‫با تحقیقات جنایی «م‌ا‌م» ‫تماس گرفتین، بفرمایین.

‫سروان چا موهیاک از گروه عملیاتی مشترک ‫پرونده ضرابخانه هستم.

‫باید اثر انگشتی رو بررسی کنین.

‫اگه پرونده‌اش گزارش شده باشه، ‫می‌تونیم بررسی کنیم.

‫خواهش می‌کنم، ضروریه. ‫می‌شه در حقم لطف کنین؟

‫نوه‌اته؟ چقدر نازه. ‫انگار سه ماهشه.

‫از کجا فهمیدی؟

‫یعنی خودت بچه داری؟

‫من مادر نیستم!

‫خوب نگاهم کن.

‫هیچ مامانی تو دنیا ‫چنین هیکلی نداره.

‫هوم.

‫نگران نباش. از اینجا می‌ری بیرون ‫و باز هم می‌بینیشون.

‫به نظرت می‌بینمشون؟

‫بهم اعتماد کن، ‫در این موارد بهت دروغ نمی‌گم.

‫مست کرده بودی و تا صبح ‫از دلتنگی مامانت گریه کردی، یادته؟

‫نه‌خیر، نکردم.

‫به نفعته این‌قدر از خودت داستان در نیاری.

‫آهای، بجنب و بیا تو، خب؟

‫آهای.

‫تو نگهبان جدیدی، درسته؟

‫حالت چطوره؟

‫اونجا چیکار می‌کنی؟

‫کتاب می‌خونی؟

‫قرار بود نگهبانی بدی، ولی نگران نباش...

‫خودم داشتم جات نگهبانی می‌دادم.

‫مطمئنی از روی دلتنگی ‫واسه صندلی ریاست نیومدی اینجا؟

‫واقعا صندلی راحتیه.

‫اصلا می‌دونین چیه؟

‫من زمین رو ترجیح می‌دم.

‫خیلی خوشحالم که تخلیه کردیم.

‫اصلا واسه پلیس‌ها فرقی می‌کنه ‫که بلایی سرمون بیاد یا نه؟

‫از کجا معلوم؟

‫خیال کردین از اولش هم ‫قصد داشتن نجاتمون بدن؟

‫ولی سوال مهم‌تری دارم،

‫درک می‌کنم که رئیس از کجا فهمیده، ‫ولی دخترکه از کجا فهمیده بود؟

‫چی؟

‫از کجا فهمیده بود...

‫مأمور ویژه پارک مشغول انجام مأموریتی سریه.

‫اون دخترک چطوری زودتر از خودمون فهمید؟ ‫فکر کنین.

‫احتمالا بهش گفته بود داره میاد.

‫طرف دختر...

‫سفیر ایالات متحده است.

‫واسه همین آدم خیلی مهمیه.

‫از کجا این‌قدر مطمئنی؟

‫خودش بهمون گفته بود ‫باید گروگان‌ها رو تخلیه کنیم.

‫شاید تجدید نظر کرده بود.

‫یعنی اگه افراد مهم زنده خارج بشن،

‫براشون فرقی نداره ‫خودمون اینجا بپوسیم یا نه؟

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، بسه دیگه.

‫با وقوع گروگان‌گیری...

‫در ضرابخانه متحده شبه جزیره کره،

‫کل دنیا به دولت‌های کره شمالی و جنوبی ‫چشم بستن...

‫که ببینن چطور حلش می‌کنن.

‫یه سری از رسانه‌های خارجی ‫احتمال دادن که واکنش‌های...

‫این دو کشور فعلا کافی نبوده...

‫جناب سفیر... بهتره...

‫الان چندین روزه که دخترم ‫تو اون ضرابخانه کوفتیه!

‫جناب سفیر، باید خونسردیمون رو حفظ کنیم.

‫خودت هم پدری! ‫اگه دخترت رو گروگان گرفته بودن،

‫خونسردیت رو حفظ می‌کردی؟

‫کاملا درک می‌کنم.

‫واسه همین اومدم اینجا که اطمینان حاصل کنم ‫پلیس‌ها جونش رو به خطر نمی...

‫دیگه حرف نزن سانگمن! خفه شو!

‫اگه یه مو از سر آنای عزیزم کم بشه،

‫باید بی‌خیال نشست دوجانبه‌تون بشین!

‫جناب سفیر. من گیج شدم.

‫اون نشست که ربطی به این جریان نداره.

‫سانگمن، خودت که می‌دونی ‫من و رئیس «سی‌آی‌ای»...

‫تو «براون» همکلاسی بودیم.

‫خب، ایشون به اطلاعم رسونده...

‫که خودت و آقای او کلی رو این نشست ‫سرمایه‌گذاری کردین...

‫و انتظار سود هنگفتی دارین. ‫درست نمی‌گم؟

‫- چرت و پـ... ‫- بسه!

‫به آقای او بگو...

‫اگه بلایی سر دخترم بیاد، ‫از سود خبری نیست، خب؟

‫یعنی خیلی عصبانیه؟

‫الان نمی‌شه به زور متوسل شد، مگه نه؟

‫راستش...

‫من هم کلی آشنا دارم ‫و شایعه عجیبی به گوشم رسیده.

‫به نقل از منابعم،

‫این عوضی‌ها دارن تو ضرابخانه ‫واسه خودشون پول چاپ می‌کنن.

More Farsi Persian subtitles for Money Heist: Korea - Joint Economic Area

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left