هماهنگ با نسخه‌های زیر

I'm Sorry I Love You E05 www sunflowermag com
ناشر Rahasam_86
(Maryam_eco2003),(Rahasam_86)رها www.sunflowermag.com

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2015-12-08
تعداد دانلود: 18
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

!آماده

!همونجا وايسا

تهيه کننده: وانگ پِي يي طراح: وانگ پِي يي، ژائو جوان

ر ِي چانگ، در نقش وانگ شو هاي

جاسپر ليو، در نقش لينگ هونگ پِي

آندرآ، در نقش هان سي يي

کارگردان: وانگ شي ريو، ژانگ شيو چنگ

!حمله

موسيقي تيتراژ: "روز زيبا"، اثر ميستر موث

موسيقي تيتراژ: "روز زيبا"، اثر ميستر موث

متاسفم، عاشقتم = قسمت پنجم =

سي يي؟ اون چرا تو خونه ي منه؟

،اونا ديشب آوردنت خونه ...براي همين خونه ت

واي، خداي من. معلومه اون کمکم کرده که .خونه مُ تميز کنم

چطور همچين چيزي ممکنه؟

الان شرمندگي تو مهم نيست

!تو نمي فهمي

.خيلي سرده

پتو دیگه ای نداري بدي به سي يي؟

.با يه پتو بازم ممکنه سردش بشه

تازه، خوابيدن توي رختخواب خيلي راحتتره

ها؟ ژ ِنگ نان؟

...فکر نمي کردم تو يه همچين

کارم تمومه. آبروم بر باد رفت حالا چيکار کنم؟

هي، احساساتت زيادي سريع عوض نميشه؟

ديشب چي شد؟

هِي، منو کجا مي بري؟ - زود باش دنبالم بيا -

هِي، حالا حالت بهتره؟

.آره مرسي

.پسر جون، دعوا کردنو ياد نگير

من اونُ ميشناسم؟

.عجيبه

من ديروز تا اينجا اومدم؟

اولش، فکر کردم الان جا مي موني

.براي همين...اينجا رو نگاه کردم

چيو نگاه کردي؟

فکر نمي کردم صورتم اينقدر بد داغون شده باشه

ديروز، من دقيقاً چيزيو که تو :الان داري مي بيني، ديدم

صورتت

صورتم؟ منظورت چيه؟

يعني داري ميگي تونستي منُ تسخیر کني؟

درسته

چطور ممکنه؟ دفعه آخر تلاشمونُ نکرديم؟ .فايده نداشت

...حالا که به اون موقع فکر مي کنم

دقيقاً حس مي کنم که اون دفعه .توي دستشويي بيمارستان چي شد

وانگ شو هاي! وانگ شو هاي؟

اون سري هم تو منُ تسخیر کردي؟

معلوم شد که تو باعث شدي من به ديوار .بخورم، چون سعي داشتي از ديوار رد شي

.کاملاً منطقيه

اون دفعه اين اتفاق خيلي سريع افتاد،براي همين نتونستم دقيقاً بفهمم چه خبره،ولي ديروز اقلاً 10دقيقه طول کشيد

هِي، اينطور نيست. چرا؟

کِي اين اتفاق افتاد؟

.هِي، صبر کن. بذار اول فکر کنم

بايد بفهمم چي باعث ميشه که تسخیر، موفق باشه

...ولي آخرین جايي که من يادم مياد

.زمين بسکتباله

!وانگ شو هاي

.نزديکتر نيا

شو هاي، چي شده؟

هِي، چيکار داري مي کني؟

.تو نمي فهمي

.اينجور حسّا... شبيه لُخت شدنه

خيلي جالبه که تو، تنهايي، تونستي .خيليا رو شکست بدي و از سي يي محافظت کني

هي، صبر کن. اينا مال سي يي ـه، درسته؟

چيزاي خطرناک

احتمالاً فقط براي تو خطرناکه

هي، هرکسي يه نقطه ضعفي داره، خب؟

اين تنها نقطه ضعف منه، موافق نيستي؟

.ولي تو هم تو ورزش افتضاحي

هي، حالا که جرأت کردي، اين حرفو بزني

.باشه! قبول

.نامرديه. بايد خودمُ خلاص کنم

.نمي تونم نفس بکشم

.:.:(maryam_eco2003) مَری:.:. .:.:(Rahasam_86) رها:.:.

شو هاي

.بايد ازت عذرخواهي کنم

واسه چی؟

همينطوري يهويي حس کردم بايد ازت .عذرخواهي کنم

مگه چيکارم کردي که ازم معذرت ميخواي؟

.وايسا تا من بيام. برا زخمات دارو مي گيرم

!سي يي

...منم، لينگ

!پاشو، وانگ شو هاي

!وانگ شو هاي

!هي

لازم نيست معذرت بخواي. به هرحال .منم همچين بخشنده نيستم

.منم کم در حقت اشتباه نکردم .بيا فرض کنيم بي حساب شديم

دوستت نگفت که من ممکنه يه روزي جسمتُ تسخير کنم؟

چرا دوباره يهو در اين مورد داري حرف ميزني؟

قبلش، نمي دونستم ميتونم تسخيرت کنم .ولي الان وضع فرق مي کنه

چي اينقدر فرق کرده؟ تو، خودتي .منم، من. هيچي عوض نشده

وقتي اين اتفاق افتاد، نمي خواستم .از بدنت برم بيرون

آخرش، بدون اينکه بخوام، از بدنت رفتم

با اينکه نميدونم چي شده، ولي دفعه بعد .ممکنه دوباره همين فکرو کنم

.ممکنه بهت آسيب بزنم

ممکنه کاري کنم که نشه جبرانش کرد

.و اونوقت براي هميشه شرمنده ت بشم

ولي بازم اين باعث نميشه که من نخوام .بدن يه آدمُ داشته باشم

!وانگ شو هاي، جدي ميگم

شايد... شايد نتونم خودمُ کنترل کنم

ديوونه شدي؟

اگه واقعاً ميخواستي اينکارو کني، نبايد .بهم ميگفتي

من به خاطر اين حرفي که زدي ،در مقابلت موضع نمي گيرم

ولي چون صادقانه افکارتُ درست يا غلط بهم گفتي، اينکارو مي کنم

اينکه بخواي يه کاري بکني و واقعاً انجامش بدي،معمولاً دو مقوله مجزان

پس بدون توجه به اينکه چه افکار پيچيده اي داري

.اجازه بده خودت طراحيش کني

!شو هاي

تو يه چيزاي بديهي ميگي

چون ميخواي به يه آدم ديگه فرصت فرار بدي

،ولي در واقع

.فقط داري نقشه خودتُ نابود مي کني

پس، از من عذرخواهي نکن. من فقط .يه کاري مي کنم همه ازم بدشون بياد

واقعاً؟ چه چيزت اينقدر منفوره؟

.فکر مي کني بهت ميگم؟ من مثل تو نيستم

بهرحال واقعاً نسبت بهت احساس شرمندگي مي کنم

.بازم گفت

.تو هرچي دلت ميخواد، ميگي

اصلاً احساسات منو درنظر نمي گيري .مجبورم مي کني هر روز تو نگراني زندگي کنم

!تو يه هيولايي

برادر شو هاي، به نظر مياد واقعاً از اينکه .ديگران بهت نزديک بشن، مي ترسي

.برو کنار! من از چيزاي قشنگ بدم مياد

واقعاً؟

برو کنار. نزديکتر نشو. بيا بريم خونه

بريم خونه؟

فکر نکنم ژنگ نان و سي يي .هنوز تو خونه ت باشن

.نيستن

تو از کجا ميدوني؟

.من براشون يه يادداشت گذاشتم

من براتون يک کم عصاره مُرغ گذاشتم. برمي گردم به مارس.توي راه برگشت مال تو رو مي بينم

من براتون يک کم عصاره مُرغ گذاشتم. برمي گردم به مارس.توي راه برگشت مال تو رو مي بينم

.اون اينطوري با مهموناش رفتار مي کنه

ما اونهمه ديروز زحمت کشيديم .خونه شُ تميز کرديم

اقلاً بايد بهمون يه ساندويچ تُست با .تخم مرغ و چاي و شير ميداد

اي خسيس

من حتي به هرکدوم يه بطري عصاره مُرغ دادم .که خيلي برا سلامتيشون خوبه

فقط همين؟ - ديگه چي؟ -

.واي، خيلي بي ادبي

هي، بهم قول ندادي که سي يي رو بيرون غذا دعوت مي کني؟ اون حتي کمکت کرد .خونه تُ تميز کني

.تو خيلي بهش مديوني

جدي ميگي؟ اون کسيه که به من بدهکاره

چرا يه طوري مي کني که انگار من بهش بدهکارم؟

چرا اينقدر با يه دختر بحث مي کني؟

!من دارم با تو بحث مي کنم

هي، نميشه الان یه چی با هم بخوریم؟ .نميشه؟ برادر بزرگتر بخشنده

.خيلي صدات بلنده

.برادر بزرگتر دست و دلباز - .نميشنوم -

.اينطوري نباش - .من يه برادر بزرگ خسيسم -

.برادر بزرگ بخشنده

ديروز مامانتُ ديدي؟

.فکر نکنم ديگه مامانت اونجا زندگي کنه

واقعاً ميخواي بدوني؟ .تو خيلي سريع سؤالاتُ پرسيدي

.آه، خواهش مي کنم. واقعاً الان گشنمه

بذار اول من همه چيو بگم، بعد .وقتي دارم ميخورم، جواباي تو رو گوش ميدم

مامانم... مامانم خيلي خاطره هاشُ دوس داره .براي همين مطمئنم اسباب کشي نمي کنه

!مامان

يادمه يه پسرو ديدم که دقیقا همسن من بود

من وقتم آزاد بود، براي همين اومدم اينجا تا .ببينمت و برات يک کم کيک خريدم

.يه مدت بهش فکر مي کردم

متشکرم

.هوا سرده. حتماً بيشتر لباس بپوش

بعدش چي؟

بعدش، يادمه که اون بدجوري جونش به .جونم بند بود، دوستم، برادرم

جيان هائو؟ - !فو بائو - ژيانگ جيان هائو؟ واي، مشتاق ديدار برادر -

.بيا. بيا به برادر ژیانگ سلام کن

!فو بائو

برادر بزرگ، ژيانگ

راستش، وقتي اونُ با مادرم اونطوري ديدم

.خيلي احساس خوشحالي کردم

اگه اون دوست خوبت بود، تا ديروز فراموشش نمي کردي،پس شما دو تا همچينم دوستاي خوبي نبوديد

واقعاً؟

اينطوري نسبت بهش خيلي شرمنده ميشم

.تو نسبت به همه همين حسو داري

چيه؟

.نه. من نميخوام

شو هاي، خواهش مي کنم .ميخوام باهاش حرف بزنم

چي؟ ديوونه شدي؟

جيان هائو از من نمي ترسه، اگه تو .بهش بگي، حرفتُ باور مي کنه

.نمي خوام - ...اشکال نداره. من -

.اون با تو مثل يه ديوونه برخورد نمي کنه

...قول ميدم. قبلاً ما بايد

!نمي خوام

!وانگ شو هاي

!هورا

!متشکرم - !سي يي، تبريک ميگم -

!خوش اومدي

هي، تو حق نداري اونُ بغل کني

درسته - اينطوري نباش -

.سلام، معاون مدير

معاون مدير

براي محصول جديد شرکتتون، من ...تصميم دارم که از

.طرح هان سي يي استفاده کنم

!واي - .چه هدیه ی خوبي، اونم بعد از اومدن از بيمارستان -

متشکرم

زود باش، فايلاي طرحُ به چاپخونه بفرست تا سريع توليدشون شروع بشه

باشه، فهميدم

.من همه تونُ امروز عصر به صرف چاي دعوت مي کنم

!واي

!!عصرونه يه چاي افتاديم

معاون مدير، ممنون

I Am Sorry, I Love You (Wo De Gui Ji You / 我的鬼基友) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for I Am Sorry, I Love You (Wo De Gui Ji You / 我的鬼基友)

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left