نخستین 200 خط.
گردنبندت چقد خشگله دقیقا مثله تو
دنیا هر چقدر میخواد دیوونه بشه
عاقبت ما خوش خواهد بود
من تورو هیچوقت تنهات نمیذارم
نتونستم مراقبش باشم
معذرت میخوام
نمیتونم محافظت کنم
محافظ
رفیق میتونم یدونه ولرم بگیرم؟
تو فکر کردی داری چیکار میکنی؟
به چی نگاه میکنی بدون خجالتم میخنده با توئم
ببخشید؟
بسه بابا
بسه یعنی یه زن شب نمیتونه تنهایی بیاد بیرون؟
عین گاو زل زدی داری بهم نگاه میکنی
دیوونه ای به چی تو نگاه کنم؟ ادم باش مثله یه جوون مرد غلطی که کردی رو قبول کن
همه شاهدن چجوری مزاحمم شدی ندیدین؟
تو ندیدی؟ دیدی مگه نه؟
برو بیرون از اینجا برو بیرون وگرنه میگم بندازنت
توداری چی میگی؟
تو گمشو رو چرا من برم تو داری نگاه میکنی تو مزاحمم میشی.... نه بابا؟ ولم کن
چرا داری میایی سمتم؟ ولم کن
پسر یه دیقه بیا
تو چت شده ها؟
گمشو برو میکنمتا کیو میکنی تو؟
چه خبره؟
خیلی مسخره ست
اسمم دنیزه منم لونت خوشبخت شدم
مطمئنی خوشبخت شدی؟ چونکه یکم پیش تو دردسر بزرگی انداختمت
خواهش میکنم همیشه
چی میخواد بشه که
یه چیز میگم؟ خوابت میاد؟
نه مثله اینکه
چی شد؟ تونستی هاکانو پیدا کنی؟
به نظر شما تونستم پیداش کنم؟پیداش نیس هیچ جایی نیست
انگار زمین دهن باز کرده رفته توش دیوونه میشم دوروز شده دوروز
بالاخره پیداش میشه اروم باش
پیداش نمیشه نمیاد
هاکان منو دورباره نمیبخشه تو هیچ گناهی نداری
تو یه وفاداری هر کاری لازم بود رو انجام دادی
هاکانم دیر یا زود اینو میفهمه
پس این بچه کجاست؟ کجاست؟ چرا پیداش نمیشه نمیاد دیگه
رویا اردم که کار رو از فایسال اردم به عهده خودش گرفته
مدیر عامل جدید شرکت جاویدان شد
رویا اردم گفت شرکت هدف های جدید و دیدگاههای بهتری تری خواهد داشت
به عنوان شرکت جاویدان دیگه در بخش سلامتی هم هستیم
اماده میشیم تا با یه سرمایه گذاری عظیم وارد بخش سلامتی بشیم
فرمول یه دانشمند با ارزش که نوشته فردا تو دستمون خواهد بود
این فرمول فقط داخل کشور نیست بلکه تو کل دنیا معروف خواهد شد
در واقع اگه بخواییم بگیم میخواییم دنیا رو تغییر بدیم دروغ نگفتیم
امروز یعنی اینا قطعا دارن یه غلطایی میکنن
من ببینم این دانشمند کیه
باید سریعتر بفهمیم اینا میخوان چیکار کنن
باید هاکان رو پیدا کنیم
محافظ نداریم
نمیدونیم چیکار کنیم برگشتیم به نقطه ای که شروع کردیم
البته
بازار سرپوشیده تراس
واقعا؟
باور نمیکنم والا
شوخی میکنی نمیتونی اینکارو بکنی از دست بچه اب نباتشو ندزدیدی مگه نه؟
والا بار ها دزدیدم چیکار کنم خیلی دلم خواسته بود
بله
من باید برم
شماره تلفنتو بگیرم
بهت زنگ میزنم
کی؟
فردا
شاید از فردا هم زودتر منتظر میمونم
هاکان
هممون خیلی نگران تو شدیم
خیلی ترسیدم فکر کردم رفتی
چیزی که داری تجربه میکنی واقعا خیلی سخته خیلی تلخه
باور کن میدونم چه حسی داری خیلی خوب درکت میکنم
هیچی نمیدونی
هاکان ببین
میدونم خیلی عصبانی هستی ولی ماموریت من محافظت از توئه
مجبور بودم اینکارو بکنم
مجبور نبودی لیلا رو بکشی
کم مونده بود تورو بکشه اجازه میدادم؟
تو میمردی چی میشد؟ اصلا به این فکر کردی؟
تو هر چی میخوای بگو هر چقد میخوای بمن داد بزن عصبانی شو بازم به این اجازه نمیدم
مراقبم نباش
نمیخوام
هیچکدومتونو نمیخوام برو بیرون از زندگیم
بعضی چیزها نخواییم هم میشه
شانس انتخاب کردن نداریم هاکان
حالا که اینجوریه زودباش زودباش بکش منو
بکش بگیر انتقام لیلارو
نمیخوای وفادارت باشم باید منو بکشی زودباش
تو محافظی همینطوری نمیتونی بذاری بری نمیتونی اینکارو بکنی هاکان
همینجوریشم نمیتونم زینب نمیتونم
یعنی چی نمیتونم
اون همه ادم بیخودی مردن؟ بابام نشات
جیلان امیر
لیلا
نتونستم
نتونستم مراقب هیچکدومشون باشم
نتونستم مراقب هیچکدومشون باشم
شایدم من ادم مناسبی نیستم
شایدم محافظ واقعی من نیستم
داداشمه
هاکان
داری مزخرف میگی الان
هممون میدونیم اون نیست تو اصلا به این ادمها و به این شهر فکر نمیکنی؟
به فکرشونم زینب چون به فکرشونم میگم
شما واقعا به یکی نیاز دارین که مراقب این شهر باشه
من اون ادم نیستم هاکان
داری با احساساتت حرکت میکنی نه با عقلت
خیلی کنجکاوم بعد تماشای این بازم میگی نمیتونم؟
به عنوان شرکت جاویدان دیگه در بخش سلامتی هم هستیم
فرمول یه دانشمند با ارزش که نوشته فردا تو دستمون خواهد بود
اگه بگیم دنیا رو متحول میکنیم دروغ نگفتیم
دارن یه نقشه هایی میکشن
رفتن اون زن بجای فایسال این توضیحات
این فرمولی که دارن میگن هر چی که باشه پایان هممون خواد بود
باید مانع این بشیم هاکان
من فکر کردم اینجا یه ارتش محافظ بذاری
متعجبم کردی خیلی راحت شد تو اومدنم
من مثله تو نیستم فایسال
نمیترسم
نه از تو و نه از کسی دیگه
تا صبح منتظرت موندم
راستش نمیدونستم انقد به زندگی شبانه علاقه داری
من همیشه دوست داشتم تو اصلا نفهمیدی
درسته
نگو خیلی چیزها بوده که نفهمیدم
مثلا اصلا نفهمیدم انقد علاقه داشتی شرکت اداره کنی
یا اینکه از من انقد راحت بتونی بگذری
بیخیال شدن یکم ناحقی میشه
من فقفط فکر میکنم ماموریتت تو این دنیا رو فراموش کردی
من هیچیو یادم نرفته
ولی معلومه که تو فراموش کردی
رویا
مثلا
اینجا کنار من هستیا
میتونم بوت کنم
همه ی اینا زیر سایه عشق من به توئه
وقتی به ماموریتمون میرسیم
چون به اندازه تو عجول نیستم نمیتونی منو متهم کنی
من فقط چیزایی که دیدم رو میگم
حتما شنیدی
لیلا مرده
دقیقا همونطور که حدسشو میزدم
یعنی وقتی تو برای یه ادم فانی اینقدر نارحت میشی
چطور هنوزم یه جاودان بمن اصلا نگو کی هستم
اگه من اون محافظ رو پیدا نمیکردم تو الان تو چه وضعی بودی؟
عشقم
منم میخوام با تو شاد و خوشحال زندگی کنم
ولی
فکر میکنی محافظ میذاره؟
برای اینکه راحت بتونیم نفس بکشیم
باید ازش خلاص شیم
مگه نه؟
اره
به همین زودی اون محافظ دیگه نمیتونه مانع ما بشه
ولی نمیخوام تو هیچ کاری کنی
نمیخوام تو طوریت بشه چونکه
فهمیدی؟
ممو
هاکان
با فایسال حرف زدی؟
یکم پیش با هم بودیم
باهم بودین؟
تورو درک نمیکنم رویا
بعد این همه اتفاقات هنوزم بهش اعتماد داری؟
معلومه که اعتماد ندارم
فقط یکم معطلش میکنم
نمیدونم تو ذهنت چیا میگذره ولی نمیذارم این کار محو شه
من بخاطر اون عشق مسخره تو و فایسال وارد این کار نشدم
مرگان ما تو یه جبهه هستیم
وقتی میگم فایسال وجود نداره یعنی نداره
اون میخواد با ادمهای این دنیا به خوبی زندگی کنه ولی من اصلا همچین نیتی ندارم
من یه هدف دارم اونم دقیقا مثله توئه
نابود کردن بشریت
فکر میکنی محافظ بعد مرگ لیلا هیچ کاری نمیکنه میشینه عزاداری میکنه؟
ما چیکار میکنیم پس؟ من اونم اماده کردم
نقشه شو کشیدم
به زودی از شر محافظ و نیروهاش خلاص میشیم
زودباش
بله فهمیدم البته بهت زنگ میزنم
چی شد ؟ تونستی هاکانو پیداش کنی؟
پیدا کردم
پیداش کردم ولی به دردی نخورد
چی بوده؟ اقای محترم از محافظ بودن استعفا داده
از غصه نمیدونه چی میگه چیکار میکنه
تنها محافظ واقعی داداششه
کجاست؟ من برم حرف بزنم نمیدونم
یعنی همینجوری گذاشت رفت
میدونی این علامت چه معنی داره؟
این نرماله یعنی؟ این چیه؟
خیلی درخشانه عجیبه
بیا ببینیم این یعنی چی؟
ببینیم
خب
داستان یه محافظ رو تعریف میکنه
هفتمین محافظ
وقتی روش خنجر بوده کشته شده
اولین باره تو تاریخ
چطور شده که؟ نفهمیدم
No comments yet. Be the first to leave one.