نخستین 200 خط.
نمایشگاه دانشگاه و حرفه ش
همه همکلاسیام با خانوادشون به جز من
مامانم که معلوم نیست کجاست
و بابام که تازگی دیده بودمش مُرده
چون از صخره انداختیم پایین
یه جنازه دیگه و اینا تقصیر کیه؟
.تو
.تصادفی بود
نه بیشتر شبیه صحنه یه فیلم به نام زهر ایوا بود
وقتی دیرو بری مور اون چرلی رو از صخره انداخت پایین
تو اون فیلم رو دیدی؟
نه تو دیدی
من تصور تو هستم
پس میشه حداقل این شکلی نباشی؟
حقیقت زیبا نیست, پتی
خون یه جانی خطرناک تو دستای توهه
.تو بد ریدی
.لطفا تنهام بزار
اوه نمیتونم
من دقیقا داخل ژنتم
واسه همینه هی مردم این دور و ورا میمیرن
تو مثله یه زهری پتی
هی سوپراستار
باب
انتظار نداشتم اینجاها ببینمت
اره اومدم واسه دیدن بریک و کورالی به عنوان اولین دسته جمعی خانوادگیمون
بعد از اینکه همه چی خراب شد باید یه جور بریم توش
واسه چی؟
قدم اول گرم گرفتن با کورالی
همم.. فکر میکنی جواب میده؟
دیکسی که حل شد تو هم تو ریکاوری هستی .. هر چیزی ممکنه
بحث ریکاوری شد چطور پیش میره؟
خوب عالی .حرف نداره
عالیه چون باید کم کم واسه مسابقه امادت کنیم
یه لیست کامل واست نوشتم که استعداداتو امتحان کنی
و قبلا یه دختر نوع پرستی واست پیدا کردم
از طریق مشاوره انجمن خواهران جانشین
فکر میکنی ایده خوبیه؟
میدونم واسه ریکاوریت زوده
ولی من کاملا مطمئنم کار اصلی که ازت میخوان
این که به بقیه خدمت کنی .از فکرای تو سرت بیرون بیای
ولی اعتماد به یه دختر قابل تامل با من؟
فکر نمیکنی من نمیرینم؟
اصلا
دور و ورو ببین
همه رو ایندشون تمرکز کردن
و تو هم میتونی .اگه که خوش بین باشی
من فکر نمیکنم باشم
.البته که هستی
...ببین
هر چی بیشتر خبری از استلا رز نباشه بیشتر شبیه اینه که مُرده
و حافظه مگنولیا هم حالا حالاها پیداش نمیشه
نزار گذشته ت مانع بالا اومدنت بشه
اول مسابقه ایالت رو میبری بعدشم مسابقه خانم امریکا
و بعد هر دانشگاهی که بخوای میتونی بری
هی پتی
میخوای بم بگی بین تو و دی چه خبره؟
.من فکر کردم شما از هم متنفرید
- دی باهات حرف نزده؟ -نه
چند روزه با هم حرف نزدیم
یه جورایی دارم فکر میکنم به هیچکدومتون نمیتونم اعتماد کنم
نه اون حامی موقتی منه واسه گروه دورهمی
اوه بهت افتخار میکنم که داری میری
فقط واسم سواله چرا دی بم نگفت؟
بازرس گری داره به من سلام میکنه؟
یا تو؟
من
چند ساعته داره سعی میکنه قانعم کنه که مثه بابام پلیس شم
- میخوای بشی؟ - خدایی؟
یه پلیس لزبین مگه بیشتر از اینم کلیشه ای داریم؟
خب اون تعقیبم میکرده
و هنوز فکر میکنه من راکسی رو کُشتم
هنوزم فکر میکنه بابا نوئل واقعیه
.من که به پشمامم نمیگیرمش
میرم به دی زنگ بزنم
هيوز يك دانشگاه تاريخي مشکیه ، مثل اسپلمن یا مورهاوس.
خیله خب
خب .. یعنی فکر نکنم زیاد به تورم بخوره دانشگاهه
چرا همچین چیزی میگی؟
این بابامه
از دیدنتون خوشبختم
منم همینطور
ببخشید عزیز دلم
یه بروشور میخوای؟
قراره تو دفترت باشی ناهار رو؟
اره میتونم .اگه بخوای حرف بزنی
ترجیح میدم نباشی
من دارم جمع و جور میکنم استعفا میدم
باب مجبور نیستی اینکارو کنی
دارم شهر دار میشم
باب
نه بابای بریک باب میشه حرف بزنیم؟
ما باید راجب این بحث کنیم بریک نمیتونه وارد یه دانشگاه چهار ساله شه
.اونا راجب نمرهام میدونن
اره فکر کردم با کُشتی
منم همینطور فکر کردم ولی فهمیدم بیرون از میسونویل هیچ پُخی نیستم
جمع و جورش میکنیم .همه که نباید برن دانشگاه
نه اون بایده بره
تو که نرفتی تو کار خودتو راه انداختی
بنظرم راست میگه اخه همه ی نوجوونای 17 ساله نمیدونن که با ایندشون چیکار کنن
یعنی اینقدر بدبختی که اینجور تظاهر کنی که بریک ازت خوشش بیاد؟
داری مثه یه دوست رفتار میکنی,نه یه پدر
دارم سعی میکنم مثله یه تیم حل کنیم قضیه روز
.باید با هم یه خانواده باشیم
باید حتما راجبش فکر میکردی
قبل از اینکه کُل خانوادمون رو به فاک بره
فقط بسه باشه؟ شما دوتاتون ریدید تو زندگیتون
پس لازم نیست به من بگید که با زندگیم چیکار کنم
خیله خب مواظب حرف زدن باشه پسر
واسه روشن کردن من خانوادمون رو نابود نکردم
ما تصمیم گرفیم با باب چیزا رو امتحان کنیم
و بعد تو اونو بجای من انتخاب کردی
.اینجوری که بنظر میاد نیست
باب تو کفتی میترسیدی که اونو بجای من از دست بدی
گفتم که اینجوری نیست که فکر میکنی
تو هیچ نمیفهمی اون شب من چیا کشیدم
و یه چیزایی گفتم که پشیمونم
خب الان باورنکردنیه الان داری سعی میکنی برشگردونی
این چیه؟
برگه طلاق
یعنی اینو با خودت حمل میکنی؟
خب منتظر وقت مناسبش بودم
.و فکر میکنم الان وقت مناسبیه
باید باش کنار بیایم باب
دوتامون
اوضاعت با دانشگا چطور شد؟
.عجیب
طرف همه دانشگاه های سیاه پوست موجود روم بم پیشنهاد داد
با اینکه زیاد بم من میخورد منظورم اینه که اونقدرا هم سیاه نیستم
تو خوبی؟
فقط الان فهمیدم نمراتم اونقدر داغونه که نمیتونم وارد یه دانشگاه 4 ساله شم
.حس یه بازنده رو دارم
اووو بریک
نه
این همه برنامه ریزی کرده بودم که کُشتی بگیرم و جشن بگیرم
و یه زندگی خوب واسه سال های بعدم داشته باشم
و حالا اونقدرا فشار رومه که باید از همه چی سر در بیارم
و حالا هم وارد یه دعوا بزرگ با خانوادم شدم
میخوای یه قهوه ای چیزی بگیریم؟ راجبش حرف بزنیم؟
نه بهتره که نریم .پتی
درسته درسته
به هر حال من باید برم چون بابام با یه هیپنوتیزم کننده ملاقات داشته
تا کمکم کنی چیزی به یاد میارم یا نه
مگنولیا مرسی
خواهش
اگه قراره که مسابقه ایالت رو ببرم
.باید تا میتونم سعی کنم از میسون ویل جدا شم
میتونم یه زندگی جدید شروع کنم دوستای جدید
.و کلا این مرگ ها رو کنار بزارم
...میدونی که چی میگن؟
هر جا که بری همونجایی هستی که بودی
دوتامون میدونم که آیندت قراره چه جور شه
.تو حتی بدتر از منی
چرا کلا از همه چی دست نمیکشی؟
دانشگاه رو فراموش کن نمایش ها رو هم همینطور
بیا.. خوشحال شدی؟
این لباس بم میخوره آدم جانی ای باشم؟
- سلام -تو به نانی گفتی من تو گروه دورهمیم؟
- چه مرگته؟ - متاسفم
اون از دوتامون دلخور بود و منم نمیخواستم چیزی بینتون خراب شه
ن یعنی ناشناس
من باید تصمیم بگیرم کی و به کی بگم
... من فقط سعی داشتم
.من هیجوقت نباید حامی تو میشدم
.فایده ای نداره
وایسه؟
داری بام بهم میزنی؟
میتونم یه لیست از افراد دیگه بت بدم که بشون زنگ بزنی
زحمت نکش
.تنهایی بهترم
اوه
میبینی؟
اونقدر شکسته ای که ریکاوری هم فایده ای واست نداره
نیمه پر لیوان .. بدون حامی میتونم همه ی احساساتمو بخورم
ایول
اوه گروه پیش خوانی اهنگ با کلوچه
- اوه بزارید ...بردارم - ما گروه پیش اهنگی نیستیم
ما با انجمن خواهران جانشینیم
من ریتام اینم بکیه
معتقدم که مربیت باهامون تماس گرفته باب آرم استرانگ
اوه لعنتی . ببخشید کیرم توش ببخشید اگه بد حرف زدم
میتونم به داخل...
ببین من نمیتونم
مربیت فکر میکرد تو و بکی خوب باهم اوکی میشید
اون فقط باید با یه خانم قوی وقت بگذرونه
من صد در صد اشتباه ترین آدمم که میگید
- تو پتی بلادلی؟ - اره
پس اینجا میگه تو درست ترین آدمی
حالا اگه منو ببخشید
یه کامیون از افراد دیگه دارم که بفرستمشون
چیزی نیست
میفهمم چرا نمیخوای به من کمک کنی
منظورم.. هیچ راهی نیست که مشکلاتمو به تو ربط بده
-نه اینطور نیست - منظورم اخه
... خودتو ببین خوشگل و زیبا و لاغر
.و کامل
.با من بیا
.بم میگفتن پتی چاقالوهه
چطور وزن کم کردی؟
موضوع این نیست
No comments yet. Be the first to leave one.