نخستین 200 خط.
...آنچه گذشت
یه چیزی در راهه،
موجی رادیواکتیو که هر چیزی سر راهش باشه رو نابود میکنه
ممکنه یه پناهگاه رادیواکتیو وجود داشته باشه
،یه انجمنمخفی نهایی
و هر کسی که پیروز بشه پناهگاه رو بدست میاره
مردم آسمان به تنهایی پناهگاه رو تصاحب نمیکنن
درش سهیم میشیم. یه قبیله هستیم
تو رو جا نمیذاریم
فرصتی برای برگشت نیست
برنمیگردیم. میریم بالا
،زمانی که تبلت متصل شد
دیش خودش رو با آرک همراستا میکنه
دیش همراستا شد
...10 دقیقه طول میکشه
تا از برج برگردی و به ،اتاقک خلبان موشک برسی
وگرنه جا میمونی
1، 2، 3
امیدوارم دوباره همدیگه رو ببینیم
اون موفق شد. دوباره نجاتمون داد
42 روز بعد از پرایمفایا
338 کیلومتری پولیس هستم
حداقل مجبور نیستم شنا کنم
از پسش برمیام
@modern_gesprach
و عرفان sin«سـینـا»cities زیرنویس از
!من اینجام
!من اینجام! مامان
نه
نه
کجای ماجرا بودم؟ آه، درسته. پولیس
...تا اون لحظه، گمان میکردم
،توی پناهگاه با بقیه با مامانم زندگی میکنم
نمیتونم فکر تنها گذاشتنش ،اون پایین رو تحمل کنم
،ولی حقیقت تلخ اینه که شاید سالها به کند و کاو ادامه میدادم
و هرگز به اون در نمیرسیدم
،الان دو ماه شده که تنها هستم
ولی این اولین باریـه که احساس تنهایی میکنم
انگار هرگز اینجا نبودیم
شاید بهتر بود هرگز نمیبودیم
آخه چطور قراره 5 سال دووم بیارم؟
...به دنبال آب و غذا
به آرکیدیا اومدم
ولی فقط ارواح رو پیدا کردم
« مایا »
« مانتی »
...بخشی از وجودم معتقده
ایدهی جاسپر درست بود
چه فایدهای در زنده بودن هست وقتی چیزی جز درد و رنج وجود نداره؟
واقعاً شاد هستی، کلارک
ببخشید. به من توجه نکنین، خب؟ من دو روزه آب نخوردم
،باید یه مقدار آب پیدا کنم ...وگرنه فکر نمیکنم من
...بگذریم
شک دارم بتونین با این بیسیم ...زهوار دررفته صدام رو بشنوین
ولی محض اینکه این آخرین باریـه ،که فرصت اینکارو دارم
...فقط میخوام بگم
خواهش میکنم بخاطر ول کردن من اینجا حس بدی نداشته باشین
مجبور به انجام اینکار بودین
بهتون افتخار میکنم
ممنون
صفحههای خورشیدی
لعنت بهش
فکر میکنی میتونی من رو بکشی؟
شروع کن ببینم
صبر کن. نشونم بده کجا زندگی میکنی
آره. من رو ببر خونهـت
نه
دیگه بسمه! صدام رو میشنوی؟
!دار و ندارم رو از دست دادم
!دوستهام، پدرم، مادرم رو از دست دادم
!چیزی برام باقی نمونده
!هی
ازت ممنونم
...قبلاً فکر میکردم زندگی
فراتر از فقط زنده موندنـه
ولی دیگه مطمئن نیستم
حیوانات وقتی شکار میکنن احساس گناه بهشون دست نمیده
،فقط انجامش میدن. شکار میکنن وگرنه شکار میشن
به خودم میگم که هر جونی ،رو كه گرفتم دلیلی داشت
ولی حقیقت اینه که، طرف مقابل هم دلایل خودش رو داره
،زمینیها، مردم کوهستان ...حتی ا.ل.ی
دلایلشون برای کُشتنمون مشابه دلایل خود ما بود
،یا ما زنده میمونیم یا اونا
بکش یا کشته شو، به همین سادگی
خب الان چی؟
فرماندهی مرگ وقتی کسی ...برای کشتن باقی نمونده
به چه چیزی تبدیل میشه؟
گمونم خواهیم فهمید چون نبردم به پایان رسیده
سؤال اینه که، الان چه كسی هستم؟
قبیلهی درهی كمعمق
صبر کنین تا اینجا رو ببینین
انگاری که موج مرگ از روی کل دره پریده
متأسفانه، تشعشعات اینطور نبوده
حسابش از دستم در رفته از زمانی که به زمین اومدیم
چه تعداد جسد رو دفن کردیم
خدا، وضع خیلی آسونتر میشد ،اگه میدونستم زنده هستین
اگه میدونستم دوباره شما رو میبینم
فکرای مثبت بکن، کلارک
58 روز گذشته
تا الان، مانتی حتماً داره از مزرعهی جلبک محصول میگیره
چقدر افتضاحـه؟ دلخور نشی، مانتی
،و میوه پیدا کردم یه زمین پر از میوه
خیلی شیرین نیستن، ولی زیبا هستن
بنظرم قبلاً از اینا برای ...ساختن رنگ برای
صبر کن. چیزی نیست
چیزی نیست، صبر کن
لطفاً
فقط میخوام باهات صحبت کنم
هی، چیزی نیست
بهت صدمهای نمیزنم
صبر کن
تنها هستی؟
کسای دیگهای هستن؟
تو نایتبلاد هستی، درسته؟
مشکلی نیست
...پس میتونی
!شعلهبان بمیر
نه
نایتبلاد
!هی
نه
نه. نه. نه
میتونی اینکارو به منم یاد بدی؟
!صبر کن
!وسایلم رو بهم برگردون
!خواهش میکنم
،دو نفر آخرِ روی زمین
یکیشون برحسب اتفاق بچهی جهنمی میشه
« 6 سال بعد »
.هی، دستهات رو بشور وقت شامه
ببین. میوهها رسیدن
.چه خوب. زودباش من گرفتم. تو میپزی
کلارک، قول دادی
،فصل گذشته، به اندازهی کافی نبود
ولی امسال، همه جا هستن
تو رو خدا؟
یه هفته غذا میپزم و تمیزکاری میکنم
دو هفته
قبوله. زودباش. من رانندگی میکنم
چطور میشه فکر نمیکنی اون ببره؟
انگلیسی حرف بزن، مدی
،فقط دارم میگم اسکایریپا خیلی قویـه
معلومه که انجمنمخفی رو میبره
نگران نباش
اونا رو از اون پناهگاه خارج میکنه
میدونم که اینکارو میکنه
متأسفم که اونا بدون تو رفتن
خب، من متأسف نیستم
،چون اگه باهاشون بودم هیچوقت با تو آشنا نمیشدم
اونا چی؟
بنظرت اونا هم برمیگردن؟
سوپ آمادهست
ها ها! آره! بالاخره
اوه، بیخیال. گذاشتم ببری تا بتونیم غذا بخوریم
.این غذا خوردن حساب نمیشه این زنده موندنـه
هی،" سه سین" جدید و بهبودیافته
مزهـش بهتره، و خودت میدونی
سه سین؟
به این یکی میگه سوپ سبز سبزی
اسمش هم بهتره
...و اگه از بهتر، منظورت نمیخواد
باعث بشه با خشونت پرخاش کنی
پس، آره، این یه پیشرفت محسوب میشه
صحبت از سبز شد، عدن چطوره؟
.هنوز فقط یه نقطهست ایموری، یه استراحتی بکن
نمیدونم چرا وقتتون رو تلف میکنین
بهتون که گفتم، تشعشع اتمسفری
مانع سیگنالهای رادیویی میشه
اون پایین هستن. فقط نمیتونیم صداشون رو بشنویم
وقتمون رو تلف میکنیم ...تا اونا بفهمن
جایی هست که میتونن زنده بمونن
تشعشعات زمین برای یه سال پایدار بوده
هر جایی میتونن زندگی کنن
فکر کنم همهمون توافق داریم که سبز چیز خوبیـه
...بله. هست
ولی اینا هنوزم افتضاح هستن
...خیلیخب، فردا دوباره امتحان میکنم
تا از آنتن سیگنال رو تقویت کنم
من اول. ها ها! راهپیمایی فضایی. ایول
،میدونم چه حسی داره ...ولی من دستیاری نیاز دارم
که واقعاً وقتی بهش میگم بیاد واقعاً به حرفهام گوش بده
،هر کاری تو بگی انجام میدم، قول میدم
هیچ جور خوشگذرونی در کار نباشه
یا فقط میتونیم یه راهی برای ،رسیدن به زمین پیدا کنیم
و خودمون میتونیم راجع به عدن بهشون بگیم
بلامی، کل صبح داشت روی مشکل سوخت کار میکرد
6 سال و 7 روز
هی، تخطی زمانی
ظرفها، دستشویی، یا مورفی؟ خودت انتخاب کن
متأسفم
گفتیم در موردش حرف نمیزنیم
و میدونم که هر کاری از دستت برمیاد داری انجام میدی
یه پُرس دیگه؟ - آره، به همین خیال باش -
مورفی رو انتخاب میکنم
من بودم دستشویی رو انتخاب میکردم
،این طرفِ سفینه مالِ منه یادته؟ چی شده؟
،میخواستی تمرین کنم باشه، خب بیا تمرین کنیم
،خیلیخب، ولی اگه برنده شم برمیگردی تو گروه
معامله بی معامله
شما زیادی قانون دارین
No comments yet. Be the first to leave one.