Anniversary

Anniversary

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Anniversary 2025 720p iT WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian Anniversary 2025 زیرنویس فارسی فیلم

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-11-22
تعداد دانلود: 174
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

آقای و خانم تیلور، از دیدنتون خوشبختم

چه مهمونی فوق‌العاده‌ای!

نزدیک بود یادم بره. نزدیک بود یادم بره!

نزدیک بود یادم بره

سالگردتون مبارک

واو، ۲۵ سال. واقعاً دستاورد بزرگیه

«من نه لیبرالم، نه محافظه‌کار.

ترجیح می‌دم فقط یه هنرمند آزاد باشم و نه چیز دیگه.

آزاد از خشونت و دروغ.»

چخوف درباره وضعیت انسان، پوچی اون می‌نوشت.

دردی که وقتی آدمایی که

به عادت‌ها و توهماتشون چسبیدن

مجبور می‌شن با واقعیتی روبه‌رو بشن

که با جهان‌بینی‌شون در تضاده.

به گوش کسی آشنا می‌آد اینجا؟

آره، فکر کنم می‌آد. البته.

شاید آمریکای امروز؟

میز برای چهار نفر

خوش آمدید، آقایان.

بعدازظهر بخیر، سناتورهای کویل، هانت.

پاول، تو تو لیون زیر نظر بوکوز تحصیل کردی، پس این باید خوب باشه.

ما به بن‌بست رسیدیم. اینو حل کن. پیتزا فروشی‌های قدیمی.

شیکاگو در مقابل نیویورک. مالناتی یا پتسی؟

اما عاقلانه انتخاب کن، یه رأی‌گیری تو سنا تو خطره.

مالناتی به خاطر سسش. فیلبِستر رو بیارید.

پتسی به خاطر خمیرش. غذا بزرگترین عامل برابریه.

آره، گرفتمت. این یکی میره تو آشپزخونه.

دو تا دیگه و تمومه، آره.

عزیزم، چرا نمی‌تونیم با پدر و مادرت بشینیم؟

بهت گفتم عزیزم، کلاً یه میز کشیده است.

هی، رفقا، بفرمایید تو. سلام!

الن، یه دقیقه؟ اوه، سلام. با من بیا.

می‌خوام قبل از اینکه خیابون اِل شلوغ بشه، برم بیرون.

ببین، امم...

رئیس اسکنلین می‌خواد به این هیاهو بپردازه

درباره اینکه دانشگاه‌های آیوی‌لیگ پاتوق لیبرالیسم رادیکال شدن.

ما آیوی‌لیگ نیستیم.

به خاطر همینه که اون فکر می‌کنه

دانشگاه ما بهترین موقعیت رو برای اظهار نظر داره.

احساس می‌کنم دارم تو تله می‌افتم.

برنامه‌های خبری صبح یکشنبه.

می‌دونم آخر هفته مهمیه و بچه‌ها همه دارن می‌آن،

ولی برنامه‌ها می‌تونن از راه دور انجامش بدن.

فقط بهم نکته‌های از پیش آماده نده جیم، باشه؟

من خودم حرف می‌زنم، باشه؟

با کترینگ چطور پیش می‌ریم، رانا؟

همه چیز طبق برنامه‌ است.

خب، سخنرانی چطور پیش می‌ره؟

معلومه که استعداد من فقط تو نوشتن منو تموم می‌شه.

خانم‌ها و آقایان.

آنا تیلور!

اوه خدای من!

سلام!

سلام به همگی. حالتون چطوره؟

شما مادرقهوه‌های جذاب، نگاه کنید خودتونو.

سلام! گورتونو گم کنید بشینید.

خب، گرفتید؟

ممنون. باشه.

اوه خدای من.

اوه، هی، بیا اینجا.

بیا دیگه. بیا، خجالت نکش.

ممنون. حالت چطوره؟

خوبی؟ مطمئنی؟ آره. آره. چطوری؟

آره. آماده‌ای؟

خوب به نظر می‌رسم؟ آره، خیلی خوشگل به نظر می‌رسی.

عصبی نیستی؟ نه. تو چی؟

نه. نه، قراره خوش بگذره.

آره.

حالت خوبه؟

خوشحالم که اون ژاکت رو انتخاب کردیم.

آره، منم همینطور.

هیجان‌زده‌ای؟ یه جورایی. به نظر عصبی میای.

نه، خوبم.

میرم برامون نوشیدنی بگیرم. باشه.

زود برمی‌گردم.

دختر پرنده، اینجایی؟

هی!

اوه، دختر پرنده‌ام! سلام! دلم برات تنگ شده بود!

منم دلم برات تنگ شده بود. عالی به نظر می‌رسی.

برات یه چیزی آوردم. بیا، ببینش.

اومم.

خب، پس این

یکی از ساختارشکنانه‌ترین هجوهایی هست که تا حالا نوشته شده.

این یه «تف به شرفتون» به سیستمه.

اگه متوجه نشدی.

دلیل اینکه کمدی کار می‌کنم. خیلی خفنه.

دوستش داری؟ عاشقشم.

فکر کنم تو به چیزای دیگه‌ای نیاز داری

روی دیوارهات به جز انیمه و

تو خیلی برگ داری، بردی.

چند تا عکس.

خب، چه خبر؟

چه اتفاقی افتاده؟ همه چی رو بهم بگو.

جاش دوست‌دختر جدیدشو آورده.

و امم، خاله پائولا اینجا نیست

ولی تازه از بیمارستان مرخص شده، پس...

مریض بود؟ آره، خب، یه جورایی.

دچار فروپاشی عصبی شد

بعد از اینکه عمو تامی یه مستند هشت‌پا دید

و رفت تو یه جنگل کِلپ توی تاسمانی زندگی کنه.

صبر کن. چی؟ خودشه

باید این لعنتی رو یادداشت کنم

هی

حاضری بریم؟ آره

سلام!

مامان! سلام!

آه، دلم برات تنگ شده بود. ببین خودتو! واو!

مامان، عالی شدی. بیا اینجا

سلام بابا. آه. حال‌تون چطوره؟

خواهرتو دیدی؟

تابلو رو دیدی؟ سالگردتون مبارک!

عالیه. تابلو رو دوست دارم، برد

باید یه دونه از اونا بگیرم. هی، هی، هی!

می‌بینمت!

سلام! حالت چطوره؟ سلام!

سلام! هی. سلام

این...

...سلاح جالبیه که پوشیدی. سلاح!

دوست‌دخترش رو دیدی؟

دختر جدید یوش؟

داره مخشو می‌زنه. اصلاً پلک نمی‌زنه

این حس خوبی نمیده. سلام

عزیزم

اصلاً ندیدم اومدی داخل! اوم. هی مامان

مسیرت چطور بود؟ خوب بود

هی بابا. خوشحالم می‌بینمت. حالت چطوره؟ خوشحالم می‌بینمت

بچه‌ها، این لیزه. ها

خیلی خوشوقتم از ملاقاتتون آقای و خانم تیلور

آه، خیلی خوشوقتم از دیدارت، لیز

آه، لطفاً پل و الن. اوه

مهمونی فوق‌العاده‌ایه

آره، شماها بازم گل کاشتین

اوه، تقریباً یادم رفت. سالگردتون مبارک

ممنون

۲۵ سال کار کمی نیست

بیشتر روزا تحملم می‌کنه

خب، شما یه خانواده دوست‌داشتنی دارین

تک‌فرزند اینجام، حاصل یه طلاق کثیف تو میدوست

ام. ام

عیبی نداره. خشم به نوشتنم سوخت میده

پس، نویسنده‌ای. آره، اینجوری با هم آشنا شدیم

آره، وکیلمون یکیه. مهمونی کریسمس

خوب به نظر میاد

اگه از جو ادونتیست روز هفتمی‌اش بگذری

فقط فکر کن انگار همین دیروز بود

اینقدر از دستمون عصبانی بود که فرار کرد رفت موزه بین‌المللی جاسوسی

هیچکس اینو بهم نگفت. یادم رفته بود

آره. یادته؟

چه جور نوشته‌ای می‌نویسی، لیز؟

اوه، خب، داشتم روی یه راهنمای خودسازماندهی کار می‌کردم

دنیای جدید ما از نگاهی نو

مهم به نظر میاد

اونم داره فروتنی می‌کنه. عالیه

واقعاً همینطوره

من، آه... مشتاقم که بخونمش

افتخار می‌کنم، الن

ولی نمی‌تونم تمام اعتبارش رو به خودم اختصاص بدم

جاش خیلی چیزا به پروژه اضافه کرد

نه واقعاً. بیشتر کارهای ویراستاری بود

اینطور نیست. اینطور نیست. کار ویراستاریش هم خیلی بیشتر از این حرفاست

اون واقعاً الهام‌بخشه

نه، همه‌اش کار اونه

چی شد اون سه‌گانه علمی تخیلی؟

الن

آه، یه مدته روش کار نمی‌کنم

می‌خواستم بهت بگم

چقدر از داستان کوتاه‌ات لذت بردم

داستان کوتاه‌ات

یه مطالعه روی شخصیته

یه مدته روش کار نکردم. هیچوقت تمومش نکردم

خب، قشنگ نوشته شده بود، جاش

نه واقعاً

به هر حال، چیزای قدیمیه. چیزای قدیمی؟

اوه

می‌خوام اینو پر کنم

می‌خوای یه کم بین مهمونا بری؟

آره. آره؟

ما قراره...

میرم یه سر به کترینگ بزنم

آره

من راحت‌ترین آدمی‌ام که تا حالا دیدی

فکر کن، این همسایه میاد تو ملک من با یه اره برقی

و درخت رو قطع می‌کنه

میگه ریشه‌هاش تهاجمیه. واو

ما تو مهمونی هستیم. در مورد قضیه درخت صحبت نمی‌کنیم

آره، ولی ما یه پرونده داریم، نه؟

اوم

اون، اوم، دعاوی کوچکه. آره

من و راب حقوق محیط زیست کار می‌کنیم

وقتش شده، عزیزم

وقت سخنرانی!

چطوری این کار رو انجام بدیم؟

من که... سلام. سلام، سلام

از این چیز استفاده نمی‌کنم. فکر نکنم

ممنونم از همه شما که برای روز بسیار خاص ما اینجا هستید

و ممنونم از خانواده و دوستان، که اومدین

و متهمین همیشگی که اومدین

اما از همه مهم‌تر ما خیلی سپاسگزاریم، پل

که بچه‌هامون اینجا با ما هستن

سینتیا، آنا، جاش، بِردی

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left