نخستین 200 خط.
= قسمت 18=-
زیاد منو سرزنش نکن
همونطوری که تو مراقب گی دونگی
منم مراقب تو ام
نه ، تو هیچ وقت برا من کاری نکردی
بگو ببینم برای من چیکار کردی؟
فقط همیشه زندگی منو خراب کردی
...منو از مردی که دوست داشتم جدا کردی
چون فقیر بود و آینده ای نداشت
پدر اینکارو کرد
آخرشم که افتاد زندان
کسی که سعی میکرد کره رو نجات بده
و میخواست انقلاب به پا کنه
شنیدم الان داره مثل یه آدم معمولی تو ژاپن زندگی میکنه
...من که اصلا پشیمون نیستم
که اون کلاهبردارو از تو جدا کردیم
بعدشم به هم خوردن اوضاع اقتصادی کشور باعث شوهرت شد نه من
...من کاری نکردم
اوضاع اون بدتر بشه
مردم تا وقتی نمیرن دست از تلاش بر نمیدارن
هنوزم یه راه هایی برای کنترل این ماجرا هست
مشکل این کفشها چیه؟
آخه پوشیدن این باعث میشه آبروم بره
آخه خجالت آوره من اینو بپوشم
منظورت چیه که خجالت می کشی؟
این مال کسیه که عاشق کفشه
یونگ ها این پسره از کفش بالا میره
سلام آقای چوی
رئیس منتظرته ...برو تو
چشم
خونه خوشگلیه
ساده تر از اونیه که فکر میکنی
نه ، حیاط بزرگش خیلی خوشگله
خوشم میاد چون انقدرام ساختمونش بزرگ نیست
رئیس از اینجا نمیره
چون فکر میکنه اینجا براش شانس میاره
واقعا نمی تونم اینو بپوشم
عمو این به درد نمی خوره مگه نه؟
گوانگ جی اینو با اولین دستمزدش برام خریده ؟
با پول تو جیبیش نخریده
بچه اینو با پول کار نیمه وقتش خریده
تو بهش حقوق دادی
اونم با اون حقوق برا خودت دوباره کفش گرفت
از این جیب به اون جیب کردن شمارو پولدار میکنه
پول توی خانواده می چرخه
درست میگی همینطوره
بابا این زیاد خوب نیست یونگ ها مجبورم کرد اینو بخرم
اگه یه وقت دوست نداشتی میتونم برات عوضش کنم
نه خیلی هم خوشم اومد
چطور میتونی اینو بگی وقتی اینقدر برام ارزشمنده
هیودونگ
این کفشهارو بذار تو گاوصندوق
برا چی میخوای بذاریش تو گاو صندوق؟
میخوام قایمش کنم برای بعد
وقتی قرار شد کیم هی جه رو ببینم اینهارو می پوشم
بابا
این کیم هی جه کیه؟
مادری که منو به دنیا آورده
گی دونگ تو بعضی وقتها خیلی حرف میزنی
اگه زنت بشنوه ناراحت میشه
یونگ ها دیگه جزو خانواده ماس
باید بهش بگم ، مهم نیست اگه ناراحت بشه
خودم با سوهی در موردش حرف میزنم
شوهر اول اونم فوت شده
شنیدم خیلی به هم نزدیک بودن
...به هم قول دادیم وقتی پیر شدیم و مردیم
بریم سراغ شریکهای اول زندگی مون
بابا
میخوام خودم به مامان بگم - بهش بگو -
بزدلی
کفشها رو که گذاشتم تو گاو صندوق
یونگ ها بیا اینجا شروع کنیم
باشه
اول باید اینکارو بکنیم
میونگ ها
سلام
گفتی خیلی مشغولی
حتما خیلی مراقب رفیقت بودی
چی؟ من؟
وب سایت مدرسه رو ندیدی؟
مونگ مونگ توی وب سایت مدرسه متن گذاشته
در مورد رفیقش خیلی چیزا نوشته
وقت کردی بخونش
راستی وانگ مونگ مونگ امروز غایب بود
فکر کنم مریض شده
بهش یه زنگ بزن
جواب منو نمیده
یعنی اتفاقی براش افتاده؟
چرا جواب منو نمیده
میونگ ها - سلام -
اینجا چکار میکنی؟
منتظر دوست دخترتی؟
منتظر کسی هستم
دنبال کسی میگردی؟
یه دانشجوی انتقالی به اسم وانگ مونگ مونگ؟
می شناسمش الان داخل خوابگاهه
من دوستشم امروز نیومده بود دانشگاه
حتما نتونسته بیاد - چرا؟ -
بخاطر سوء هاضمه دیروز رفته بود بیمارستان
حتی براش آمبولانس اومده بود - آمبولانس؟ -
جواب گوشی شو نمیده؟
شاید هنوزم تو بیمارستان باشه
میدونی بردنش کدوم بیمارستان؟
مونگ مونگ
میونگ ها
بیا بریم
چرا تو اینجایی؟
تو صفم
اما سرم گیج میره
هنوزم حال ندارم
میشه یکی دیگه به من بدین؟
لطفا یکی دیگه بهم بدید
اون چکار میکنه؟ - به نظر غیر عادی میاد -
چیکار داره میکنه؟
خیلی ممنون - چکار می کنه؟ -
مونگ مونگ
دوتا برات گرفتم
این یکی رو دوست دارم لطفا برام بگیر
این یکی؟ - آره -
بگیرش
خیلی بامزه است
پدر چکار میکنی؟
بعد از اینکار کاملا لبخند زدی
چرا یونگ هارو انتخاب کردی؟
نمی دونی معنی تلاش کردن چیه؟
معلومه که میدونم
خیلی واضح منو مسخره کردی
شما بهم تحمیلش کردی
...با اینکه اولین بارش بود
ولی طعمش شگفت انگیز بود
داشتم فکر میکردم که الحق پسر منی
بیا
وقتی بچه بود حتی پول نداشتم براش مکمل غذای بچه بگیرم
...کلی آب با شیرش قاطی میکردم
بهش میدادم
میخوای بگی برا همین درست رشد نکردم؟
حقیقت داره؟
راست میگم
بخاطر همینه که همیشه خدا اسهال داره
بابا خداییش من کوتاه نیستم
تازه مگه خودت نمی گی وقتی بچه بودم
مژه هام رو هم میخوابید اینقدر که خوشگل بودم
به نظرت همین خوشبختی نیست که چشمام به شما نرفته
چی؟
راست میگی
وقتی لبخند میزنید درست شبیه هم می شین
جدی میگی؟
...اون وقته گوانگ جه
خیلی بهش سخت می گذشت
همیشه تب داشت مخصوصا وقتی بیمارستان تعطیل بود همیشه مریض میشد
...همیشه خدا کولم میکردمش
میبردمش اورژانس بیمارستانهای بزرگ
دیگه از بس این اتفاق افتاده بود شمارشش از دستم در رفته
...بخاطر اینکه همیشه از رستوران دیر میومدی خونه
خب معلومه بیمارستانها بسته می شدن
راست میگی
همینطوره که میگی
نمیخوای بهش بگی
توی اورژانس گریه میکردی که پول نداشتی حساب کنی؟
اینم اتفاق افتاده
...گوانگ جه زمانی سختی رو گذرونده
بخاطر پدر بد اقبالی مثل من
اما یه بارم منو سرزنش نکرد
پسر خوبی که یه بارم کار بدی نکرده
بابا ، چرا باز داری گریه میکنی؟
ای بابا
بفرما - ممنون -
اما بخاطر شما من امروز دارم خیلی راحت زندگی میکنم
به لطف شماس که دارم کلی پول خرج میکنم
درست میگی
یه کم توت فرنگی بخور
باشه مرسی
حالا میخوای چیکار کنی؟
اگه بخوای اینکارو بکنی
بهت اعتماد میکنم و کمکت میکنم
منو کار داشتین؟
...بله از فردا
...نه از همین امروز
بذار برادرم روی ساختمون کار کنه
براشون سخته
توی این دنیا کدوم کار آسونه واسه پول در آوردن
گذشته از اینکه تو یک دزد و کلاهبرداری باید حسابی کار کنی و پول در بیاری
باهاش مثل بقیه کارگرها رفتار کن
عمو جونگ یونگ - سلام -
یونگ
بابا؟ پولی که برات فرستادم گرفتی؟
کدوم پول؟
یه نگاه به حسابت میکردی
برات پول فرستادم
به بابا چیزی نگفتی؟
من که چیزی نگرفتم
بهتون گفتم
حتی دفترچه رم براتون آوردم
بهتره سپرده رو بررسی کنید
ببین چقدر اومده
من 35000 ازت قرض گرفتم
تا ماه پیش ماهی 1500 دلار برات فرستادم
یعنی 23 ماه همونطوری که میدونی
پول اومده - باید برام تلافی کنی -
برگه ضمانتی که ازم گرفته بودی بهم برگردون
No comments yet. Be the first to leave one.