هماهنگ با نسخه‌های زیر

[HorribleSubs] Princess Principal - Ep 01 - 12
ناشر Thomas_Habib
Telegram : @ThomasTW

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2018-06-07
تعداد دانلود: 23
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 162 خط.

،در ابتدای قرن نوزدهم

نیروی هواییِ جدید پادشاهی آلبیون ،که با نام ناوگان هوایی شناخته می‌شود

.دنیا را در دگرگونی بزرگی فرو برده است

با در دست داشتن «کِوارایت» و ...در راس کار بودنِ ناوگان هوایی

کِوارایت : ماده/جسمی ‌خیالی که خصوصیتی ضدجاذبه دارد .اولین بار از این ماده در کتابی نوشته اچ.جی. ولز نام برده شده است

پادشاهی آلبیون به بزرگترین قدرت بشریت .از زمان امپراتوری روم مبدل گشت

،ولی

،انقلابی سرزمین را به دو بخش شرق و غرب تقسیم کرد

بطوریکه که دیوار لندن پادشاهی آلبیون را .از بخش فدرال جدا ساخت

و ده سال بعد، لندن به خط مقدمی ‌برای .مبارزه‌ی مخفیانه جاسوسان مختلف تبدیل شد

پرونده 13 ام، دروغگوی ذاتی

قسمت 01

کـ ــ کی هستی؟

.یه فضاییِ رهگذر

چی گفتی؟

.از «سیاره مارمولک سیاه» اومدم

!این شوخیاتُ واسه خودت نگه دار

.شوخی ندارم

.اما دروغ گفتم

!اوناهاش

اون .. «کِوارایت» ـه؟

...مگه میشه .. اونم با چنین اندازه ای

...چیزه

!یه ماشین داره میاد

.ردیفه، میزنیم به چاک

.منتظرمون بودن

شماها دیگه کی هستین؟

دستور داریم تا وقتی تو توی غرب .پناهگاهی پیدا می‌کنی ازت محافظت کنیم

پس شما .. از بخش فدرال اومدین؟

هان؟ آنژ، مگه بهش نگفتی؟

.گفتم

.گفتم از «سیاره مارمولک سیاه» اومدیـم

!می‌گفتی جاسوسیـم

جاسوسا همیشه اینجوری کار می‌کنن؟

.خب، گه گاهی

.خنک سازی کامل شد

.از اینجا که رفتیم بیرون ازش استفاده می‌کنیم

.باشه

.خوش برگشتی

.ممنون

...خب

حالا که ردشون کردیم برگردیم؟

برگردیم؟

کجا برگردیم؟

.جایی که بهترین پناهگاه واسه توئه

.بعد یه نامه تو کیفم پیدا کردم

نامه؟

،آره. اول فکر کردم لو رفتم .ولی بعد دیدم روش گل گذاشتن

گل گذاشتن؟

دستور جدید بود؟

،کُشتی خودتو با کار .یکم از تحصیلت لذت ببر

خب؟ از طرف کی بود؟

.پسر دوم فرمانفرما روپرت

.ازم خواست بعد از مدرسه برم پشت زمین ورزش

می‌خواست باهات دوئل کنه؟

!نامه عاشقانه بود بابا

.میگم

اینجا کجاست؟

.مدرسه ست

.اینجا یه آکادمی‌ خوشنام و پرآوازه ست

.اعضای خانواده سلطنتی هم اینجا تحصیل می‌کنند

چرا اومدیم اینجا؟

می‌پرسی چرا؟

.چون ما دانش آموزای اینجاییم

.خوش اومدید، بچه‌ها

اوا، شما همون پناهنده هستید؟

از آشناییتون خوشوقتم، من ـــ

!میشناسمتون

...هر کسی تو این پادشاهی شما رو میشناسه

نکنه .. شما هم جاسوسید؟

شاهدخت؟

.بله، منم جاسوسم

.رو در اختیار گرفته E تیم اصلی ما پناهنده

.در حال حاضر اونو تو آکادمی ‌«می‌فرِ» ملکه مخفی کردن

.چه حیف واقعاً

.باید به شاهدخت کارهای مهمتری سپرده بشه

تیم دیوار چطور؟

.این برنامه جدیدمونه

.به هر دو تیم اطلاع بده

.پنجشنبه بعدی از دیوار عبور می‌کنیم

!صبح بخیر

اینقدر مجذوب مدرسه مون شدی؟

آه، می‌بخشید. نباید بذارم منو ببینن، نه؟

.حالا که می‌فهمی‌ مراقب باش

املت؟

.فقط همینو بلدم درست کنم

.نه، عیب نداره. همینم خوبه

!جان، چه خوشمزه ست

.داریم روز عبورت رو مشخص می‌کنیم

.تا وقتی روز معین میشه همینجا می‌مونی

...چرا

چرا دختری مثل تو جاسوس شده؟

.به دنیا که اومدم کلمه "جاسوس" روی پیشونیم حک شده بود

تمام دروغات بخاطر جاسوس بودنته؟

.حقیقت ماجرا زیاد جالب نیست

این چیه؟

.توالتته

!هـــه؟

اینو میگی؟

.آه

بازم دروغ گفتی؟

.اگه چیز دیگه ای می‌خوای بهم بگو

.هر چی بخوای واست فراهم می‌کنیم

حتی اگه کسی باشه؟

می‌تونید کسی رو هم پیشم بیارید؟

خواهرشُ بیاریم؟

...مگه اومده اوپرا ببینه

که اینقدر راحت دنبال آوردن یه نفر دیگه ست؟

به نظرتون بعدش تهدید می‌کنه که بدون خواهرش پناهنده نمیشه؟

.الانم همینکارو کرده

!پس کاریش نمیشه کرد

!دو نفری به غرب پناهنده میشن

.چه راحت ازش حرف میزنی

چیکار کنیم، آنژ؟

یعنی از چی حرف میزنن؟

همراهی که می‌خوان تو مهمونی داشته باشن؟

!اواااا

.اریک رو بیهوش می‌کنیم و تنها به اونطرف دیوار می‌بریمش

...دلت میاد

.درستش همینه. نباید خطر کنیم

میگم، حالا نمیشه بذاریم با هم پناهنده بشن؟

.آخه اگه از هم جداشون کنیم دلشون می‌گیره

شاهدخت، احساستونُ درک می‌کنم ولی ـــ

.من اطلاعاتُ بدست میارم

.من اطلاعاتُ بدست میارم

خواهرشُ پیدا می‌کنم و از اینکه .می‌خواد پناهنده بشه یا نه مطلع میشم

.و از اریک هم اطلاعات بیشتری جمع می‌کنم

...آهای، آنژ

...آهای، آنژ

.هنوز تا پنجشنبه چهار روز وقت داریم

!چه خوب

!ممنونم، آنژ

پس خواهر اریک تو این بیمارستانه؟

،آره. و چون دیشب از دست یه عده فرار کردیم .ممکنه اینجا واسمون کمین کرده باشن

داداشی؟

چرا دیروز نیومدی؟

میگم، شما امی ‌سان هستید، آره؟

تو کی هستی؟

.این گلا رو اریک اندرسون واستون فرستادن

گل؟

!آه، بله

!نگاه، چه خوشگلن

از اقوامتون هستن؟

چی از جونم می‌خوای؟

!می‌دونم دروغ میگی

!اینا رو داداشم نفرستاده

!مسمومیت کِوارایت؟

!بگو کی هستی؟

!خیلی نامردی که از اسم داداشم واسه گول زدنم استفاده می‌کنی

!من همش همین داداشمُ دارم

!برید بیرون! از جلوی چشمام گم شید

..ظاهراً امی‌ سان تو یه سانحه کِوارایت بوده

.و عملش پول زیادی می‌طلبه

.تو بدون من برگرد

چی شده؟

برمی‌گردی به «سیاره مارمولک سیاه» ؟

.می‌خوام کسی رو بیمه کنم

کسی رو بیمه کنه؟

.بله

.من که نمی‌فهمم کدوم حرف آنژ سان راسته

.گمونم خودشم نمی‌دونه

هان؟

Princess Principal subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left