Sleepy Hollow

Sleepy Hollow

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 4

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Sleepy Hollow S04E03 720p HDTV x264-AVS
Sleepy Hollow S04E03 720p HDTV x264-FLEET
Sleepy Hollow S04E03 HDTV x264-AVS
Sleepy Hollow S04E03 HDTV x264-FLEET
ناشر StarTak
►♣ WwW.Show-Time.iNFO ♣◄

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
تاریخ انتشار: 2017-01-22
تعداد دانلود: 40
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫آنچه در "سلیپی هالو" گذشت...

‫یه نفر داره شرارت های توصیف ‫ناپذیری تو شهرمون مرتکب میشه

‫دختری که تو رویا بود ‫دختر دیانا است؟

‫مالی شاهد بعدیه

‫چطور میتونیم یه بچه ی بی گناه رو به ‫جنگ بین خیر و شر بکشونیم؟

‫گول لهجه ی نجیبش رو نخور

‫ایکابد کرین راز هایی رو مخفی کرده

‫پیدا کردن هم وطن ایکابد ‫کرین به کجا رسیده؟

‫اون داره می یاد اینجا و ‫اگه شهرتش درست باشه،

‫مرگ و نابودی همراهش خواهد اومد

‫چه اعمال شرارت آمیزی تو این ‫لانه ی ترس و وحشت رخ داده؟

‫مستاجر قبلی در شرایط مرموزی ناپدید شد

‫حرومزاده پول دو ماه ‫اجاره رو هم بدهکار بود

‫نوازنده بود

‫تو که نیستی، نه؟

‫نه تو اینجور جاها، نه

‫بهم گفتن که میشه توی کمد جا شد

‫خب اگه بخوای، میتونی بری توش و جا شی

‫تو تبلیغ ننوشته بود که اینجا نور خوبی داره؟

‫نور خورشید سرطان زاست!

‫و این "مناظر خیره کننده" چطور؟

‫آه یه همسایه هست که موقع ‫حموم، کرکره ها رو میکشه بالا ‫(همه جای بدنش پیداست)

‫یکم کهنه ست، درسته ولی این ‫یه محله ی "لبه" ست، خب؟ ‫(رو به پیشرفت)

‫تا دو سال دیگه، کل این بلوک پُر از ‫مغازه های کاپ کیک و موسیقی فروشی میشه ‫(منظورش از مغازه های کاپ کیک میتونه بار و کلوب های شبانه هم باشه)

‫و اینم بستگی به تیپ و فازِ ‫گانگستری تون داره آقای کرین

‫چی ام...

‫چجوریه که قبلاً متوجه نشدم؟

‫مو های صورت و چکمه ها و تمایل به

‫- پنهون کردن چاشنی دونات ‫- آره

‫اگه ارزش قائل شدن به سیاست های پیشرو ‫طرح های ضدفرهنگی

‫و گوشت نمک زده ی پهلو و پُشت خوک ‫من رو به عنوان یه مرد خوشتیپِ پشمالو نشون میده

‫به درک، ولی این ‫خونه مناسب من نیست

‫خب پول اجاره ش یک چهارمِ ‫هفت جای دیگه ایی هستش که دیدین

‫برمیدارم

‫باشه

‫هی مرد حالا که با هم همسایه ایم

‫میتونیم با هم بزنیم بیرون، بازی کنیم و اینا

‫بله حتماً. خوشحال میشم

‫واقعاً بخاطر کمک تون برای پیدا ‫کردن یه خونه ی مناسب متشکرم آقای ولز

‫آه باعث افتخارم بود. خب ‫بعداً می بینمتون

‫آه جنی میلز؟

‫جیک ولز

‫اسمامون یکم...متشابهه ان

‫و به پیش

‫هی، آپارتمان رو گرفتی ‫گنجینه هم همینطور

‫شاهد بعدی رو هم میدونیم کیه

‫کی میخوای به دیانا ‫راجب مالی بگی؟

‫مامور توماس سختی های قابل ‫توجهی رو بخاطر دخترش تحمل کرده...

‫این راه قرار نیست هموار باشه

‫حس میکنم میخوای بهم بگی ‫که حقیقت دردناک رو بهش بگم

‫هرچه زودتر بهتر

‫گردن قشنگی داری مامان

‫چون اینو از یه"مودیلیانی" جوون میشنوم ‫(نقاش و مجسمه‌ساز برجسته یهودی‌تبار ایتالیایی)

‫پس به عنوان یه تعریف خوب قبولش میکنم

‫واقعاً... واقعاً قشنگه

‫میشه ببینم داشتی چی میکشیدی؟

‫اگه میخوای میتونی این رو داشته باشیش

‫من فقط باهاش کار میکنم مالی

‫صبرکن

‫تو بیشتر آدما رو میکشی، نه جاها رو

‫اینو کجا دیدی عزیزم؟

‫دیرت میشه مامان

‫آره درست میگی. بریم

‫میرسونمت پیش پرستارِ کلارا

‫نمیشه بمونم خونه؟ ‫یازده سالمه ها

‫- هنوز نه ‫- تقریباً شده

‫برو

‫تو آماده هستی ولی من نه

‫الگوریتمش قابل تطبیقه

‫براساس ورودی سوالی، نقاط ‫اشتعال پیش بینی کننده ایجاد میکنه

‫با گوی کریستالی فرقی نداره ‫(گوی ایی که توسط فالگیران برای دیدن آینده استفاده میشه)

‫راستش ما اسم برنامه رو همین گذاشتیم

‫و تو ساحل غربی بازخورد های خوبی داشتیم ‫ولی هنوز سرمایه گذار اصلی نداریم

‫آره، دنیای ریسک گریزی ــه نه؟

‫ولی میدونی چیه؟

‫با یه تماس تلفنی، میتونم سرمایه تون رو فراهم کنم

‫ولی انجامش نمیدم

‫- آقای درایفس اگه... ‫- نه نه

‫بخاطر نرم افزار یا بخاطر پولش نیست

‫بلکه بخاطر دید تون ــه

‫می دونی این شرکت شما ‫برنامه ی ده ساله داره

‫ولی برنامه ی 50 ساله تون کو؟

‫برنامه ی صد یا هزار ساله تون؟

‫من نمیخوام رو دور بعدی اوراق ‫قرضه یا سهام کم ارزش سرمایه بذارم

‫من رو چیزی کمتر از آینده ی ‫عصر انسان، سرمایه نمیذارم

‫گفتین اگه اومد، خبرتون کنم آقای درایفس

‫مردم این روزا هنوز از تابلو نقاشی استفاده میکنن؟

‫پس اومده ها؟

‫هیچ نظری داری که چرا اومده دی سی؟

‫برای فهمیدنش نباید خیلی منتظر بمونیم

‫به محض غروب آفتاب ‫اون راه می افته

‫درسته و وقتی بیاد،

‫مرگ و هرج و مرج هم همراش می یاد

‫"چراغ های جمعه شب" مردم ‫(اشاره به فیلم و سریالی معروف با همین نام)

‫پف و فیل و مشروب گرم،

‫و کولای گیلاس تون رو بیارین

‫عشق و حال قراره شروع شه

‫تا 25 دقیقه دیگه میرسیم خانم رئیس جمهور

‫کدِ اضطراری. بخوابین خانم رئیس جمهور

‫مستقیم بهش شلیک کردم ‫و سرش...افتاد

‫میدونم این به نظر دیوونگی می یاد

‫ولی این اسب سوار ‫بی سر بود، باشه؟

‫و همینطور داشت می یومد

‫همه ی ورودی و خروجی های شهر بسته شدن

‫وزارت امنیت داخلی، سرویس مخفی

‫و پلیس محلی همه تو وضعیت هشدارن و دنبال ‫کسایی میگردن که به رئیس جمهور شلیک کردن

‫و تنها چیزی که داریم ‫یه راننده ی اسکورت مُرده است

‫و یه نفر دیگه که همه فکر میکنن ‫گیج شده و حرفای عجیب غریب میزنه

‫ولی تو یجور دیگه فکر میکنی؟

‫من تنها کسی ام که یه احتمال دیگه ایی رو میبینه

‫و تو هم نزدیک ترین کسی هستی که ‫متخصص اینجور چیزای دیوانه واره

‫من یه شیطان و ساحره هایی رو دیدم...

‫ولی بازم اون بیرون هست نه؟

‫هیولا های دیگه؟

‫این یارو داره راستش رو میگه نه؟

‫حمله کننده یه تبر دستش بود؟

‫راننده ی اسکورت گفت که اون ‫یه تبر داغِ درخشان داشت

‫میدونی این چیه؟

‫پلیدی

‫اون اسامی و شکل های مختلفی داره

‫ولی عزمش، جزمه

‫اگه اسب سوار هدفش رو روی ‫رئیس جمهور قفل کرده باشه

‫هیچ چیز نمیتونه جلوی هدفش رو بگیره

‫به عبارت دیگه، امروز دوشنبه ست ‫(روز افتضاحیه)

‫ولگردِ بی روح

‫قاتل بی رحم

‫تجسمِ مرگ

‫اسب سوار تاریکی آخرالزمان

‫این موجودیه که باهاش طرفیم

‫با اسب سوار نمیشه منطقی برخورد کرد

‫اون یه موتور نابودی ــه یه دنده است

‫و وای بر کسانی که سرراهش قرار میگیرن

‫یه حسی بهم میگه که میخوای ‫بگی بالاخره پُست مون بهش میخوره

‫حدس میزدم اون حرومزاده ‫دیر یا زود خودشو نشون بده

‫خب من یه چند تا سوال فنی دارم

‫بی سره ها؟ خب پس چجوری نفس میکشه؟

‫چجوری ارتباط برقرار میکنه؟

‫یه چیزی مثل ابزارِ سوراخِ گردن داره؟

‫باید بدونم با چی سروکار دارم

‫مهم تر اینکه این چیز ‫دنبال رئیس جمهور

‫آمریکاست. چرا؟

‫تنها هدف اسب سوار در گذشته ‫پس گرفتنِ سرش بوده

‫آه افسانه ی اسکاندیناویِ "میمیر" ‫(غولی بود که در میان گروهی از خدایان به دانش و خرد شهرت داشت)

‫اون یه خدایی بود که تو یه جنگ ‫خدایی، سرش رو از دست داد، خب؟

‫و شاهِ خدایان با یه سری گیاه مومیایی اش ‫کرد و سر رو از نابودی حفظ کرد تا...

‫سر های مومیایی شده، رفیق؟

‫بهم بگو از گفتن این میخوای به کجا برسی

‫سرِ افراد سلطنتی تو فرهنگ های مختلف ‫به عنوان محافظ های قوی شناخته شدن

‫"پیگمه" ها همین جریان سر های خورد شده رو دارن ‫(گروه قومی که میانگین قد آنان بصورت غیر عادی کوتاه است)

‫آره می بینی، هرچی ‫شخص مهم تر باشه

‫طلسم تو سرش هم بیشتره

‫تو فرهنگ های زیادی این باور هست ‫که سران حکومت، قدرت های جادویی دارن

‫اسب سوار دنبال سرِ رئیس جمهوره

‫ولی چجوری جلوش رو بگیریم؟

‫راننده ی اسکورت میگفت که وقتی اسب ‫سوار دنبال رئیس جمهور میرفت، اون...

‫به مانعی رسید که نتونست ازش رد شه

‫شاید یه تحقیقاتِ دقیق تری از خیابونی که اسب ‫سوار به رئیس جمهور حمله کرد در جریان باشه

‫آه صبرکنین صبرکنین

‫ما داریم راجب یه تحقیقات فعال در رابطه ‫با سوءقصد به ریاست جمهوری حرف میزنیم

‫من شاید بتونم تو رو ببرم به صحنه ی جرم، کرین

‫ولی یه ارتش کوچیک(بقیه تون) رو نه

‫آه میتونی سیگنال یه بی سیم رو ‫تو یه متر بتن، تقویت کنی؟

‫از قبل انجام شده

‫خب پس میدونم چجوری میتونیم ‫اونجا باشیم و همزمان نباشیم

‫هیچ گروهی مسئولیت حمله به ‫رئیس مون رو برعهده نگرفته

‫این میتونه کار یه تیرانداز تنها باشه؟

‫یه راننده ی اسکورت کُشته شد

‫و دومی هم اونور مقاومت کرد

‫اسب سوار داشت دنبال کاروان ‫میرفت که یه چیزی جلوش رو گرفت

‫سی قدم به سمت غرب

‫دریافت شد

‫خب، هنوزم فکر میکنی کشیدن ‫نقشه ی تونل ها وقت تلف کردن بوده؟

‫من که آخر هفته ام رو اینجوری نمیگذرونم

‫هی صبرکن

‫چیزی راجب علامت های حجاری شده و کلمات رمزی میدونی؟

‫فقط اینکه کلمات رمزی میتونن علامت باشن ‫ولی علامت ها لزوماً کلمه ی رمزی نیستن

‫و اونی که روش وایسادی؟

‫مایایی ــه

‫"هوی" برای تقدیس کردن و مبارک خواندن

‫یکی دیگه اینجا هست

‫اینا قرن ها پیش حک شدن

‫"دوریدیک"

‫"دور" بلوط

‫یه کلمه ی مرموز برای باز کردن راه

‫تو...

‫کارت با کلمات خوبه

‫اگه همینطور بهم زل بزنی

‫یه چشمت رو از دست میدی

‫تو واقعاً به کیسش نمیخوری

‫میگن که تضاد ها باعث جلب توجه میشه

‫آره "اونایی که میگن" رو نمیشناسم

‫ولی طبق حرفای "سون تسی" ‫(نویسنده کتاب چینی هنر رزم در سال های 496 الی 544 قبل از میلاد)

‫جنگی که از قبل توش شکست خوردی رو نباید بری

‫اون هفت تا زن داشت

‫اینجا بود که اسب سوار دررفت؟

‫آره

‫گفتی 30 قدم به غرب ‫از آخرین موقعیتت؟

‫دقیقاً

‫خب ما دقیقاً زیرتونیم

‫و یه چیز عجیبی بالا سرمونه

More Farsi Persian subtitles for Sleepy Hollow

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left