نخستین 200 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(خانواده نمونه)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
،هروقت همچین چیزی اتفاق میفته همیشه منو یاد یه چیزی میندازه
هیچکس بیهوده نمیمیره
یه درسی هست که با هر مرگی باید یاد گرفت
خیلی سادهست
"خائن نباش"
انقدر سخته؟
اون بیهوده نمرد
حتی یه حرومزاده مثل اون هم با مرگش یه چیزی به شماها یاد میده
...پس
آماده اید یاد بگیرید؟
وقتی یه بار زنگ خورد، قطعش کن بعدش دوباره زنگ بزن
شماره دیگه ای رو جواب نمیدم
بیاین درست انجامش بدیم
و درس امروز رو جدی بگیرین
::::::::: آيــــ(خانواده نمونه)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
بعد از تحویل میاد؟
مشکلی بود؟- نه قربان-
برای اولین کارش خوب عمل کرد- حواست به پول ها باشه-
چشم قربان
جونگ به
خیانت به حساب میاد؟
اگر شکست بخوریم، خیانت به حساب میاد
،ولی اگر موفق بشیم نباید اسمش یه چیز دیگه باشه؟
یکم استراحت کنین قربان
این چیه؟
یه گوشیـه
مثل اون گوشیای که از طلا ساخته شده بود نیست
پس چرا یهویی اینجا پیداش شده؟
کارتل اصلی؟
بینگو
اینو ببین. یه گوشی 2جیـه، درسته؟
هیچکس دیگه این روزا از گوشی 2جی استفاده نمیکنه. اون دیگه کیه، یه غارنشین؟
تلفن های 2جی به سختی ردیابی میشن
برای آدماییـه که یه چیزی برای مخفی کردن دارن
،پس اگر بتونیم این رو بدست بیاریم !بازی تمومه
درسته- !واو-
پس آخرسر یه پیشرفتی کردین، مگه نه؟
همیشه یه قدم عقب بودین
کارتل اصلی کمک میکنه این آشفتگی جمع بشه
نباید الان از دستش بدیم
خوب حواستون به پروفسور باشه به عنوان شاهد بهش نیاز داریم
اگر حواستون نباشه، ممکنه بمیره- چشم-
خسته نباشین
ممنون- ممنون-
موفق باشین
خدایا، مگه چقدر خوردی؟
داری چیکار میکنی؟
با هم قرار میذارین یا چی؟- ای بزمجه-
تو که مشکوک تری- !آهای-
خدایا، انقدر زیاد زهرماری نخور
مستی پس رانندگی نمیکنی- بریم-
بعداً میبینمتون- خداحافظ-
چیه؟- جان؟-
،من میتونم مراقب کوانگ چول باشم پس پاشو برو یکم استراحت کن
اقدامات لازم برعلیه ساقیان مواد مخدر شروع شده و یونگ سو دیروز مغازه رو بست
بقیهشون دارن دستگیر میشن
دفعه آخر هم همین اتفاق افتاد، درسته؟- آره درسته-
یکی از داخله
هیون وو
هیون وو
هیون وو
مامان؟
ببخشید هیون وو
برای چی؟- برای اینکه امروز نیومدم دنبالت-
شام چی؟ میخوای برات یه چیزی درست کنم؟
رامیون خوردم
ولی یون وو هنوز نیومده خونه
خونه دوستش مونده
دیگه لازم نیست بیای دنبال من، مامان تو هم باید یکم استراحت کنی
ممنون
تو تنها کسی هستی که به من اهمیت میدی
بچه ها چی شدن- به زودی میرسن-
گفتی پول توی گاراژ بود؟- بله-
اگر آدمای کوانگ چول پیداشون شد، حسابشون رو برس
بکششون، برام مهم نیست- چشم-
هی، صبر کن
"0809"
باید مأمور تحویل باشه
با تشکر از کوانگ چول، زندگی اون بدبخت چیزی نمونده که به کلی نابود بشه
خسته نباشی، پول رو بذار اونجا
دوباره باهات در تماس میمونم
حواست به محموله باشه
وایسا، چه محمولهای؟
متأسفم
پیامت رو دیر دیدم
امروز یکم سرم شلوغ بود
یون وو چطوره؟
توی اتاقشه؟
فرار کرده
چی؟
از سرمایه پزشکی هیون وو استفاده کردی که یه پرفسور بشی؟
می یون بهم گفت از شوهرش شنیده
شروع کردن یه تجارت با بیونگ گو؟
کتاب های درسی؟
کی اصلاً با اون بهت اعتماد میکنه؟
تو یه استاد حق التدریسی که حتی نمیتونی شغل مناسب پیدا کنی
همه پول رو از دست دادی، مگه نه؟
نه
برش میگردونم
قسم میخورم
...ولی مسئله اینه که
آره خب
همیشه یه چیز دیگه بعد از اینکه قول میدی هست
...نه، اینطور نیست
نقداً برش میگردونم
اون گفت پولیه که نمیتونه از طریق بانک واریز کنه
چون سرمایه غیرقانونی یا همچین چیزیه
ولی خب، کی اهمیت میده؟
مشکلش چیه اگر نقدی بگیریمش، هان؟
اینطور فکر نمیکنی؟
!اون جو، صبر کن
تو بیونگ گو رو توی شرایط سختی میذاری
رشوهست، ممکنه شغلش رو از دست بده
بسم میخورم فردا برش میگردونم
متأسفم، اون جو
میشه انقدر معذرت خواهی نکنی؟
چرا همیشه باید از همدیگه معذرت خواهی کنیم؟
...این واقعاً
حس مزخرفیه
به خاطر تو، اوضاع اینجا داره افتضاح پیش میره
خب؟
کجایی؟
حیاط پشتی
فکر کردم فرار کردی اون پشت چیکار میکنی؟
چون هیچ پولی ندارم
توی این دنیا بدون پول هیچ کاری نمیتونی بکنی
پس بیا تو
برو بگیر بخواب
گرم بمون
وقتی مامان بابا خوابشون برد بهم پیام بده
باشه اگر چیزی خواستی بهم بگو
البته به جز پول
ای لعنتی
بیا تو دیگه، داره بارون میاد
نمیخوام صورت مامان رو ببینم وقتی خوابش برد بهم پیام بده
بذار به جای اون معذرت خواهی کنم
ببخشید
چه حرفا! چرا؟
تقصیر منـه که مامان بیشتر بهت اهمیت نمیده
همش مشغول مراقبت از منه
برو بابا
وقتی خوابش برد بهم پیام بده
خیلی خب، پس حداقل برو توی گاراژ
بیرون داره بارون میاد
...لعنتی
الان یکم سرم شلوغه
اگر بخوام زنده بمونم باید کار کنم
،با تشکر از اخطارت همه چیز بدون مشکل پیش رفت
زود جبران میکنم
یه سری آدم برات میفرستم تا بتونی یکم امتیاز بدست بیاری
اومدم پولم رو سرقضیهی تحویل پس بگیرم
چی؟
تو از کجا میدونستی؟
لعنتی، الان جدیای؟
اینکه اینجوری تعقیبم کنی تقلبه
فکر میکردم توی یه تیم باشیم
چی؟
لعنتی، این واقعاً یه دردسر جدیه
پلیس ها اینجا رو تحت نظر دارن حواسشون به کوانگ چول هست
باید چیکار کنیم؟
باید فقط پول رو برداریم؟
آخه چطوری اینکارو کنیم؟ دور تا دور اینجا دوربین دارن
پس، دربارهی اون یارو که فرستادیم سراغ کوانگ چول باید چیکار کنیم؟
نمیدونم، بیخیالش
لعنتی، پول دقیقاً اونجا روبهروی ماست
هی، بریم دیگه- چشم-
هی، دور بزن
اونجا سرد نیست؟
کجا داری میری؟- چی؟-
خودت چی؟
میرم دنبال یون وو باید برش گردونم خونه
پس خیلی دور نشو
بابا
مامان رفت دنبال یون وو
چی؟
یون وو توی گاراژ قایم شده ولی مامان رفت پیدا کنه
میشه حواست باشه که خیلی توی دردسر نیفته؟
اون گفت پولیه که نمیتونه از طریق بانک واریز کنه
چون سرمایه غیرقانونی یا همچین چیزیه
ولی خب، کی اهمیت میده؟
مشکلش چیه اگر نقدی بگیریمش، هان؟
اینطور فکر نمیکنی؟
اینجا نیست
چی؟
یون وو
چی؟
!اونجا نیست
چی؟
...نه، این فقط
...خدایا
یون وو کجاست؟
...اوه، خب
،به خاطر مامانت قایم شده بود ولی فکر کنم دوباره رفت
دارم میرم برش گردونم
برگرد داخل، هیون وو. باشه؟
الان صدای موتور سیکلت شنیدم
موتور سیکلت؟
برگرد داخل
No comments yet. Be the first to leave one.