نخستین 200 خط.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
!وایستا
.از این طرف ...شما سهتا برین سمت شرق. تو
.سلام ...وای خدا
.بپیچ اونور تکون بخور
از سر راه برو کنار، تفاله
چطور جرات میکنی؟
هفته بعد هم همین موقع، آقایون؟
.تو پولم رو برداشتی هی تو، برگرد اینجا
کجاست؟
.از سر راه برو کنار تکون بخور
!بجنبین، بپیچین اونور !بجنبین
!بوی گنـــد میده
حالا بیاین شمشیر رو امتحان کنیم
!وایستا !بگیرینش
گـــوه توش
دنبال چیزی میگردی؟
.شیر مادر حلال ممنون
اسمت چیه؟- رابین هود-
.داره فرار میکنی سریعتر، بگیرینش
رسیدیم، دختر جون
هیچجا خونه خود آدم نمیشه
دختر خوب
لیلین؟
سلام علیکم خواهر کوچولو
همونیه که فکر میکنم؟- شاید-
اون حیوون رو برگردوندی اینجا
که این یعنی اونها رو صاف میکشونی اینجا
.چیزی نمیشه جاشون میذاریم
به هر حال یه اسب جدید لازم داشتم
بجنب، داره دیرمون میشه
واسه چی؟ که همه غذاهامون رو رد کنیم بره؟
چرا باید همین یه ذرهای هم که داریم رو
بدیم به اونهایی که اصلا نمیشناسیم؟
از اولش هم مال خودمون نبودن
آره ولی دزدیدنشون هم خیلی سخته
!همه از پسش برنمیان، رابین
،اگه هیچکس کمکشون نکنه پس کی به دادشون برسه؟
مطمئنا ملکه و داروغه که همچین نمیکنن
انقدر ناله نکن
زود میرسیم به اردوگاه
همین پایینِ درهست
اما من الان گشنمه
.نگران نباش یه چیز خوب واسه شام درست میکنن
به این فکر کن وقتی این هیولا رو
،تحویل بردهدارها بدیم چی نصیبمون میشه
جان بزرگه امشب غذا میخوره؟
فکر نمیکنی به اندازه کافی خورده باشی؟
اصن واسه خوردن شراب شاهه که الان اینجایی
بعد هنوز به فکر شکمتی
،توی گودال نبرد تا وقتی نبری خبر از غذا نیست
.میبرم نگران اونش نباش
فکر کنم به همین زودیا "بشی جان "کوچیکه
بگیر که اومد، رفیق
.بفرما. اینم از این- وای خدا-
همش همینهاست
این چیه؟
.بهش میگن کشکنجیر یه جور ابزار محاصرهست
چندصدتا ازش دور تا دور جنگل شروود هست
همهشون از جنگ بزرگ به جا موندن
!نگهبانها
رابین تو هم دیدیش؟ خیلی وحشیانه بود
باید یه کاری بکنی
مشکل ما نیست، لیلین
میخوای بذاری ببرن بکشنش؟
نه، میرم دنبالش
باید یه زندان بین راهی همین اطراف باشه
احتمالا سمت زمینهای کنار رود باشه
.غذا و شراب و طلا هم دارن هرچیزی که لازم داشته باشیم
.من میرم یه سر و گوشی آب بدم همینجا منتظر بمون
.بذار باهات بیام- نه، زیادی خطرناکه-
.همینجا بمون تا صد بشمری برمیگردم. قول میدم
.همینجا منتظر بمون برمیگردم
تا صد بشمر
رسیدیم، پسرها
ببینین چی گرفتیم
یه هیولای بزرگ و مناسب که فردا به بردهدارها بفروشیمش
،حسابی میرزیها نمیرزی هیولا؟
بذار بیام بیرون تا نشونت بدم
چی واسمون آوردین، پسرها؟
آزادمون کن
صدای چی بود؟
اومدی
سعی داشتم توجهت رو جلب کنم
سعی داشتی؟
صورت خوشگلی داره، میدونستی؟
بیرون از این قفس بهتر میتونم بهت سرویس بدم
میتونی؟
و اونوقت راجع به چه جور سرویسی داریم حرف میزنیم؟
97... 98...
تا حالا زیر دامن یه خانم رو نگاه کردی، پسر جون؟
پسر، ببین چی پیدا کردم
یه جای کار میلنگه
ببینین چی اینجا داریم
!سریعتر بجنبین، باید برادرم رو نجات بدم
.بالای تپه یکم سمت راست
دوباره
.تکون بخورین خلاص شین. بدوئین
قراره جایزه روی سرم رو بیشتر کنه
در سراسر قلمروی پادشاهی
افراد داروغه ناتینگهام
قوانین بیرحمانه و سازشناپذیری
به مردم تحمیل کردن
شکار کردن منع شد
دامهای شکار مصادره شدن و به مغازههای لباسهای زمستونی دستبرد زده شد
همهشون رو بگیرین
همین؟
،علاقت به نگهبانهای چینی علاقه نسبتا گرونیه
.ازشون خوشم میاد حاضرجوابی نمیکنن
...داروغه
اینجا احظارت کردم چون به طلای بیشتری نیاز داریم
باید مالیاتها رو افزایش بدیم
.نه دیگه مالیات در کار نباشه
مردم از مالیات خوششون نمیاد
.باعث میشه ناراضی بشن و من مردم ناراضی به دردم نمیخورن
خیلی بدبختن
با قیافههای درهمشون توی فکر فرو میرن
مالیات در کار نباشه؟
ایده عالیایه، اعلیحضرت
باید خزانههای سلطنتی رو با فروختن هوا پر کنیم
میتونیم چنین کاری کنیم؟
حضرت والا، نمیدونم چرا
از این مزدور گستاخ حرفشنوی دارین
.چون آدم باکفایتیه کارها رو درست انجام میده
اگر باکفایته، پس چرا ما همیشه پولهامون رو به اتمامه؟
چون شما مفتخورها همه پولهای من رو هدر میدین
به نظر لازمه که آقای باکفایت کارشون رو انجام بدن
و واسهمون یکم طلا بیارن
.مهارتهاش یه جایی کم میارن- جدی؟-
دوست دارم بدونم کجا
.بکشش- با کمال میل-
داروغه، زحمتش رو میکشی؟
...ولی اعلیحضرت
چقدر باکفیات
حالا واسم یکم پول بیشتری بیار
سدریک، دوست قدیمی، چطوری؟
چشم ما روشن
شنیدم چیزی نمونده بود که بگیرنت
خوب، به نظر حرفهای بیهودهای بودن
هرکسی که بتونه از دست یه گروه از نگهبانهای سلطنتی فرار کنه
به نظر من که چیزیش نمیشه
به نظر یه نوشیدنی به خودت بدهکار باشه
به نظرم من هم همینطور
سه لیوان آّبجو
نه. دوتا
تو که نوشیدنی نمیخوری
کی میخوای از مثل یه بچه رفتار کردن با من، دست برداری؟
هروقت که دیگه بچه نباشی
میدونی چیه؟
یه لیوان کوچیک نینیطوری واسه خواهر کوچولوی نینیم
به سلامتی
حال بهم زنه
من میرم خونه
بعدا میبینمتون آقایون پیر - پاتیل
دردسرساز میشهها
!چه جورم
هرچند که ارثیه
چه کمکی از دستم برمیاد؟
خیلی کمکها از دستت برمیاد، عزیز دلم
...بگو ببینم
راجع به مجازاتِ شکار توی جنگل سلطنتی میدونی؟
.میدونم ولی من شکارچی نیستم
خوب، ما یه دزد شناختهشده رو
تا اینجا تعقیب کردیم
این دیگه از کجا اومد؟
تو که هیچی ازش نمیدونی، میدونی؟
رابین هود کجاست؟
روحم هم خبر نداره که راجع به کی صحبت میکنی
واسه ما ادای بیگناهها رو درنیار، خانم خانما
ما میشناسیمت
خودت و برادر دزدت رو
دزد؟ تنها دزد این اطراف تویی
مالیاتها و محدودیتهای شکارت
داره خون ملت رو میمکه و از گرسنگی به کشتنشون میده
چیزی که باید درک کنی، دختر کوچولو
اینه که آدمهایی مثل برادرت
کنار اومدن باهاشون هزینهبره
به خاطر اون، من مجبور شدم نگهبانهام رو ارتقا بدم
هیچ میدونی استخدام سربازهای مزدبگیر آسیایی چقدر هزینهبرداره؟
باور کن وقتی بگیرمش
حلقآویزش میکنم
تو بدین وسیله بابت شکار غیرقانونی در جنگل سلطنتی
و نگهداری از اموال مسروقه، بازداشتی و به مرگ محکوم میشی
.برین اون پشت مطمئن شین که فرار نمیکنه
برادرم خبردار میشه
واسش لحظهشماری میکنم
هرکاری میخواین باهاش بکنین
لیلین؟ !لیلین
لیلین
.شگفتانگیزه- همینطوره-
لحظه شگفتانگیزیه
خدمتکار، ممکنه کمکم کنی؟ این زره گیر کرده
دوباره؟
باید یه دونه جدیدش رو برات بگیریم
.خوبه ممنون
هوا خیلی خوبه و جمعیت هم اینجاست
.ضیافت شگفتانگیزیه ایدش مال خودم بودم
...سرورانم
سروران و بانوان و مردمان شریف
No comments yet. Be the first to leave one.