نخستین 200 خط.
هیاه
هیاه
ما از برنامه عقب هستیم
کامینا.
همین جا نگهش دار
خیلی خوب است که به ما نگفتی اینجا جایی است که میخواهی بیایی.
چرا اینطوری پسر وزغ؟
چون نخواهیم داشت این مکان خطرناک است
افسانه ای هست چهارصد سال پیش،
یک کشتی در نزدیکی اینجا توقف کرد و گنجی را پشت سر گذاشت.
باید گنج بزرگی باشد برای کسی که به انتهای زمین برود تا آن را پنهان کند.
و برای برخی از گرینگوها به همان اندازه پیش می رود تا آن را کشف کند. متعجب؟
تو پسر باهوشی هستی میگل.
و به همین دلیل، بهت اجازه میدم داشته باشی
برخی از چیزهایی که ما پیدا می کنیم
- آه، یادت هست که گفتی. - اوه، من.
اجازه میدم کمی از تو هم داشته باشه
دقیقا همین جا
به مردانت بگو از همین جا شروع به کندن کنند.
دهانه غار حدود دو یا سه فوت پایین تر است.
یک غار؟ این چیزی است که هندی ها می گویند.
مردانی که آمدند گنج را در غاری دفن کردند.
میدونی، این چیز شبیه صندوقچه گنج نیست، ها؟
بیشتر شبیه تابوت است
باز هم حق با شماست دوست عزیز
و در داخل آن باورنکردنی ترین گنج در کل جهان است.
تسمه ها را ببرید.
بیا دیگه. بازش کن
چه لعنتی!
پسرها، لیلیت را ملاقات کنید.
خودشه؟ این گنج لعنتی شماست؟
شرط میبندید که هست
این اینجا وحشتناک ترین زنی است که جهان تا به حال شناخته است.
و اون همش مال منه
ای بیمار، رقت انگیز، یه تیکه کوچولو
ما را تا انتهای زمین می کشید
برای یک سفت لعنتی؟
وامونوس!
این یک سفت معمولی نیست، دوستان من.
ده سال است که به دنبال این خانم کوچولو هستم.
من چهار گوشه ی زمین را جست و جو کرده ام...
فقط برای پیدا کردن قلبش...
تا بتوانم آن را به او پس بدهم.
آهان
ح... چطور این کار را می کنی؟
چی بگم بچه ها
من می دانم چگونه یک زن را روشن کنم.
لعنتی قرار نیست این اتفاق بیفتد.
بیدار شو
بیدار شو ای عوضی! لعنتی!
او را بپیچان ما او را با خود می بریم.
تو لقمه مریض
جف! آی جف، میرا آکوی! اهورا! iAqui است!
خدای من، خون خون
ای، مادرسیتا
اوه، مامان!
- اون چیه؟ - این یک خون آشام است.
مادر همه خون آشام ها!
بیا پیش من.
نه! نه!
آرام باش عزیزم
اون چیه؟
زیاد به سینما نمیروید، نه؟
"فیلم ها"؟
این تنها چیزی است که او را در صف نگه می دارد.
خون درون به هر کس کلید می دهد
قدرت کامل بر لیلیت
مهم نیست کلید کجاست.
در یک جیب
در گاوصندوق
یا درست در صورتش
اینطور نیست عزیزم؟
آهای خوشگله، اگه یکی دیگه بهت بدم...
چه کار می کنی؟
- ... قول میدی رفتار کنی؟ - هر چیزی برای تو، عاشق.
تو پسر عوضی
سپس صورت او را کنده، و او را می خورد!
می دونم. این... چندان هم به نظر نمی رسد،
اما تجارت خارجی خوبی انجام خواهد داد.
و نوار کاست... باور کن
می دانید آخرین تصویری که من کارگردانی کردم ثروت زیادی داشت.
و من نیازی ندارم به شما بگویم که این چه مزخرفی بود.
نه، شما این کار را نمی کنید. میدونم چه تیکه ی مزخرفی بود
جک! جک. چطور هستید؟
درود بر شما دوست من در تبلیغ شما
ما باید ناهار بخوریم باید، باید، باید.
چه بدجنسه اون پسر
وقتی هنوز در فیلم های سینمایی بازی می کردم،
نتونستم مجبورش کنم دوباره بهم زنگ بزنه
حتی یک تماس تلفنی لعنتی!
حالا، البته، مهره چپش را می داد تا با من کار کند.
و آجیل چپم را می دادم تا این ناهار تمام شود.
که مرا به این می رساند که چرا امروز اینجا از شما پرسیدم.
من و شما مدت زیادی است که با هم دوست هستیم.
مزخرف!
بله بله. داریم، نه؟
همونطور که تو این حس رو داری...
چون فکر نمی کنم این مقبره برای هر دوی ما به اندازه کافی بزرگ باشد.
به همین دلیل است که من دوست دارم ...
برای پیشنهاد یک مسابقه کوچک دوستانه
برنده همه چیز را می گیرد.
تو هستی رفیق
- یکی - دو
- سه! - سنگ من قیچی تو را می زند!
آن دست را به من بده
این یک ذره به درد نخورد.
برای دور دوم آماده ای؟
به دنبال آن برو!
خب بچه ها
به نظر می رسد رفیق شما، نگهبان سردابه، برای ترس از زندگی اش درگیر است.
اوم، منظورم مرگ است.
که به نوعی شبیه مرد داستان تلخ امشب است.
او در آستانه دیدار با غول رویاهایش است...
در ذره ای دانش ناپسند من می گویم ...
بوردلوی خون
...برای همه کسانی که بیش از همه به او احترام می گذارند،
کسانی که نمی ترسند بگویند، "من با خداوند راه می روم."
به همین دلیل است که همه اینجا در وزارتخانههای کنونی جهان هستند
کار خداوند را ساخته است... اولویت شماره یک ما.
و البته ما نمی توانیم این کار مهم را انجام دهیم
بدون کمک های سخاوتمندانه شما.
پس دسته چک خود را بردارید
و کمک کنید که چنگ لزج شیطان را از چهره بشر پاک کنید.
- کتاب مقدس به ما می گوید... - کالب!
کالب!
آیا شما از ذهن خود خارج شده اید؟
نیمی از محله می توانند این موسیقی را بشنوند!
خب من خیلی متاسفم. من باید عذرخواهی کنم.
آنجا! این برای نیمه دیگر است.
آیا این شما را می کشد که برای دو ثانیه از زندگی خود با ملاحظه باشید؟
آره آن را احتمالا.
خب عالیه
ساکت باشید.
با تشکر. به هر حال داشتم میرفتم بیرون
- کجا میری؟ - تو خواهر منی،
نه افسر آزادی مشروط من
بله، یک افسر آزادی مشروط دقیقاً همان چیزی است که شما نیاز دارید.
لعنت بهت
کالب، ببین، دنبال دردسر بیرون نرو، باشه؟
در خانه بمانید. لطفا؟
از چی میترسی؟
می ترسی که شاید من برم بیرون
و کمی لذت ببرید، به خاطر خدا؟
اوه میدونم چیه
می ترسی که شاید به جهنم محکوم شوم!
خب خواهرم برات خبر دارم من در حال حاضر در جهنم هستم.
- خفه شو! - تو خفه شو
شوت خوبی بود رفیق یکی دیگر، ما برنده هستیم.
- لعنتی! چی میگی تو؟ - خیلی خوب.
هی، پنج دلار اگر به او ضربه بزنی.
- پنج دلار؟ - پنج دلار در آجیل.
- جدی میگی؟ - چی؟
پنج دلار در آجیل، مرد.
- هی، شش دلار اگر نداری. - شش دلار؟
- ما اینجا شش دلار گرفتیم. - لعنت به اون ده دلار.
ده دلار لعنتی فهمیدی.
- اگر نداری شانزده دلار. - شانزده دلار!
- اونم 16 - می تونی شکستش بدی؟
- می تونی شکستش بدی؟ - خیلی پولداره داداش.
بسیار خوب، به نظر می رسد که ما برای خود شرط بندی کرده ایم.
بیا بریم.
بچسبش عزیزم
بیا بریم مرد
پسر عوضی!
ببخشید رفیق لیز خورد.
اینجوری بهش نگاه کن رفیق
حداقل پول آبجوها را می دهند.
بچه های من در آنها سوراخ خواهند شد.
ای کاش شما پسرها این بازی را متوقف می کردید.
آن نفرت انگیز است.
چرا نمیری بیرون و خودتو آروم نمیکنی؟
این ایده بدی نیست.
چطور، لوئیز، چرا نمیای اینجا
و یک تکه کوچک از آنچه در آنجا انجام دادی به من بده؟
تو برای من کمی جوانی عزیزم.
چرا وقتی مقداری مو روی آجیل هایت می روید برنمی گردی،
و ما در مورد آن صحبت خواهیم کرد
ای وای.
چرا نمیای به آجیل من نگاه کن؟ اونا خیلی خوبن
بچه ها اینجا جای خوابیدنه زودتر یا دیرتر.
این است که زودتر و دیرتر دراز بکشیم.
بچه ها من یه جایی میشناسم
خیلی دور از اینجا نیست
جایی که شما می توانید بهترین تکه لعنتی الاغ را دریافت کنید
در کل دنیای لعنتی
آنها دخترانی پیدا کردند که کارهایی را انجام می دهند
حتی نامی برای آن وجود ندارد
چرا لعنت نمیکنی
دارم در مورد این حرف می زنم که خیلی خوب شوم
ممکن است بتوانید سه روز بعد به خانه خزید.
باشه. باشه. برای تلفن های موبایل بسیار شدید. باشه مرد؟
325 بومونت.
بیداری کانینگهام را بخواهید!
ای دیوانه، لعنتی چشم حشره!
بهتره بری لگد میزنم مرد
- باورت میشه این احمق رو؟ - او دیوانه است، مرد.
- او دیوانه است. - یو، کالب.
کجا میری مرد؟
کجا فکر میکنی لعنتی بیداری کانینگهام
- چی؟ - شما بیدمشک ها می آیید یا چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.