نخستین 200 خط.
،در شمال دورسرزميني بي رحم قرار دارد
جايي که شب هايش چندين ماه طول ميکشد .و زمستان هايش بسيار سخت است
اين سرزمين وايکينگ هاست
اين جا فرماندهان خشمگين جنگجويانشان را به نبرد هدايت ميکنند
...حمله
سلام؟
کسي خونه نيست؟
،به ثور قسم ......نه
،مثل هميشه ما حمله کرديم و هيچ کس اونجا نبود
يعني خدايان از دست ما عصبانين؟
سخن خدايانو گوش کنيد
نصف يک نون بهتر از هيچيه
يک جوجه گرما رو به دست مياره-
رمز گشا ، براي يک بار هم که شده مفيد باش
...اودين مي-
چطوري دشمنامون بي هيج اثري غيب شدن؟
اودين ميگه که
ترس به اونا بال داده
چرا اينو ميگي رمزگشا؟
اين چيزي که بهش ميگي ترس به اونا قدرت پروازو داده؟
نه،اين فقط يه اصطلاحه ...تصور کن اگه مي تونستيم پرواز کنيم
...ببخشيد، فکر کنم تو از چيزي که من گفتم اشتبا
ما بايد قهرمان ترس رو پيدا کنيم کي اين جادو رو به ما ياد ميده؟
با ترس که به ما بال ميده هيچي نيست که جلومونو بگيره
به زودي به همه جهان حکومت ميکنيم وايکينگ ها با ترس از پس همه چي بر ميان
ما بزرگترين جوجه ترسوهاي تاريخ هستيم ...بزرگترين بچه ننه ها
ترسوها ترسوها
ترسوها ...ترسوها
من به کسي که اون قهرمان رو برام بياره هر چي بخواد ميدم
هر چيزي؟
رمزگشا، مي توني انجامش بدي؟
اودين ميگه که قهرمان ترس
...اينجاست
...خب
دقيقا اينجا
آستريکس و وايکينگ ها
ولي انگشت سرنوشت به کجا اشاره داشت؟
يک روستا در فرانسه تنها جايي که بر عليه رومي ها مانده بود
مردمي که احترام، نظم و فهم داشتند
سلام آبليکس- هي..آستريکس-
امروز اتفاقي افتاده؟
خب نه راستش- رومي ها مشکلي درست نکردن؟-
نه- من از اونا نميترسم
تو ميگي ماهي هاي من موندن؟- نه، از اين بدتره، اينا آدمو ميکشن-
من فکر ميکنم يک چيزي اين جا کمه- نه، نميدونم چيه-
شايد يک جنگ با ماهي درست وحسابي-
در واقع فکر ميکنم اين جا در حال حاضر يک جنگ با ماهي هستش-
واقعا؟-
ميخواي شرکت کني؟- ...فکر نکنم-
...آبليکس، سنگا نه باشه- باشه، اما اينا تازه ان-
دعوا رو تمومش کنيد
گفتم بسه- بسه
من يه نامه از برادرم دابلهليکس دارم
جنگجوي معروف و مشهور قهرمان جنگ گاگويا
کسي که دوشادوش ورکينگتوريکس جنگيده
خب، خبرا چيه؟
آ...بله. اون پسرش جاستفورکيکس رو از پاريسيوم(همون پاريس خودمون) به اينجا فرستاده
حالا .. شما بهترين سربازاي من هستين
من مرد کردن جاستفورکيکس رو به شما ميسپرم
ما اونو بهترين سرباز فرانسويي که تا حالا بوده ميکنيم
ما بايد براي اين افتخار جشن بزرگي بگيريم
خب شما خودتون ميدونيد چيکار کنيد
هي رفقا
خب پس تويي؟ البته که آره
جاستفورکيکس
اين پسر برادرمه
...جنگجويي معروف و مشهور، قهرمان جنگ گر
آره آره
اينا بهترين سربازاي منن. آستريکس و آبليکس
اونا مسئوليت تمرين دادن تورو دارن
سلام
هي اونجارو نگا، اون پرنده توئه؟
آره، اون اس ام اسه سرويس پيام کوتاه
من با اين به همه جيگرام پيغام ميدم
فکر کنم شما از تکنولوژي خارج از اين جاي مزخرف هيچي نمي دونيد
هي غذامون چيه؟
ما غذاي خوشمزه اي درست کرديم اين ماهيا زياد تازه نيستن-
من بهت گفتم.. تازه نيست؟چرا تو-
من فکر ميکنم اين در مورد پاريسيوم عاليه ...بيست و چهارساعته
...خب ميدونيد تمام شب رو خوردن خيلي عاليه
يکم کباب گراز مي خواي؟ نه راستش.. نه. من گوشت نميخورم، گياهخوارم
سبزيجات؟
..تو ميدوني که همشو ميخورم ديگه، زود باش
فقط يک ذره امتحان کن
موقعي که من همسن تو بودم غير از گراز هيچي نميخوردم
پودينگ گراز، کيک گراز، کيک گراز با مربا
بهش فشار نيار، نميخواست بخوره
آستريکس بهش نگاه کن فقط پوست و استخونه
اگه ميخواي ازش يه سرباز بسازيم بايد زورش کنيم غذا بخوره
اوه پسر اين واقعا چرته
تو ميخواي چيکار کني؟ تو فقط با خودت بخون
بربر
ميخواي برقصي؟ ..با اين؟ نه راه نداره-
آهنگ سلتي عطيقه اس
خب گرووي چطوره؟
بزار نشونت بدم ما چه درب و داغونايي هستيم
هي تو ديوونه اي داداش؟
اوه آره من داغونم
مطمئني همه چي درسته الف؟ گرزت، تعويض لباس زير زرهت؟
بابا لطفا...اين 34 يا 35 امين غارتمه
عسلم يه لحظه مياي؟ باشه عزيزم-
موقعي که مشغول غارت بربرا هستي يادت نره تو معبداشون سر و گوشي آب بدي
و يک جفت صندل هم بيار
باشه عزيزم واينم يه ليست از اسباباييه که ميخوام-
همه چيزايي که من ميخوام خيلي ارزون تموم ميشن اما بشقاباي شيک، ميز، قفسه
و کابينتايي از چوب بلوط راحت جمع ميشن
فهميدي؟ آره وايکيا-
راستي ميتونيم از يه جفت جديد اسکلت استفاده کنيم
دنبال دوقلوها ميگردم
خب وقت رفتنه؟ من آمادم
ابا، من صد بار بهت گفتم
اين يه سفر تفريحي نيستش، کاريه
بابايي لطفا...خواهششش
بزار براي يک بارم که شده باهات بيام و ديگه مزاحمت نمي شم، قول ميدم
...خب تو
هي صبر کن..اصلا
زنا و بچه ها بيرون نميرن
چرا؟ بحث نکن، من بهت گفتم-
به ثور و اودين قسم
و جرئت نداري منو بزني خانم جوان
من برات يه ليست ديگه آماده ميکنم
زنا و بچه ها حق ندارن بيرون برن
دختر بودن مزخرفه
جاستفورکيکس
وقتشه که تمرين کني تا جنگجوي بزرگي بشي
حتي ظهرم نشده. منو تنها بزار
آبليکس- ميتونم؟-
...دز... دزداي دريايي
فر..فر..فرانسويا
...مرد بودن مزخرفه
آقايون برادرزادم کارش چطوره؟
عالي...اون کارشو عالي انجام ميده خب شايد عالي کلمه دقيقش نباشه
اوه آره، اون کارش واقعا درسته. بيا فقط بگيم ما بيشترين تلاشمونو ميکنيم
مينا اونو بيار اينجا برو ديگه
.نه. اونا نه
لطفا. لطفا منو با اونا تنها نذاريد
اين چيزيه که بهش عالي ميگيد؟؟ پيشرفت بزرگ؟
من بهتون ماموريت دادم تا از اون يه مرد درست کنين
هيچکس ازم نپرسيد من ميخوام مرد باشم يا نه
کافيه...تو ادامه ميدي
و شما دوتا بهتره کاري پيدا کنيد که دوست داشته باشه انجامش بده
آ...خوبه
ما داريم براي يه مهموني يا اينجورچيزي آماده ميشيم؟ يه جورايي-
اما اول بايد يکم از اون بياي بالا
اوه...ممنون پسرم
من اونو نميخورم! طبيعي نيستش
هي صبر کن.. صبر کن...اين برات خوبه هي...رفتنشو نگا-
.اين تورو مرد ميکنه اين باعث ميشه موهاي سينت در بياد
تو رو سينت مو نداري بيا دربارش فکر کن...هيچکدوممون نداريم
آبليکس
...بگير سالمون ياگراز؟
سالمون، گراز؟ سالمون-
سالمون، گراز؟ سالمون-
سالمون
ميدوني...من تورو نميشناسم آره-
آبا، تو اينجا چي کار ميکني؟ من بهت گفتم نميتوني بياي
من ديگه تو خونه نميمونم
تو فکر ميکني درسته با زنا مثل برده ها رفتار کني؟
...آره
...ما يه روز با مردا برابر ميشيم آره-
تموم شد؟ ...نه، هنوز تموم نشده
زنا هم ميخوان پرواز کنن ما هم ميخوايم ترس رو ياد بگيريم
ما هم ميتونيم مثل مردا بترسيم
اون کيه؟ اون دخترم کد برينه-
دخترت يه مرده؟
خشکي روبرومونه
خب آقايون. همه سر جاهاشون برگردن و کمربنداشونو ببندن
ما براي پهلو گرفتن آماده ايم
...بچه ها...من در اين مورد مطمئن نيستم
.فقط آروم باش. اين مثل سرگرمي ميمونه ...ميدوني...همه ميرن
مهموني اينه؟ ...ميتوني اينو بگي-
براي آرامش روم
اون چيه؟
زنده باد سزار
...اون اولاگينوسه. اين دوروبرا جديده
ميتونم حساب اين يکي رو برسم؟ ...نه اونو براي بچه بزار
آره آستريکس اونو بزار براي بچه
خب خب آروم باش
خب اولياحضرت افتخار ميدين؟
...با شماره سه تو ديوونه اي؟-
...يک من يه صلحجو هستم-
...دو من نميخوام با کسي بجنگم-
سه
آره...تو اوليشو زدي
اونا حيوونن
بزار از اينجا برم در پشتي سمت راست آخرين چادره-
ممنون
هي بچه داره درگيرش ميشه ميدونستم خوشش مياد-
ديوونه...همشون ديوونه ان
وايکينگ ها...آههه
اولين غارتمه، نميتونم صبر کنم
حتي دربارش فکرم نکن تو تو قايق ميموني تا برگرديم
...چي؟ تو نميتوني اينکارو بکني
آره ميتونم
من ميخوام بيام، تو نميتوني مجبورم کني
آره ميتونم
...آره اوه آره؟-
آره
خب آقايون. خودتون ميدونيد چرا اينجاييم
اما اين دفعه از کشت و کشتار و غارت خبري نيست
No comments yet. Be the first to leave one.