SING "YESTERDAY" FOR ME

SING "YESTERDAY" FOR ME (イエスタデイをうたって)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

Specials

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Yesterday Wo Utatte 03
ناشر AnimeSubtitle
https://animesubtitle.ir/

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-04-27
تعداد دانلود: 43
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 138 خط.

هاه‏‏‏،‏‏‏ بارونه‏‏‏.‏‏‏

رفیق‏‏‏،‏‏‏ امروز رو می‌تونی بری خونه‏‏‏.‏‏‏

من به رئیس میگم‏‏‏.‏‏‏

ممنونم‏‏‏.‏‏‏

چرا دنبالم میای؟

آخه مسیرمون یکیه‏‏‏.‏‏‏

هی‏‏‏،‏‏‏ راستی بهم بگو‏‏‏.‏‏‏

در مورد چی؟

در مورد پیدا شدن سر و کله رقیبت دیگه‏‏‏.‏‏‏

می‌خوای بدونی که چی بشه؟

چرا کنجکاوم؟

چون رفتم به شیناکو‏‏‏-‏‏‏سنسه اعلان جنگ کردم‏‏‏.‏‏‏

اینطوری‏‏‏،‏‏‏ هیچکدوم از ما نگران صدمه زدن به هم نیستیم‏‏‏.‏‏‏

منظور من چیز دیگه‌ای بود‏‏‏.‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏.‏‏‏

من اون آدمی نیستم که تو فکر می‌کنی‏‏‏.‏‏‏

از حرف زدن با من به نتیجه‌ای نمی‌رسی‏‏‏.‏‏‏

براحتی می تونی مخ بقیه رو که دنبالت هستن رو بزنی‏‏‏.‏‏‏

نه ازت متنفرم نه چیزی دارم‏‏‏،‏‏‏

اما فکر نمی‌کنم بتونم باهات خوب باشم‏‏‏.‏‏‏

دیگه بیشتر از این مخم نمی‌کشه‏‏‏.‏‏‏

ریکو‏‏‏،‏‏‏ اونقدری که فکر میکنی در مورد اینکه کی هستی امید و آرزو ندارم‏‏‏

اینو خودم می‌دونم‏‏‏.‏‏‏

تو الان کلی فکر تو ذهنت داری‏‏‏.‏‏‏

در مورد خودت و در مورد شیناکو‏‏-‏‏سنسه‏‏.‏‏

منم مثل دونده‌ای هستم که دیر شروع کردم‏‏.‏‏

اما اشکالی نداره‏‏.‏‏

مهم نیست تو کی رو دوست داری‏‏.‏‏

من هیچی ازت نمی‌خوام‏‏.‏‏

خوب‏‏،‏‏ البته که دوست دارم یه زمانی تو عاشقم بشی‏‏.‏‏

اما الان‏‏،‏‏ خیلی خوشحالم که دارم اینکارو می‌کنم‏‏.‏‏

این عجیبه؟

ای بابا‏‏.‏‏ الان خوب متوجه شدم چه حسی داری‏‏.‏‏

ریکو‏‏،‏‏ عشق چیه؟

من از کجا بدونم؟

چجوری باید بدونم؟

منم نمی‌دونم‏‏!‏‏

دیروز را برایم بخوان

سام علیک‏‏.‏‏

اوه‏‏،‏‏ هارو‏‏-‏‏چان‏‏.‏‏

ریکو کجاست؟

متاسفانه‏‏،‏‏ امروزم مرخصیه‏‏.‏‏

هه؟ امروز سه روز شد‏‏!‏‏

خب خب‏‏،‏‏ بجاش من چطورم؟

خب‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

خب؟

ولی فکر کنم بخاطر سرماخوردگی باشه‏‏.‏‏

شیفتام خیلی سخت شدن‏‏.‏‏

شاید زیادی معطلش کردم

اگه نگرانشی‏‏،‏‏ بهش یه زنگی بزن‏‏.‏‏

شماره شو ندارم‏‏.‏‏

ها؟ نمی‌دونی؟

اصلاً بهت نمیاد‏‏.‏‏

می‌دونم‏‏.‏‏ همیشه خودم رو تحمیل می‌کنم‏‏.‏‏

آخه وقتی میام اینجا می‌تونم ببینمش‏‏.‏‏

میخوای شمارشو بهت بدم؟

اما اول باید ازش اجازه بگیرم‏‏.‏‏

باشه اشکالی نداره‏‏.‏‏ تو استثنا هستی‏‏.‏‏

نوناکا

بالاخره تبم اومد پایین‏‏.‏‏

گشنمه‏‏.‏‏

شیناکو؟

چرا‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

افکودا‏‏-‏‏کون بهم گفت که مریض شدی‏‏.‏‏

شام خوردی؟

نه‏‏.‏‏

پس‏‏،‏‏ بیا‏‏.‏‏

سبزیجات خرد شده و برنج تاکومی‏‏.‏‏

یه پیرمرد رو می شناسم که اون هم مثل تو مریض شده بود‏‏.‏‏

پیش اون کلی غذا درست کردم که برای تو هم آوردم‏‏.‏‏

اشکالی نداره؟

خیلی ازت ممنوم‏‏.‏‏

تا سرد نشده برنج تاکی‌کومی رو بخور‏‏.‏‏

خب‏‏،‏‏‌فعلاً‏‏.‏‏

خیلی ممنونم‏‏!‏‏

افکودا‏‏،‏‏‌ دستت درد نکنه‏‏.‏‏

یجورایی عذاب وجدان دارم‏‏.‏‏

ولی‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

اونها یجورایی بهم شبیه هستند‏‏.‏‏

سوپرایز‏‏،‏‏ ریکو؟

بهتر شدی؟

آره‏‏.‏‏

راستی‏‏،‏‏ کینوشتا‏‏-‏‏سان کجاست؟

سرماخوردگی تابستونی داره‏‏.‏‏

خب‏‏،‏‏ بگذریم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

ریکو‏‏،‏‏ بریم سینما‏‏.‏‏

ناماگوراست و هیتودران نبرد در دریاهای جنوبی

‏‏‏‏"‏‏‏‏هیتوران و ناماگوراست‏‏‏‏:‏‏‏‏ نبرد در دریاهای جنوبی؟

من خودم علاقه‌ای ندارم‏‏.‏‏

یه مشتری اینو بهم داد‏‏.‏‏

آه‏‏،‏‏ همون بار رو میگی‏‏.‏‏

یعنی چجور مشتری ای بوده؟

بیا یکی از اون زوج‌های عجیب و غریبی باشیم که میرن فیلمهای ترسناک می‌بینند‏‏.‏‏

خوب باشه‏‏،‏‏ پسش بده‏‏.‏‏

سرما خوردنت تقصیر من بود‏‏.‏‏

می‌خواستم واست جبران کنم‏‏.‏‏

نه‏‏،‏‏ اون که تقصیر تو نبود‏‏.‏‏

خب از یکی دیگه می‌خوام ‏‏.‏‏

بده‏‏.‏‏

کی گفت نمیام؟

میای؟‏‏!‏‏

خب کی بریم؟

خیلی نزدیک اومدیا‏‏.‏‏

با اجازه تون‏‏.‏‏

بازم می‌بینمتون‏‏.‏‏

لعنتی‏‏.‏‏

صد ینم رو خورد‏‏.‏‏

هی تو‏‏.‏‏

یکم از این باقی مونده ها می خوای؟

ا‏‏-‏‏اشکالی نداره؟

اشکالی نداره ‏‏.‏‏

امروز روز خوبی داشتم‏‏.‏‏

خوشحالیم رو دارم قسمت می‌کنم‏‏.‏‏

لباس فرمت مال مدرسه تویزومی نیست؟

به میلک هال یه سر بزن‏‏.‏‏

آه‏‏،‏‏ اگه اومدی‏‏،‏‏ صبح‌ها بیا‏‏.‏‏

چقدر خوب‏‏.‏‏

من زیاد اهل فیلم نیستم‏‏،‏‏

ولی تو فیلم خیلی دوست داری‏‏.‏‏

کیوکا‏‏-‏‏سان‏‏،‏‏ نمی‌تونستم تصور کنم از فیلم‌های هیولایی خوشت بیاد‏‏.‏‏

می‌تونی الان بری خونه‏‏.‏‏

داره دیرت میشه‏‏.‏‏

آه‏‏،‏‏ به هر حال‏‏،‏‏ کارم داره تموم میشه‏‏.‏‏

اما‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

هیچ اشکالی نداره‏‏.‏‏ خونه‌ام نزدیکه‏‏.‏‏

راستی هارو‏‏-‏‏چان‏‏،‏‏ خانواده‌ات الان توی توکیو هستند‏‏،‏‏نه؟

بله همینطوره‏‏.‏‏

حدوداً دو ایستگاه فاصله داره‏.‏

اگه اینقدر بهت نزدیکن چرا تنهایی زندگی می‌کنی؟

اشکالی نداره می‌پرسم؟

خب واقعیتش‏.‏‏.‏‏.‏

پدربزرگم سه سال پیش مرد و خونه‌اش به ما رسید‏.‏

و همینطور‏،‏ کانسکه به من رسید‏.‏

و خرت و پرت‌های ریز و میز‏.‏

خانواده‌ات می‌دونند تو اینجا کار می‌کنی؟

درسته صبحها اینجا قهوه میدیم‏ اما شبها الکل سرو می‌کنیم‏.‏

خب بهشون نگفتم‏،‏ اما فکر کنم می‌تونند باهاش کنار بیان‏.‏

تمام تلاشمون رو می‌کنیم که تو زندگی هم دخالت نکنیم‏.‏

پدر و مادرت احساس تنهایی نمی‌کنند؟

More Farsi Persian subtitles for SING "YESTERDAY" FOR ME

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left