هماهنگ با نسخه‌های زیر

3-gatsu no Lion - 11
ناشر shahrzad ar
http://forums.animmania.com/

برچسب‌ها

TS
تاریخ انتشار: 2016-12-27
تعداد دانلود: 34
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 198 خط.

سال قدیم

،بعد از اینکه تمام مسابقه های سال برام تموم شد

.مریض شدم و تب شدیدی داشتم

،خزیدم تو اتاق تیره و تارم

.و 31 دسامبر، اخرین روز سال رسید

.من...تشنمه

...آب

...باید...باید یه چیزی بخورم

.و بعدش داروهامو بخورم....

...ولی فقط یه قرص برام باقی مونده

...باید برم بخرم...ولی نمیتونم

...چه دردسری

...برام غیر ممکنه

.اوه خب. دوباره میخوابم

.من میخوابم

میخوابم و وقتی بیدار شدم .تبم پایین رفته، انگار نه انگار که تب داشتم

.روزهاست که تو اپارتمان موندم

به خاطر تب، .یه خواب رو بارها و بارها دیدم

.خوابی که از وقتی بچه بودم بارها دیدمش

خوابی که توش از پله برقی خیلی خیلی طولانی بالا میرم

.چیز ترسناکی نیست

فقط بالا و بالاتر میرم ....و وقتی به بالاترین نقطه میرسم

.هیچ راه برگشتی وجود نداره....

کیه؟

کی اونجاست؟

.چقدر پر سرو صدا

.لطفا تمومش کن

.نمیتونم. نمیتونم از جام بلند بشم

!ری

!ری

چی؟ م-مومو

!ری

ری-چان

چرا؟

!میدونستم سرما خوردی

!خوبه، حمله- !مفهوم شد-

!هورا! خونه ی ری

!هینا، بالشت رو بگیر - !گرفتم-

....آه،اوم

.ری، موبایل، کیف پول و کلیدهات رو بردار

پیژامه ات تنت باشه ولی یه کت روش بپوش

.بیا،این شال گردن رو ببند

.تاکسی پایین پله ها منتظرمونه

تاکسی؟ چرا؟ کجا میخوایم بریم؟

میپرسی کجا؟

!معلومه میریم دکتر

اگه انفولانزا داشته باشی .اینجا قرنطینه میشی و ازت مراقبت میشه

...ولی اگه فقط یه سرماخوردگی باشه

.میاریمت خونه خودمون

.بفرمایید

.خوب شد که انفولانزا نبود

چون تو خونه هم فرد مسن داریم .هم بچه ی کوچیک ، باید مراقب باشیم

.فرنی تخم مرغه. بخور

.آشپزخونه ات رو دیدم یه مدتی هست چیزی نخوردی، نه؟

با ترشی آلو که مشکلی نداری؟ . باهاش قاطیش میکنم

وقتی به خاطر تب مزه دهنت بد میشه .این طعمش رو تغییر میده

.بیا،ری. گردنت رو بکش

این حوله میره دور گردنت .وقتی عرق کردی عوضش میکنیم

.فرنی رو که بخوری عرق میکنی

برای اینکه تبت پایین بره باید حسابی عرق کنی

ما کلی حوله داریم برای همین .هی عوضش میکنیم

.و بعدش، ببخشد

.فقط میخوام عرق پیشونیت رو پاک کنم

!مومو، اگه میشه

!ضربه

جتی از قبل هم نرم و گرم تر شده

.ب-بابت غذا ممنونم

!مومو هم میخوام بابت غذا تشکر کنه

.ببخشید، ولی این برای ری ـه

!خوبه حسابی غذا خوردی. افرین

بیا چای بخوریم .بعدش میتونی دراز بکشی

طب داخلی

...ولی اول

.زنگ بزن خونتون تو مجیرو .احتمالا نگرانت هستن

.ولی ، الان من خودم تنها زندگی میکنم .پس فکر نکنم مشکلی باشه

نارنگی،هاه؟- ... از مرکبات خوشم نمیاد-

...نارنگی،نارنگی

!هممم

خودت تنهایی،هاه؟

.لطفا بزار موبایلت رو ببینم

گوشیت برای سه روز خاموش بوده،نه؟

شارژ

تماس ها پدر کودا تماس بی پاسخ پدر کودا تماس بی پاسخ پدر کودا تماس بی پاسخ کاواموتو تماس بی پاسخ پدر کودا تماس بی پاسخ پدر کودا تماس بی پاسخ

نگو برای خودت تنها زندگی میکنی .وقتی بقیه انقدر نگرانت هستن

درسته؟

.بله

...آلو؟ ام

.پدر، ری ام

ری؟ خودتی؟

حالت خوبه؟

چی شده؟ سرما خوردی؟

تلفنت رو جواب نمیدادی .برای همین داشتم میومدم اونجا

مطمئنی حالت خوبه؟

همون لحظه که صدای پدر رو از پشت تلفن شنیدم

.فهمیدم که چقدر بی فکر بودم

.از صداش میتونستم بفهمم چقدر نگرانم بوده

.من یه احمقم

،افکارم هی تو سرم میچرخیدن

ولی در اخر .فقط به فکر خودم بودم

کیریاما، حالت چطوره؟

میتونی بلند شی؟ بیا یه چیزی بخور .و بعدش دوباره داروت رو بخور

.میدونستم

.وقتی آی-کو آمد بهم بگو

.وقتی سایوری ایشیکاوا آمد بهم بگو

...لطفا وقتی موقع خوردن شد

.بیدارم کن....

.میدونستم اینجوری میشه

.قبلا حتی از این هم بدتر بود

ززززز

.سه نفر دیگه هم بودن، برای همین خیلی شلوغ بود

خرناس خرناس

واقعا، انگار که داشتیم اکسیژن کم میوردیم

...سه نفر

.اوه،درسته

.پدرشون

،هر سال به اون چهره های خوابآلو نگاه میکردیم و غر میزدیم

.موقعی که مادر و مادربزرگ و من مشغول تمیز کردن بودیم

،اینجوری میدیدیم که سال قدیم تموم میشه .و سال جدید میاد

.باید یه دلیلی داشته باشه

.که هیچکس تو این خونه راجع به پدرشون حرفی نمیزنه

.خب، بیا بخور، ری. باید گشنه ات باشه

،راحت خوابیده بودی .برای همین بیدارت نکردم

.بیا ترشی آلو هم اضافه کنیم

وقتی تب داری این مزه بد دهنت رو خوب و تازه میکنه

هاه؟ اینو قبلا هم گفتم ،مگه نه؟

.مادر هر موقع سرما میخوردم اینو میگفت

.من هم همون حرف رو دارم میزنم

هر وقت میشنیدم که این رو میگه .«با خودم فکر میکردم«باز داره اینو میگه

.ولی خیلی آرامش بخش بود

.مثل کلماتی جادوی بودن .کلمات جادویی مادر

ولی قبل از اینکه مومو بتونه اونها .بشنوه ،مادر رفت

.طفلکی

...ام

.واقعا بهم کمک کردین

.ممنونم

تو روز به این مهمی،،شب سال نو ،با اینکه جزوی از خانواده ات نیستم

.من رو اوردی اینجا و ازم مراقبت کردی

.اشتباه متوجه شدی. من میخواستم که بیای

.تو کسی هستی که بهم کمک کردی

اگه الان اینجا نبود، احتمالا من

.داشتم تنهای اینجا رو تمیز میکردم و گریه میکردم

ه-هی،کیریاما، تو چرا داری گریه میکنی؟

!اوه ، نه ، من هم

همینطور که داشتیم فین فین میکردیم ، و دنبال دستمال میگشتیم

صدای نواخته شدن زنگ سال نو رو از تلویزیون شنیدیم

و این سال با پایان تاثر انگیزش .تو آسمون محو شد

من انقدر حواسم به تنهای خودم بود که

که نتونستم متوجه تنهای کسی دیگه ای بشم

.هر زنگ سال نو به افکار احمقانه ام به آرومی ضربه میزنه

مثل رودخانه ای بزرگ و در جریان .سال جدید به ارومی وارد میشد

سال قدیم

سال جدید

!هی

که برچسب چسبونده روی کمد من ؟

!ب-بخشید

خدایا! میدونین کندنش چقدر سخته؟

!ببخشید

...مامان...چیهیرو

یه خواب؟

!ری!صبح به خیر

ری، میتونی بلند بشی؟ . خواهر گفت وقت صبحونه است

.صبح به خیر

تبت چطوره؟

.فکر کنم خیلی پایین رفته .باید الان دیگه خوب باشه

.صبح به خیر

.صبح به خیر. سال نو مبارک

!آره، سال نو مبارک

!کلی تبلیغ آمده

سنگنین

!مومو! دارم روزنامه میخونم

کیریاما، یکم موچی میخوای ؟ چی روش بریزم؟

!سس سویایی شیرین برای من بریز

!مومو پنیر میخواد

.پس برای من هم پنیر بریزید

!خب، بیاید ادامه بدیم

!سلام

.بزار ببینم

.هنوز یکم داغه

.خب، بیا اول غذا بخور .بعدش داروهات رو باید بخوری

.بیا ، پات رو ببر زیر کرسی

پیژامه پات رو گرم نگه نمیداره نه؟

داغ داغ

کشش

پستچی بود؟

!آمد! کارت پستال های سال نو

هورااا

.این برای من، برای خواهر

.برای من، برای من، برای خواهر، برای پدر بزرگ

.برای موم هم هست- واقعا؟-

چیه؟

چیه؟ این دیگه چیه؟

همم هممم، چی چی ؟

خب؟ کلی نامه گرفتیم؟

آره! شاید ما یه !کارت پستال هدیه سال نو بگیریم

اوه، برای مومو هم امده؟

.خوش به حالت

از طرف مهد کودک و پزشک اطفال

!آره

March Comes in Like a Lion subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for March Comes in Like a Lion

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left