نخستین 200 خط.
چرا حرف نمیزنی؟ از دست من عصبانی هستی؟
نه! ترسیدم چون همینالان فهمیدم حامله هستم.
و آره، یکم از دست تو عصبانیم
چون این ماجرا خیلی جدیه
و تنها چیزی که میتونی بهش فکر کنی
ترکیب کردن اسمامونه .تا یه اسم عالی ازش دربیاری
خب، حالا میدونیم هیدن یا دیلی میشه.
ببین، این چیز زیباییه.
محصول عشق ما.
محصول عشق ماست دیگه، نه؟
آره، دیلن، حساب و کتابش رو کردم.
آخرین باری که حساب و کتاب کردی مجبور شدیم یه انعام 300 دلاری بدیم.
اوه، نمیدونم چیکار کنم.
این چطوره؟
هیلی گواندلین دانفی ...
با من ازدواج میکنی؟
شوخیت گرفته الان؟
ما رو تصور کن که از راهرو داریم میایم
من یه لباس نفسگیر سفید پوشیدم
و توئم هر چی میخوای پوشیدی.
- من با تو ازدواج نمیکنم! - باشه.
باشه، قدم به قدم.
.ویتامین و رژیم غذایی سالم برات مهیا میکنیم
دیگه الان باید به یه نفر غذا بدی.
ایول، آبنبات چوبی!
چطور به مامانم بگم؟
این تنها چیزیه که همیشه بهم میگفت نکنم
و تو کسی بودی که بهم میگفت این کارو باهاهش نکنم.
آره، تو این کار ترکوند.
امیدوارم هوش بچهمون به اون بره.
چرا تو نترسیدی؟
چون این یه چیز خوبه،
نیست؟
من...
نمیدونم.
آه.
خدای من، باید برم سر کار.
کاری که دوستش دارم که حتی نمیدونم...
با یه بچه میتونم انجامش بدم یا نه.
فقط... ام...
نیاز دارم تنها باشم.
اوه.
13دلارشده، حالا سه رو بگیر ...
50دلار بذار.
خیلیخب، تامپسون، خلاف برو!
پیتکاوسکی، برو!
!نگاشون کن
چه ریدمانی. تمرکز ندارین!
بهشون گفتی مرغ نخورن، درسته؟
پرندهی اضطرابزاییه.
قبل از بازی باید پستاندار مناسب رو بخوری
گوشت گوسفند یا گاو.
خیلیخب، بچهها، بیاین اینجا!
یالا، جمع شین!
داریم واسه بازی قهرمانی شهر آماده میشیم
و جی داره بهم کمک میکنه.
واسه سالها حامی تیم بودم.
...که معمولاً یعنی یه چک از طرف
."بنیاد "پریچت اهمیت میده
ما از ورزشکارا حمایت میکنیم
و تو یه کلاس دیگه بهشون دربارهی صنعت کمدسازی یاد میدیم
مسئله خیلی مهمیه.
خیلیخب، این بزرگترین روز زندگیتونه
!و شما اون بیرون مثل یه مشت دختر بچه میمونین
چی شده، پیتکاوسکی؟ یادت رفته عروسک باربیت رو بیاری؟!
مربی، ما باهم حرف زدیم
زبونی که این اواخر دارین ازش استفاده میکنین
خب، ناراحتکنندست.
و سکسیستـیه
و یه خورده دست کم گرفتن جنیست.
داره چه اتفاقی میوفته؟
دوست داریم به همون شیوهی روحیهدهندهی قبلی برگردین.
خیلیخب، میدونین چیه؟
این فوتباله!
چتون شده، سوتین تمرینیتون خیلی تنگه؟
مربی تاکر!
خواهش میکنم همین الان بیا به دفترم!
نه عزیزم، نمیخوام برم فرودگاه دنبال خواهرت!
اوه، شرمنده، دارم با دوست دخترم حرف میزنم
و تصادفی دکمه میکروفن رو فشار دادم!
جدیداً خیلی داره بهم زور میگه!
اوه، نه عزیزم، نه
نمیخواستم اینو بشنوی.
نه، نه، نه، تو همهچیز منی. معلومه.
واسه خودم و میچل یه بلیط گرفتم
که فیلم "امپراتوری ضربه میزند" از سریِ جنگ ستارگان رو توی «پالم اسپرینگز» ببینیم.
...همراه با پرسش و پاسخ از بزرگترین ستارهی دنیا
.جورج لوکاس
خیلی هیجان دارم چون فکر میکنم میچل
برادریه که هیچوقت نداشتم.
نمیدونم چرا نمیتونیم بیشتر باهم وقت بگذرونیم
تقصیر هیشکی نیست. به جز ...
کم و کلر.
میدونی، تا حالا اینقدر خوشحال نبودم.
و نگاه کن، ما تو "یوکایپا" هستیم.
و آهنگ اسمش شبیه حرف زدن ایواکاست.
قبل از اینکه گی بودنم رو اعلام کنم یواشکی به یه بارِ گِیها در یوکایپا میومدم.
آدم فکر نمیکنه که شهرهای کوچیک هم .بارِ مخصوص گِیها داشته باشن
.آه، آره
،به گیهای محلی سرویس میدن
،به گیهایی که هنوز اعلام نکردن به همه ،گِیهای تازهکاری که دنبال قایقهای گیگونهشون هستن
،یه جورایی مثل آزمون بازیگری خارج شهر .تا بتونن وارد قلب تئاتر در برادوی بشن
هر موقع با تو وقت میگذرونم چیزای جدیدی یاد میگیرم.
یادته قبلاً بهم گفتی موقعی که میرقصم بشکن نزنم؟
انگار سعی داشتی کره بادوم زمینی رو از روی انگشتات پاک کنی.
حرفش شد، من خیلی گرسنمه.
اون بار همبرگرهای فوقالعادهی داره.
اگه میخوای واسه نهار نگه داریم؟
من اجازه دارم بیام تو؟
کی میدونه؟
فقط بشکن نزن.
اوه!
فکر میکنی بتونم تو این بترکونم؟
مردم هنوز میگن "بترکونم"؟
منو ناراحت میکنه وقتی ازم میپرسی
آدمای جوون چی میگن.
- الکس؟ گلوریا؟ - آه!
- سلام. - سلام.
اینجا چیکار میکنی؟
،یه لباس سکسی میخواستم
پس از گلوریا خواستم تو خرید بهم کمک کنه.
به مامان توهین نباشه،
ولی یکم زیادی محافظهکار لباس میپوشه
در حالی که گلوریا میدونه چه لباسی انتخاب کنه
که کمک کنه
این جیگر رو بندازم بیرون.
آخ، الکس بیخیال.
.یه جوری بگو کسی باورش بشه
فقط اومدم اینجا که یه کفش کم قیمت و پاشنه تخت بخرم.
همونی که سی ساله دارم میپوشم.
شما اینجا چیکار میکنین؟
- اوه، ما فقط ... - نه، ما ...
،داشتم جداگانه خرید میکردیم، خندهداره
و یهویی بهم برخوردیم!
درسته؟
آره، خیلی خندهدار بود.
من داشتم خرید میکردم و بقیهاش همونی که خودش گفت.
خندهدار بود.
خب، چی خریدی؟
اوه، نه، نه، نه، مال من نیست.
مال اونه. میشه یه لحظه بگیریش؟
دستام خسته شدن!
اینو ببین، شبیه "ملکهی سبا" میمونه
همهی ما واسه اون کار میکنیم.
داره بهمون خوش میگذره.
امم!
همبرگرش عالیه.
این محل عالیه.
این شهر کوچیک گیها روزم رو ساخت.
آره، منظورم اینه که اونا مجبورن تو سایه زندگی کنن
ولی بعضیوقتا میان که سیب زمینی بخورن.
خدای من!
اون گیل تورپه؟
ما همه همدیگه رو نمیشناسیم، فیل.
اونی که ریش داره.
هیچ زنی اینجا نیست.
اونجا، دشمن خونی منه.
چیکار میتونه اینجا داشته باشه؟
امم، شاید من یه نظریه داشته باشم.
خدای من!
داره تظاهر میکنه گی هست.
نه.
چه بازی داری در میاری، گیل؟
نیکول زود میاد؟
جلسهی صدا درمانیـش به نظر دیر شده بود
مناسبت خاصی داره؟
چرا ساندویچ بزرگ میخوری؟
آه، این یه ساندویچ معمولیه.
- سلام، هیلی. - سلام.
چرا یه ساندویچ بزرگ دستته؟
این یه ساندویچ... مهم نیست.
نیکول، میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟
البته.
آه ...
ببین، یه شرایطی پیش اومده.
که یه خورده گیج کنندست.
هنوز دارم سعی میکنم هضمش کنم، ولی من ...
- پرگو . - چی؟
- خدایا، میدونستم. - چی؟!
همون پریگو، هرجوری که تلفظش میکنن
اسم اون وبسایت فشن ایتالیاییه پرمدعا
- اوه. - یه نفر بهم گفت سعی دارن
یکی از کارمندای منو بقاپن. و من این اجازه رو نمیدم.
پس، چی میخوای؟
خب، ...
مشکل لقب، مشکل پول. تو ترفیع میگیری.
تو رئیس جدید وبسایتهای Activewear و Zeitgeist هستی.
خدیا من، این شغل رویایی منه.
به مشاور راهنمام گفتم
که میخوام این کارو بکنم ولی بهم خندید.
خیلیخب، همگی.
بیاین، داریم جشن میگیریم.
و یه چاقو بیارین که بتونیم اینو به 20 قسمت تقسیم کنیم.
مربی تاکر! دانش آموزا توی یه کلاس محافظت شده هستن
و خوب نیست
که شما که با مزیت سفید پوستی به اینجا اومدین
بهشون زور بگین.
مزیت؟ من حقوق معلمی رو میگیرم و گی هستم.
آره، دیگه گی بودن تو رو به اونجایی که قبلاً میرسوند، نمیرسونه.
حالا اگه ترنس بودی، کارمون ردیف میشد.
No comments yet. Be the first to leave one.