نخستین 200 خط.
از وقتی رسیدیم اینجا ،هر روز یه مبارزه بوده
و قطعاً به سهم خود .با سختیهای زیادی روبرو شدیم
ولی در ضمن سهمی از .اتفاقهای خوب هم داشتیم
،اینجا هدف جدیدی پیدا کردم
.یه زن شگفت انگیز، پارا
حالا میترسم که .راه برگشتن پیش اونو پیدا نکنم
.لوکاس، من باردارم
.بهترین چیز زندگیم رو از دست دادم
از اون زمان، فکر میکنم .همه رو رها کردم و گذاشتم کنار
.توسط یه دایناسور، بهمون حمله شد
.من باید برم
!نمیتونم اونم از دست بدم
فکر میکنی شفق اونا رو فرستاده سال 65؟
.آره
.چیزی رو که مال خودمه پس میگیرم
مایا اشمیت، رئیس یه شرکته ."به اسم "ریساندر گروپ
نیروی هوایی باهاش قرارداد بسته ،تا هواپیماهای جنگندهای بسازه
.با قابلیت سفر در زمان
توی اون ریزتراشه همه کدهایی که .این امکان رو فراهم میکنه قرار داره
.فوراً اینو ببرین آزمایشگاه
.ما باید جلوش رو بگیریم
.باید خودمون رو به پایگاه برسونیم
.موقعیت درست جلوتره
.اینجا جاییه که ایو رو نگه داشتن-
.قراره یه بازداشتگاه اینجا باشه
.من شفق سال 65 رو میبینم
مایا تو سال 1965 .یه عملیات کامل انجام داده
،اینجا جاییه که ایو رو پیدا میکنی
.و جاش و رایلی
.پس این جاییه که باید بریم
هیچی جلودارم نیست تا زمانی که .خونواده ام رو برگردونم
بهترین ها را با ترافیک نیم بها از وب سایت مووی زون دانلود کنید @Movie_Zone_co
.هیچوقت از این منظره خسته نمیشم
اولین باری که بهم نشونش دادی یادته؟
آره، البته که یادمه .قرار دوم بود
.قرار سوم
.قرار دوم مسمومیت غذایی بود
.درسته
،و توی سومین قرار عکسمون رو روی شاخهای از اون درخت
گره زدیم و قرار گذاشتیم که تو اولین سالگرد ازدواجمون
.برگردیم اینجا تا ببینیم هنوز اونجاست یا نه
.و بودش- .درسته-
به نظرت آخرین موردی که گذاشتیم، هنوزم هستش؟
.خب، میتونم نگاهی بندازم
همینجا باید باشه، درسته؟ .آره-
.نمیبینمش
.روبان سبز
،باید بگم خیلی هیجان زدهام .و وحشت دارم
.آره
.ولی فکر میکنم براش آمادهایم
.آره- .آره-
.باشه، باید یه قولی بهم بدی
اون چیه؟
،هر بار که باردار میشی
،باید دقیقا به همین شکل بهم بگی
،دقیقا تو همون محل .درست اینجا
هر بار من... فکر میکنی قراره چند تا بچه داشته باشیم؟
. 12، 10- .اوه، خدای من-
پس یه کار سخت و چالش برانگیزی در پیش داریم، مگه نه؟
.آره، همینطوره
بابا، خوبی؟
،آره، فقط .داشتم به مامانت فکر میکردم
.خب، یه قدم به پیدا کردن ایو نزدیکتر شدیم
.خیلخب
،احتمالاً 18 ساله .با موهای تیره
خب با فرض اینکه، بخاطر سرقت ،بزرگ ماشین، دستگیر نشیم
برنامه چیه؟
.میریم به یه پارک صنعتی تو پاسدنا
.یکی از پایگاههای عملیات ریساندره
.اونجا مرکز بازداشت طولانی مدت اوناست
.جاییه که ایو هست
.درسته
ولی درضمن یه ساختمون هم دارن
.که پر از سرورهای کامپیوتره
چرا اینقدر برات مهمه؟
چون جاییه که تموم تحقیقاتشون .در مورد ریزتراشه ذخیره شده
.باید نابودش کنیم
با چی؟
.با یه ماده منفجرهی پالس الکترومغناطیسی
.یه پالس الکترومغناطیسی تقلیل یافتهست
به ترانسفورماتور برقشون وصلش میکنیم
.و هر چی که به دست آوردن میسوزه
باشه. راحته، درسته؟
.هی
،با بیمارستان های محلی تماس گرفتم
گفنم دنبال "جین دو" 19 ساله .با آسیب شکمی میگردم
.فکر کنم رایلی رو تو "سدارز" پیدا کردم
.خب، این خبر خیلی خوبیه- .آره، جاش میتونه پیشش باشه-
.باید بریم بیاریمشون .نه، صبر کن-
باید تقسیم بشیم و اونجا رو بگیریم .خودتون هم که دیدینش
این شفقها، میتونن .تو یه لحظه از چشمک زدن بیوفته
اونی که ازش گذشتیم ،فقط سه ساعت مهلت داره
.حداکثر چهار ساعت
.کادیلاک رو ببر
مطمئنی؟- .آره-
.یه ماشین دیگه میگیریم .متشکرم-
.موفق باشی
لس آنجلس، 10،000 سال قبل از میلاد
،میدونم که احتمالش خیلی کمه ،ولی امیدوارم
.به زودی با ایو برگردن اینجا
ولی اون شفق آبی ،میتونه تو ببره خونه
.همین الان، برگردیم سال 2021
شاید تا وقتی که .فرصت دارین همه باید برین
نظرت چیه؟
.نمیدونم چطور بدون بقیه بریم
ما میرم قلعه
.و بقیه افرادتون رو میاریم اینجا
.متشکرم- پترا چطوره؟
نمیتونم بدون اینکه بدونم .جاش امنه تنهاش بذارم
.اون بچه ها ما رو رسوندن اینجا
.شاید چیزای بیشتری بدونن .با من بیا-
هی. پترا کجاست؟
.دختر مایا
.دقیقاً بهمون بگو که کجای پایگاه لادراست
میدونم که از کارت دسترسی .برای رفتن به پایگاه استفاده میکنن
.پس بیا ببینیم میتونیم پیداش کنیم
.آره
.اسکات
.این مال یه نفر از افراد قلعه بوده
.هی
.این انگشتر مال همسرمه
از کجا آوردیش؟
!جواب منو بده، لعنتی
!حرف بزن .تو گشتزنی بودیم-
.گروهی از روستاییان رو پیدا کردیم
.اونا مرده بودن
.بخاطر حمله دایناسورها
کجا؟
،پنج مایلی شرق .کنار یه روستای متروکه
.یه رشته صخره هم نزدیکش بود
بیا، تای، همه اینا معناش اینه که یه سرنخ پیدا کردیم، باشه؟
.فقط ببینیم به کجا میرسه
مرکز تحقیقاتی پاسدنا سال 1965
ایز، هلنا؟
.بابا
بچه ها، منتظر چی هستین؟
.نه، نه
.لیوای گفت ایو اینجا بوده
.بوده" بهمون کمکی نمیکنه"
باهاش چیکار کردن؟- .شاید ایدهای داشته باشم-
.این فهرست زندانیهاست
...نوشته دارن یه نفر رو منتقل میکنن
به پایگاه هوایی لادرا .در 10000 سال قبل از میلاد
.خب، مطمئنم که ایوـه- چرا مایا اینکارو میکنه؟-
.اون که میدونه واسه ریزتراشه میایم
یه تفنگ رو سر ایو ممکنه .ما رو وادار کنه تجدیدنظر کنیم
.خیلخب، انگار که تازه رفتن
.باید به سمت شفق رفته باشن
.شاید بتونیم جلوشون رو بگیریم
.من از سرورها مراقبت میکنم
.تو همسرت رو بگیر- .ایز، بیا بریم-
.رایلی
امیدوارم که چیزی باشه که تو .میگی، نه تاثیر مورفین
.منم
.سلام
.متاسفم که اینقدر طول کشید تا پیدات کنم
.میبخشمت
این ذرهای از یه ترفنده .از 10000 قبل از میلاد تا سال 65
.لطفا بهم بگو که جاش رو پیدا کردی
،اون اینجا نیست
.ولی تو رو پیدا کردم
.نگران نباش، پیداش میکنیم
.تو تب داری
.فکر میکنم بهت آنتی بیوتیک ندادن
.تو دهه 60 که واقعاً چیزی نیست
.میخوام نگاهی بندازم هنوز حساسه؟
.البته
اینجا حساسه؟- .آه، آره-
اسید معدهات چطوره؟
.خیلی بد
موضوع چیه؟
.بهم بگو
،اشعه ایکس اغلب ازش عکس نمیگیره
،ام آر آی هم هنوز اختراع نشده
ولی بر اساس علائم تو بخاطر حمله دایناسورها
.ممکنه دیافراگم پاره شده باشه
میتونستم؟
به همین دلیله که میخوام .به یه بیمارستان مدرن ببرمت
چطوری؟
.یه شفق هست که میره سال 2021
.همین الان میتونیم بریم
.بابا
.مشکل تنفسی دارم
.بابا
.رایلی- .نمیتونم نفس بکشم-
.ببین، یه رشته صخره اینجاست
میتونه جایی باشه که .اونا حلقه رو پیدا کردن
.ببین، بیا از هم جدا بشیم .اینجوری زمین بیشتری رو پوشش میدیم
.تای؟ تای، باهام حرف بزن
پارا بهم کمک کرد تا دوباره بفهمم .قرار بوده چه کسی باشم
...بدون اون، من
.احساس میکنم دوباره خودمو گم کردم
.دقیقا متوجه منظورت شدم
.میدونم در مورد چی حرف میزنی، اسکات
میدونی؟- .آره-
،وقتی تو سال 2021 همدیگه رو دیدیم
تو بهم در مورد کسی که ،ازت دور شد گفتی
.در مورد حلقه تو کیف پولت
.آره
.آره، امیلی
No comments yet. Be the first to leave one.