نخستین 200 خط.
به نظر نمیرسه با همسرت رابطه محکمی داشته باشی
ببخشید؟
رابطه ما خیلی هم معرکه ست
درباره اخراج شدنت که بهش دروغ گفتی
...تو درباره دلیل اصلیه
تعطیلات رفتنت دروغ گفتی
که در حقیقت این بود که میخواستی شغلت رو پس بگیری
تو خودت به همسرت همه چی رو میگی؟ آره
چرند نگو نه من نمیتونم پوشک بچه بخرم عزیزم
...چون من با خطرناکترین تبهکار کشور
وسط یه تحقیقات فدرال هستم
چون اون پشت سرش 10 کیلومتر جسد از خودش بجا گذاشته، دلیلش اینه
تو رو نمیگم، دارم شوخی میکنم
خیله خب باشه، زودی برمیگردم خونه
دوست دارم، خدافظ
عذر میخوام، کجا بودیم؟
وسط بحث دروغ گفتن به زنش بودیم این واقعا بده
من همسرم رو خیلی دوست دارم
سلام، من نیت هستم
سلام نیت، از دیدنت خوشبختم
...میدونم یخورده دارم سریع پیش میرم، ولی
من دوست دارم باهات برم بیرون
واوو
من میریزم روت صبر کن نیت
فکر کنم دوست دارم
بله
و ما اینجوری با هم آشنا شدیم
تو که واقعا اینجوری یادت نمیاد، میاد؟
همه چیزایی که الان گفتم حقیقت داشت
...اگه از اسمای خودمون استفاده نمیکردی
اصلا متوجه نمیشدم که داری داستان خودمون رو تعریف میکنی
درباره چی داری حرف میزنی؟
این دیگه کیه؟
الو؟
الو، ناتانیل شما کی هستین؟
منم ونسا کیه؟
از سر کاره فقط میخواستم بدونی...
بسته خیلی مهمت بزودی به اورلاندو میرسه
اورلاندو؟
...ما که رو همچین نحوه ارسالی
توافق نکرده بودیم
برای فورت لادردیل توافق کردیم چون من قراره اونجا باشم
شرمنده، نقشه عوض شد
من همراه فرشته خودم کیلب هستم
ما تو حرکتیم
ازت میخوام یکم بیشتر توضیح بدی
اون خواننده اصلی گروه جامائیکایی به اسم فداکارانه ست
اونا پنجمین گروه راک معروف و عرفانیِ ریچموند هستن
این توضیحی نبود که میخواستم
خیله خب، یه سر بهت میزنم، خدافظ صبر کن
میشه درباره خاطرات ساختگی ای که برای خودت درست کردی بیشتر حرف بزنیم؟
من دروغ نمیگم
خیله خب چی شده؟
تلفن کاریه
کار خیلی تخمیه
ترجمه از احمد007
اون تابلو رو میبینی؟ نوشته به راننده دست نزنید
هی، دفعه دیگه موبایلت رو بذار کنار
تقصیر من نبود
تمام حرفم اینه که شاید بعضی وقتا جزئیات رو یادت میره
...و بعد برای خودت یه داستان سر هم میکنی
و از چیزی که واقعا اتفاق افتاده بهتره
آره، بهش میگن داستان سرایی چون گفتن حقیقت میرینه به همه چی
نه نمیرینه چرا میرینه
آدما نمیتونن حقیقت محض رو تحمل کنن
چرا، میتونیم
تو خیلی معرکه ای
آخ، تو چه مرگته؟ چرا گازم میگیری؟
چون هنوز ناهار نخوردم
پس برو یه ساندویچ بگیر بخور من غذاهای انگشتی دوست دارم
چیکار داری میکنی؟
نه، چیکار داری میکنی؟ چیکار داری میکنی؟
شل کن
چه غلطی...چی؟ زودباش دیگه، بذار انگشتت کنم
نه، بکش بیرون از کونم اینقدر بچه نباش
درد میگیره شل کن
چرا اصلا اینکارو میکنی؟
تو چه مرگته؟
یه چیزی سراغ دارم که شلت میکنه
چه غلطا
اون دیگه چی بود؟ چی؟ خودت گفتی دوست داری پارتی بگیری
آخه این کجاش پارتیه؟
اوه، راست میگی
بیا روی تابوت کارمون رو کنیم نه
تو چه مرگته؟
خودت ضرر کردی
هی، هی، هی اون رو از کجا گیر آوردی؟
اون یارو بهم داد
متاسفم، اون خیلی جوون بود
ما قبلنا با هم موج سواری میکردیم
اگه خودش اینجا بود ازم میخواست همین شکلی لباس بپوشم
هی سلام
من نیت هستم
سلام، از دیدارتون خوشوقتم تو یه کثافت آشغالی
واقعا یه کثافت آشغالی
...پس چرا اون شرت موج سواری و دمپایی انگشتیت
...و قیافه تخمیت رو برنمیداری و
گورت رو قبل از اینکه به پلیس زنگ بزنم از اینجا گم نمیکنی؟
خیله خب خانم آروم باش، باشه؟ این تقصیر من نیست
من دوست تخمیت رو توی بار دیدم
و اون ازم خواست بیام به یه پارتی
این کجاش پارتیه آخه؟ منم همینو گفتم
اوه خدای من، چه آدم داغونیه
پیداست که یه نفر باباش خیلی بهش محبت نکرده
اون خواهر منه
اون خواهر تو نیست خواهر ناتنی منه
اون هیچیش شبیه تو نیست مادرش...یه احمقه
خب...آره
واوو، واوو، واوو، صبر کن
اون آدم داغون خاله ونسا بود؟ و تو باهاش لب گرفتی؟
...من باهاش لب نگرفتم، اون انگشتش رو کرد توی
نه، واوو واوو چی میگی...اینو بهش نگو
چیه؟ خودت حقیقت میخواستی
...و حقیقت اینه، هر وقت خاله تون مست میکنه
که تقریبا هفت روز هفته ست
هر کی که لب و دهن داشته باشه رو میبوسه
نه، این حقیقت نداره
خوب حالا مراسم خاکسپاری کی بود؟ اونش مهم نیست
البته که مهمه اون یه دوست نزدیک خانوادگی بود
اوه واقعا؟ آها
اسمش چی بود؟ بت
...بی بکی؟
بت؟ بکی؟ بکی
...بتانی، همین بود بکانی
بکانی یا یه همچین چیزی اینی که گفتی اصلا اسم نیست
خیله خب باشه، حالا هرچی
چیزی که یادم میاد بیماری دو قطبیش بود
که باعث نگرانی و اضطراب میشه که اونم باعث میشه قرص مصرف کنی
مامان، مامان، بابا راست میگه هیچکس اهمیت نمیده
من از این داستان متنفرم
آره، ادامه بده
بیخیال، بیخیال من نمیدونم اسمت چیه
چون من خودم اسمم رو بهت نگفتم
میشه چند ثانیه صبر کنی؟
خیله خب ببین، من فکر میکنم تو خیلی جذابی
و من دوست دارم ببرمت بیرون سر قرار
واوو، تو از یه آدم مرده گل دزدیدی
اون که متوجه نمیشه
...میدونی چیه؟ تو واقعا به اون بیچاره
که اسمش یادم نمیاد داری بی احترامی میکنی
لعنتی، اسمش چی بود؟
...ببین، وقتی ما به بچه هامون این داستان رو تعریف میکنیم
اونا میخوان بدونن که تو گلها رو ازم گرفتی
حق با توئه
...خب اون
چه انگشت شوری؟
اوه رفیق
رفیق، رفیق، رفیق، رفیق، رفیق
اگه من جای تو بودم این کار رو نمیکردم
سرت تو کار خودت باشه داداش
آره، اون انگشته هم...تو کار من بوده چییه؟ حسودیت میشه؟
نه، عمرا منظورم کلمه حسود باشه
هی این آشغال رو از خواهر من دور کن
مال اون نیست مال منم نیست
آره، ولی من نمیخوامش من میخوامش
نه، کوکائینه خودم میدونم کوکائینه
...من نمی من عاشق کوکائینم
خواهش میکنم فقط برش دار به نظرت من کیم؟ یه کوکائینی؟
من نمیگیرمش مال من نیست
میفهمم
...ولی من میخوام با اون برم نه تو، پس چرا
گم وگورش نمیکنی؟ برام اهمیتی نداره با کی میخوای بری
لعنتی، چقدر کوکائین
انگار به اندازه 5000 دلار کوکائین اون تو بود
تقریبا به اندازه 15 سال زندان، کوکائین اون تو بود
هی هی هی هی
من برای مراسم خاکسپاری دیرم شده، خدافظ
اوه، بینی من داره میسوزه بینی تو هم داره میسوزه؟
بینی من داره میسوزه ولی خیلی حس خوبی میده
اوه خدای من، چه احساس خوبی دارم
احساس میکنم یه نفر یه فنجون قهوه چپونده و ریخته تو دماغم
آره، احساس میکنم دوست دارم ورزش کنم تو ورزش میکنی؟
البته که ورزش میکنم، اینو باش اوه واوو
درسته، هی شهر مورد علاقه تو چیه؟
من واقعا بوستون رو دوست دارم منم میتونم زندگی کردن تو بوستون رو تجسم کنم
و غذای هندیشون حرف نداره من عاشق غذاهای اقلیت های قومی هستم
درسته؟ میدونی چی دیگه حرف نداره؟
چی؟ موسیقی
اوه خدای من، من عاشق موسیقی هستم خیلی خوبه، مگه نه؟
اوه خدای من، باید کلکسیون دیسک های منو ببینی
مطالعه هم میکنی؟ میتونم مطالعه هم کنم
مطالعه کردن عالیه، من عاشق کتابم کتاب حرف نداره
صبر کن ببینم، تو که طرفدار برواین نیستی، هستی؟ (نام خرسی در داستان قرون وسطایی
برواین دیگه چیه؟ یه خرسه
هی میخوای خونه منو ببینی؟
آره که دوست دارم خونه ات رو ببینم
من خونه خیلی عالی ای دارم واقعا دوست دارم برگردیم خونه تو
بزن بریم خونه من من عاشق خونه ات هستم
بزن بریم باشه
داریم میریم برا سکس؟ خدای من؟ آره داریم میریم برای سکس
کجا قراره بکنیم؟ بیا رو صندلی اینکارو کنیم
نه، بیا رو تخت انجامش بدیم اونجا خیلی راحت تره
هی، اسمت چی بود؟
اَه اَه، تو حتی اسمشو هم نمیدونستی؟
تو چه مرگته آخه؟
و بخاطر همینم هست که تمام حقیقت ماجرا رو تعریف نمیکنیم
فکر کنم عاشقتم
اگه میخوای مخم رو بزنی، لازم نیست
نه، مخ زنی نیست
خب پس باید یکم تخم داشته باشی و بزرگ شی
No comments yet. Be the first to leave one.