Bed on the Beach (Neowaui Yeoreumbam / 너와의 여름밤)

Bed on the Beach (Neowaui Yeoreumbam / 너와의 여름밤)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Bed On The Beach E06[@AirenTeam]
ناشر AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2022-02-23
تعداد دانلود: 6
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

آخرین شب در جِلا هاوس

قبل از انتخاب نهاییشون

زوج ها روز به روز باهم رُک‌ و روراست تر میشن

...ما هنوزم

و آخرین داستان شروع میشه

فیلم‌برداری با رعایت تمام پروتکل های بهداشتی انجام شده) (و از تمام کارکنان تست پی‌سی‌آر گرفته شده است

فیلم‌برداری با رعایت تمام پروتکل های بهداشتی انجام شده) (و از تمام کارکنان تست پی‌سی‌آر گرفته شده است

لی جی وو و جویون

بیونگ چان و چوی جون هی

کیم دوهیون و پارک یه ریم

لی جونگ بوم و جویون

شب گذشته در جلا هاوس

شبی مثل یه فیلم عاشقانه

برای کسایی که دقیقا مثل فیلما یه برخورد سرنوشت ساز داشتن

بهتون‌ صحنه از یه درام‌عاشقانه هدیه میدم

امیدوارم بهترین لحظات زندگیتون باشه

خب دیگه شب بخیر

خیلی دوس دارم بدونم چرا گفتی

هووف- بهت میگم چرا دیگه-

!اوپا

وای خدا! عالیه- این چیه؟-

فکر کنم باید این‌ حلقه هارو بندازیم دستمون- حلقه های آبنباتی-

آبنباته؟ بذار سر جاش- بذا یه عکس بگیریم-

بیا بندازش- صبرکن-

،وقتی گفتن دوهیون قراره هم اتاقیم بشه

یهو همچین آهی کشید

و ری اکشن بدی نشون داد

واقعا‌ نمیدونم تو سرش چی بود

کیم دوهیون و پارک یه ریم

اااه

چرا آه میکشی؟- نه-

کی گفتم، نگفتم؟- چرا گفتی آه-

من باعث شدم دچار سوءتفاهم بشه

راستش، اصلا طبق برنامه هام پیش نرفت

ولی خب از اولشم خودشو میخواستم

بگو دیگه

...ببین اول از همه

...موقع ضبط- منو انتخاب کردی؟-

آره، معلومه خب تورو انتخاب کردم- منو انتخاب کردی؟-

آره

پس‌ چرا آه کشیدی اونجوری؟

حالا گوش کن، بهت میگم

رو قایق که بودیم

گفتی درمورد دوتا پسر دیگه‌ کنجکاو شدی- درسته-

و بعدم گفتی

که یکی از این دوتا رو انتخاب میکنی

منم گفتم خب باشه پس که اینطور

ولی بازم من تورو انتخاب کردم

،اگه یکی دیگه رو انتخاب میکردی و باهاش میرفتی

منم همینجوری رندوم با یکی‌ جفت میشدم

و خب واسش آماده بودم

ولی پس چرا آه کشیدی؟- !اما-

نقشه ام یه جور دیگه داشت پیش میرفت

،چون درمورد بیونگ چان و جی وو کنجکاو بودی

گفتم با یکی از جفت شی

شبو بگذرونی

منم روز بعدش بتونم ازت درخواست کنم

و خب جذبت کنم و در نهایت انتخابم کنی

اوهوم- ...یعنی-

درواقع میخواستم در مقابل اونا برنده خودم باشم

...آخ، انگار

...آها که اینطور

واقعا؟- آره-

پس اینطوری بود

چرا خنده واسه چیه دیگه؟

داری گریه میکنی؟

چیه؟ چرا گریه میکنی؟

فکر کنم چون یکم رک بودم و

صادقانه حرفمو زدم

تحث تاثیر قرار گرفت

و جدی داشت گریه میکرد

خب سخت بود دیگه

من نمیدونم تصمیمم چیه

و گیجم شده بودم

"بعد اون گفت "از اولشم خودت بودی

نمیدونم، خیلی تاثیرگذار بود

گریه نمیکنم

گریه نمیکنم

خب دارم‌ گوش میدم و

خیلی تاثیر گذاشت روم و واقعا متاسفم

راستشو بگم، قلبم لرزید

واقعا تاثیرگذار بود

حس تو اینجوری بوده

بیشتر از حد انتظارم بود

با آدمایی اینجا آشنا شدم که

از حد انتظارم خیلی فرا تر بودن

...و

احتمالا حتی پارتنرمم همینجا بتونم انتخاب کنم

یه همچین‌ چیزی

خیلی قشنگه

...وای تم اقیانوسه، نگاه‌ کن

آخی گوی برفی! من عاشق گوی برفی ام

چه رمانتیکه، خوشم اومد

اوپا؟- بله؟-

لباس شب دوست داری؟ یا پیژامه طور کیوت؟

خودت انتخاب کن

من دوس دارم تو انتخاب کنی

.من پیژامه‌ی کیوتو ترجیح میدم

پیژامه؟

جی وو اولین کسی بود که تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم

...من همیشه بیشتر از اینکه به فکر احساس

بقیه باشم

با کسی که خودم دلم میخواد میرم سر قرار

اونم اولین کسی بود تو این برنامه که

"بهم گفت " میخوام باهات قرار بذارم

و منم واقعا ازش ممنونم

...و

و چون گفته بود که در موردم کنجکاوه خیلی دلم میخواد بدونم دقیقا در مورد چی

...هیجان زده ام کرد یه جورایی

!بشین

...بیا بشین

!خیلی اعتماد به نفس داریا

پس چی، کلا دختر با اعتماد به نفسی ام

خب، در مورد چیِ من کنجکاو بودی؟- ها؟-

!در مورد چی کنجکاو بودم؟

کلی دیگه، کنجکاو همه چی

...کلی چیز بود که میخواستم بدونما

ولی الان که داریم حرف میزنیم

نمیدونم چرا هیچی نمیاد تو ذهنم

فکرت بسته شده آره؟- آره-

فکرشو میکردی

امروز ما باهم جفت شیم؟

تو فکرت بود یا غیر منتظره بود؟

نه دور از انتظار نبود

ولی خب خیلیم مطمئن نبودم

جدا؟ ما که کلی حرف زدیم امروز- آره خب-

ولی نمیتونستم خیلی مطمئن باشم

از اونایی که الکی هی نگران میشن نه؟

نه

زیاد تو وجود من سرک نکش

واقعا؟

سعی نکنم بشناسمت؟- نه، منظورم این نیست که-

تازه که اومده بودم

یون رفته بود سر قرار

واسه همین نتونستم زیاد باهاش وقت بگذرونم

بعدش که دیدمش

راجع بهش بیشتر کنجکاو شدم

و فکر کنم از همونجا دیگه ادامه داشت

...وای

این چیه دیگه؟

!واو

چی؟

خودشه

ولی خب مگه ما یکم زیادی قد بلند نیستیم؟

آره- خب پس جفتمون چطوری بریم توش؟-

!فکر کنم اگه برم توش دیگه اتاقی باقی نمونه- تو بین دخترا قدبلندی و منم بین پسرا-

عه میتونیم بمب و کوکتل حمومو خودمون انتخاب کنیم

وای ببینشون

انقدر خوشگلن نمیتونم جلو خودمو بگیرم

آره

حالا خوب عکس میگیری؟

خیلی خوشگله

باید اونم بگیرم- آره یکم اینور-

وایسا همونجا

من؟

خیلی خوبه

برم لباس شنامو بپوشم؟

بعد اینکه لباسامونو عوض کردیم عکس بگیریم؟- با هر جفتش میگیریم-

آره بیا از هم عکس بگیریم

کل حواست به این بمب هاست- آره، بگیرش-

باشه

چند ثانیه؟

سه ثانیه‌

انگار شیرینه- آره-

اینم انگار شیرینه

فکر کنم این یکی خوب باشه، خوشگله

باشه

واسه خودش میچرخه

چه جالبه

آبش گرمه- گرمه؟-

من خیلی از جکوزی و این چیزا سر در نمیارم

همیشه دلم میخواست یه بار امتحانش کنم

...درسته کردم

ولی نمیدونستم یه روز قراره همچین جایی اینکارو کنم

اونم با لباس زیر و مایو

و با اون فاصله کم

واسه این ارتباط نزدیکی‌ که ایجاد شده بود

هم هیجان زده بودم هم استرس داشتم

سعی کردم قایمش کنم

ولی یادم نیست همون موقع تو جَوش چقدرشو مدیریت کردم

!گرمه

هوم؟- ...آره، یکم-

پاهامو نمیتونم صاف کنم

دیگه ماشالا قدمون بلنده خب

یه جوری بود که انگار تو یه فضای تنگ گیر افتاده بودی

و چون گیر بودیم

یه جورایی، به هم نزدیکتر شدیم

وای گل هارو چه رمانتیک

خوبه- آره-

یکم پیش کس دیگه ای رو انتخاب کرده بودی؟

من؟- آره-

نه

راست بگو

چون فکر کنم همه همینطور بودن

همه فکرشون همین بود

...ولی من

راستشو بگو، حس بدی بهم دست نمیده

درک میکنم به هرحال

...یه جورایی، این آخرین شانسیه که مونده تا

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left