نخستین 200 خط.
عشق دیوانه
تمام شخصیت ها، مکان ها، سازمان ها و رویدادهای نمایش داده در این سریال تخیلی هستند
تیم ترجمه دینگو تقدیمتون میکنه عشق دیوانه
:ادیتور میجان
جو جونگ اوه
یه نامه ناشناس پر از دروغ برای اوه سگی فرستادی
و کانگ مین رو تحریک کردی
تا منو بکشه
چرا اینکارو کردی؟
چون
تو زندگی منو خراب کردی
چی؟
کی زندگی کیو خراب کرده؟
خانم اوه سه هی به خاطر تو مرد
اگه به خاطر منم نبود اوه سه هی
به هرحال میمرد
داشتن یه پدر آلزایمری خودش یه چیزی بیشتر از فشاره
ولی اون برادرش هم به بهونه تحصیل کردن توی خارج فرار کردش
زندگیش پر از بدبختی و فلاکت بود و جز فشار تو زندگیش چیزی نداشت
به جای داشتن یه زندگی دردناک و سخت
که هیچ امیدی هم توش نیست
شاید مردنش بهتر بود
الان حرفی که زدی رو یه آدم میتونه بگه؟
آره، آدم های با استعدادی مثل تو نمیفهمن
که زندگی من که مثل آشغال
باهم رفتار کردن چطوری بوده
اگه انقدر خودتو دست بالا نمیگرفتی
و فقط ساکت میشدی و بیخیال اون موضوع میشدی
سه هی نمیمرد
و زندگی منم اینطوری خراب نمیشد
کسی که زندگی تو رو خراب کرده خودتی
!حرف مزخرف نزن
نو گوجین
اگه تو ناپدید بشی و نباشی
زندگی من دوباره بهتر میشه
تو خواهر منو کشتی؟
!آشغال عوضی
تو و آقای جو دقیقا دارین چه نقشه ای میکشین؟
منم میخوام بدونم
که چرا جو جونگ اوه همچین کاری رو کرده
بیا باهم مستقیم از خود
جو جونگ اوه بشنویم
من کارمندهای پاره وقت بیشتری میخوام که نظر بنویسن
و لطفا با چند تا خبرنگار هم تماس بگیر
تا راجب گوتاب شایعه های الکی پخش کنن
الو؟
...الو
یه لحظه صبر کن
سگی
آقای جو توی پارکینگ خونه ات منتظرته
آقای جو جونگ اوه
شما به دلیل افترا آنلاین و ایجاد آسیب فیزیکی بازداشت میشین
ببرینش
بهت گفتم که عصبی نشو و کتک کاری راه ننداز، نگفتم؟
ببخشید، هیونگ
منم معذرت میخوام
تو چرا معذرت خواهی میکنی
من کلی کارهای بد در حقت کردم
همونطوری که جو جونگ اوه گفت
اگه اون موقع بیخیال اون موضوع میشدم
...شاید سه هی
هر وقت بهش فکر میکنم قلبم درد میگیره
نه...تو هیچ کار اشتباهی نکردی
من...منم که یه آشغال عوضیم
...من کسی ام که
...من کسی ام که
سه هی رو رها کردم و تنها گذاشتم
نه
اتفاقی نیافتاده، همه چیز درست میشه، نگران نباش
رئیس
چی شده؟ زنگ هم نزدی داری میای
اتفاقی افتاده؟
نه، ولی برای تو که اتفاقی نیافتاده؟
باورم نمیشه، چطوری امکان داره
باید به من زودتر میگفتی؟
ببخشید
میخواستم وقتی اوضاع آروم شد همه چی درست شد بهت بگم
پس
شما دوتا میتونین دوباره مثل قبل باشین باهم، آره؟
اگه اینطوره این یه بارو بیخیال میشم
مرسی که درک میکنی
امروز نرو سرکار و خوب از آقای اوه مواظبت کن
حتما بعد از این همه اتفاقی که افتاده زمان سختی رو میگذرونه
من زودتر میرم
به خاطر من داری میری؟ من داشتم میرفتم
نه، باید برم سرکار
خداحافظ
مرسی که منو رسوندین سرکار
ناراحت نشدین که؟
نه، فرصت شد با یه همچین آدم باحالی بیام سرکار
خیالم راحت شد
ببخشید؟- خیالم راحت شد تونستم دوباره-
ببینم که شما اینطوری میخندین
آقای نو، به خاطر اتفاقی که افتاده بود خیلی ناراحت بود
نمیدونستین من یکی از طرفداراتونم، نه؟
خیلی تشویقم کردی و بهم روحیه دادی که برای رسیدن به رویای مربی شدنم تسلیم نشم
این خیلی برای من اهمیت داشت و کمکم کرد
منم خیلی شما رو تشویق و حمایت میکنم
پس لطفا از پسش بربیان
چرا اونکارو کردی؟
چرا میخواستی خودتو بکشی؟
اصلا میدونی چرا من تو رو ترک کردم؟
میخواستم ازت مواظبت کنم
خیلی ترسیده بودم که ممکنه تو به خاطر
پدر من صدمه ببینی
برای همین رفتم تا هرطور شده ازت مواظبت کنم
ولی تو چطور تونستی همچین کار احمقانه ای رو بکنی؟
چرا تو باید خودتو بکشی؟
....اون موقع بک سویونگ
تمام دنیای نو گوجین بود
ولی بهرحال که زنده م
اینطوری خوب و اوضاعم هم روبراهه
الان چیکار باید بکنم؟
دیگه حتی نمیتونم ازت متنفر باشم
چطوری باید انتقاممو بگیرم؟
الان من واقعا باید چیکار کنم؟
تو میتونی
میتونی تا موقعی که قلبت آروم بشه از من متنفر باشی
تو حقشو داری
تو از من مواظبت کردی
پس، سویونگ
دیگه آسیب نبین
...و
ببخشید
...من نمیتونم دیگه اون نو گوجینی
که تو رو دوست داشت باشم
چرا بیرون وایستادی؟
تا بتونم زودتر ببینمت
خیلی منتظرم موندی
آره، خیلی
تونستین خوب تمومش کنین
که شما و خانم سویونگ دیگه آسیب نبینین؟
(نو گوجین مربی برتر در جهان)
!هی بچه، تو نمیتونی بری تو
ببخشید
توی عوضی، خیلی سریع هستی
بیا اینجا
اون کیه؟
،واقعا نمیدونم اما یکدفعه ای فرار کرد
اما شما با صدای ترسناکی سرم داد زدی
ای دلقک، به خاطر اینه که بدون اجازه اومدی داخل
بیا اینجا، اینجا زمین بازی نیست
یه لحظه
هی، بچه
اسمت چیه؟
کیم دویون
دویون، اینجا چیکار میکنی؟
اومدم مامانمو ببینم
اسم مامانت چیه؟
ما اون جونگ
بقیه جاها ممکنه شما رو قبول نکنن
توی یه کنفرانس مطبوعاتی الکی حرف زدی
کی حاضر میشه استخدامت کنه؟
اون درست میگه
من همیچین کار وحشتناکی کردم
الو؟ مامان؟
چی گفتی؟
منظورت چیه، دویون ناپدید شده؟
دنبالش گشتی؟
زنگ بزن پلیس...نه
دارم میام، الان میام
الو؟
خوشمزه است؟
پیتزا غذای مورد علاقه امه
دویون، برات کادو اوردم
!ببین
مامانم گفته از غریبه ها چیزی نگیرم
اشکالی نداره بگیرش، ماله خودته
مامانت اینو خریده
!دویون
!مامان
دویون، چیکار میکنی؟
مگه بهت نگفتم حرف مامان بزرگتو گوش بده و بمون پیشش؟
اما تو برنگشتی
همیشه میگی سرت شلوغه میخوای پول دربیاری
تو پول رو بیشتر از من دوست داری
نه اینطوری نیست
ببخشید، تقصیر منه
ببخشید
لطفا برگرد
در مورد وضعیتتون از آقای اوه شنیدم
من اینکارو وحشتناک رو باهاتون کردم
نمیتونم اینکارو بکنم
به خاطر پول تبدیل به همیچن آدمی شدم
نمیخوام دیگه به عنوان یه مادر شرمنده بشم
ببخشید
،اگه واقعا متاسفی
لطفا برگرد و کمکم کن
،خانم ما
شما بهترین مربی آموزشی هستید
بهتون نیاز دارم
شما میدونید که من بهترین ها رو میخوام، نه؟
باورتون میشه؟
نه، نمیتونم باور کن با اینکه با چشم های خودم دیدم باورم نمیشه
...چطور ممکنه رفتار آقای نو
...منظورم اینه آقای نو
چطوری تونست همچین حرفیو به ما بگه؟
!خدای من، هی
شماها هم شنیدین؟
خانم ما طلاق گرفته و از نزول خوارها پول گرفته
No comments yet. Be the first to leave one.