نخستین 200 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(با اجازه از محضر دادگاه)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت نهم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
بریم
فقط همین یکبار ازت میپرسم
چو هیون شیک، یون سوک گو، پارک کانگیل
تو همشونو کشتی؟
بر اساس داستان با اجازه از محضر دادگاه نوشته جونگ هه جین
بله
الان گفتی آره؟
شوخی کردم بابا
اگه میگفتم آره، باور میکردی؟
!واقعا که
چرا باید باور نکنم؟
چی؟
هیچوقت فکر نمیکردم بتونی منو به چشم یه قاتل سریالی ببینی
واسه چی رئیس جون جه هو رو با ماشینت تهدید کردی؟
ای بابا، من فقط دیدم یه ماشین وارداتی داره یه ماشین کوچیکترو تهدید میکنه
فقط خواستم عدالتُ برقرار کنم، اوکی؟
کسایی مثل اون فقط وقتی به ،اشتباه کارشون پی میبرن
که جای آدمای دیگه تو اون شرایط قرار بگیرن
و من اصلا روحمم خبر نداشت که رئیس جون جه هو صاحب اون ماشینه
پس چرا دی ان ای تو توی صحنه قتل یون سوک گو پیدا شده؟
اتفاقا خودمم دلم میخواد بدونم چطور شده
یعنی چرا دی ان ای من اونجا بوده؟
نکنه من یه برادر دوقلو دارم خودم خبر ندارم؟
شوخیت گرفته؟
چی؟
خود پلیس الان گفت من مجرم نیستم و گذاشتن برم
خانم نو چاک هی بنظر خیلی درمونده میای
آره همینطوره
...تو الان باید دستگیر میشدی و تو زندان میبودی
جایی که فقط برنج و لوبیا نوش جان میکردی
خبر نداری لوبیا گرون شده دیگه اونجا سرو نمیشه
...هَن-
،عه راستی، حالا که بحثش پیش اومد من تازه آزاد شدم
کوش؟ برام توفو نیاوردی؟
واقعا چته؟
اینجوری که نمیشه، حداقل بجاش خوراک لوبیا مهمونم کن
من؟ تورو مهمون کنم؟- خب خودم پول ندارم که-
هیچی پول همراهم نیست
مرسی از پیشنهادت، حالا بزن بریم
...وادا فاز! مشکل چی
بجنب دیگه
ای خدا
این چیه؟
چیزی که قراره امروز توی اعلامیه کمپین انتخاباتی من بپوشیش
خب معنیش چیه؟
تو قراره از این به بعد همسر یکی از اعضای مجلس باشی
انقدر لباسای مارک برای خودنمایی نپوش
از این برندهای معمولی واست گرفتم
دیوونه شدی؟
باورت نمیشه که تا چه حد میتونم دیوونه باشم
هاران
تو خوشگلی همه چی بهت میاد
واسه همین ازت میخوام اینو بپوشی
چرا غذا نمیخوری؟
مگه غذا از گلوم پایین میره اونم وقتی بغل دست یه قاتل سریالی نشستم؟
آخی، چه بد شد
خب پس میشه سونده تو رو من بخورم؟
بیخود میکنی
جانم؟
بله، متوجهم
اعلامیه کمپین آقای جانگ ساعت ده شروع میشه
ازم میخواد باهات بیام
من؟
من چرا برم؟
مگه من عضو کمپین انتخاباتیش بودم؟
جنابعالی حس جاه طلبی و قدرت طلبیت گل کرد رفتی ثبت نام کردی
خب من دیگه فایلای داروسازی کانگ سونگ رو گیر آوردم پس فکر نکنم مجبور باشم برم
گوش کن
من اونیم که نباید بره اونجا
...به لطف ارتکاب قتل های سریالی جنابعالی
من مجبور شدم کل شب رو توی اتاق استراحت ایستگاه بیدار بمونم
،ریز تراکنش حساب کارت اعتباریم رو پرینت گرفتم ،دنبال یه دادستان بودم
و حالام مجبورم تو رو بکشونم به اون مراسم اعلامیه کمپین
چرا؟
منظورت چیه که چرا؟
چرا کل شب رو تو ایستگاه بیدار موندی؟
،چرا دنبال یه دادستان بودی
و چرا ریزتراکنش کارت اعتباریت رو پرینت گرفتی؟
...خب، بخاطر اینکه
...چون
تو فکر نمیکنی که من قاتل باشم
میبینی؟ کار من نبوده
خوبه
باورم نمیشه
من دیگه میرم
چیکار میکنی؟
باید یه جایی برم
چی؟ تو باید به اون مراسم بری
واقعا باید بری
بله، حتما، بابت غذا ممنون
اگه نری پدر منو درمیارن گوشیتُ جواب بدی ها
حتما
بهتره جواب بدی
باشه
تا شروعش یه ربع باقی مونده
و از خبرنگارا هیچکی نیومده
فکر کنم رفتن سمت کوان یونگ هو
حتی یه مسابقه استعداد یابی مهدکودک هم خبرنگار بیشتری داره
کجا میری؟ میخوام مبارزه انتخاباتیم رو اعلام کنم
وقتی یه دونه خبرنگارم اینجا نیست من اینجا خونه بازی کنم؟
،برای اینکه اینطوری ذلیل نشیم
حداقل باید به چندتا خبرنگار رشوه میدادی که بیان
در باز شد، بریم- بریم-
هی، زود باش داریم میریم
بالاخره، وقتشه، بریم داخل
!داریم میایم
امروز تعطیلیم
شهروندان عزیز جونگها ...و اعضای محترم رسانه و مطبوعات
شما امروز در این کارخانه متروکه ایستاده اید
...این مکان من رو یاد
همون کارخونه ای میندازه که سی سال گذشته وقتی تو جنبش کارگران شرکت کردم دیدمش
من نمیخواستم عزمم رو از دوران دانشجوییم تو اون کارخانه نساجی فراموش کنم
..اونموقع که رویای دنیایی رو داشتم
که توش با مردمی که نونشون رو با زحمت کشی ...و عرق جبین درمیارن
با احترام رفتار بشه
،برای عمل به قولی که اون روزها به خودم دادم
،تصمیم گرفتم
که مبارزه انتخاباتی مجلس شورای ملی خودم رو در همین مکان اعلام کنم
آیگو
چی باعث شده اینجا تشریف بیارین آقای جوا؟
شنیدم گیدو داره کمپینش رو اعلام میکنه
اومدم "بادوک" بازی کنم
این پیرمرد امروز مهمونای زیادی داره
...همسرم همیشه خانواده رو
- هنوز نتونستی به آقای جوا زنگ بزنی؟-
از زندان آوردمش بیرون که بتونه بیاد
هیچ معلوم هست کجا در رفته؟
...اوه
اینجوری میره؟
...ای بابا
چطور چشمم اونو ندید؟
گاهی چیزایی که درست رو به روتونه رو متوجهشون نمیشی
درسته
بله
آقای جوا شما هم از اونایی هستی که سخت میشه درونشون رو دید
من تو شناختن شخصیت افراد مهارت دارم
اما، آقای جوا شما بنظر نمیاد سفید یا سیاه باشی
نمیدونم چی هستی
چشمات میگه سفیدی اما وقتی لبخند میزنی سیاهی
اما گمون نکنم که بقیه گول لبخندت رو بخورن آقای جوا
ولی من میتونم ببینمش
لبخندت واقعی نیست
بله
این همون لبخندیه که راجع بهش حرف میزنم
حالا، آقای جوا
میشه یه لطفی کنی و مشکی رو به عقب حرکت بدی؟
...یه حرکت مثل همون، آقای جوا
باعث میشه که دوباره سفید بشی
اگه حرکتمو پس بگیرم فکر میکنین بتونین منو شکست بدین؟
مطمئن نیستم
فکر کنم اینکه برنده بشم یا نه به تو بستگی داره
منو میکشی یا اجازه میدی که زنده بمونم؟
باید چیکار کنم؟
باید بکشم یا اجازه بدم زنده بمونین؟
از کشتن پیرمردی مثل من چی بهت میرسه؟
چرا کوتاه نمیای و نمیذاری زنده بمونم؟
باشه بیخیالش میشم
خدای من متشکرم
حالا که کوتاه اومدی چرا استراحت نکنیم؟
یه ذره از این بخور
این پنکیک خوشمزست
آقای شین
شما باید تمیزکاری رو تموم کنین و به ما ملحق بشین
بله قربان
تقریبا تموم کردم
چرا من شما دوتا رو رسماً معرفی نمیکنم؟
ایشون اسپانسر پرورشگاهمونه
اون آشپز فوق العاده ایه
برای همین اون هر از گاهی برای درست کردن پنکیک میاد پیش من
پنکیک کلم و حتی مندو
اون صاحب یه مندو فروشیه
اسپانسر پرورشگاه؟
از آشنایی با شما خوشبختم
اسم من شین چیشیکه
و ایشون کسیه که به پسرم تو انتخابات کمک میکنه
همینطورم برای بادوک بازی کردن یه سری زده اینجا تا
مطمئن شه حوصله ی این پیرمرد سر نمیره
اسم من جوا شی بکه
اگه منو اینجوری بکشی تبدیل به یه قاتل میشی
محکوم به اعدام میشی و تو هم میمیری
آقای جانگ
بله؟
فکر کنم رئیس فوت شدن
چی؟
اون توی زیرزمین به قتلرسیده
پدرم کجاست؟
چراغا رو روشن کن
ایستگاه پلیسه؟
...یه نفر به قتل رسیده
دیوونه شدی؟
اینو بعدا گزارش میدیم
ما نمیتونیم اونو اینجوری رهاش کنیم
چی؟
برو
و براش لباس خواب تمیز و
و چندتا حوله خشک و چیزای دیگه برای پاک کردن بدنش بیار
میتونیم این کارو بکنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.