نخستین 200 خط.
یه رویای تکراری میبینم
توش یه دختر کوچیکم که کنار مادرم نشستم
و مادرم برام آواز میخونه
گرمای آفتاب روی پوستم
و آرامش دستاش که دورم هست رو حس میکنم
و دلم میخواد همونجا بمونم
برای همیشه
وقتی بیدار میشم، دلم برای رویا تنگ میشه
خیلی دلم میخواد که این رویا واقعی باشه
ولی غیرممکنه
چون وقتی خیلی کوچیک بودم مادرم فوت کرد
و منم نمیتونم بیرون و زیر آفتاب برم
به هیچ عنوان
من یه بیماری ژنتیکی به اسم گزرودرما پیگمنتوزوم" دارم"
.بهش "ایکسپی" هم میگن معنیش اینه که
حساسیت شدیدی به نور خورشید دارم
،اگه آفتاب به پوستم بخوره ،سرطان پوست میگیرم
مغزم شروع به از کار افتادن میکنه و ممکنه بمیرم
خیلی باحاله، نه؟
واسه همین، تمام زمانم رو داخل خونه و پشت پنجرهی مخصوص
صرف وقت گذروندن با پدرم که بهترین پدر دنیاست میکنم
،خدا رو شکر ،چون موقع بزرگ شدن
بچهها همونی هستن که ازشون انتظار میره
امکان نداره - آره، اون یه خونآشامه -
واسه همین پنجرهی مخصوص دارن
نگران نباش. موقع روز نمیتونه ما رو بگیره
ولی شبها، نباید نزدیک اینجا بشیم
البته همه ازم نمیترسیدن
سلام، مورگان - مشکل اون چیه؟ -
یه بیماری به اسم ایکسپی داره
نور خورشید بهش صدمه میزنه
واسه همین هیچوقت نمیتونه زیر آفتاب بره
منم زیاد نمیتونم زیر آفتاب باشم
شبها میتونه بازی کنه؟
...آره، ولی - امشب میبینمتون -
راستی، پیتزا هم دوست دارم
،از اون موقع به بعد
من، مورگان و بابام بودیم
تا اینکه یه روز، چارلی رو دیدم
خودش بود
کاملاً و مطلقاً جذبش شدم
درخت مسخره
هر روز میدیدمش
با این حال، اون حتی نمیدونست که من وجود دارم
با گذشت زمان، تماشای رد شدن چارلی
جزئی از کارهای روزانهام شد
همراه با قرار ملاقاتهای دائمی با دکتر
طول روز رو میخوابم و تمام شب رو بیدار میمونم
،البته از اونجایی که شنیدم
برنامهی اکثر نوجوونها هم همینطوریه
و هر فرصتی که پیدا میکنم آهنگ میزنم
،با در نظر گرفتن همهی این چیزها زندگی خیلی خوبی دارم
ولی هنوزم با رویاهام زندگی میکنم
درخت مسخره
مهم نیست چقدر دست نیافتنی به نظر میان
:.: ترجمه از آرمـان و ارمـیا و رضـــا :.: .: Arman333 & SiGMA & DeathStroke :.
جرمی پیرس
کندال پورتر
تبریک میگم
پیتر رثبارد
چارلز رید - ایول، چارلی -
تبریک میگم، چارلی
!کیتی پرایس
این چیه پوشیدی؟
کلاه و ردای فارغالتحصیلی
معلمها و کارکنان مدرسه همیشه از اینا میپوشن
بفرمایین - ممنون -
از همه مهمتر، این برای توـه
گمونم به عنوان سخنران پایان سال تحصیلی متن سخنرانی آماده کردی دیگه؟
آره
دارم عینکم رو میذارم
خوشم اومد. خوب اومدی - ممنون -
اول از همه، دوست دارم از مدیر مدرسه تشکر کنم
...خب، البته - همینطور معلم زبان اسپانیایم -
اسپانیایی)خواهش میکنم)
همینطور معلم زبان انگلیسیم - باعث افتخارم بود -
ولی واقعاً میخوام این رو هم ذکر کنم
که معلم ورزشم به هیچ عنوان نمیدونست داره چیکار میکنه
.چی؟ گمشو من وزنه میزنم
هی، این واسه توـه
این یکی از ضایعترین چیزهاییه که تو عمرم دیدم
!ایول
مجبور شدم به سه تا مغازه برم تا یه چیزی به این ضایعی پیدا کنم
این وحشتناکه - آره! بدترینه -
آره
خیلی خب
واسه هدیهات آمادهای؟
هدیه هم هست؟ - اوه، هدیه هم هست، آره -
.معلومه هدیه هم هست جشن فارغالتحصیلیه
جشنم داره بهتر و بهتر میشه
این مال مامانه
ببین، میدونم یه جورایی قدیمیه
...پس اگه بخوای جدیدش رو بگیری کاملاً
!نه، عاشقشم ممنون. خیلی ممنونم
درست شبیه مادرتی
.شانس آوردی اون خیلی جذاب بود
اه
.سعی کن یکم بخوابی باشه؟
باورم نمیشه این اتفاق داره میافته
این قشنگ افتاده
اینجات یکم عجیب و غریب افتاده
بابا، میخواستم بدونم
میتونم امشب به ایستگاه قطار برم
و هدیهی جدید و قشنگم رو بزنم؟
ساعت 10 شبه
چرا مورگان نمیاد اینجا؟ میتونی اینجا واسه من بزنی
مورگان پیش خانوادهاشه
،بابا، من عاشق اینم که واسه تو گیتار بزنم جدی میگم
ولی میخوام به گیتار زدن
جلوی بقیه هم عادت کنم
خواهش، خواهش، خواهش
.فرد قراره اونجا باشه اون ازم مواظبت میکنه
تازه من امروز فارغالتحصیل شدم
این جزو سنتهای آمریکایی نیست که دیرتر از زمان معین بیرون بمونم؟
خیلی خب، زمانت رو یه ساعت تمدید میکنم
یعنی تا نیمه شب برمیگردی، باشه؟
هی، وقتی رسیدی اونجا بهم پیام بده
وگرنه به فرد هم زنگ نمیزنم
خودم پا میشم میام اونجا
و اونقدر خجالتآور میشه که تبدیل به یه افسانه در مورد اینکه
نباید بذاری بچهها شبها بیرون برن میشه - دوستت دارم -
وای پسر
هی، از این کارها نکن
کدوم کار؟
همین دیگه. قیافهی ناراحت میگیری و منم ناراحت میکنی
لطف کن این آبجو رو سر بکش و بیا تو جمع
رفیق، خطر از بیخ گوشت رد شد
هر روز صبح علی الطلوع قرار بود بیدار بشی
،و امتحان بدی اونم جایی که اصلاً نزدیک ساحل هم نیست
ولی حالا، میتونیم تمام زندگیمون این کارها رو بکنیم
یادم رفته بود کل زندگیمون انجام دادن این کارها
خیلی بهتر از بورسیهی کامل تو دانشگاه برکلیـه
زوئی کارمایکل. سمت راست
چارلی... تو دردسر افتادی - این بار چیکار کردم؟ -
واسم نوشیدنی نگرفتی
نمیدونستم تشنهای
حالا دیگه میدونی
ببخشید - اشکالی نداره -
این زخم بدته؟
،خب، حالا که شنا نمیکنی
شاید یکم وقت اضافی برای من داشته باشی
منم وقت اضافی برات دارم
شنا هم نمیکنم - تو که هیچوقت شنا نمیکنی، خنگول -
!زوئی، بیاد اینجا، دختر
!وایسا
واسه مهمونی فارغالتحصیلیم میای دیگه؟
آره، فکر کنم
خوبه
!ایول
چیکار داری میکنی؟
میخوام یه خطر دیگه از بیخ گوشم رد بشه
.بیخیال، رفیق شب فارغالتحصیلیمونه
حسش رو ندارم، پسرها
بعداً میبینمتون
ممنون - خواهش -
سلام، فرد
تو فکر بودم که امشب میبینمت یا نه
چی؟ اونوقت طرفدارهام رو ناامید میکردم؟
سلام
نمیخواستم بترسونمت
بیا
.من؟ نترسیدم نگران نباش
بیا، بذار کمکت کنم - من که ترسو نیستم -
چرا داری گیتارت رو جمع میکنی؟ کجا میری؟
.خونه باید برم خونه
خونه؟ وایسا ببینم، اینجا زندگی میکنی؟
وایسا، به دبیرستان پردو نمیری؟
نه. یه مدرسهی دیگه میرم
امروز فارغالتحصیل شدم و پدرم خیلی زود نگران میشه
...واسه همین باید برم وای خدا
باید برم
!وایسا! وایسا ...معذرت میخوام، واسه چی
چرا عجله داری؟
باید برم خونه به گربهام برسم
گربهات؟ - آره، مرده -
پس اونوقت عجله نداری؟
.نه، نه، عجله دارم باید یه مراسم بگیرم
برای گربهی مردهام که مرده
آره، کاملاً مرده
!وایسا! وایسا! وایسا
!اسمت رو نگفتی
متوجه تغییری توش نشدی؟ کارکرد مغزش هنوز به نظر قوی میاد؟
،آره، آره کارکرد هوشش افتی نداشته
مشکلی توی قورت دادن با حرف زدن هم نداشته
حرفم رو باور کن
زخمی هم روی قرنیهی چشمش به وجود نیومده
هیچ علائمی از بیماری نورودژنراتیو نداره
در معرض نور خورشید قرار گرفته؟
نه، البته که نه
این بار نسخهاش رو برات مینویسم
ولی خودش هم باید واسه این قرار ملاقاتها بیاد
آره، خب، نوجوونها رو که میشناسی
خجالت میکشن با پدرشون دیده بشن
اون ایکسپی داره، جک - میدونم دقیقاً چی داره -
قرار نیست بهبود پیدا کنه
و هر سال خطراتش براش بیشتر میشه
واسه همین اگه حتی یه ذره ...در معرض نور خورشید قرار بگیره
نمیگیره
به سنی که در موردش حرف زده بودیم رسیده - نمیگیره -
خبری از تحقیقات دانشگاه واشنگتن نشده؟
No comments yet. Be the first to leave one.