Strike Back

Strike Back

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 8

هماهنگ با نسخه‌های زیر

strike back s08e03 web h264-xlf
strike back s08e03 720p web h264-xlf
strike back s08e03 1080p web h264-xlf
ناشر Mownten
Mownten ||| t.me/mownten

برچسب‌ها

web
720p
720
1080
تاریخ انتشار: 2020-03-17
تعداد دانلود: 45
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫تل آویو، اسرائیل ‫

‫آفتاب داره میاد بالا ‫هوا هم گرمه

‫و ما هم هیچی پیدا نکردیم

‫تا سه ساعت دیگه ادامه میدیم

‫- مطمئنی؟ ‫- حرفشم بد نی رییس

‫اگر ضایف و مهیر آب شدن رفتن تو زمین، ‫پس سرنخ زیادی ازشون نیست

‫سازمان اطلاعات که وله، ولی نیروهای دفتر ارتباطات دولتی یه عکس رمزنگاری شده رو گیر اوردن

‫از یکی از دستیارای مهیر که این تلفن شارژی رو با این تاریخ نشون میده

‫که میتونه یه کد یا اثر ردگم کنی باشه

‫ما داریم قشنگ همه چیو تو هم میچپونیم

‫خب وقتی که تنها راه ما همینه، هل میدیم، ببینیم کجاش وا میره. ‫

‫اوه، من میتونستم یه جایی مث اینجا باشما ‫

‫نکنه داری فکر میکنی باز ولمون کنه، مگه نه حاجی؟

‫معلومه به خوبی دفعه آخرت، فعالیت نداشتی ‫

‫اماده باش ‫یه مورد احتمالی رو دارم می بینم

‫مرد، چهل ساله، لباس آبی

‫میبینمش

‫- کی میرسی؟ ‫- کی پشت خطه؟ ضایف؟

‫- میتونی تماس رو ردیابی کنی؟ ‫- دارم تلاشمو میکنم

‫- داره تغییر مسیر میده، هی میپره ‫- من سر قرار منتظر می مونم

‫بچه ها، یارو رو بقاپید ‫بی سر صدا

‫رفقای اسرائیلیمون نمیدونن ‫که اینجاییم

‫و وایتهال هم ترجیح میده که همینجور پیش بره

‫دریافت شد ‫میگیریمش و میایم بیرون

‫دریافت شد

‫یه هدف ناشناس سوار موتورسیکلت داریم

‫زیرو الفا، میریم دنبالش

‫هی، شرمنده کاکو، وایسا عقب

‫براوو دو من دنبالشم

‫بچه ها، ما یارو رو زنده لازم داریم

‫- الفا یک داره میره سمت شرق ‫- ما هنوز پنهانیم. نه شلیکی نه صدایی

‫دنبال هدف هستم. درست پشت سرشم

‫شت، الفا رو گم کردم، الفا رو گم کردم

‫زیرو، دیدم آلفا رو ‫دنبالشم

‫فاک می

‫زودی باش

‫الفا یک داره میره سمت جنوب شرقی ‫پیاده میفتم دنبالش

‫- هنوزم یه هدف روی موتورسیکلت داریم ‫- دریافت شد براوو دو

‫میدونم که قضیه سر بانکه

‫ولی بانک میندازه گردن منم. منم که ول. مسخره س.

‫میگی پول بیشتری باید بدم

‫برا پولی که معلومه ندارم

‫میتونم با مدیر صحبت کنم؟

‫باشه، سرش شلوغه

‫ها ها ، معلومه که سرش گرده

‫- حالت خوبه؟ ‫- نگهش دار

‫برو برو! برونش وگرنه میمیری! برو برو

‫برون راننده! واینسا! برو

‫- منو از اینجا ببر بیرون ‫- نگهش دار

‫زودی باش، زود، زود، برو ‫برو، برو، زود ، زود

‫- دستا، دستا ‫- حتی بهش فکرم نکن

‫شماها ریدین به ماموریتم

‫و، خب ... سلام

‫- میذارمت توی بیمارستان ‫- بیمارستان نه

‫آپارتمون. ‫بلندی های شجره

‫یه دکتر برام بیار. ‫یکی که سوال نپرسه فقط

‫حاجی من مشکل تو زندگیم زیاد دارم

‫تو مال اونور مرز هستی نه؟ ‫فلسطینی

‫- نه، من فقط سرم تو لاک خودمه ‫- وایسا، راننده. میتونم بهت پول بدم

‫بیشتر از هر چیزی

‫لازمه اول پولتو ببینم

‫چه کصشره. سه بار رمزو اشتباه بزنی همه چیش پاک میشه

‫این چیه؟

‫من اینو میفروشم، پنجاه هزار تا بهت میدم. ‫اگر بهم کمک کنی

‫من خیلی بد دارم خونریزی میکنم رفیق

‫من یه دکتر لازم دارم فورا. خواهش میکنم

‫همچین پولی ‫میتونه زندگیتو عوض کنه

‫- کاپیتان زارکووا ‫- الکساندر ‫

‫هنوز تو جاهای خفن میچرخی واسه خودت

‫دلمون میخواد کمی بیشتر بدونیم ‫درباره مردی که داشتی تعقیبش میکردی

‫اره، معلومه که میخوای، ولی من اول ‫دلم میخواد با همه سلام علیک کنم

‫- خب ... سلاااام ‫- زارکووا، خوشحالم میبینمت

‫- اره، ای کاش منم میتونستم همینو بگم ‫- هیشکی هم جلوتو نگرفته ‫

‫سرجوخه ، هنوز زنده ای ‫ایول

‫- ممنونم ‫- خب باشه

‫حالا که ما رسیدیم به هم، ‫حال و احوال کردیم

‫ازتون میخوان که پاتونو نذارین توی عملیات من

‫ما قبل از این تو بهش برسی، داشتیمش ‫به سبک خودمون

‫شما گوه هم ندارین ‫و حالا من یه مشکل بزرگ دارم

‫مشکل شما شامل اون دو تا جهادی میشه که توی راهن؟

‫عاو، نیگا ‫ما بیشتر از شما میدونیم

‫واقعا؟ واقعا؟ اینم میدونین که چی دستشه؟ ‫و دنبال چی هستین؟

‫نه. خب. ‫یارو روسی هست. روسیه هم میخوادش

‫به شما هم ربطی نداره ‫پس مرسی

‫دقیقا چی میخواین سرهنگ؟

‫ما اطلاعات داریم. شما هم دارین

‫منابع رو با هم سهیم میکنیم ‫بخاطر قبلنا هم که شده

‫- ما یه بار تیم خوبی داشتیم ‫- بهتر از ما هم به چشم دیدین؟

‫- آره، صد بار ‫- نکشیمون

‫یه ریزه خشنه. اینجا تنها کار میکنین؟

‫باز، به شما ربطی نداره ‫ولی آره، تنهام

‫و شک دارم اطلاعات شما، تنها کار کردنمو تغییر بده

‫ما میدونیم هدفت کجا هست الان ‫تشخیص چهره یه چیزی پیدا کرده

‫اسمش سرهنگ دوم لِو کوگان هست

‫معاون امنیتی رئیس مرکز اسلحه ترکیبی جنگ الکترونیکی. ‫

‫یارو یه دستگاه از مرکز تسهیلات امنیتی دزدیده

‫- اسم دستگاه اینه، ایمپریا ‫- ایمپریا که وجود نداره

‫- درواقع، خیلی هم وجود داره ‫- امکان نداره

‫- و؟ ‫- ببخشید. ایمپریا یه ...

‫خب، اساسا جنگ افزار سایبری در حد یه بمب اتم هست

‫- یه اسب تروجان رمزنگاری شده

‫میتونه شبکه های یه شهر رو توی چند ثانیه بخوابونه

‫برق، حفاظت، خدمات اورژانسی

‫کلا شهر رو آماده هرگونه حمله ای میکنه

‫که فرمودین جهادی ها

‫ما معتقدیم که اونا یه معامله با ستوان کوگان ‫درباره این دستگاه هماهنگ کردن

‫اینا رو یه مدتی داشتیم ردیابی میکردیم

‫حس کردیم که رفتن سراغ یه چیز گنده

‫معلومم هست چرا تل آویو رو انتخاب کردن؟

‫هوا، دریا، سلول جهادی ها توی وست بانک ‫

‫من نمیدونم. ‫به کتفمم نیست اصلا

‫من فقط برام کوگان مهمه ‫.و چیزی که از روسیه دزدیده

‫- چطور اینجا ردیابیش کردین؟ ‫- ما اینیم دیگه

‫تشخیص چهره میگه که بهش کمک شده

‫تو یه اپارتمون اجاره ای توی بلندی های شجره

‫اگر باهم کار بکنیم، من جلو میفتم

‫و ایمپریا مال منه ‫که برگردونمش به روسیه

‫- ما فقط ادمایی که میخوان ببینتشون رو میخوایم ‫- من نیاز به بی سیم ارتباطی دارم

‫بی سیم ها مال واحد 20 هستن

‫- خوش اومدی مو بلوند ‫- شما هم همچنین

‫- اینجا کارمونو شروع میکنیم ‫- براوو یک حواست به بیرون باشه

‫من، براوو دو و سه ‫به ساختمون نزدیک میشیم

‫و اگر مجبور بشیم، سروصدا میکنیم ‫

‫- فهمیدی چی شد، زیرو؟ ‫- دریافت شد

‫باهاش برو براوو یک ‫ولی اختیار با خودته

‫- دکتره ‫- نه نیس

‫هنوز نه

‫خب... این چقدر می ارزه هان؟

‫میخواست بهم پنجاه هزار تا بده ‫فقط بخاطر یه دکتر

‫هیچ ارزشی برای تو نداره ‫اصلا نمیدونی باهاش چیکار کنی

‫که خودت بهمون میگی این چی هست و ‫کی میخواد بخردش

‫ ‫کیرم تو خودت و اون جنده ای ازش در اومدی

‫واحد 3اف آخرین چیزیه که دو روز پیش اجاره شده

‫- از لحاظ زمانی جور در میاد ‫- خب روسیه چطور بود؟

‫- انتظار یه کارت پستال رو داشتم ‫- خوب بود، میدونی که

‫اونا واقعا خوال و متشکر بودن از کاری که ما کردیم ‫برای متوقف کردن پاول

‫- اوه واقعا، براتون رژه گذاشتن؟ ‫- نه

‫فقط یه مدال

‫بنظرم نباید ایطو باشه نه؟

‫ما یکی داریم که داره میاد ‫بانداژ، تجهیزات پزشکی

‫ولی اول ما باید اسم خریدار رو بدونیم

‫گاییدمت، راننده

‫ازش خوشم میاد

‫فکر کنم باید حرف بزنی

‫این بیرون پلیس محلی هست. ‫اگر وارد ماجرا بشه نمیتونم کاری بکنم

‫ولی یادت باشه ما مجوز نداریم ‫پس هر چی بی صداتر ، بهتر

‫کاری نداشته باش زارکووا چی بلغور میکنه

‫دریافت شد. تمام تلاشمونو میکنیم

‫شما باید همین الان کارو شروع کنید

‫با بشمار سه

‫سه، دو، یک

‫شت، یکی داره میاد اینطرف

‫بگو بینم! خریدار کیه

‫میلیون ها می ارزه ‫ولی گوهش به تو میرسه

‫- با خودمون میبریمش ‫- تو این شرایط جایی نمیتونه بره

‫اینو بگیر

‫بدو. ولش کن. باید بریم

‫بهمون کاور بدین. این چیزه پول توشه . برای هممون

‫توپال، یالا دیگه. دنبالم بیا

‫فرار کردن سمت چپ

‫وایت، ممکنه پکیج دستشون باشه

‫دریافت شد! میرم میگیرمشون ‫براوو دو، میرم بیرون

‫عقب وایسا

‫-برو! برو

‫- اوه خدا، تیر خوردم، دارم میمیرم ‫- فقط یه خراشه

‫- اسمت چیه؟ ‫-پاسابن یونی اشپیگل

‫هی

‫خیله خب گوش کن پاسبان اشپیگل ‫من جلو شلیکشونو میگیرم

‫تو هم باید مردم رو ببری جان امن، باشه؟

‫- نه، نه، نه، نمیتونم، نمیتونم ‫- اینا به تخمشون نیس به کی شلیک میکنن

‫مردم دارن گلوله میخورن

‫- منیک لعنتی ‫- خشاب رو بهم بده

‫تو نشان پلیس داری. میتونی انجامش بده ‫مگه نه؟ پسر خوب

‫باشه، آماده ای؟

‫برو!

‫برو! برو! بدو بدو

‫فاک

‫براوو دو، فراری ها دارن از راه پله عمودی شرقی میرن پایین

‫دریافت شد. میرم درگیر بشم

‫بچه ها، مواظب باشید ‫پلیس محلی داره میاد

‫پکیج رو الان وردارید ‫نباید دستگیر بشیم

‫هنوز درگیریم

‫شت، وایسا

‫-چی؟ چیه؟ ‫- لوله گاز

‫اگه باز شلیک کنیم ‫کل اینجا میره هوا

‫فکر نکنم همچین بشه

‫هر چیزی که جرقه بزنه ‫میزنه مشتعل میکنه

‫- اونقدرا هم گاز نیست ‫- وایسا

‫ماشه رو که بکشی زارکووا ‫هممون می میریم

‫فکر کنم دانشگاه نرفتی

‫- من مدرک تخمی مهندسی دارم خیر سرم ‫- از کجا؟ ‫

‫- اکادمی نیروی های دفاعی استرالیا ‫- تو مسکو نیست ، نه؟

‫ازت میخوام فقط خفه خون بگیری زارکووا

‫اینجاس؟

‫بود

‫پس اونا ایزمنیک لعنتی رو فرستادن دنبال من

‫کوگان

‫داشت میرفت سراغ اسلحه ‫چاره ای نداشتم

‫اونا ایمپریا رو بردن ‫باید جلوشونو بگیریم

More Farsi Persian subtitles for Strike Back

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left