نخستین 200 خط.
تل آویو، اسرائیل
آفتاب داره میاد بالا هوا هم گرمه
و ما هم هیچی پیدا نکردیم
تا سه ساعت دیگه ادامه میدیم
- مطمئنی؟ - حرفشم بد نی رییس
اگر ضایف و مهیر آب شدن رفتن تو زمین، پس سرنخ زیادی ازشون نیست
سازمان اطلاعات که وله، ولی نیروهای دفتر ارتباطات دولتی یه عکس رمزنگاری شده رو گیر اوردن
از یکی از دستیارای مهیر که این تلفن شارژی رو با این تاریخ نشون میده
که میتونه یه کد یا اثر ردگم کنی باشه
ما داریم قشنگ همه چیو تو هم میچپونیم
خب وقتی که تنها راه ما همینه، هل میدیم، ببینیم کجاش وا میره.
اوه، من میتونستم یه جایی مث اینجا باشما
نکنه داری فکر میکنی باز ولمون کنه، مگه نه حاجی؟
معلومه به خوبی دفعه آخرت، فعالیت نداشتی
اماده باش یه مورد احتمالی رو دارم می بینم
مرد، چهل ساله، لباس آبی
میبینمش
- کی میرسی؟ - کی پشت خطه؟ ضایف؟
- میتونی تماس رو ردیابی کنی؟ - دارم تلاشمو میکنم
- داره تغییر مسیر میده، هی میپره - من سر قرار منتظر می مونم
بچه ها، یارو رو بقاپید بی سر صدا
رفقای اسرائیلیمون نمیدونن که اینجاییم
و وایتهال هم ترجیح میده که همینجور پیش بره
دریافت شد میگیریمش و میایم بیرون
دریافت شد
یه هدف ناشناس سوار موتورسیکلت داریم
زیرو الفا، میریم دنبالش
هی، شرمنده کاکو، وایسا عقب
براوو دو من دنبالشم
بچه ها، ما یارو رو زنده لازم داریم
- الفا یک داره میره سمت شرق - ما هنوز پنهانیم. نه شلیکی نه صدایی
دنبال هدف هستم. درست پشت سرشم
شت، الفا رو گم کردم، الفا رو گم کردم
زیرو، دیدم آلفا رو دنبالشم
فاک می
زودی باش
الفا یک داره میره سمت جنوب شرقی پیاده میفتم دنبالش
- هنوزم یه هدف روی موتورسیکلت داریم - دریافت شد براوو دو
میدونم که قضیه سر بانکه
ولی بانک میندازه گردن منم. منم که ول. مسخره س.
میگی پول بیشتری باید بدم
برا پولی که معلومه ندارم
میتونم با مدیر صحبت کنم؟
باشه، سرش شلوغه
ها ها ، معلومه که سرش گرده
- حالت خوبه؟ - نگهش دار
برو برو! برونش وگرنه میمیری! برو برو
برون راننده! واینسا! برو
- منو از اینجا ببر بیرون - نگهش دار
زودی باش، زود، زود، برو برو، برو، زود ، زود
- دستا، دستا - حتی بهش فکرم نکن
شماها ریدین به ماموریتم
و، خب ... سلام
- میذارمت توی بیمارستان - بیمارستان نه
آپارتمون. بلندی های شجره
یه دکتر برام بیار. یکی که سوال نپرسه فقط
حاجی من مشکل تو زندگیم زیاد دارم
تو مال اونور مرز هستی نه؟ فلسطینی
- نه، من فقط سرم تو لاک خودمه - وایسا، راننده. میتونم بهت پول بدم
بیشتر از هر چیزی
لازمه اول پولتو ببینم
چه کصشره. سه بار رمزو اشتباه بزنی همه چیش پاک میشه
این چیه؟
من اینو میفروشم، پنجاه هزار تا بهت میدم. اگر بهم کمک کنی
من خیلی بد دارم خونریزی میکنم رفیق
من یه دکتر لازم دارم فورا. خواهش میکنم
همچین پولی میتونه زندگیتو عوض کنه
- کاپیتان زارکووا - الکساندر
هنوز تو جاهای خفن میچرخی واسه خودت
دلمون میخواد کمی بیشتر بدونیم درباره مردی که داشتی تعقیبش میکردی
اره، معلومه که میخوای، ولی من اول دلم میخواد با همه سلام علیک کنم
- خب ... سلاااام - زارکووا، خوشحالم میبینمت
- اره، ای کاش منم میتونستم همینو بگم - هیشکی هم جلوتو نگرفته
سرجوخه ، هنوز زنده ای ایول
- ممنونم - خب باشه
حالا که ما رسیدیم به هم، حال و احوال کردیم
ازتون میخوان که پاتونو نذارین توی عملیات من
ما قبل از این تو بهش برسی، داشتیمش به سبک خودمون
شما گوه هم ندارین و حالا من یه مشکل بزرگ دارم
مشکل شما شامل اون دو تا جهادی میشه که توی راهن؟
عاو، نیگا ما بیشتر از شما میدونیم
واقعا؟ واقعا؟ اینم میدونین که چی دستشه؟ و دنبال چی هستین؟
نه. خب. یارو روسی هست. روسیه هم میخوادش
به شما هم ربطی نداره پس مرسی
دقیقا چی میخواین سرهنگ؟
ما اطلاعات داریم. شما هم دارین
منابع رو با هم سهیم میکنیم بخاطر قبلنا هم که شده
- ما یه بار تیم خوبی داشتیم - بهتر از ما هم به چشم دیدین؟
- آره، صد بار - نکشیمون
یه ریزه خشنه. اینجا تنها کار میکنین؟
باز، به شما ربطی نداره ولی آره، تنهام
و شک دارم اطلاعات شما، تنها کار کردنمو تغییر بده
ما میدونیم هدفت کجا هست الان تشخیص چهره یه چیزی پیدا کرده
اسمش سرهنگ دوم لِو کوگان هست
معاون امنیتی رئیس مرکز اسلحه ترکیبی جنگ الکترونیکی.
یارو یه دستگاه از مرکز تسهیلات امنیتی دزدیده
- اسم دستگاه اینه، ایمپریا - ایمپریا که وجود نداره
- درواقع، خیلی هم وجود داره - امکان نداره
- و؟ - ببخشید. ایمپریا یه ...
خب، اساسا جنگ افزار سایبری در حد یه بمب اتم هست
- یه اسب تروجان رمزنگاری شده
میتونه شبکه های یه شهر رو توی چند ثانیه بخوابونه
برق، حفاظت، خدمات اورژانسی
کلا شهر رو آماده هرگونه حمله ای میکنه
که فرمودین جهادی ها
ما معتقدیم که اونا یه معامله با ستوان کوگان درباره این دستگاه هماهنگ کردن
اینا رو یه مدتی داشتیم ردیابی میکردیم
حس کردیم که رفتن سراغ یه چیز گنده
معلومم هست چرا تل آویو رو انتخاب کردن؟
هوا، دریا، سلول جهادی ها توی وست بانک
من نمیدونم. به کتفمم نیست اصلا
من فقط برام کوگان مهمه .و چیزی که از روسیه دزدیده
- چطور اینجا ردیابیش کردین؟ - ما اینیم دیگه
تشخیص چهره میگه که بهش کمک شده
تو یه اپارتمون اجاره ای توی بلندی های شجره
اگر باهم کار بکنیم، من جلو میفتم
و ایمپریا مال منه که برگردونمش به روسیه
- ما فقط ادمایی که میخوان ببینتشون رو میخوایم - من نیاز به بی سیم ارتباطی دارم
بی سیم ها مال واحد 20 هستن
- خوش اومدی مو بلوند - شما هم همچنین
- اینجا کارمونو شروع میکنیم - براوو یک حواست به بیرون باشه
من، براوو دو و سه به ساختمون نزدیک میشیم
و اگر مجبور بشیم، سروصدا میکنیم
- فهمیدی چی شد، زیرو؟ - دریافت شد
باهاش برو براوو یک ولی اختیار با خودته
- دکتره - نه نیس
هنوز نه
خب... این چقدر می ارزه هان؟
میخواست بهم پنجاه هزار تا بده فقط بخاطر یه دکتر
هیچ ارزشی برای تو نداره اصلا نمیدونی باهاش چیکار کنی
که خودت بهمون میگی این چی هست و کی میخواد بخردش
کیرم تو خودت و اون جنده ای ازش در اومدی
واحد 3اف آخرین چیزیه که دو روز پیش اجاره شده
- از لحاظ زمانی جور در میاد - خب روسیه چطور بود؟
- انتظار یه کارت پستال رو داشتم - خوب بود، میدونی که
اونا واقعا خوال و متشکر بودن از کاری که ما کردیم برای متوقف کردن پاول
- اوه واقعا، براتون رژه گذاشتن؟ - نه
فقط یه مدال
بنظرم نباید ایطو باشه نه؟
ما یکی داریم که داره میاد بانداژ، تجهیزات پزشکی
ولی اول ما باید اسم خریدار رو بدونیم
گاییدمت، راننده
ازش خوشم میاد
فکر کنم باید حرف بزنی
این بیرون پلیس محلی هست. اگر وارد ماجرا بشه نمیتونم کاری بکنم
ولی یادت باشه ما مجوز نداریم پس هر چی بی صداتر ، بهتر
کاری نداشته باش زارکووا چی بلغور میکنه
دریافت شد. تمام تلاشمونو میکنیم
شما باید همین الان کارو شروع کنید
با بشمار سه
سه، دو، یک
شت، یکی داره میاد اینطرف
بگو بینم! خریدار کیه
میلیون ها می ارزه ولی گوهش به تو میرسه
- با خودمون میبریمش - تو این شرایط جایی نمیتونه بره
اینو بگیر
بدو. ولش کن. باید بریم
بهمون کاور بدین. این چیزه پول توشه . برای هممون
توپال، یالا دیگه. دنبالم بیا
فرار کردن سمت چپ
وایت، ممکنه پکیج دستشون باشه
دریافت شد! میرم میگیرمشون براوو دو، میرم بیرون
عقب وایسا
-برو! برو
- اوه خدا، تیر خوردم، دارم میمیرم - فقط یه خراشه
- اسمت چیه؟ -پاسابن یونی اشپیگل
هی
خیله خب گوش کن پاسبان اشپیگل من جلو شلیکشونو میگیرم
تو هم باید مردم رو ببری جان امن، باشه؟
- نه، نه، نه، نمیتونم، نمیتونم - اینا به تخمشون نیس به کی شلیک میکنن
مردم دارن گلوله میخورن
- منیک لعنتی - خشاب رو بهم بده
تو نشان پلیس داری. میتونی انجامش بده مگه نه؟ پسر خوب
باشه، آماده ای؟
برو!
برو! برو! بدو بدو
فاک
براوو دو، فراری ها دارن از راه پله عمودی شرقی میرن پایین
دریافت شد. میرم درگیر بشم
بچه ها، مواظب باشید پلیس محلی داره میاد
پکیج رو الان وردارید نباید دستگیر بشیم
هنوز درگیریم
شت، وایسا
-چی؟ چیه؟ - لوله گاز
اگه باز شلیک کنیم کل اینجا میره هوا
فکر نکنم همچین بشه
هر چیزی که جرقه بزنه میزنه مشتعل میکنه
- اونقدرا هم گاز نیست - وایسا
ماشه رو که بکشی زارکووا هممون می میریم
فکر کنم دانشگاه نرفتی
- من مدرک تخمی مهندسی دارم خیر سرم - از کجا؟
- اکادمی نیروی های دفاعی استرالیا - تو مسکو نیست ، نه؟
ازت میخوام فقط خفه خون بگیری زارکووا
اینجاس؟
بود
پس اونا ایزمنیک لعنتی رو فرستادن دنبال من
کوگان
داشت میرفت سراغ اسلحه چاره ای نداشتم
اونا ایمپریا رو بردن باید جلوشونو بگیریم
No comments yet. Be the first to leave one.