نخستین 200 خط.
هماهنگ با نسخه وب WEB 42:23
دیون چی دارم سرم میاد؟
اون جهش های زمانی که ردشون رو می گرفتم
ظاهرا همه شون به تو منتهی میشن
...میدونم داشتم بیماری زمانی ات رو طوری درمان می کردم
که انگار یه ویروس ـه که بهت علائم میده...
...اون شکاف های زمانی
...و حالا دارم متوجه میشم اون چیزا
یک دقیقه هستن و بعدش نیستن...
...یک چیزی در تو هست که
باعث میشه زمان در اطراف تو... ترک برداره
آیریس اینی که داری ، ویروس نیست
...این بیماری زمانی هرچی هست
از من میاد
چیه؟
مشکل چیه؟
قسمت 10 فصل 8 سریال فلش "بی پروا"
الان چه حسی داری؟
خب. همینش خیلی عجیبه
حالم خوبه
...و دلیل تمام اینا
چیزیه که در یک خط زمانی دیگه رخ داده؟...
بله
هیچوقت نباید درمانت رو معکوس می کردم
نه تقصیر تو نیست ، دیون
من گفتم اینکارو بکنی
و کار درست هم همین بود
...برای اثبات بی گناهی بری
...و نجات جون بابام...
راه دیگه ای نبود...
...بله. ولی این ناهنجاری ها که تجربه می کنی
آخه کی میدونه بعدش چی میشه؟...
خب باید یک درمان پیدا کنیم
و می کنیم
فعلا باید وضعیت تو رو ثابت کنیم
متاسفم ولی باید یه جا ثابت بمونی
خب. جاهای بدتری هم هست که بشه رفت
چقدر باید بمونم؟
خب ...با توجه به اینکه گیتی
...به اندازه بی نهایت سال نوری بزرگه...
...به نظرم در مقایسه با حرکات زمین...
ثابت موندن یک امر نسبی محسوب میشه...
...پس فکر می کنم اگه حرکت کردن خودت رو فعلا
به کست سیتی محدود کنی... ریسکشو کم می کنه
یا حداقل امیدوارم بکنه
خوبه ...چون هنوز
کسی اینجاست که کمکمو میخواد...
اگه دوباره براش مشکلی پیش بیاد ، چی؟
خب ...باید برای درمان تو
یه کار ریشه ای تر بکنم...
ببین بهتون دروغ نمیگم
درد داره
خوبی؟
بله بله . خوبم
همین که بتونم برمیگردم
آیریس. اگه عدم هوشیاری ...یا اتفاق عجیب دیگه ای تجربه کردی
هرچه سریعتر بهم میگی...
خیلی خب. من میرم چند تا از چیزامو از خونه میارم
چند ثانیه دیگه برمیگردم
نه بری . نمیتونی
یادته درباره اون آتش سیاه چی گفتی؟
هنوز مردم در خطر هستن
باید جلوشو بگیری
ولی نمیتونم اینجا تنهات بگذارم
من تنها نیستم. سو خیلی زود برمیگرده
و در ضمن اینجا کار هم دارم
کل دنیات داره از هم می پاشه
و هنوز نگران کمک به بقیه هستی
خیلی خب. اگه چیزی نیاز داشتی فقط بهم خبر بده
میدم
خیلی خب
! اه
حالا اینو میگن هنر
از کی عرق می کنم؟
چی شد؟
آیریس خوبه؟- بله-
منظورم اینه که تا جایی که میتونه،خوبه
خب بری ...مطمئنی که نمیخوای
منظورم اینه که تیم فلش میتونه ...مواظب قلعه باشه
اگه لازمه ، با اون باشی...
نه ممنونم آیریس درست میگه
...تا وقتی حالش پایدار بشه
اولویت با ایمن نگه داشتن مردم سنترال سیتی ـه...
جو ، سیسیل شما چیزی پیدا کردین؟
خب
...به جز همه رنج هایی که از فقدان های شخصی می کشیدن
هیچکدوم از 5 قربانی... چیز مشترکی نداشتن
بله بر. من سه بار پرونده قربانی ها رو بررسی کردم
استن مولن ، دانا وینترز
اون مربی یوگا پارکر دی استفانو
...اولش فکر کردیم این شعله های عجیب
از کسایی که اخیرا دچار فقدان شدن... تغذیه می کنه
...مثل مولن- ولی بعدش به من حمله کرد-
و بابام وقتی بچه بودم ، مُرد
که از الگو پیروی نمی کنه
شاید دنبال مردمی می گرده که با غمشون مواجه نمیشن
نه فکر نمی کنم
دی استفانو مشاوره های مقابله با غم ناشی از ...مرگ نامزدش رو
به پایان رسونده بود...
و داشت یکی دیگه رو می دید
...خب. من به وانیا و عارض ماموریت دادم
...تا گذشته قربانی هامون رو کندوکاو کنن...
تا شباهت های ثانویه رو پیدا کنن... ...پس
شبیه آیریس حرف می زنی
بیخود نیست تو رو مسئول کرده
...بحث شباهت ها شد
...کرامر پرونده های هر جنایت آتش محوری رو
از زمان انفجار شتاب دهنده ذرات... بیرون کشیده
پس من و سیسیل باید همه شو مطالعه کنیم
و خیلی زیاد هستن پس حاضری ، عزیز؟
فعلا
اخطار اس-آر-37 یعنی چی؟
یعنی وارد بخش پزشکی شده
خب ...یعنی کیتلن
از تور تست نوشیدنی اش با مارکوس برگشته؟..
نه هنوز همین جا باشید
نمیدونی کیتی بانداژهاشو کجا میگذاره؟
اگه از من بپرسی تو یکی از قفسه های بالا باید باشه
...چی ش بازوت چی شده؟
یک آتش عجیب داخل آپارتمان بهم حمله کرد
...و قبل از اینکه بپرسی
نه . نمیدونم چرا منو نکشت
...تو- سوگوار بودم؟ نخیر-
کاملا با شادی داشتم روی اثر جدیدی کار می کردم
میتونست بهترین کاری باشه که کردم
...ولی این توضیح نمیده که
چرا منقل حساسمون باید بهم حمله کنه...
و این رو برام بگذاره
فراست بیا اینجا
بگذار کمک کنم
جانشین خوبی برای کیتی میشی
شاید مثل حرف جو باشه
باید بیشتر از این حرفا باشه
دنبال چیزیه که ما بهش دقت نمی کنیم
یه چیزی که من دارم؟
نمیدونم
...ولی آخه این آتش به تو و من
...اینجا در استارلبز حمله می کنه...
بعدش کمتر از 24 ساعت بعد... تا خونه ات تعقیبت می کنه؟
...اون میدونی؟ نمی تونه تصادفی باشه
...پس اگه بفهمیم که
...چرا شعله ها فکر می کنن من یه غذای خوشمزه میشم...
شاید این بتونه بگه چطور جلوشو بگیریم
فراست ...اگه ایراد نداره
میخوام آپارتمانت رو کامل بگردم...
ببینم ایده ای داری که چرا آتش تو رو هدف گرفته؟
برو تو کارش- خیلی خب-
فراست مدتیه که با هم صحبت نکردیم
مشکل چیه؟
مسئله پرونده جدید تیم فلش ـه
این یکی کمی ترسناکه
در چند هفته گذشته سه جسد پیدا شده
همه سوختن و جزغاله شدن
پس مورد آتش افروزی ـه؟
بیشتر شبیه یک داستان شبحی
آتشی که صدمه زده سیاه بود
و اونقدر سرد که قربانی ها رو مثل سرمازدگی سوزوند
فقط هزار برابر مرگبارتر
...و کمک منو میخوای که
بفهمم چی باعث این پدیده میشه؟...
نه دقیقا
شعله ها زنده هستن و به مردم حمله می کنن
و به نظرم دارن دنبال من میان
خدای من البته
هرکاری بتونم می کنم که کمک کنم در امان باشی
راستش میخوام دقیقا برعکسشو بکنی
میخوام کمک کنی با طعمه کردن من این موجود رو بگیریم
...میخوای خودتو طعمه کنی
تا آتش سیاه رو بگیری؟...
میدونم چه طور به نظر میاد ...ولی گوش کنید
اگه این شعله آدم کش ...الان دنبال منه
چرا ازش به نفع خودمون بهره نبریم؟...
ولی کارلا تو که واقعا اینو در نظر نمی گیری؟
اولش نمی گرفتم
ولی بعدش فراست حقایق پرونده رو گفت
اینکه چطور آدمای بیگناه رو می کشه
...و حالا با شعله هایی دنبالش اومده
که سرمای شدید تا سر حد سوختن رو بوجود میاره؟...
...مورد آخر دقیقا تعریف
کارکرد همجوشی سرد ـه...
ولی چرا آتش جذب فراست شده؟
...به نظرم بخاطر اینه که قدرت های فرا-انسانی اون
سرما-جنبشی هستن... درست مثل آتش همجوشی سرد ما
پس به نظرت دنبال اونه که ازش بعنوان سوخت برای شارژ خودش استفاده کنه؟
درسته
...پس کلید گرفتن اون
اینه که صبر کنیم دوباره بیاد سراغش... و بعدش به دام بندازیمش
فراست ما تو رو طعمه نمی کنیم
...ببینید. این یک نقشه عالیه
که میتونه جون بقیه رو نجات بده...
چرا حداقل نمی گذاری امتحان کنیم؟
چون این انگار آخرین راه حل ـه
در ضمن ، هنوز خیلی چیزا رو درباره این آتش نمیدونیم
...حتی اگه اینکارو می کردیم
هنوز راهی برای گرفتن اون نداریم...
همجوشی سرد بازم یک واکنش همجوشی حساب میشه
واکنشی که در دمای مولکولی پایین رخ میده
...اگه بتونیم یه جور محفظه مهار همجوشی بسازیم
...پس فقط کافیه که واحد رو مجددا کالیبره کنیم
تا اثر سرمایی فراست رو جذب و تقویت کنه...
No comments yet. Be the first to leave one.