نخستین 200 خط.
آنچه گذشت
تو توي موقعيتي قرار داشتي که
خيلي سخت بود نه
براي من بهانه تراشي نکن
مکس، تو عاشق تيلوري
ميدونم که اونم عاشق تو است و من دوباره خودم رو ارجحيت دادم، دوباره
من هر روز دلم برات تنگ ميشه و چيزي که بين ما بود
باور نکردني است آره، هست
فکر کنم ما از پسش براومديم
اين واقعاً عاليه
تا وقتي حقيقت رو ندونه نميتونم باهاش باشم
واقعاً اميدوارم حق با تو باشه
گردنبند کارتر اينجا چيکار ميکنه؟
مکس؟
هي
کجا پيداش کردي؟ پشت ماشين مکس بود
اينجا چيکار ميکرد؟
تيلور، ما بايد بهت يه چيزي رو بگيم
چي؟
مشکل چيه؟
وقتي ما رفته بوديم ديدن لوري
مکس و من با هم خوابيديم
شوخي ميکني درسته؟
لطفاً بگو که شوخي ميکني
تيلور، وايسا
تيلور، ندو
بذار توضيح بديم ببين، ما يه اشتباهي کرديم
يه اشتباه؟ تيلور، تقصير من بود
باور کن، کار اون نبود نه، نه، نه، اشتباه جفتمون بود
و اگه ميتونستيم برش گردونيم عقب اينکار رو ميکرديم
خب، شما نميتونيد
آره، ميدونيم، تيلور
تي، متاسفم منم متاسفم
اوه نه
متاسفم که احساس بدي داريد
اما من بهتون اطمينان ميدم که احساس من بدتره
حس خوبي داره آره
دلم برات تنگ شده بود
واو، من يادم ميادش
پس، فکر کنم بايد بهت
کشو جورابت رو برگردونم
درسته؟ آره
قراره چيکار کنيم؟
کي قراره به بچه ها بگيم؟
خب، فکر کنم يه سري آدم بزرگا هستند
که احتمالاً اول بايد به اونها بگيم
آره، البته
با هيلاري مشکلي پيش نمياد؟
شماها باهم درس ميديد
تو و کايل بايد با هم کار کنيد
حله
اوووه
جواب نمرات امتحاني؟
تو هم بايد توي تقويم گوشيت داشته باشيش، درسته؟
البته که دارم
اما يادت بود يه ميز شام رزرو کني؟
اوه
البته که کردم
نميدونم چطور تونستي اجازه بدي اين اتفاق بيفته؟
چيزي نبود که برنامه ريزي شده باشه
فقط لحظه بدي بود
و فکر کردي که ما بهم زديم
پس مشکلي نيست؟
مشکلي نيست، ميتونيم اينکارو بکنيم
نه، اين اون چيزي نبود که اتفاق افتاد
و تو چي؟
تو فکر ميکردي که اينکار درسته؟
تو خواهر مني ما بايد پا پس ميکشيديم
ما بايد جلوشو ميگرفتيم اينطوري فکر ميکني؟
باشه، ببين، تايلور، من اينجا ننشستم
که سعي کنم بهت توضيح بدم، اما
نه، من ميتونم توضيح بدم
احساس آدمهاي ديگه با مال تو يکي نيست
معلومه که احساست براي من مهمه، تيلور
لطفاً بهم بگو که چيکار کنم که درستش کنم؟
هيچکاري نيست که شما دو نفر بتونيد انجام بديد
اما اگر چيزي به ذهنم رسيد بهتون ميگم
سلام
خوش اومديد، سفر چطور بود؟
کلبه چطور بود؟
خوب، خوب بود، خوب بود
تو خوبي؟
چه مشکلي اينجا پيش اومده؟
فقط.. فقط خستم
من و پدرت فکر کرديم که بيرون رفتن ميتونه کمک کنه
به چي کمک کنه؟ خب، خيلي سخت بود وقتي
کارتر رفته بود ديدن لوري
آره، شنيدم
اما به هر حال، راجع به اون حرف بزنيم
شماها يادتونه امروز چه روزيه؟
نمرات امتحان اس اي تي
اوه، الان؟ آره، يالا
من ميرم که شما به کارتون برسيد
مکس، بمون
ميتوني يه کاري کنه که بمونه؟
آره
آره، بمون
باشه، يالا
2,300.
- 2,300?! تي
مبارکه، تي تيلور، اين عاليه
آره خوبه
عزيزم بهترين نمره اي که ميشد گرفت 2400 است
اين عاليه
اوه، کارتر، بذار ببينيم
1,600.
حد وسط
هي، هيچ چيز تو حد وسط نيست
عزيزم، تو شرايطي که تو بودي
اين باورنکردنيه آره
جداً
و اگه دوباره امتحان بدي، موفق ميشي آره، ممکنه
در اين فاصله ما بعنوان يک خانواده ميخواهيم جشن بگيريم
توي رستوران ايتاليايي
نه، نه، نه، نه، نه، نه من نميتونم، من نميتونم
وايسا ببينم، ما براش برنامه ريزي کرديم
براي هقته ها، ما بهتون گفته بوديم آره، يالا
فشار روتون بالاخره برداشته شد
يه شام خانوادگي
و مکس، ما خيلي خوشحال ميشيم که تو هم بيايي
باشه، مرسي
من هنوز خيلي درخواست دارم
که براي دوره انترني بايد انجام بدم
و هر چه زودتر بفهمم که اين تابستون چيکاره هستم
خوشحالتر هم ميشم
تيلور، تو اين امتحان رو پشت سر گذاشتي
ما ميخواهيم جشن بگيريم
باشه
باشه، شام
تيلور، ميدونم الان هيچي نميتونم بگم
که اين شرايط رو بهتر کنه
نميخوام سر شام تظاهر کني
به خوشحال بودن
من فقط بهشون ميگم حالم خوب نيست
حله
تيلور، بذار توضيح بدم چه اتفاقي افتاد
کارتر، آخرين چيزي
که ميخوام بشنوم اينه که بگي چي شدن بين
تو و اولين
و تنها کسي که عاشقش بودم
باشه
آره، درک ميکنم
بازش ميکنم
سورپرايز کرش
خيلي خوشحالم که ميبينمت
سلام
ببين کي اينجاس
بفرما، اون اينجاست
تونستي بيايي
وايسا، تو ميدونستي که مياد؟
ما دعوتش کرديم چي؟
کارآگاه ويلسون
بيا اينجا
تحسين برانگيزه
مرحله بعدي چيه، وارد مجلس بشي؟
فکر نکنم با سابقه اي که دارم بخوان که اونجا وارد بشم
اوه، البته که ميخوان
فکر کنم يکي از نيازهاشونه
خب، خوشحاليم که اينجايي
قسمت پايه رو تموم کردي؟ آره
اول بايد بفهمم کجا هستم
بعدش يه تخصص رو انتخاب کنم
به چي علاقه داري؟
خب، در واقع يه برنامه توي فورت براگ وجود داره
که بهت آموزشهاي ويژه رو ياد ميدن
مديريت بحران
رانندگي رزمي و تاکتيکهاي عمليات
آره، کاملاً ميتونم ببينم که اينکارو بکني
خب، شما بايد خيلي جوک دوست داشته باشيد
تيلور نمره عالي توي امتحام اس اي تي گرفته
تقريباً عالي
کارتر دوست داره مبالغه کنه
اين يکي از اونهمه معايب شخصيتي اونه
تبريک ميگم، کارتر
مرسي، کرش
تو هم همچنين
تيلور، کرش داره با ما شام مياد بيرون
حله؟ چرا که نه؟
خوشحالتر ميشيم
اون چشه؟
از دست من ناراحته
ميخواي راجع بهش حرف بزني؟
آره
آره، واقعاً ميخوام
اما ميدوني چيه
بذار
بذار اول شام رو بخوريم
به نظر فکر خوبيه هي، تو کجا ميموني؟
ميخواي اينجا بموني؟
نه، من توي شهر يه هتل گرفتم
کرش، ميتونستي اينجا بموني
نميخواستم با احتمالات جلو برم
باشه
خب، من بايد برم آماده بشم
باشه، نظرت چيه يه ساعت ديگه بيام سراغت و برت دارم
با هم بريم سر شام انگار که سر قرار هستيم
به نظر خوبه
عاليه
کارآگاه ويلسون؟
اليزابت
No comments yet. Be the first to leave one.