نخستین 200 خط.
برگرفته از یک داستان واقعی پادکست "بلنگگو جن کافر"
- با اجازهتون. - مراقب باشین.
مریم.
اسم من مریمه.
میخوام داستانی رو تعریف کنم
که تا حالا برای هیچکس نگفتم.
من داشتم کنار یه پادشاه جنها زندگی میکردم
که ادعا میکنه عاشقم هست.
بر اساس چیزی که من میدونم،
اون از عالیترین مرتبه جنهاست.
من نمیتونم اسمشو بگم،
چون میدونم
اون الان درست پشت سرمه.
- اون مریم نیست؟ - آره.
اون همیشه تنهاست.
شنیدم با دیوها میگرده.
چه آدم عجیب و غریبیه.
چرا بچههای دیگه با من بازی نمیکنن؟
میگن عجیبم، میگن با خودم حرف میزنم.
اونا میگن تو بدجنسی، با اینکه تو مهربونی.
تو همیشه بهم پول چوب بستنی میدی.
بیا بازی کنیم.
- عجیب غریب! - چه آدم کج و کولهای!
اون با دیوها دوسته!
رفت که؟
اون دیو نیست! اون مهربونه!
حضرت محمد اسلام رو با یاران نزدیکش گسترش داد،
و ابوبکر صدیق هم جزو اونا بود.
اسم کاملش عبدالله بن ابوقحافه بود.
من همیشه ازت محافظت خواهم کرد
«صدیق» به معنی «راستگو» لقبی بود که پیامبر به ایشون داد.
مریم.
چرا در مورد تاریخچه آدم و حوا توضیح نمیدی؟
جنهای عفریت از زمان حضرت سلیمان وجود داشتند...
جنهای عفریت از زمان حضرت سلیمان وجود داشتند.
یکی از اونا به انتقال تخت ملکه سبا برای حضرت سلیمان کمک کرد،
که نتیجهاش مسلمان شدن ملکه سبا بود.
این جن به شدت قدرتمند و بیرحمه.
مریم!
تو اصلاً این حرفها رو از کجا آوردی؟
تو جنزده شدی یا چیزی؟
مریم.
معلومه که با دیوها دوستی!
همه ساکت شین!
- تو هم از اونا هستی! - دیو!
اون دوست منه، نه دیو!
شماها خودتون بدجنسین!
نه!
جنهای عفریت از زمان حضرت سلیمان وجود داشتند.
یکی از اونا به انتقال تخت ملکه سبا برای حضرت سلیمان کمک کرد،
کمک!
خدای من! استغفرالله!
بس کن!
نه!
- منو ببخش! منو ببخش! - کمک!
کمک!
منو ببخش!
بیرحم! تو بیرحمی!
تو بیرحمی!
تو بیرحمی!
زیادهروی کردی!
پناه میبرم به خدا از شر شیطان راندهشده.
به نام خداوند بخشنده مهربان.
خدایا، مرا از وسوسههای شیطان محافظت کن،
و پناه میجویم
تا آنها به من نزدیک نشوند.
به نام خداوند بخشنده مهربان.
الله، معبودی جز او نیست.
زنده و پابرجاست و خوابش نمیگیرد.
آنچه در آسمانها و زمین است، از اوست.
کسی جز به فرمان او، شفاعت نمیکند.
آنچه پیش روی آنهاست و آنچه پشت سر آنهاست، میداند.
از دانش او جز آنچه بخواهد، کسی احاطه پیدا نمیکند.
تخت او (کرسی) بر آسمانها و زمین گسترده است.
نگهداری آنها بر او سنگین نیست. و اوست بلندمرتبه و بزرگ.
به نام خداوند بخشنده مهربان.
بگو: او خداست، یکتاست.
الله، بینیاز است.
نزاده و زاده نشده است.
و هیچکس همتای او نیست.
ای انسانهای بیچاره!
این بچه مال من است!
تو کیستی؟
اسمت چیست؟
تو کی هستی؟
از روزی که او متولد شد، کنارش بودهام.
مانند گردش زمین،
چون وزش باد در هوا،
چون آب در دل موجها.
تو از کدام قبیلهای؟
عفریت.
به نام خداوندی که با نام او، هیچ چیز آسیب نمیرساند
در زمین و آسمان.
همانا او شنوا و داناست.
به نام خداوندی که با نام او، هیچ چیز آسیب نمیرساند
در زمین و آسمان...
به نام خداوندی که با نام او، هیچ چیز آسیب نمیرساند
در زمین و آسمان.
همانا او شنوا و داناست.
به نام خداوندی که با نام او، هیچ چیز آسیب نمیرساند
از هر چیزی در آسمانها و زمین.
به راستی اوست که شنوا و داناست.
با ذکر نام خدا، هیچ آسیبی نمیرسد
از چیزی در آسمانها و زمین...
پناه میبرم به خدا از شیطان رانده شده.
به نام خداوند بخشنده مهربان.
خدا رو شکر.
به زبان ساده،
جنها میتونن هر شکلی بگیرن
و از هر راهی وارد آدما بشن.
میتونه از طریق غذای حرام باشه،
مال حرام،
یا مکانهای آلوده.
هر چیزی میتونه باشه.
فقط خدا به یقین میدونه.
کِیای، باید چیکار کنیم؟
آیا مریم همیشه باید رقیه بشه؟
تا چه زمانی؟
جنی که به مریم چسبیده،
پادشاه جنهاست.
یه عفریت.
به گفته وهب بن منبّه و ابوصالح،
عفریت به اندازه یه کوه عظیمه.
عفریت جن باستانیایه که گمان میره
حتی قبل از حضرت آدم وجود داشته.
این جن به قوی بودن، خشن بودن
و خطرناک بودن معروفه.
اونها معمولاً در کارهای سحر و جادو هم دخیل هستن.
متوجه شدم.
مریم بهش اشاره کرده بود.
فکر کردم داره از خودش میسازه.
مطمئن نیستم مریم چطور
درگیر این عفریت شده،
اما قول میدم از حالا به بعد،
به محافظت ازش کمک کنم.
جایگاه ما به عنوان انسان بالاتر از جنهاست.
به امید خدا، میتونیم از پسش بربیایم.
مریم،
تو دوست داری
دوستت رو؟
آره.
اما اون به همکلاسیهام آسیب زد.
من اینو دوست ندارم.
کِیای،
دوستم دیگه اذیتم نمیکنه، درسته؟
انشاءالله.
اگه این وضع ادامه پیدا کنه، بقیه بچهها باهام دوست نمیشن.
فقط مطمئن باش تسلیم نمیشی.
ممنونم کِیای.
ما باید بریم.
باشه.
- سلام علیکم. - و علیکم السلام.
فرحان.
رزقی.
حالش خوبه، کیایی؟
انشاءالله.
حفظ سورهی القیامة چطوره؟
- شکر خدا، حفظ کردم. - الحمدلله.
- و شما؟ - هنوز نه، کیایی.
بیا، بخون ببینم.
اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم.
مامان، دیگه اون دوستم اذیتم نمیکنه، مگه نه؟
انشاءالله عزیزم.
مریم،
یکی بیرون منتظره، همونی که گردنبند رو بهت داد.
گردنبند خیلی بهت میاد.
خیلی زیبا شدی.
بریم؟
خدانگهدار، خاله!
یا خدا!
اینجا صبر کن.
بیا.
- مرسی. - آره.
باگاس، بیا دیگه. چند بار بهت بگم؟
میخوای مثل من بشی؟
آدی، تقصیر بیاحتیاطی خودته.
ببخشید، منظوری نداشت.
نه، این تقصیر منه.
میرسونمت خونه.
باگاس!
بله آقا؟
تو و باگاس دوست شدین؟
حالا اون میرسوندت، آره؟
اگه دوستپسر داشته باشی، اون رفیق جنّیت مشکلی نداره؟
نمیخوایم باگاس هم مثل آدی، کلّهاش سوراخ بشه.
با این وضع دلشو میشکنی.
فکر کنم دیگه دیره. بهش گردنبند داده.
گردنبند جدید، چقدر خوب.
مریم چقدر خوششانسه.
هم از جن هدیه میگیره هم از پسرها.
مر، راسته که رفیق جنّیت بهت پول میده؟
ما هم میخوایم.
حواست باشه. اونم سراغ تو میاد.
خب، کجاست پس؟
دنبال دردسر میگردی!
آقای توفیق گفتن کمبود ماهی داریم.
بعد مغرب باهام بیا سمت خلیج.
- خلیج؟ - آره.
اونجا جنها شروع میکنن به شیطنت!
- کدوم جن شیطنت میکنه؟ - مر، تو جایگزین کیکی شدی.
No comments yet. Be the first to leave one.