Falling Camellia

Falling Camellia (散り椿)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Falling Camellia (2018)
Samurai's Promise (2018)
ناشر TheShervine
💎 NEUETERN | زیرنویس اختصاصی نئوترن 💎

برچسب‌ها

bluray
تاریخ انتشار: 2026-02-11
تعداد دانلود: 26
مخصوص ناشنوایان: No
FPS: 23.976

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫زیــرنـویـس اخـتـصاصـی نــــئــوتــرن ‫NEUETERN

‫مـا را در شـبـکه‌های اجـتـماعی دنـبال کـنید ‫یــــوتــــوب، ایــــنــسـتــاگرام و تـــــلگـرام ‫NEUETERN

‫سال کیوهو ۱۵ (۱۷۳۰)، کیوتو

‫«اوریو شینبی» نمی‌تونست تحمل کنه فساد اداری و ‫ بی‌عدالتی‌ای رو که پدرِ بهترین دوستش مرتکب شده بود

‫گزارش اون به مقامات فوراً نادیده گرفته شد

‫اون به همراه همسرش «شینو» از زادگاهش ‫خاندان «اُگینو» تبعید شد

‫۸ سال گذشت

‫امروز سرده ‫نگران سلامتیتم

‫واسه شام ‫نظرت چیه توفوی بخارپز بخوریم

‫الان که انقدر بهت نزدیکم

‫حس می‌کنم بهار داره میاد

‫هر فصلی زیبایی خودشو داره

‫متاسفم که باید این سختی رو تحمل کنی

‫من

‫خوشحالم که فقط با همیم

‫آستینِ...

‫لباست...

‫حتی اینجا هم...

‫نمی‌تونیم از آشوب‌های سیاسی وطن فرار کنیم

‫آرزو دارم...

‫یک بار دیگه ریزش گل‌های کاملیا رو تو وطن ببینم...

‫ریزش کاملیا

‫می‌خوام ازت درخواست...

‫کاری رو بکنم

‫وقتی مُردم...

‫لطفاً برگرد خونه و ماموریتت رو تموم کن

‫نمی‌ذارم بمیری

‫من...

‫نمی‌خوام الان در موردش حرف بزنم

‫مرگ اجتناب‌ناپذیره

‫لطفاً...

‫بهم قول بده کاری که خواستم رو انجام میدی

‫اگه همون‌طور که خواستی برگردم خونه

‫تحسینم می‌کنی؟

‫معلومه که تحسینت می‌کنم

‫برای دسترسی به بزرگ‌ترین مرجع دانلود فیلم رایگان در جهان ‫با زیرنویس فـارسـی به تـلـگـرام نــــــئــــوتـــــرن مراجعه کنید ‫NEUETERN

‫"قول سامورایی" ‫(ریزش کاملیا)

‫«اوکادا جونیچی» ‫در نقش اوریو شینبی

‫«نیشیجیما هیده‌توشی» ‫در نقش ساکاکیبارا اونمه

‫«کوروکی هارو» ‫در نقش ساکاشیتا ساتومی

‫«ایکه‌ماتسو سوسوکه» ‫در نقش ساکاشیتا توگو

‫«آسو کومیکو» ‫در نقش اوریو شینو (ساکاشیتا)

‫کارگردان و فیلمبردار ‫کیمورا دایساکو

‫زیــرنـویـس اخـتـصاصـی نــــئــوتــرن ‫NEUETERN

‫توگو داری چی‌کار می‌کنی؟

‫بارون شدید ماه پیش باعث رانش زمین شد ‫دارم خسارت رو ثبت می‌کنم

‫پسرِ وظیفه‌شناسی هستی

‫داری از مسیرِ...

‫برادر بزرگترت که ۸ سال پیش به‌خاطر قصور ‫«سپوکو» کرد دوری می‌کنی ‫نوعی خودکشی آیینی سامورایی‌ها با پاره کردن شکم برای حفظ شرافت

‫ارباب «جوجو»...

‫برادرم با اون سپوکو از اعتبار خاندان ساکاشیتا محافظت کرد

‫- هیچ ننگی تو کارش نیست ‫- البته، البته

‫در ضمن، آباد کردن این زمین جدید ‫واسه کشاورزی نقشه ارباب «اونمه» ست

‫همون «ساکاکیبارا اونمه»ی بی‌همتا

‫ارباب اونمه تنها کسیه که تضمین می‌کنه ‫خاندان اُگینو شکوفا بشه

‫اون مورد اعتماد ارباب جوان و جدیدیه که به‌زودی از راه می‌رسه

‫عجب، که اینطور!

‫من معتقدم رفاهِ این قلمرو مدیونِ ارباب موقته ‫یعنی مهتر «کِنبا ایشیدا»

‫ولی زندگی روزمره کشاورزا هیچ تغییری نکرده

‫زمین جدید باید احیا بشه و محصولش به کشاورزا برسه

‫- مراقب باش! ‫- وایسا!

‫ممنونم

‫خیلی متاسفم! ‫عمیقاً عذر می‌خوام

‫متشکرم

‫ممنونم

‫من «ساکاشیتا توگو» هستم، ‫مأمور مالیات رده‌پایین عالیجناب

‫«اوریو شینبی»!

‫آمادگی جسمانیت قابل تحسینه

‫می‌بینمت

‫بعد از این همه سال برگشته

‫باید به همه خبر بدیم

‫ارباب جدید داره از «اِدو» برمی‌گرده ‫مارس سال آینده

‫ارباب «چیگایا ماسایه» خواهان نوسازیه

‫بهم گفت که هدفِ یک سامورایی باید مراقبت از مردم باشه

‫اونمه، بیا پروژه احیای زمین‌های کشاورزی رو متوقف کنیم

‫بیخیالش شو

‫جناب مهتر ایشیدا!

‫احیای زمین‌های جدید مردم رو نجات میده

‫احیای زمین‌های جدید خزانه رو به خطر میندازه

‫ما هنوز به محصول انحصاری صنف «تاناکا» وابسته‌ایم

‫باید بیشتر روی کاغذ «واشیِ اُگینو» سرمایه‌گذاری کنیم

‫تا قلمرو اُگینو شکوفا بشه

‫اما...

‫فقط مهترها دارن از فروش کاغذ واشی سود می‌برن

‫شما جوری از اومدن ارباب جدید حرف می‌زنید ‫که انگار یه حقیقتِ مسلمه

‫شاید لزوماً این‌طور نباشه

‫اون یه برادر کوچیک‌تر هم داره، مگه نه؟

‫نمی‌تونم از این حرف بگذرم

‫داری به آسیب زدن به ارباب جدید موقع ورودش اشاره می‌کنی؟

‫چه غلطا!

‫مراقب حرف دهنت باش!

‫خودت بهتر می‌دونی

‫اون ۳ تا دوستت، که به «چهار دلاور» معروف بودید دیگه نیستن

‫اوریو شینبی تبعید شده

‫ساکاشیتا کِنوشین مرده

‫شینوهارا سانِمون هم دیگه اون برش سابق رو نداره

‫حالا تو

‫می‌خوای همون راه رو بری؟

‫اگه می‌خوای به‌عنوان مشاور به ارباب جدید خدمت کنی

‫باید رشوه گرفتن رو به‌عنوان بخشی از کار بپذیری

‫این یعنی مدیریت

‫ایست!

‫اینابا، نوبت توئه

‫در خدمتم

‫ایست!

‫شینبیِ «دیو شمشیر» شخصاً اینجاست!

‫اومدم یه سوالی بپرسم

‫بفرمایید داخل واسه چای

‫انتظار نداشتم برگردی

‫خب، چه عجب از این طرفا؟

‫می‌خوای پرونده ۸ سال پیش رو دوباره باز کنی؟

‫ارباب اوریو!

‫خیلیا معتقدن تو پشت ماجرای قتل «ساکاکیبارا هیزو» هستی

‫- چی میگی؟ ‫- من نکشتمش

‫من فقط اتهامات فساد رو گزارش کردم

‫برداشت عموم مردم این نیست

‫حتی مهتر ایشیدا هم بهت مظنونه

‫ساکاکیبارا هیزو مسئول کل امور مالی بود

‫اون متهم به رشوه گرفتن از «سوبی» از صنف تاناکا بود ‫بعدش تو راه برگشت از دادگاه یکی کشتش

‫این تموم چیزیه که می‌دونم

‫می‌دونی زخم کشنده چطور بود؟

‫حقیقتش می‌دونم

‫پدرم جسد و زخم رو بررسی کرد

‫اون به این نتیجه رسید که زخم توسط تکنیک دوجوی هیرایامای ما ایجاد شده

‫تکنیکِ بی‌همتای

‫«ضربه سنجاقک»

‫که فقط به تو و کنوشین، ‫ سانمون و اونمه یاد داد

‫- خب، من دیگه مرخص میشم ‫- جواب سوالمو ندادی

‫چرا برگشتی؟

‫شاید واسه مردن

‫ارباب اوریو

‫چرا همین‌جا نمی‌مونی؟

‫پدر خدابیامرزم، استادت، اگه می‌دیدت خوشحال می‌شد

‫نظرت چیه؟

‫شینبی برگشته؟

‫بله، برگشته

‫اون دردسرساز

‫هی!

‫چشم ازش برندارید

‫اطاعت میشه

‫اون مایه دردسره

‫و حالا اینجاست

‫باید تو کیوتو کارشو تموم می‌کردم

‫روزت چطور بود؟

‫تو گشت میدانی بودم

‫و اوریو شینبی رو دیدم

‫استاد شینبی!

‫خواهر بزرگترمون، همسرش، هم همراش بود؟

‫نه، تنها بود

‫آها فهمیدم

‫الان استاد شینبی کجاست؟

‫نمی‌دونم

‫اوریو شینبی به قلمرو ما پشت کرد و تبعید شد

‫باید فاصله‌مون رو حفظ کنیم تا از خاندان ساکاشیتا محافظت کنیم

‫توگو!

‫عذر می‌خوام!

‫دیروز یکم تند برخورد کردم

‫- استاد شینبی! ‫- بانو ساتومی

‫خیلی وقته ندیدمتون

‫ارباب اوریو شینبی

‫خواهرم وقتی تبعید بودید از گذشته‌تون با خونواده ما بهم گفت

‫ازتون می‌خوام هرچه زودتر خاندان اُگینو رو ترک کنید

‫الان دیگه داری گستاخی می‌کنی

‫از وقتی برادر بزرگم سپوکو کرد، ‫مردم خاندان ما رو زیر نظر دارن

‫باید مراقب باشیم

‫مرخص میشم

‫توگو!

‫وقتی برگشتی یه عذرخواهی رسمی بهش بدهکاری!

‫ارباب توگو

‫اینو یادتون رفته

‫مواظبش باش

‫ارباب توگو ‫چه عجب از این طرفا؟

‫ببخشید که این وقتِ صبح مزاحم میشم

‫می‌خواستم استاد سانمون رو ببینم

‫از این طرف

‫عذر می‌خوام که قبل از رفتن به قلعه مزاحمتون شدم

‫بخاطر شینبی اومدی

‫می‌دونستید؟

‫ارباب اوریو شینبی...

‫راسته که اون فساد مافوقش رو گزارش کرده؟

‫و بعد تبعید شده؟

‫بهتره کمتر بدونی

‫نمی‌خوام درگیر این ماجرا بشم

‫اما، بخاطر گذشته‌ای که با خانواده‌م داره

‫باید کل داستان رو بدونم تا واسه چیزی که قراره پیش بیاد آماده باشم

‫ریوتارو!

‫شینبی!

‫اونمه!

‫برادر بزرگت کنوشین!

‫و خودم، ما با هم تو دوجوی هیرایاما تمرین می‌کردیم

‫معروف به «چهار دلاور»، بهترین دوستان هم بودیم

‫بعد از تمرین، تو خونه ساکاشیتا دور هم جمع می‌شدیم

‫خواهرات شینو و ساتومی جفتشون خیلی زیبا بودن

‫همیشه فکر می‌کردم اونمه با بانو شینو ازدواج می‌کنه

‫روند طبیعیِ ماجرا این‌طور به نظر می‌رسید

‫ولی بانو شینو، شینبی رو انتخاب کرد

‫غافلگیرم کرد

‫شینبی و بانو شینو با خوشحالی ازدواج کردن، اما

‫شینبی فساد مافوقش رو گزارش کرد

‫اتهام علیه «ساکاکیبارا هیزو» بود

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left