نخستین 200 خط.
زیــرنـویـس اخـتـصاصـی نــــئــوتــرن NEUETERN
مـا را در شـبـکههای اجـتـماعی دنـبال کـنید یــــوتــــوب، ایــــنــسـتــاگرام و تـــــلگـرام NEUETERN
سال کیوهو ۱۵ (۱۷۳۰)، کیوتو
«اوریو شینبی» نمیتونست تحمل کنه فساد اداری و بیعدالتیای رو که پدرِ بهترین دوستش مرتکب شده بود
گزارش اون به مقامات فوراً نادیده گرفته شد
اون به همراه همسرش «شینو» از زادگاهش خاندان «اُگینو» تبعید شد
۸ سال گذشت
امروز سرده نگران سلامتیتم
واسه شام نظرت چیه توفوی بخارپز بخوریم
الان که انقدر بهت نزدیکم
حس میکنم بهار داره میاد
هر فصلی زیبایی خودشو داره
متاسفم که باید این سختی رو تحمل کنی
من
خوشحالم که فقط با همیم
آستینِ...
لباست...
حتی اینجا هم...
نمیتونیم از آشوبهای سیاسی وطن فرار کنیم
آرزو دارم...
یک بار دیگه ریزش گلهای کاملیا رو تو وطن ببینم...
ریزش کاملیا
میخوام ازت درخواست...
کاری رو بکنم
وقتی مُردم...
لطفاً برگرد خونه و ماموریتت رو تموم کن
نمیذارم بمیری
من...
نمیخوام الان در موردش حرف بزنم
مرگ اجتنابناپذیره
لطفاً...
بهم قول بده کاری که خواستم رو انجام میدی
اگه همونطور که خواستی برگردم خونه
تحسینم میکنی؟
معلومه که تحسینت میکنم
برای دسترسی به بزرگترین مرجع دانلود فیلم رایگان در جهان با زیرنویس فـارسـی به تـلـگـرام نــــــئــــوتـــــرن مراجعه کنید NEUETERN
"قول سامورایی" (ریزش کاملیا)
«اوکادا جونیچی» در نقش اوریو شینبی
«نیشیجیما هیدهتوشی» در نقش ساکاکیبارا اونمه
«کوروکی هارو» در نقش ساکاشیتا ساتومی
«ایکهماتسو سوسوکه» در نقش ساکاشیتا توگو
«آسو کومیکو» در نقش اوریو شینو (ساکاشیتا)
کارگردان و فیلمبردار کیمورا دایساکو
زیــرنـویـس اخـتـصاصـی نــــئــوتــرن NEUETERN
توگو داری چیکار میکنی؟
بارون شدید ماه پیش باعث رانش زمین شد دارم خسارت رو ثبت میکنم
پسرِ وظیفهشناسی هستی
داری از مسیرِ...
برادر بزرگترت که ۸ سال پیش بهخاطر قصور «سپوکو» کرد دوری میکنی نوعی خودکشی آیینی ساموراییها با پاره کردن شکم برای حفظ شرافت
ارباب «جوجو»...
برادرم با اون سپوکو از اعتبار خاندان ساکاشیتا محافظت کرد
- هیچ ننگی تو کارش نیست - البته، البته
در ضمن، آباد کردن این زمین جدید واسه کشاورزی نقشه ارباب «اونمه» ست
همون «ساکاکیبارا اونمه»ی بیهمتا
ارباب اونمه تنها کسیه که تضمین میکنه خاندان اُگینو شکوفا بشه
اون مورد اعتماد ارباب جوان و جدیدیه که بهزودی از راه میرسه
عجب، که اینطور!
من معتقدم رفاهِ این قلمرو مدیونِ ارباب موقته یعنی مهتر «کِنبا ایشیدا»
ولی زندگی روزمره کشاورزا هیچ تغییری نکرده
زمین جدید باید احیا بشه و محصولش به کشاورزا برسه
- مراقب باش! - وایسا!
ممنونم
خیلی متاسفم! عمیقاً عذر میخوام
متشکرم
ممنونم
من «ساکاشیتا توگو» هستم، مأمور مالیات ردهپایین عالیجناب
«اوریو شینبی»!
آمادگی جسمانیت قابل تحسینه
میبینمت
بعد از این همه سال برگشته
باید به همه خبر بدیم
ارباب جدید داره از «اِدو» برمیگرده مارس سال آینده
ارباب «چیگایا ماسایه» خواهان نوسازیه
بهم گفت که هدفِ یک سامورایی باید مراقبت از مردم باشه
اونمه، بیا پروژه احیای زمینهای کشاورزی رو متوقف کنیم
بیخیالش شو
جناب مهتر ایشیدا!
احیای زمینهای جدید مردم رو نجات میده
احیای زمینهای جدید خزانه رو به خطر میندازه
ما هنوز به محصول انحصاری صنف «تاناکا» وابستهایم
باید بیشتر روی کاغذ «واشیِ اُگینو» سرمایهگذاری کنیم
تا قلمرو اُگینو شکوفا بشه
اما...
فقط مهترها دارن از فروش کاغذ واشی سود میبرن
شما جوری از اومدن ارباب جدید حرف میزنید که انگار یه حقیقتِ مسلمه
شاید لزوماً اینطور نباشه
اون یه برادر کوچیکتر هم داره، مگه نه؟
نمیتونم از این حرف بگذرم
داری به آسیب زدن به ارباب جدید موقع ورودش اشاره میکنی؟
چه غلطا!
مراقب حرف دهنت باش!
خودت بهتر میدونی
اون ۳ تا دوستت، که به «چهار دلاور» معروف بودید دیگه نیستن
اوریو شینبی تبعید شده
ساکاشیتا کِنوشین مرده
شینوهارا سانِمون هم دیگه اون برش سابق رو نداره
حالا تو
میخوای همون راه رو بری؟
اگه میخوای بهعنوان مشاور به ارباب جدید خدمت کنی
باید رشوه گرفتن رو بهعنوان بخشی از کار بپذیری
این یعنی مدیریت
ایست!
اینابا، نوبت توئه
در خدمتم
ایست!
شینبیِ «دیو شمشیر» شخصاً اینجاست!
اومدم یه سوالی بپرسم
بفرمایید داخل واسه چای
انتظار نداشتم برگردی
خب، چه عجب از این طرفا؟
میخوای پرونده ۸ سال پیش رو دوباره باز کنی؟
ارباب اوریو!
خیلیا معتقدن تو پشت ماجرای قتل «ساکاکیبارا هیزو» هستی
- چی میگی؟ - من نکشتمش
من فقط اتهامات فساد رو گزارش کردم
برداشت عموم مردم این نیست
حتی مهتر ایشیدا هم بهت مظنونه
ساکاکیبارا هیزو مسئول کل امور مالی بود
اون متهم به رشوه گرفتن از «سوبی» از صنف تاناکا بود بعدش تو راه برگشت از دادگاه یکی کشتش
این تموم چیزیه که میدونم
میدونی زخم کشنده چطور بود؟
حقیقتش میدونم
پدرم جسد و زخم رو بررسی کرد
اون به این نتیجه رسید که زخم توسط تکنیک دوجوی هیرایامای ما ایجاد شده
تکنیکِ بیهمتای
«ضربه سنجاقک»
که فقط به تو و کنوشین، سانمون و اونمه یاد داد
- خب، من دیگه مرخص میشم - جواب سوالمو ندادی
چرا برگشتی؟
شاید واسه مردن
ارباب اوریو
چرا همینجا نمیمونی؟
پدر خدابیامرزم، استادت، اگه میدیدت خوشحال میشد
نظرت چیه؟
شینبی برگشته؟
بله، برگشته
اون دردسرساز
هی!
چشم ازش برندارید
اطاعت میشه
اون مایه دردسره
و حالا اینجاست
باید تو کیوتو کارشو تموم میکردم
روزت چطور بود؟
تو گشت میدانی بودم
و اوریو شینبی رو دیدم
استاد شینبی!
خواهر بزرگترمون، همسرش، هم همراش بود؟
نه، تنها بود
آها فهمیدم
الان استاد شینبی کجاست؟
نمیدونم
اوریو شینبی به قلمرو ما پشت کرد و تبعید شد
باید فاصلهمون رو حفظ کنیم تا از خاندان ساکاشیتا محافظت کنیم
توگو!
عذر میخوام!
دیروز یکم تند برخورد کردم
- استاد شینبی! - بانو ساتومی
خیلی وقته ندیدمتون
ارباب اوریو شینبی
خواهرم وقتی تبعید بودید از گذشتهتون با خونواده ما بهم گفت
ازتون میخوام هرچه زودتر خاندان اُگینو رو ترک کنید
الان دیگه داری گستاخی میکنی
از وقتی برادر بزرگم سپوکو کرد، مردم خاندان ما رو زیر نظر دارن
باید مراقب باشیم
مرخص میشم
توگو!
وقتی برگشتی یه عذرخواهی رسمی بهش بدهکاری!
ارباب توگو
اینو یادتون رفته
مواظبش باش
ارباب توگو چه عجب از این طرفا؟
ببخشید که این وقتِ صبح مزاحم میشم
میخواستم استاد سانمون رو ببینم
از این طرف
عذر میخوام که قبل از رفتن به قلعه مزاحمتون شدم
بخاطر شینبی اومدی
میدونستید؟
ارباب اوریو شینبی...
راسته که اون فساد مافوقش رو گزارش کرده؟
و بعد تبعید شده؟
بهتره کمتر بدونی
نمیخوام درگیر این ماجرا بشم
اما، بخاطر گذشتهای که با خانوادهم داره
باید کل داستان رو بدونم تا واسه چیزی که قراره پیش بیاد آماده باشم
ریوتارو!
شینبی!
اونمه!
برادر بزرگت کنوشین!
و خودم، ما با هم تو دوجوی هیرایاما تمرین میکردیم
معروف به «چهار دلاور»، بهترین دوستان هم بودیم
بعد از تمرین، تو خونه ساکاشیتا دور هم جمع میشدیم
خواهرات شینو و ساتومی جفتشون خیلی زیبا بودن
همیشه فکر میکردم اونمه با بانو شینو ازدواج میکنه
روند طبیعیِ ماجرا اینطور به نظر میرسید
ولی بانو شینو، شینبی رو انتخاب کرد
غافلگیرم کرد
شینبی و بانو شینو با خوشحالی ازدواج کردن، اما
شینبی فساد مافوقش رو گزارش کرد
اتهام علیه «ساکاکیبارا هیزو» بود
No comments yet. Be the first to leave one.