هماهنگ با نسخه‌های زیر

오! 삼광빌-Homemade Love Story E50 END 540p KoreanAngels
ناشر shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2021-04-23
تعداد دانلود: 20
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

جه هی بیا اینور اینکارو نکن زشته

هیس

از اینجام میتونی بشنوی

واقعا؟ - آره -

یک شانس؟

تو ازم خواستی بهت فرصت بدم

اینکه چقدرعوض شدی

خب من اینجام بهت فرصت بدم

...با اون همه چمدون اومدی

به من فرصت بدی؟

تو صبح ها میای منو می بری سر کار

وقت ناهار میای بریم ناهار

...و در کل مواظبی

این نشون میده عوض شدی

اما به نظر میاد اینقدرام

در مورد عوض شدن نمیدونی

تو فکر میکنی من کامل عوض نشدم

...آره ترجیح میدم ببینم

...چقدر تو زندگی روزمرت عوض شدی

و اگه واقعا ووجونگ هودو شده باشی

....من شخصاً تو زندگیت شاهدم

و تصمیم می گیرم

پس

تو هنوز احساس من به خودتو قبول نکردی

درسته

من تو یک اتاق جداگونه می مونم و کرایه میدم

...برای من آسون نبود که شجاعت بخرج بدم

و بلاخره راه زندگیمو پیدا کنم

بخاطر همینم تصمیم برای برگشت برام آسون نیست

خانم جونگ مین جه واقعا به این موضوع توجه زیادی میکنی

باشه بیا همین کارو بکنیم

شماهام شنیدین بچه ها؟

بله بابا

جه هی خانم جونگ مین جه رو تا اتاقش همراهی کن

مسخره بازی در نیار خودم میدونم اتاقم کدومه

مامان ، واقعاً قراره اینجا بمونی؟

آره

...مامان

سلام عرض میشه - خسته نباشید -

از این طرف لطفا

بعد از ترک خونه اومدین اینجا؟

ما بدون تلفن و کیف پول اومدیم بیرون

چطور تونستین بیاین اینجا؟

من با آجوشی نگهبان دوستم

اون بهمون اجازه داد

واقعا که

فکر کنم نگهبانامون مشکل دارن

چیکار کردین که سنسور آتش خاموش کن فعال شد؟

دوتایی اینجا پارتی گرفته بودین؟

هی تو هم آتش بیار معرکه نشو

مامان ،ما مهمونی نگرفته بودیم

راستش این اولین شب مشترک ما به عنوان زن و شوهره

چی؟

الان چی گفتی؟ - اولین شبمون به عنوان زن و شوهره -

مامان؟

وقتی رسیدیم خونه برات میگم

اینقدر از کارتون راضی بودین که مهمونی گرفتین؟

.متاسفم

...یک مدت بخاطر مادرا

از هم دور بودیم

میخواستم از با هم بودن لذت ببریم

بعععله

قبل از اینکه سرما بخورین لباساتونو عوض کنین

چشم - چشم -

بریم

چی بپوشیم؟

وقتی جلوی در گرفتین چطوری لباس عوض کنیم؟

اون یکی رو می تونم بپوشم؟

خوبه روتون میشه اینقدرحرف بزنین

وای سرده

هه دون سردت نیست

نمی دونم

باید مراقب باشی

آقای مکجانگ - وای خدا چیه -

چیه؟

حالا انگار چی داره که بخوام ببینم

...به هر حال

به نظر نمیاد اوضاع بدتر شده باشه

اگه مادرامون تو اتاق حبس مون میکردن چی؟

نه بابا

اگه واقعا همچین کاری بکنن چی؟

فکر کنم باید کارت آخرو بازی کنیم

آخرین کارت بازی؟ - آره آخرین کارت -

آره درسته

فهمیدم - نمیخوای بپرسی اون چیه؟ -

چیه؟

نمیدونی چی

خب چیه - چرا از من می پرسی؟ -

حسابی لباس پوشیدی؟ - برو بپوش -

مادر ببخشید که شمارو کشیدم اینجا

اومدم هه دون رو ببرم خونه

واقعا که

آخه چطوری فواره آب باز شده؟

میتونست تو اخبار مطرح بشه

اونوقت نگهابانها در مورد ما چه فکری میکردن؟

چرا وایسادین بشینین خب

بشین

چشم

.مامان

.مادر

ما در مورد وضعیتمون گفتیم

و یک تصمیمی گرفتیم

چه تصمیمی؟

...خب

ما تصمیم گرفتیم راهمونو جدا کنیم

چی؟ - چی؟ -

...ما بخاطر این

تصمیم احمقانه واقعا معذرت میخوایم

ما فردا برگه های طلاق رو امضا میکنیم

وای خدا

ادواج از نظر شما بازیه؟

اگه اینجوری بود

چرا اصلا تو شرکت مهمونی گرفتین؟

شماها که ازدواج تونم ثبت کردین

راستش اون مهمونی خداحافظی بود

عشق ما چیزی جزبازی با آتش نبوده

...ما مقصر رفتار بچه گونه خودمونیم

و معذرت میخوایم که باعث نگرانی شما شدیم

ما از ته دل بخاطر رفتارمون توبه میکنیم

در نهایت کار خوبیه ، حالا میخواین دقیقا چیکار کنید؟

جدا می شین؟

بله

...و من در اسرع وقت بر میگردم لندن

و تحصیلاتم ادامه میدم

چی گفتی؟

منم باز میرم کار پاره وقت برای ایدول ها

اما هه دون

تو از کارت راضی بودی

فکرکردم بالاخره کاری داری که توش مهارت داری

اما خاطرات اینجا دردناکه برام

حالا که قراره از هم جدا شیم

...مادر چطوری

منظورم ایکه چطوری دوباره مادرو ببینم؟

بخاطر همین اینکارو میکنم

مامان بخاطر اون آب سرد سرماخوردم

میخوام زودتر برگردم خونه

مامان منم لرزم گرفته

واقعا؟ باشه تو زود سرما میخوری

خیلی خب پاشو زودتر بریم

ما با اجازه میریم

...مادر

باشه

خانم کیم ازتون معذرت میخوام

آقای مکجانگ برات آرزوی خوشبختی میکنم

منم همینطور

هه دون صبر کن

سون جونگ بهتره بری - بعدا می بینمت -

مراقب خودتون باشید

باورم نمیشه

اینهارو از کجا آوردی؟

خیلی خوشمزه است

حال هه دون چطوره؟

مدارم داره گریه میکنه

چشماش داره از کاسه در میاد

واقعا؟

اونی

شما و خانم کیم حق اینکارو ندارین

مگه عاشق شدن گناهه چرا اذیتشون میکنین؟

کی اذیتشون کرده

بدون اینکه کسی بدونه رفتن عقد کردن

من باید به روی خودم نمیاوردم؟

پس یعنی قراره طلاق بگیرن؟

با ریون

ای خدا واقعا نمیدونم چیکار کنم

.مامان

.بله

جون آ چیکار میکنه؟

جلو پنجره وایساده گریه میکنه

چی ، گریه میکنه؟

خدایا

مثل اینکه جون آ بلیط رزرو کرده

آخه جون آ چشه؟

تو هم خودتو از دردسر نجات دادی

حالا جاتونو عوض کردین؟

...شنیدم هوانگ نارو

خودشو تسلیم کرده

من به عنوان شاهد قراره احضار بشم

منم همینطور

سو آ

خوبی؟

من خوبم مامان

.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.

مدیر جانگ

.چه وون

تو خوبی؟

.بله

حال پدرت چطوره؟

خیلی بهتره

خدارو شکر

...من

میخوام ازت عذر خواهی کنم

خیلی اشتباه کردم

بخاطر همین خیلی چیزها هست که بخاطرش عذر خواهی کنم

متاسفم چه وون

همش تقصیر من بوده

من واقعا پشیمونم

.متاسفم

ممنون از عذر خواهی

میدونم خیلی سختی کشیدی

اگه دوباره مشکلی برات پیش اومد

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left