نخستین 200 خط.
به نام عیسی مسیح تو را غسل تعمید میدهم چنگدو، چین - ماراتن 24 ساعته غسل تعمید
به نام عیسی مسیح تو را غسل تعمید میدهم
به نام عیسی مسیح تو را غسل تعمید میدهم
.خوش آمدی دوست من به نام عیسی مسیح تو را غسل تعمید میدهم
درود خدا بر تو باد - من تو را غسل تعمید میدهم -
به نام عیسی مسیح
میبینی؟ همینه
هر کی توی صف توئه آب تو دماغش میره
زیادی توی آب فرو میبریشون
نظرت چیه تو به روش خودت انجام بدی منم به روش خودم؟
نظرت چیه که درست انجامش بدی؟ هان؟
باشه - اینو ببین. بیا اینجا -
به نام عیسی مسیح تو را غسل تعمید میدهم
حرکت نرم و روان فهمیدی؟
دیدی چطوری انجام شد؟ - جدی؟ -
حرکت نرم و روان؟ - هیچکس سرفه نمیکنه -
آب توی دماغ هیچکس نمیره
به من آب پاشیدی؟
نه، نمیدونم کی آب پاشید - به من آب میپاشی؟ -
نمیدونم کی بهت آب پاشید - ...دوباره آب بپاش -
ببین چیکار میکنم - ...من نبودم -
بس کنید. مسخره بازی در نیارید و این صفها رو راه بندازید
به اون بگو اونه که به ملت آب میپاشه
من به هیچکس آب نپاشیدم
لانگ وی» اینجا یه شیطان داریم»
لطفاً بهش بگو در حین مراسم عکس نگیره
...همین الان میرم
اگه دستورات رو اجرا نکنن - میتونی از من عکس بگیری -
اون چه کوفتی بود؟
فکر کنم یه نفر موجِ استخر رو روشن کرد
لعنت بهش بگو خاموشش کنه
لانگ وی» چطوری باید بگیم خاموشش کنه؟»
گووان
!وان - !وان -
!وان - !وان -
یا عیسی مسیح - !وان -
!وان - !وان -
!نه
« جماستونهای درستکار »
پدر
پسر
اومدن
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
روح القدس
متشکرم خانم جوان
نیهائو بابا جون
به چینی یعنی سلام
خیلی مطالعه کردم
با اینکه اجازه نداشتم با شما بیام
عالیه عزیز دلم
خوش برگشتین چین چطور بود؟
سواریِ طولانیای بود
.پنج هزار نفر غسل تعمید شدن به نظرم این یعنی موفقیت
آره
چین واسه شما پسرا چطوری بود؟
من که نمیدونم، چون اینجا گیر افتاده بودم و منشیگری میکردم
دوباره شروع شد
«منم جماستونم، «جسی منم دلم میخواد فعالیت کنم
چرا بابا همیشه منو نادیده میگیره، هان؟
بیخیال، زیاد احساساتی نشو خواهر
،پرواز به این طرف و اون طرف با جت خصوصی
...رهبر بودن اینها کار مردونه است
منم میتونم انجامش بدم
من بیشتر از «کلوین» مَردم
بحثی درش نیست
اینا رو گردن من ننداز
.من باید برم چین جودی» نباید بره»
پس من قطعاً مَردتر از اونم
کلوین» کونمو بخور» - باشه حتماً -
اون کار زنای با محارمه، و چندش آوره
خدافظ
«: زیرنویس از مـــانـــی :» .:: RainyDay ::.
به خونه خوش اومدین دکتر جماستون
حواریِ بزرگِ من برگشت
چطور پیش رفت عزیزم؟ - خودت چی فکر میکنی؟ -
بابا منو رئیس کرد
و من این ماموریت رو به نحو احسن برای پروردگار انجام دادم
میدونستم که میتونی
شاهِ من
به خونه خوش اومدی دوست من - !وای -
کیف»، زهرهترکم کردی»
ببخشید پسر
دوست دارم زهرهترکت کنم
آره میدونم
سرزمین خورشید تابان چطور بود؟
خب سرزمین خورشید تابان، ژاپنه
اونطوری که محشر میشد
،ولی ما توی چین بودیم و خیلی ریدمان بود
جسی» همینطوری»
مدام ازم سواری میگرفت
قشنگ تا دسته
هی امر و نهی میکرد - آهان -
نمیذاشت خودم کار خودمو بکنم
...چون وقتی کار خودمو میکنم
اتفاقات خوبی میافته - آره -
روشهای معرکهای دارم
میدونم روشهای تو سالاره
سپاسگزارم بزن قدش رفیق
از من تعریف میکنی
کیف» این عالیه» - آره -
خب چه خبر پسر؟
اینجا خبری نیست
یه شب توی اتاقت خوابیدم
ولی بعدش حس عجیبی داشتم
واسه همین بقیه مدت اینجا روی کاناپه
بدون ملافه خوابیدم
هی پسر، لازم نیست از خوابیدن روی تخت من حس عجیبی پیدا کنی
گفتم که میتونی اونجا بخوابی
اینطوری در حق من لطف میکنی
میدونستم که اجازه تو رو دارم
نمیدونم چی بگم
انرژی اونجا آشفته کننده است
حس دلتنگی و تنهایی داره
ولی به هر حال خدمتکار ملافهها رو عوض کرد
و همه نامههات رو اونجا روی کابینت آشپزخونه گذاشتم
خیلی زیادن
«خوب حواست به همه چی بود «کیف
رفاقت رو در حقم تموم کردی
من خیلی سپاسگزارم
میدونم که همه دلشون نمیخواد اینجا باشم
نه، ببین
اینا مزخرفه دوست من
،گذشتهی تو به عنوان یه شیطانپرست ،وقتی که عیسی مسیح
،منجیِ ما رو وارد زندگیت کردی پاک شد
همه اینو میدونن
تو برای این خانواده یه داستانِ موفقی
خوبه - معلومه که خوبه -
من بر میگردم خونه خودم
خیلی خسته شدم
باید برم تو وان حموم خیس بخورم
چی؟ نه پسر بیخیال
بیا تا دیروقت بیدار بمونیم بازی کنیم
پیکسی استیکس" بزنیم بترکونیم"
خوب به نظر میاد
ولی واقعاً باید خیس بخورم
خیلی وقته خونه خودم نبودم
دلم میخواد حسابی داغش کنم
دمت گرم. عالیه. باشه - باشه -
باشه
خیلی خب، خیلی وقته ندیدمت
باشه - دادا، بیا بغلم. همینه -
خیلی خوشحالم که برگشتی خونه
خیلیخب
خیلیخب
شب بخیر
شب شما هم بخیر
شب بخیر
کونی
ببخشید؟
اومدی تو تختم منو بوس میکنی
اومدم بخوابونمت - منو بیدار کردی -
کلمه زشت نگو
من دوستهایی دارم که همجنسگرا هستن
شرط میبندم همینطوره - همینطور زبون درازی کن -
تا ببینی بعضی از وسایلت چطور توقیف میشن
اهمیت نمیدم - مطمئن باش که اهمیت میدی رفیق -
وقتی نتونی از هیچکدوم وسایلت استفاده کنی
از فردا زمان مطالعه انجیلت دو برابر میشه
من اصلاً به خدا اعتقاد ندارم - چرا، اعتقاد داری -
وقتی 18 سالم بشه
میرم لس آنجلس
و دیگه با هیچکدوم شما حرف نمیزنم
«درست مثل «گیدیون
دیگه اسم اونو توی خونه من به زبون نیار
تعجب نکن خودت قوانین رو میدونی
دلم نمیخواست اولین لحظاتِ رسیدنم به خونه از ماموریت رو اینطوری بگذرونم
واقعاً نمیخواستم
«ممنون «کریستا
توی این ماموریت میتونستم از تو استفاده کنم عزیزم
تمام دستگاههای «پونتیوس» توقیفه
،منظورم ایکسباکس، تبلت
آیفون، همه چی
با هیچی بازی نمیکنه
تا کِی؟
نمیدونم. یه هفته؟
دو هفته؟ سه هفته؟
حمایتت میکنم
نمیدونم چرا با من اینطوری رفتار میکنه
من فقط باهاش خوب رفتار میکنم تمام این مدت سعی میکردم
که خفه شو ....
هی ور ور میکنه
کاملاً میفهمم - اوهوم -
سخته. میدونم
ولی خودت میدونی که دلش واسه کی تنگ شده کسی خونه است؟
آره، مطمئنم همینطوره
خب حدس بزن چیه؟
اون مشکل من نیست
تقصیر خودشه - میدونم چی میگی -
اون فقط داره احساساتِ سنگینی رو تجربه میکنه چرا جواب نمیدی؟
چیزی نیست
اشتباه گرفتی جوونک
اگه رفتارش رو درست نکنه
میفرستیمش اردوگاه
میفرستمش امریکای جنوبی
حالا ببین
باشه
این تویی؟
اوه! فکر کنم عاشق شدم
!اوه !اوه
!اوه - !بزن روشن شی -
No comments yet. Be the first to leave one.