نخستین 200 خط.
هي ، به کمک احتياج داري؟
.بله
اجازه هست؟ - .آه ، بله -
.واي
.از اثرات جوونيه
خب ، اون از اين عصبانيه که دختره .ازش باهوشتره
." پيتر " - !آه ، خدا رو شکر ، پيدات کردم -
. بهر حال از من نشنيده بگير
همه چي مرتبه؟ - .مونا " تو دمشق گم شده " -
ببخشيد؟
.فک کنم " مونا " تو " دمشق " گم شده
...متوجه نميشم
.من فکر ميکردم که تو يونانه .من باهات همين ديروز صحبت کردم
.تو گفتي که سوار يه هواپيماست که به طرف " اتن " ميره
.اون نميخواست که تو بدوني
کي فهميدي که گم شده؟
.تقريبا يک ساعت پيش وقتي که سوار هواپيما نشد
آخرين باري که باهاش صحبت کردي کي بود؟ - .دو روز پيش ساعت 7 بعد از ظهر -
به وقت اينجا يا اونجا؟ - ببخشيد؟ -
هفت بعد از ظهر .. به وقت ما يا اونا ؟ - .به وقت خودمون -
اون اونجا چيکار ميکنه؟ - ..اون داشت تو يونان يه ماموريت رو انجام ميداد -
!نه ، چي باعث شد که به " دمشق " بره ؟ يالا بگو - .ميخواست جايي که تو ازش اومده بودي رو ببينه -
.منظورم اينه که خيلي نزديک بود - ..يا مسيح -
اون چطوري به اين سرعت ويزا گرفته؟ - .نميدونم -
موبايلش رو با خودش برده؟ - .بله -
و؟ - .خاموشه -
کس ديگه اي هم ميدونه؟ - .نه ، نه ، نه ، من مستقيم اومدم پيش تو -
چند روزه که اونجاست؟ - .شش روز -
...شش روز
...خيلي خب ازت ميخوام که بري خونه و مشخصات هتل
.و تمام چيزاي ديگه که داري رو برام ايميل کني
.کار ديگه اي نکن متوجه شدي چي گفتم؟
.بله
.تو کار درست رو انجام دادي
.من همه چيز رو راس و ريس ميکنم
.هي
.هي . هي - .. اه -
.دير کردي
.آه ، روز خيلي سختي داشتم
.عينک گرفتي - .بلاخره گرفتم -
.بهم حس پير بودن ميدن
!زيبا به نظر ميرسي . همم !روشنفکر فريبنده
.همم! داشتم فکر ميکردم که غذا سفارش بدم -
.اه ، مزش خوبه ، آره ، فوق العادست
غذاي تايلندي؟ - .البته -
ليلا " خونست؟ " - .تو اتاقته -
.سلام ، بابا
چي شده؟
من چند بار بهت گفتم که سوريه کشور خطرناکيه؟
.مونا " ؟ ببخشيد بهت نگفتم " -
...من فقط - اخرين باري که باهاش حرف زدي کي بود؟ -
.يه هفته پيش
شما دوتا چي فکر کردين؟
.اون ميخواست جايي رو که ازش اومده بودي ببينه
منظورم اينه که تو هيچوقت دربارش صحبت نميکردي .و ما هميشه کنجگاو بوديم
.اون بهمون دورغ گفت . دوتا دروغ داديد
.حالا بيرون بيرون، يه مقدار کار دارم
" ليلا "
با مامانت در باره اين موضوع صحبت نکن تا وقتي .که زمانش برسه
يونان کشور قشنگيه - .من تازه عکسبرداريم رو تموم کردم
.عکساي خيلي قشنگي بيرون از " هايفا " گرفتم
.دلم براتون تنگ شده بچه ها
.فقط چنتا جاي ديگه مونده و بعدش برميگردم خونه
.دوستون دارم
اوه ، و بابا اميدوارم که کتابي رو که برات گرفته بودم .خونده باشي
.يکي از همين روزا ميتوني من رو تو شطرنج شکست بدي
.هي ، هنوز نخوابيدي
حالت خوبه؟
!خدا لعنتش کنه
.آروم باش آروم باش
.ادامه بده ، لطفا ، نميتونم دير برسم
.برو تو لاين بعدي !لاين بعدي
!برو ، اون جلو
.همدردي من رو به " فاطيما " برسون
عربيت
.افتضاحه
.خيلي وقته
.از کمکت اون عقب ممنونم
.ميتوني از شوهرم تشکر کني .اون يه افسر ارشد بود
.مامور مرزي که تو رو آورد داخل يه همکار قديمي بود
.متعجب شدم که ميخواست اين کار رو انجام بده
.اون نميدونست که تو کي هستي
.ازم خواست تا ابراز همدرديش رو بهت برسونم
.شوهرم ده ماهه که فوت کرده
." حمله قلبي ، " حسن
... " حسن "
.متاسف شدم که شنيدم
. " حسن رو دوست داشتم "
.موهات تغيير کرده
.تو يه دختر داري - .در واقع دوتا دارم -
." مونا " و " ليلا "
!دوازده سال هيچ خبري ازت نبود
.کسي نبود که بهم بگه زنده موندي
.زنده موندم
.ميتونم ببينم
.خيلي خب ، من تو رو به دمشق ميبرم .خوش اومدي
.يه اتوبوس هست که هر نيم ساعت يه بار مياد .اون تو رو مستيقما به شهر ميبره
.موفق باشي
.خدافظ - ..فاطيما " لطفا " -
.من هيجوقت تو اين سالها مطمئن نبودم که زنده هستي
!هيچي نميدونستم - !من به کانادا مهاجرت کردم -
!تو " تورنتو " زندگي ميکنم
.ببين
.مونا " دختر بزرگم ، يه عکاسه "
.دو هفته پيش برا يه ماموريت به يونان رفت
.و ناگهاني هم يه سري به دمشق زده
.بدون اينکه بهت چيزي بگه - .بدون اينکه چيزي بهم بگه -
.هيچي اينجا عوض نشده
.ما هنوز پنجاه تا اداره پليس مخفي داريم
.اونا هر کي رو که بخوان دستگير ميکنند
،گرفتن عکس اشتباهي ...حرف زدن با مردم اشتباهي
.خودت ميدوني، اونا همه رو دستگير ميکنند
.و اگه اونا " مونا " رو بگيرند به من ربطش ميدن
اون چيزي دربارت ميدونه؟
.به کمکت احتياج دارم
..." اديب " " اديب "
.دخترم " مونا عبدالکريم "اينجا اقامت داشته
.معذرت ميخوام من تو تعطيلات بودم و تازه برگشتم
خب ، کي اينجا رئيسه؟ - .اقا ، الان نيمه شبه -
.يکيه
.نميتونم دوربين " مونا " رو پيدا کنم
.اون دوربينش رو همه جا با خودش مي برد
مونا " حجاب ميپوشيد؟ "
.البته که نه
پس اين روسري چيه؟
.نميدونم
.ششش
.خيلي باارزشه
از کجا ميشه " اسکاچي " مثل اين پيدا کرد؟
.خيلي سخته .فقط .. تقلبي هاش واقعا گير مياد
.اين اصله
.تو الان خوردي
.نه به اندازه اي که دوست داشتم
.شايد " سعيد " بتونه کمک کنه
.سعيد " ، نه ، اون ميکشدت داخل "
سلام ، ميشه من رو به سفارت روسيه وصل کني، لطفا؟
سلام؟ .من از سفارت کانادا تماس ميگيرم
.من ميخوام که يه پيغام براي آقاي " لوانو " بزارم . " اسمشون " دتليوه
" ميشه بهشون بگيد که آقاي " اديب عبدالکريم
برگشتن دمشق؟
.اديب " ... ا - د - ي - ب "
.بله ، منتظرم ميمونم
.نه ، البته که شخصي به اسم " دتليو لوانو " وجود نداره .بهرحال ممنونم
اهـا
.عاليه ، فردا ساعت شش " اينترکونتينتال "
.باعث افتخاره که ميبينمتون
." اسم من " پاول ريدجه ميتونم براتون چيزي بيارم ؟ آب ؟ چاي؟
.نه ممنون - .بشينيد ، لطفا -
خب ، چجوري ميتونم کمکتون کنم؟ بهتون نگفتن؟ -
.نه ، ببخشيد ، من کل صبح پاي تلفن بودم
.دخترم اينجا توي دمشق گم شده
.خب ، متاسفم که اين رو ميشنوم با هم مسافرت کرديد؟
.نه ، اون تنها بوده
.من ديشب رسيدم .با اولين پرواز خودم رو رسوندم
.ممنونم
...لعنتي
لعنتي؟
.بله ، شما بايد ما رو زودتر مطلع ميکرديد .قبل از اينکه خونه رو ترک کنيد
صاف و پوست کنده بگم من فکر نميکردم که شما بتونيد کار زيادي .انجام بديد
پس چرا شما اينجاييد؟
.تو اين يه مورد برام پيش اومد
شما با چه پاسپورتي مسافرت کرديد؟ - .کانادايي -
چجوري تونستيد اينقدر سريع ويزا بگيريد؟
.پارتي داشتم
.پس اين بايد پيش ما بمونه - .نه ، نه -
.نميمونه
.خب ما بايد به اتاق هتلش دسترسي داشته باشيم هر چه زودتر ، مثلا همين عصر؟
.من اونجا اقامت دارم
فکر کرديد که ميتوني چيکار کنيد؟
.خب ، ما با حکومت سوريه ارتباط برقرار ميکنيم
.وزير امور خارجه اگه دخترتون دستگير شده باشه
.و توي حبس باشه .ما حق اين رو داريم که سريعا مطلع بشيم
من ميتونم يه مقدار اطلاعات در مورد اين کشور
.و سيستم قضايش بهت بگم ، اگه دوست داشته باشي - .باهاش آشنا هستم -
.ولي بعدش تو ميدوني که با چي مواجه هستيم
...من ميتونم چنتا تماس بگيرم ، اما ...اين
کاراي کاغذ بازي و پليسي زيادي داره و .اونا به دستگيري عکاس ها علاقمند نيستند
.مخصوصا حالا که جو سياسي بر کشور حاکمه
.اگه اونا نخوان که بهمون کمک کنند
.برا ما خيلي سخت ميشه که تاييد کنيم که دخترت توي حبسه
از کجا ميتونم اسکاچ بخرم؟
ببخشيد؟- اسکاچ ؟ -
.اسکاچ اعلا
خب ، مشکله ... چرا؟ - .يه شيشه ازش تو اتاقش پيدا کردم -
،شايد با خودش آورده بوده .نميدونم
..آه ... باشه ، براي شروع
.ما با دکترها و بيمارستانها تماس ميگيريم
ولي من فکر ميکنم که بهترين نصحيتي که من ميتونم الان بهتون بکنم ا
.اينه که خونسرد باشيد
.و .... شايد اين خردمندانه تر باشه که به خونه برگرديد
، هرکاري که ميکنيد نميخوايد که موقعيت رو بدتر کنيد
.البته اگه موقعيتي برا شروع باشه
.از ازينکه وقتتون رو گذاشتيد ممنونم
!" آها ، آقاي " تورنتو
.اين مرد دنبال دخترتون ميگشت
عصباني به نظر ميرسيد پس اول ازش پرسيدم
.اسمش چيه قبل از اينکه بهش بگم دخترتون گم شده
.قابلتون رو نداشت
بله؟
.منو نشناختي ؟ اديب
No comments yet. Be the first to leave one.