Bringing Down the House

Bringing Down the House

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Bringing Down the House 2003 WEBRip shahrefilm
ناشر shahrefilm
شهرفیلم بزرگترین آرشیو سریال و فیلمهای روز دنیا روی هارد کانال تلگرام <b>t.me/shahrefilm</b>

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2026-02-08
تعداد دانلود: 22
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 196 خط.

زن: اونجا هستی؟

مرد: من اینجام.

کمکم کن. موکلم داره می‌ره زندان.

اوه، نه، نمی‌ره. فکر کنم راهش رو پیدا کردم.

واقعاً؟

پرونده‌ی "هاسون علیه کنراد" رو چک کن.

مدارکِ ظاهریِ مشابهی داره، پرونده مختومه شد.

"عقابِ قانون" ، ممنونم.

تو با اختلاف، باهوش‌ترین آدمِ توی این چت‌روم هستی.

ممنونم، "خانمِ وکیل".

می‌دونم که اینجا هر دو هویت‌مون رو مخفی کردیم،

اما ممکنه، بر حسبِ اتفاق، اسمی داشته باشی؟

اسمم شارلین‌ئه.

دیروز دلم برات تنگ شده بود.

روزت چطور بود؟

اتفاقِ خاصی نیفتاد. صبح یک ساعت ورزش کردم،

بعدازظهر توی حیاط پلکیدم،

و غروب هم با یکی از دوست‌دخترام اون طرفِ محله قرار داشتم.

به نظرِ خیلی بی‌سر‌وصدا می‌آد.

نذار این روزِ کسل‌کننده‌م گولت بزنه.

من یه جنبه‌ی خیلی تاریک هم دارم.

خب، من ۳۱ سالمه،

با موهای بلند و پریشون و یه هیکلِ ورزشکاری.

پیتر، تو چه شکلی هستی؟

من یکم سنّم بیشتره. قد ۱۸۸ سانت.

موهام... اوم... روشنه.

یه جورایی بورِ پسرونه‌ست.

و شب بخیر به تو، خانمِ وکیل.

گندلر.

صبح بخیر، آقای سندرسون. سلام.

صبح بخیر، پیتر.

حالت چطوره؟

آقایان.

اوه، خوبه. پیتر اومد. می‌تونیم شروع کنیم.

خیلی خب. بریم سراغِ کارهای فوری.

خبر رسیده که وارثِ کارخانه‌ی قهوه، خانم "ویرجینیا آرنس"،

وکلای مالیاتیِ فعلی‌ش رو اخراج کرده.

ویرجینیا آرنس،

۷۴ ساله، متولد و بزرگ‌شده‌ی "آتن" در ایالتِ جورجیا.

در ۱۳ سالگی، فرستادنش به مدرسه‌ی شبانه‌روزی توی انگلیس،

و تا همین اواخر هم اونجا اقامت داشت.

که البته همین دو روز پیش بود.

تاثیرگذار بود.

خب، همه‌مون شنیدیم که خانمِ آرنس علاقه‌ی خاصی به صرفه‌جویی داره.

و این‌که معنای جدیدی به واژه‌ی "محافظه‌کار" بخشیده.

کارِ آسونی نخواهد بود.

اون آدمِ شکاک و بدبینیه. پیتر

تاد: من مهره‌ی اون هستم.

من مجردم. شب‌ها و آخرِ هفته‌ها در اختیارشم.

مگه قرار نبود یکشنبه ازدواج کنی، تاد؟

اون قابلِ تغییره.

و پیتر، من نمی‌خوام این موضوع تداخلی ایجاد کنه

توی تعطیلاتِ هاواییِ خانواده‌ت.

تو برو. من همه‌ی کارها رو ردیف کردم.

ممنون.

خب، این خیلی قابلِ تحسینه، تاد.

ـیِ سرمایه‌ای برای شرکت می‌سازه،

مخصوصاً توی مسابقه‌ی سالانه‌ی سافتبال.

اما برای یه پیرزنِ ۷۴ ساله‌یِ فوقِ محافظه‌کار؟

کاری که ما می‌کنیم اینه: بابتِ برنامه‌ریزیِ اموالش، حتی یک سنتِ قرمز هم

از خانمِ آرنس نمی‌گیریم.

چرا؟

چون اون حق‌الزحمه‌ی ناچیز برامون مهم نیست.

ما از این کار به عنوانِ طعمه استفاده می‌کنیم تا پروژه‌هایِ شرکتی‌ش رو بگیریم؛

یعنی هولدینگِ چند میلیارد دلاریِ "قهوه‌ی آرنس".

هوم.

چطور می‌تونم کمکت کنم، هویی؟

فقط خواستم بابتِ این‌که ورق رو برگردوندی، بهت تبریک بگم.

چی رو برگردوندم؟

زدی زیرِ پایِ "گندلر".

بیخیال بابا. گندلر اصلاً برای من عددی نیست.

آره راست می‌گی. عددی نیست.

اصلاً من با خودم چه فکری کرده بودم؟

گوش کن، فکر کردم شاید بعدِ کار، من و تو بریم یه دلی از عزا دربیاریم،

شاید هم یه سری به دخترایِ اینجا زدیم.

نمی‌تونم. ساعت ۶ با خانمِ آرنس قرار دارم.

در ضمن، جمله‌ی درست اینه: "من و تو بریم دلی از عزا دربیاریم،"

نه "من و تو برویم".

هویی: انگار یکی داره بهت پیام می‌ده.

این "خانمِ وکیل" کیه؟

هیچ‌کی. اوه!

نکنه با یکی توی اینترنت قرارِ ناشناس گذاشتی؟

نه. یعنی، خب، از نظرِ فنی آره، ولی نه.

توی یه چت‌روم حقوقی باهاش آشنا شدم. خیلی باکلاس و باهوشه.

کی می‌خوای ترتیبش رو بدی؟

امشب ساعت ۷ می‌خوام باهاش لاس بزنم.

اوه، لعنتی. می‌خواد لاس بزنه. معلومه که داغه.

و این عکسِ اونه؟ آره.

جذابه، مگه نه؟ فکر کنم. نمی‌دونم.

سلیقه‌ی من نیست.

چی می‌گی... این دختر همه جوره تو دل بروئه.

یه جورایی زیادی بی‌حال به نظر می‌رسه، پیتی.

من خوشم می‌آد گوشت به تنِ طرف باشه، اگه منظورم رو خوب رسونده باشم.

خیلی هم خوب رسوندی.

باشه، تا وقتی که اون دلِ تو رو می‌بره، منم برات خوشحالم.

بعد از "کیت" ، با کسی تیک نزدی؟

تیک... قرار بود بهش زنگ بزنم.

سوفیا، می‌تونی همسرم رو پشتِ خط بیاری؟

همسرِ سابق. همسرِ سابقم پشتِ خطه؟

سوفیا: همین الان.

توی این مورد نمی‌تونم کمکت کنم رفیق. فعلاً.

پیتر، نباید یه قولِ دیگه‌ت رو به این بچه‌ها بشکنی.

نمی‌تونی! اصلاً راه نداره.

گفتم نمی‌تونم ببرمشون هاوایی.

نگفتم که اصلاً نمی‌برمشون.

می‌تونن هفته رو پیشِ من بگذرونن.

کیت: اونا خیلی ناامید می‌شن.

الان نمی‌تونم باهات حرف بزنم.

اوم... بابا نمی‌تونه شما رو ببره هاوایی.

اوه، چه بد.

همیشه همین کار رو می‌کنه.

سندرسون، میزِ دو نفره.

اوه، شما آخرین نفری هستید که رسیدید.

خیلی وقته که اینجاست؟

ممم، حدود ۲۰ دقیقه‌ای می‌شه.

دردسرساز بود؟

ممنونم.

سلام. من پیتر سندرسون هستم.

خب، خوشحالم که یه بچه رو نفرستادن.

بهشون گفته بودم که دقیقاً یکی رو هم‌سن و سالِ خودم می‌خوام.

چه بولداگِ فرانسویِ فوق‌العاده‌ای.

مادرم یکی داشت. همدم‌هایِ خیلی خوبی هستن.

اسمِ این خانم چیه؟

اسمش "ویلیام شکسپیر" ئه.

بله، البته.

خب، شنیدم که چه ماجرایِ تاسف‌باری داشتی.

من اهلِ ماجراجویی نیستم.

منظورم افتضاحی بود که با وکیلِ قبلی‌ت به بار اومد.

اون مرد یه کلاهبردارِ دزد بود.

صرفاً چون من پولِ زیادی دارم،

به بقیه این حق رو نمی‌ده که بیش از حد ازم پول بگیرن.

اصلاً خوشم نمی‌آد ازم سوءاستفاده بشه.

به همین خاطره که خدماتِ ما کاملاً رایگانه.

هر چی باشه، شما برای پولتون زحمت کشیدید.

من یه وارث هستم.

وارثی که زحمت کشیده تا پولش رو حفظ کنه.

حالا، بریم سراغِ اصلِ مطلب؟

بسیار خب.

خب، حالا می‌تونی پیشنهادت رو به من تحویل بدی.

با خودم می‌برمش.

پیشنهاد؟

خب، انتظار داشتم که فردا با شما ملاقات کنم.

به من اطمینان داده بودن که پیشنهاد برای امروز بعدازظهر آماده‌ست.

دلیلی نمی‌بینم که فردا همدیگه رو ببینیم.

تا وقتی که

ببخشید. خانم، معذرت می‌خوام.

ما توی سالن قانونِ "ورودِ سگ ممنوع" داریم.

متاسفانه، مجبورم

ازتون بخوام که سگ رو بیرون ببرید.

ببخشید. من وکیلِ خانمِ آرنس هستم،

و چون هیچ تابلویی در موردِ سگ‌ها نصب نشده،

این یعنی هیچ قانونی علیهِ سگ‌ها وجود نداره.

حالا، اگه می‌خوای کار به مسائلِ حقوقی نکشه،

پیشنهاد می‌کنم بدویی سمتِ آشپزخونه

و یکم "تارتارِ ماهی" برای "ویلیام شکسپیر" بیاری،

مهمونِ رستوران.

چشم قربان.

خیلی عذر می‌خوام، خانم.

فردا کجا و چه ساعتی؟

زن: سلام، آقای سندرسون.

اوه، خانمِ کلاین. همیشه باعثِ افتخاره.

و کی قراره که دوباره از "جورجیِ" کوچولو و شیرینِ شما پرستاری کنم؟

اوه، خب، به زودی،

چون اون عاشقِ اینه که بیاد پیشِ شما.

آقای سندرسون؟

اون آدم‌های لاتینی که این اطراف پلک می‌زدن

اوه. اونا داشتن به خونه‌ی "آرودا" نگاه می‌کردن.

داشتن زاغ‌سیاه چوب می‌زدن؟

نه، برای خریدنش.

اوه، بیخیال.

اگه اونا توی این بلوک باشن و "برگ‌روب" دستشون نباشه

آره.

خب، خیلی دوست دارم بیشتر در این باره باهاتون صحبت کنم،

اما منتظرِ کسی هستم.

اوه.

آره.

هی.

سلام.

آره.

امیدوارم از شام

ـپاین خوشت بیاد.

چه خبر، عزیزم؟

اوه، شامپاین. من عاشقِ شامپاینم. این برای منه؟

اوه، معذرت می‌خوام. فکر کنم خونه رو اشتباه اومدید.

واقعاً عالیه که بالاخره همدیگه رو دیدیم.

بله؟

منم دیگه احمق، شارلین!

اوه! غذا

چی؟

منم عزیزم.

دوست‌دخترت. "خانمِ وکیل".

غیرممکنه. هی، هی، هی. به اون دست نزن.

خب چرا غیرممکنه؟

چون تو موطلایی نیستی.

پس هیچی از زیرِ دستت در نمی‌ره. (می‌خندد)

حتماً واسه خودت وکیلِ خفنی هستی.

More Farsi Persian subtitles for Bringing Down the House

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left