نخستین 200 خط.
خوبي؟ گفتي جلوش رو ميگيري
خوبي؟
عجيبه
يه چيز آشنا حس كردم
فكر ميكني داري چكار ميكني؟
سعي ميكنم گي چه سول ياد بگيرم، اما خوب پيش نميره
گي چه سول؟
سعي داري جلوي سوندوك رو بگيري؟
فقط با انرژيت؟
ترسوندمت، نه؟ ببخشيد
بذار تمومش كنم - منظورت چيه تمومش كني؟ -
اينكارو نكن
بهتره اين دفعه درست جلوش رو بگيري
اگه كسي يا چيزي كه ميخواي ازش محافظت كني تو ذهنت باشه و سعي كني
ممكنه كمك كنه قدرتت رو ازت بكشه بيرون
×مدرسه موريم× "قسمت12"
ميخواي برگردي؟
آره. ميخوام رقابتهاي موريم رو ببينم
اما اگه اينكارو بكنم ممكنه نخوام برم
باشه
بابت همه چيز ممنونم
نميدونم كمكتون كرده يا نه
حقهباز
مراقب يون شيوويي، مگه نه؟
انرژيش رو حس كردم
هنوزم قدرتش كنترل نشدهست
...اگه بتونه قدرتش رو درست اداره كنه
ميتونه كاري كه هيچكي نتونسته بكنه رو بكنه
سونبه، الان دارين ميرين؟
ميخواستم بدون اينكه كسي بفهمه برم گيرم انداختي
كارت خوب بود، يون شيوو
درباره يه چيزي كنجكاوم - چي؟ -
اينكه سوندوك واقعا ميخواست باهام ازدواج كنه؟
وقتي اينو گفت بدجور قاتي باقاليا شده بود
در اون مورد نيست
چرا رفتي؟
شنيدم بعد از اينكه به عنوان جانشين انتخاب شدي، رفتي
آدمايي هستن كه واقعا ميخوام ازشون محافظت كنم
بچهام و زنم
اونا مهمترين چيزها تو زندگيمن و هنوزم همينطوره
برا همين بود كه تصميم گرفتم بزنم به چاك
شما فرار نكردين
فقط يه راه جديد رو انتخاب كردين
حقهباز
ميدونم ميتوني ازشون محافظت كني
افراد مهم... تو
بله
بهترين دوستم راهم رو سد كرده بود
براي من، بدبختي بود كه نگو
اگه ميتونستين برگردين، چكار ميكردين؟
از همه چيز ميگذشتين؟
شنيدم تههو رفته
برگشت به آغوش گرم خانوادهاش
چرا بهم نگفتي ازدواج كرده؟
چرا درباره گي چه سول بهم نگفتي؟
تمام مدت داشتي روش تمرين ميكردي
ميخواستم وقتي تونستم انجامش بدم سوپرايزت كنم
آسون نيست
خيلي نگران نباش
نگران چيآنگم
ميدونم
برا همين روي گي چه سول تمرين ميكني، نه؟
اميدوارم كسي صدمه نبينه
باشه، باشه! همه سخت تلاش كردين پس بياين غذا بخوريم و استراحت كنيم
!آره - !همينه -
شانون، بيشتر بخور - !ميتونم؟ ممنون -
ميگن ديدن غذا خوردن بچههات به اندازه كافي خوشحالت ميكنه
چرا منم همچين حسي دارم؟
خداي من
فردا والدنتون همتون ميان؟
مامانم از تايلند مياد
باباي منم رسيده ديگه
وانگ چيآنگ، باباي تو هم مياد، نه؟
مطمئن نيستم
تو چي، سوندوك؟
نميدونم
تو چي، يون شيوو؟
حالا بيا و درستش كن. واقعاكه، چتونه؟
وقت غذا خوردن ميخواين حالشون رو بگيرين؟
متاسفم
اشكال نداره. گفتين حس ميكنين مادرمونين
ميتونين تشويقم كنين
اين بچهرو
حتما تشويقت ميكنيم، بزن به رگ
ميگين نميتونم با رازتون كنار بيام؟
بين رازهايي كه گفتين، راز شما چيه؟
...مسئوليت، گذشته يا
درباره رابطهمونه؟
بابا
رفتم اتاقت ببينم خوابي يا نه، اما اونجا نبودي
سونا، بعد از اينكه رقابتها تموم شد، ميخواي بريم بيرون؟
هوووم
كليدي تو مدرسهست كه باهاش ميتوني چينتاماني حقيقي رو پيدا كني
قلبت رو نميلرزونه؟
گفتي، چينتاماني
...اگه مثل جنخونگي باشه
اگه؟
چه آرزويي ازش ميكني؟
آرزو ميكنم وزنم زياد نشه
همين؟ آرزوت همينه؟
منظورت چيه "همين"؟
ميخوام وزنم كم بشه حتي اگه فقط نفس كشيدن باشه
وقتي اومدم اينجا، برنامه منظمي داشتم، مديتيشن ميكردم
و روي بدن كار ميكردم تا به اين لاغري بشه
...آره درسته، وقتي اومدي اينجا
اذيتت كرده بودن و دورت انداخته بودن
تو چي؟ آرزوي تو چيه؟
من؟ آرزو ميكنم آدم خاصي بشم
چيه؟
بين 5 تا پسر، چهارميشونم
حتي هيچي آگهي گم شدنمم نداد
!به معناي واقعي كلمه نامرئيم
خوب، به نظر سادهاي و به نظر نمياد چيز خاصي داشته باشي
نمرههاتم پايينه - كاملا معمولي -
چرا فكر ميكنين اينجا اومدم؟ ميخواستم از اين موقعيت در بيام
...اما مشكل اينكه
اينجا هم چيزي نشدم
تو چي، نادت؟ - همچين چيزايي نميخوام -
درسته. باهوشي و ورزشكار
...اگه از اينجا هم خيلي زود بري
مطمئنم كالجهاي زيادي هستن كه قبولش كنن
رو رد كرد تا بياد اينجاMITهاروارد و رشته
احمق مرموز
اينكه فقط سرت تو كتاب باشه خسته كنندهست
ميتونم هنرهاي رزمي ياد بگيرم و كلي درس بگيرم
خيلي باحالتره
چي ميگه؟ - نميدونم -
تو چي؟ جوابي براش داري؟
آرزو دارم از روياهام دست نكشم
چي؟
باورش سخته كه چينتاماني همچين آرزوهايي رو برآورده كنه
...اما اينكه با اون چيزهايي به حقيقت بپيونده
مگه نبايد دنبال چيزي كه ميخواي بري تا به دستش بياري؟
خانم بانگدوك، لطفا حتما فردا با بابام بياين
من... بيخيالت نميشم
ديگه نميخوام تعقيبت كنم يا كاراي بچهگانه بكنم
در عوض... ميخوام نشون بدم چجور آدميم
نه اينكه فقط آدم خوبي باشم
ميخوام سخت كار كنم تا مرد فوقالعادهاي بشم
...اگه
...رقابتهاي فردا رو ببرم
ميبينمت
شيم سوندوك
اولين بار در موسسه موريم به روي همه باز ميشه
و شخصا مهر و موم رو باز كردي
مهر و موم... باز شد
روز نهاييه
آمادهاي؟ - آره -
بياين درست انجامش بديم - البته -
...رقابتهاي موريم - ...ما -
!پيش به سوي پيروزي
وقتي بخواي براي اون قطعات منو نابود كني اگه من بزنمت چي ميشه؟
برام مهم نيست از دستت بدم يا بهت آسيب بزنم
...بين رقبايي كه برا مسابقات موريم اومدن
اسمهاي آشناي زيادي هست
يوبپونگ - برادرمم اومده مسابقات؟ -
رقابت مهميه
خانوادهات حتما خيلي بهت اعتماد ندارن كه تنهايي از پسش بر بياي
دوتا بهتر از يه نفره
بزرگتره قبل از كوچيكتره
فكر ميكنم ياد گرفتن كي شانس برنده شدن بيشتري داره
سلام، مدير هوانگ. از كمپاني يانگجيوون اومديم
سلام، پروفسور بوپگونگ
افتخار دادين
...مدير، من - برو و انجامش بده -
مگه نيومدي مسابقه بدي؟
آره
واقعا ميخوام شركت كنم - واقعا مصممي -
درخواستت يادت رفته؟
آه، درخواست
...حتي اگه درخواستت با وكيل امكان پذير باشه
بيشتر از ده نفر ديگه هم اين درخواست رو برات داشتن
منظورتون چيه؟
با اينكه بهشون پشت كردي
هنوزم تو رو دوست خودشون ميدونن
منتظرم
×برنامه رقابتهاي موريم×
×جني او×
×وانگ چيآنگ×
×هوانگ سونا×
×يون شيوو×
!چوييهو
چوييهو؟ - !ميدونم ميتوني -
برا رقابت خوب آماده شدي؟
!خيلي خوشحالم كه برگشتي
بهت آسون نميگيرما، فهميدي؟
...من - بهم دست نزن -
و فكر نكن همون آدم قبلم
نميخوان بيان؟
به نظر مياد نميخوان بيان
ميان. مطمئنم
واقعا؟
!پسرم
!مامان
اوضاعت خوبه؟
انقدر دلم برات تنگ شده بود كه تب كردم
خوب، براي مريض بودن خيلي خوشگلين
نهايت تلاشم رو كردم تا خوب به نظر بيام
حتما براي آماده شدن برا رقابت اوقات سختي داشتي
صورت كوچيكت، كوچيكترم شده
No comments yet. Be the first to leave one.