Single's Inferno - Second Season

Single's Inferno - Second Season

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Singles Inferno S02 E06[@AirenTeam]
ناشر AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2023-01-01
تعداد دانلود: 5
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيـــ(جهنم سینگلی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيـــ(جهنم سینگلی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

امروز هوا خیلی خوبه

سو اون، چرا وقتی از اون تیپ آدمای حسود نیستم یکاری میکنی حسودیم بشه؟

شوخی میکنم

خوش گذشت؟

بله

اینجا بهشته. نه؟

بیا از اینجا بریم- و اینجوری بریم ساحل؟-

خیلی خوبه که بهمون وقت خالی دادن- بله-

من اولین نفری بودم که اومدم بیرون- آره-

ولی حتی اگه نمیومدی پیشم احتمالا من به میومدم پیشت تا باهات حرف بزنم

عه آره؟- آره-

منظورم اینه که حتما میومدم

اینجا بشینیم؟

من امروز صبحِ خیلی زود رفتم که بدوم

واقعاً؟- آره-

رد پاهامو اونجا میبینی؟

آره

وقتی از لحاظ احساسی خسته‌م، میرم سراغ دویدن

چرا از لحاظ احساسی خسته ای؟

اینجا یکم حوله سربره- که اینطور-

بله

در مورد یچی کنجکاو بودم

...موقعی من با هان بین رفتم بهشت

رو مود خوبی نبودی یا اینجور نبوده؟

راستش، حالم خیلی خوب نبود

اگه بگم مشکلی باهاش نداشتم، کاملا دروغ گفتم

این یه حقیقته که حالم خوب نبود

...اگه علاقه مندی، اگه کنجکاوی

فکر میکنم بهتر باشه که این کنجکاوی رو با حرف زدن با طرف مقابلت برطرف کنی

طبیعیه که بقیه رو به عنوان رقیب ببینی

من فقط میخوام بازم کاری رو که توش خوبم، به بهترین نحو انجام بدم

واسه همین هم بود که اولین نفری بودم که اومد بیرون

درسته

یهویی موضوع عوض شد

آره

غذای ویژه

بله- جایزه‌ی بازی مردها بود-

بله- و من سرسختی رو توی تو دیدم-

واقعا باحال بودی

ممنونم

واقعا میخواستم ببرم

...بنابراین، اگه قرار غذای ویژه رو برده بودی

فکر میکنی با کی غذا میخوردی؟

همینش عجیبه

فکر میکنی قرار، باید با یه نفر باشه

من واقعا نمیدونم دومین نفر قراره کی باشه

ولی اولین نفری که میخوام باهاش غذا بخورم، تویی

صادقانه حرف زدی

خیلی صادقانه گفتم

...حقیقتش اینه که، امروز من فقط نمیخواستم انتخابا رو سبک سنگین کنم

وقتی دوتامون تصمیم گرفتیم صحبت کنیم ...وقتی گفتی که میای بیرون

فقط میخواستم یچیزی رو مستقیم بگم "مثل، مثل "آره، یکم حسودیم شده بود

واسه همین، همینجور که حرف میزدم تهش صادق و راستگو شدم

...دوتامون یجورایی

...یجورایی- یجورایی وضعیت یکسانی داریم-

درسته

...این

...دو نفری که دارن صبر میکنن

الان چطوری؟ به چی فکر میکنی؟

دیروز باهاش حرف زدم

آره، دیدم

...درحالیکه من از این تیپ آدمام که فقط پاپِی یکی میشم

اون کسیه که میخواد همه رو، دونه به دونه بشناسه

به هر حال، فکر نمیکنم اینکار رو بکنه

حقیقتش، فکر میکنم اون فقط میره دنبال سو اون

یونگ جه؟- بله-

چون بلافاصله از چادر دوید بیرون

و مستقیم رفت سمتش

...و راستش، اگه قرار بود با کسی دیگه حرف بزنه

فکر میکنم باید بیشتر از همه راجع به تو کنجکاو میبود

به نظر نمیاد خیلی راجع به من کنجکاو باشه

من اگه 100 ساعت وقت داشته باشم

دوست دارم 90 ساعتشو با یه نفر بگذرونم

یا حتی شایدم بیشتر

اگه بتونم، همه ش

تو چی؟

اگه سو اون به تو علاقه ای نداشته باشه چه انتخابی میکنی؟

فکر کنم بازم امتحان میکنم

اگه نمیرفتم بهشت، فرق میکرد

آره

ولی وقتی رفتم اونجا، کلی چیز یاد گرفتم

و کل مدت تو نخش بودم

ولی اشتیاقم نسبت بهش یهویی واسه اولین بار تو بهشت مشخص شد

چون اولین بار بود، فکر کنم حداقل یکم دیگه بیشتر تلاش کنم

فکر میکنم اگه اینکار رو نکنم، حسرتشو بخورم

...جهنم

دلم واسش تنگ شده

...وقتی تو بهشت بودم

...جسمم تو بهشت بود ولی قلبم

یه تیکه هاییشو اونجا تو جهنم جا گذاشتم

فکر میکنم تو کسی هستی که خیلی بهش فکر میکنم

...وقتی بعد از صحبتشون برگشتن

چیزیکه راجع بهش صحبت کردن مهم تره

...راستش، واسه هردومون سخت میشه

ولی ما باید کاری رو قلبمون بهمون میگه، انجام بدیم

ولی همه چی ممکنه در آینده تغییر کنه

نمیدونیم چی قراره پیش بیاد

ولی من... کارم تو حفظ چیزی که واسه منه، خوبه

هیچوقت چیزیو از دست ندادم

چقدر میخوان باهم صحبت کنن؟

درسته

از اونموقع که رفتن صحبت کنن، خیلی گذشته

سخته

وقتی میومدیم اینجا، قدم هام سنگینی میکردن

الان سبک ترن؟- بله-

فکر نمیکردم بعد از این زمان داشته باشیم که آزادانه بریم سر قرار

ولی بابتش خوشحالم

چی؟- دارن از اینور میان-

دارن میان؟ واقعا؟

دارن نزدیک میشن

نزدیک 100 متر، نه. 200 متر

نمیدونم، نمیتونم حدسی بزنم

میخوای چیکار کنی؟

مطمئن نیستم که برمیگردن یا میرن جای دیگه که حرف بزنن

انگار تو راهن که برگردن

یهویی یچیزی به ذهنم اومد- چی؟-

...من تا یکم پیش با سو اون بودم

...واسه همین فکر میکنم اگه الان برم پیشش، ممکنه

بهش فشار بیاد

واسم سخته که بهش نگاه کنم

میخوام بدونم راجع به چی حرف میزنن

فکر نمیکنم بهش فشار بیاد

و اگه الان نری پیشش، فکر میکنم فرصتتو از دست میدی

چون بهش زمان میدی که فکر کنه و تو الانشم بهش وقت دادی

...اگه حتی بهش وقت بیشتری هم بدی

فکر میکنم فقط بهش زمان میدی تا بتونه احساساتشو محکمتر کنه

منطقیه

وقتی اون بالا از هم جدا شدن، میریم

بریم؟ چیکار کنیم؟

تا حالا هیچوقت اینجا ننشسته بودم

خوبه، نه؟- آره-

دوباره نشستن

چیکار کنیم؟

...دوتاشون

فقط به ذهنم رسید ...الان که اونا رو دیدیم

آره- خوشحال به نظر میومدن-

به نظر من، دوتاشون شبیهن

...سو اون

با استاندار های من، بالغه

و یونگ جه هم با استاندار هام، بالغه

درسته- واسه همین فکر میکنم ممکنه-

خوب باهم جور شده باشن

...وای خدایا، صورت سویی

خیلی واسش ناراحتم، خدایا

...این- چه خبره؟-

اونجور که من میبینم، یونگ جه مستقیم رفت طرف سو اون که حرف بزنه

آره. دیروز، به سو اون گفت که به احساساتش سر و سامون میده

و خیلی زود، برمیگرده پیشش

.فکر میکنم میخواد بررسیش کنه چون با هان بین رفته بود بهشت

بررسی کنه ببینه حسش چیه ...و اگه جوابش نه بود

اونوقت بره به سویی، یه شانس بده

ازشون میخوام یکم وقت بذارن تا حداقل یبارم که شده، همو بشناسن

واقعا قرار نیست این اتفاق بیفته؟- ...بعد از اینکه یونگ جه اول رفت بهشت-

انگار برگشته، با سو اون عوض شده

...واسه همین الان نمیدونم که اون

میخواد عجله کنه و به سویی بگه که تمومش کنه یا نه

نمیدونم میخواد چیکار کنه

بیا فقط بگیم که ممکنه همه چی درست پیش نره

...ولی اینجور نیست که بگن

فکر کنم فایده نداره" و برن خونه شون"

باید باهم باشن- دقیقا-

باید باهم باشن- و باز همو ببینن-

سولگی، دفعه‌ی پیش گفتی کتاب‌هامونُ جا به جا کنیم

...خب- واقعا؟ کتاب آوردی؟-

اول باید اینو امتحان کنی و اگه خوب بود، بعد جا به جاش میکنیم

باشه

این آلاچیقی‌ئه که روز اول اومدیم بعد نشستیم و حرف زدیم

حالت چطوره؟

خوبم

خوبی؟- آره-

تِلم خوبه؟

آره، خیلی بهت میاد

بذارم باشه بهتره یا بردارمش؟

وقتی میذاریش، کیوت میشی

و وقتی برمیداریش، کیوت و سکسی میشی

عه، خب پس برمیدارمش

درسته، بهتره هردوشو باشی

ولی هردو جورش قشنگه

احتمالا هنوز هستن کسایی که میخوای بیشتر باهاشون حرف بزنی

آره

دیگه کیا هستن که هنوز نتونستی خیلی باهاشون حرف بزنی؟

با یونگ جه خیلی حرف نزدی، درسته؟

آره درسته

اصلا با هم حرف نزدیم

اصلا؟- نه-

تو چی جونگ وو؟ کسی هست که بخوای بشناسیش؟

من؟- کسی که بخوای باهاش حرف بزنی؟-

...من

همین الان

من با اون حرف میزنم

اوه

ممنونم

من اینجام که با تو حرف بزنم و میخوام باهات بیشتر حرف بزنم

فکر میکنم چیزهای خیلی زیادی هست که میتونیم راجع بهش توی جهنم با هم حرف بزنیم

و اینجا اگه گفت و گو های صمیمی ایی داشته باشیم

فکر میکنم میتونیم تا حدودی نزدیک تر بشیم

خوبه

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left