نخستین 200 خط.
💍 ازدواج ناممکن 💍
رئیس هیون دِهو که گروه ال جی رو به جایگاه کنونیش رسونده
...با توجه به اعلان ناگهانی رئیس هیون
انگار که اخیرا، ماجرا در اینترنت آشکار شده
پروندهی مرگ وحشتناک ...مدیر عامل قبلی، هیون سو هیون
شده نقل محافل و جوامع مختلف
علی رغم وجود اظهارات شاهد مبنی بر ...تعقیب شدن مدیر عامل هیون
...در زمان حادثه و هنگام بارش باران در جاده خارج شهری
پرونده به عنوان تصادف برای شخص مرحوم، بسته شد
نتیجهی تحقیقات رو همونطور که هست، قبول میکنم
...مدت زمان کوتاه تحقیقات و ضعف در روند تحقیقات "هیون سو هیون مرحوم"
باعث تعجب مردم شده است
شایعاتی در مورد معشوقهی مدیر عامل هیون یا شوهرش چوی جونگ چان
پخش شده است
شهردار سابق سئول هنگام تعقیب همسرش با ماشینی دیگر، توسط شاهد دیده شده است
اما این اتهام ها بعد از اینکه ایشان شخصا وجود هر گونه اختلافی را با همسرش نهی کرد، فروکش کرد
ولی اتفاق دیگری افتاده که باور کردنش سخته
!اونم راجع به رئیس هیون ده هو ئه
با وجود شایعات زیاد، بدون اینکه موضعش در این موضوع رو بیان کنه، سکوت کرده
پس چرا الان داره وجود نوهی سومش رو آشکار میکنه؟
حقیقت پشت تصادف اون شب، چیه؟
...اگه این داستان براتون جالبه
چقدر بیننده داشتیم؟
مگه فقط نمیخوایم ببینیم که چه شکلی ان؟
میدونی... ازدواج کردن با یه بچه پولدار رو فقط نباید جشن گرفت
چی میشه اگه بعد از اینکه عضو خانوادهشون شد اتفاقی برای آ جونگ بیفته؟
حتی بعد مرگ دخترش هم حقیقت رو مخفی کرده
همش برای جلب توجهه
این ویدئو بدون هیچ نتیجه گیری واقعی و فقط پر از شایعه، برای جلب توجهه
مسیر آدم با سرنوشت پیش میره
اینکه ماهم ممکنه سر از این ویدئو دربیاریم هم شاید خواست خدا باشه
ته مین! الان داری دعا میکنی بلایی سر آ جونگ بیاد؟
!چبول ها هم مثل ماها آدمن
اونا هیچ فرقی با ما ندارن
...تازه، اگه بخوان کاری فرای تصورمون بکنن
با اونیم چی کار میتونن بکنن آخه؟
فقط محض احتیاط میپرسم
لی جی هان، من رو دوست داری؟
نه- پس چرا این رو گفتی؟-
انگار که داری اعتراف میکنی
!واقعا اعترافه
دقیق بخوام بگم... اعتراف وجدانیه
من تو رو دوست ندارم ولی میخوام بدزدمت، نا آ جونگ
چرا؟- ...چون اگه ازم خوشت بیاد-
دیگه نمیتونی با هیونگم ازدواج کنی
همش دو به شک میشی... مضطرب و هیجان زده میشی
نوبت منه کاری کنم که اینطوری بشی
تا بخوای احساساتت رو سر و سامون بدی دیگه عاشق من شدی
!من فکرامو کردم
قراره خیلی خوب اغوات کنم
و از دور خارجت میکنم
گفتم اجازه میدم
چرا انفدر تعجب کردی؟
دفعهی پیش گفتی اجازه نمیدی
هیچوقت نگفتم اجازه نمیدم
گفتم اگه اجازه ندم، چیکار میخوای بکنی؟
هی، اگه پدربزرگ قبول کرد فقط بگو "ممنون، برای همیشه به خوبی و خوشی زندگی میکنیم"
چرا انقدر حرف میزنی؟
فکر کنم به خاطر اینکه راحت تأییدیه گرفته، شوگه شده
تبریک میگم! برات خوشحالم! واقعا میگم
تبریک میگم
!تبریک میگم
...خب
تا قبل از عروسیت تمام وسایلت رو از نیویورک جمع کن و بیار اینجا
...بیخیال بابا
...سریع بگو وسایلت رو جمع میکنی و برمیگردی
ولی پدربزرگ، چرا باید وسایلش رو بیاره اینجا؟
منظورت چیه که چرا؟
هر چی سریع تر باید چم و خم کار دستش بیاد
!تصمیم من عوض نشده
...صرف نظر از ازدواج
من مدیریت شرکت رو به دو هان واگذار میکنم
...لی جی هان
به خاطر من سر در گم، مضطرب و هیجان زده شدی؟
چی؟- خودت قبلا گفتی-
گفتی حالا نوبت توئه که این کار رو باهام بکنی
این به این معنی نیست که من قبلا باهات این کار رو کردم؟
فقط چیزی که میخوای بشنوی رو برداشت نکن
چرا حرفی که قبلش زدم رو نشنیدی؟ گفتم ازت بدم میاد
...درسته که به خاطر تو مضطرب و سردرگم شدم
ولی به این معنی نیست که به خاطرت هیجان زده شده باشم
مجبور نیستی به خاطر غرورت تظاهر به آروم بودن بکنی
اگه وقتی با این صورت، با این صدا ...و این نگاه بهت اعتراف کردم
هیجان زده نشده باشی، عجیب تره
خب... تظاهر نمیکنم
واقعا هیجان زده نشدم
شاید به خاطر اینکه نگران بودی !بی حس شدی، یکم صبر کن
به زودی احساسش میکنی
به هیچ عنوان احساسش نمیکنم
آها، شاید به خاطر اینه که شبه و هوا سرده
نه، همچین چیزی نیست
دیدی؟ احساسش کردی، نه؟
انکارش نکن- مشکلت چیه؟-
دیوونه شدی؟ چته؟
میدونی چرا امروز به اینجا اومدم؟
اومدم که تأییدش رو برای ازدواج با دو هان بگیرم
عقلت سر جاشه؟
این رفتار درستی برای تأییدیه گرفتنه؟
نق زدن در مورد غذا، پشت سر بقیه حرف زدن دست زدن به باسن هیونگ جلوی پدربزرگ؟
...ولش کن
نمیخوام باهات بحث کنم
!بیا داخل
هیچ وقت نمیتونی برای داداشم آدم مناسبی باشی
حتی اگه بقیه این رو ندونن، من میدونم
!نگران خودت باش
با این چیزی که من میبینم، تو هم قطعا برادر خوبی برای دو هان نیستی
تازه... گفتی میخوای من رو اغوا کنی؟
خیلی مطمئن نباش! فکر نمیکنم هیچوقت عاشق یکی به آب زیر کاهی و وقیحی تو بشم
ولی اگه انقدر مطمئنی، تلاشت رو بکن
منم کنجکاوم که بدونم یعنی میشه به چشمم جذاب بیای و عاشقت بشم؟
پدربزرگ، خیلی زیاده روی میکنی
!فقط اون نوهتون نیستا
!منم از خون شماهام و پسر مامانمم
!من نوهی اول این خانوادهام
...توی زندگیش، هر کاری که میخواسته کرده
من کسیم که کنارتون موند و خواست برای مدیریت شرکت کاری بکنه
!عزیزم- !بریم-
حرف اشتباهی زدم؟
باشه... همه برید! منم خستهام
راستش رو بخوایم بگیم...اونا نامشروع نیستن؟
چی؟
...آخر و عاقبت مامان به خاطر اونا اینطوری شد
...وای! عزیزم
...چطوری جرئت میکنی
مین وونگ، بیا واقعیت رو بگیم
من کسیم که مراقب این شرکت بودم و تمام این مدت گند کاری هات رو درست کردم
من خستهام! سریع برید
...پدربزرگ
عزیزم، حالت خوبه؟ ببینم
....وای، ای وای
!ای وای، عزیزم
...وای
عزیزم
!این برای لی دو هانه
حالا که اوپام کتک خورده، الان عادلانه شد
جی هان
!بیا با انصاف باشیم
تو حتی مامانم رو دزدیدی، اگه بخوای شرکت رو هم بدزدی، خیلی وقیحانه میشه
اینطور فکر نمیکنی؟
باید جایگاهت رو بشناسی و یکم شرم و حیا سرت بشه
...دلیلی که من اینجام
...و اجازه میدم هر کاری که دلت میخواد بکنی
به خاطر اینه که تو اصلا در حدم نیستی
...ولی
...چون نه تنها ممنون نیستی، بلکه حریص شدی
اوپام کنک خورد
پس تو هم کتک میخوری
جریان از این قراره، درست نیست؟
!ولم کن
!گفتم ولم کن
...پدربزرگ
...تأییدش رو
برای ازدواجمون داد
💍 ازدواج ناممکن 💍 * قسمت چهارم *
سلام
شنیدم 7 نفر از مدیرایی که زیر دست رئیس بودن رو اخراج کرده
و مدیر هایی که طرف خودش بودن رو استخدام کرده
فکر میکنی چرا؟ احتمالا فکر میکنه بچه هاش نمیتونن شرکت رو به ارث ببرن
به خاطر همینم داره آدم های خودش رو علیه رئیس آماده میکنه
...اگه آروم آروم، اینطوری رأی اکثریت رو داشته باشه
رئیس حتی اگه بخواد هم نمیتونه هیچ کاری بکنه
هی، داره میاد
!آشغال
چی؟- تمیزش کن-
زیر پاته
آشغال؟
وای، من رو ترسوند
اگه دیدتش، باید تمیزش کنه
بعد از رئیس، بیشترین سهام رو توی شرکت داره
چرا به جی هان گفت آشغال ها رو جمع کنه؟
اصلا حواستون به کار هست؟
چرا این لی جی هان هنوز توی شرکته؟
...باید اینجا باشه تا بفهمه
چقدر رسیدن به مقام بالا، غیرممکنه
بابا، مطمئنی که نباید نگران باشم، آره؟
!اینطور نیست که یه شرکت جانبی رو بدم بره
فکر میکنی اختیار دادن به مدیر ها انقدر راحته؟
!خیلی رو مخه
معلومه! وقتی سهامدارا بذارن اون پیرمرد هر کاری دلش میخواد بکنه، من ساکت نمیشینم
!ولی پدربزرگ هر چیزی که میخواد رو داره
!حتی اینجوری زد توی گوشم
اگه فقط یه جا بشینی، همه چیز رو میدن بهت
پس تا اونموقع هیچ دردسری درست نکن
!درسته
به اینکه چجوری تا الان دووم آوردیم فکر کن
چی داری میگی؟- فکر میکنی چرا گواهینامهام به خاطر رانندگی توی مستی باطل شد؟-
زمان عفو مشروطت، توی مستی باعث اون تصادف شدی
ولی من به جای تو تقصیرو گردن گرفتم
هی، چوی سونگ آ، مراقب حرف زدنت باش
اگه به خاطر اون جریان نبود !من نفر بعدی بودم، نه لی دو هان
من بخاطر تو از جانشینی کنار رفتم ها- !هی-
چیه؟- ...واقعا که-
!بسه
سونگ آ، به هیچی فکر نکن و فقط به داداشت کمک کن
!لی جی هان رو ببین
ببین چقدر سخت تلاش میکنه که گروه ال جی رو بده دست هیونگش
شنیدی؟
حرفهای بابا رو آویزه ی گوشت کن
تو که دختری چرا اینقدر بلند پروازی؟
در هر صورت، خوبه که پیرمرده با ازدواج موافقت کرد
No comments yet. Be the first to leave one.