Return (Riteon / 리턴)

Return (Riteon / 리턴)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Return E22
ناشر f971
سریال کره ای "بازگشت" زیرنویس قسمت22 مترجم: *F971*

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2018-03-02
تعداد دانلود: 20
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 191 خط.

ترجمه و زیرنویس ♥♥*ღ* F971*ღ* ♥♥

از این لحظه به بعد من وکیلت میشم

و تو موکلّمی

فقط باید روی پرونده تصادف با ماشین تمرکز کنیم

بزار یه چیزی بپرسم

چرا

نمی تونستی بکشیش؟

- مطمئن نیستم - نرم شدی؟

حالا بزار من ازت بپرسم

چرا طبق نقشه ی من پیش نرفتی؟

اون زن طبق نقشه ی ما فقط باید می مُرد

باید تا آخرش بهم اعتماد میکردی

حتی نمیتونم بزارم یه چیز کوچیکم نقشمونو بهم بزنه

تو جلوی چشم بازپرس کُشتیش

حالا نمیتونی از زیر بار قتل در بری

حواسم به این مساله نبود

بهای خطایی رو که کردم پس میدم، ازش نمیترسم

فقط بهم یه قول بده

من زمان میخرم

لطفا

تو مراقب سوهیون باش

حالا نقشه بعدیت چیه؟

گفتی بقیه نقشه رو بعد قتل سوم میگی

تو حالا باید به فکر پرونده خودت باشی

منو دست انداختی؟

نقشه ات چیه؟

بهتره که ندونی

روکرونیوم

چرا خواستی چهار ویال از اون دارو رو بدزدم؟

تا حالا که فقط سه نفر مُردن

نقشه ات چیه؟

خانم چو جا هه

ازونجایی که گفتی بهم اعتماد داری

چرا تا آخرش اینکارو نمی کنی؟

ملاقاتمون برای امروز بسه

وقتی آرامشتو بدست آوردی برمیگردم

بیا حرف بزنیم

خستم

کیم جانگ سو

تو اونو به عنوان مظنون برای پاک کردن اسم کانگ این هو معرفی نکردی؟

- اما حالا ازش دفاع می کنی؟ -دلیلی داره نتونم؟

مطمئنم خوب میدونی

که من اونو تو یه پرونده ی دیگه معرفی کردم

کیم جانگ سو اولین متهمی بود که خودشو تحویل داد

برای پرونده قتل می جونگ

اما بدلیل نبود شواهد کافی آزاد شد

با فرض بر بیگناهی

"یک متهم بیگناهه تا زمانی که جرمش ثابت بشه"

بعلاوه من بخاطر پرونده ی یوم می جونگ که اینجا نیستم

من در رابطه با پرونده ی تصادف خانم کو سوک سون اینجام

تصادف ماشین؟

اون یه تصادف نبود از قصد بهش زد

این واضحا یه قتله

طبق ادعای کیم جانگ سو

بدلیل استرس های زیاد ذهنش مشوّشه

با اینهمه پرسو جوها و تحت نظر بودن ها

و این علتیه که حین رانندگی دچار اشتباه شد

- سرکار خانم چو جا هه!!! - بله!جناب بازپرس دوکگو یونگ

به عنوان یک وکیل هیچ بویی از اخلاق حرفه ای نبردی؟

هر پرونده ای که توش پول باشه قبول می کنی؟

تا حالا خیلی پول درآوردم

نیازی به پول ندارم

فقط...

من پرونده هایی رو قبول می کنم که میتونم برنده شم

میتونی از حالا بگی که موفق میشم

در موردت اشتباه فکر میکردم؟

این بستگی داره که چجوری قضاوتم کنی

پول در زمان تو حرفه ی من

فکر نکنم حرف دیگه ای مونده باشه

آفرین

آخ، لگنم

بله، بفرمایید

- اومدی منو ببینی؟ - آره

خیلی بی تاب بودم متاسفم زودتر نیومدم دیدنت

میدونم برات سخت بوده با اتفاقاتی که برای این هو افتاده بود

آره، همونطور که فکرشو میکنی

جون هی برات چیزی که دوست داری آوردم

می جونگ اون روز گفت که به کیوی حساسیت داری

پس توی سس سالاد کیوی اضافه نکردم

ممنونم

جون هی

چرا تظاهر می کنی حافظتو از دست دادی؟

نمی فهمم چی میگی؟

بخاطر اینه که برای این هو احساس تاسف می کنی؟

یا

میترسی دوستات دوباره قصد کشتنتو داشته باشن؟

اگه اینا نیست

نمیخوای با گناهت مواجه شی

تو هم دلیل خودتو داری

همشون قابل درکه

نمی فهمم چی میگی

کدوم قسمتشو نفهمیدی؟

قسمتی که گفتم شما 3 تا جسد می جونگو

توی چمدونِ این هو گذاشتین

یا نه

یا اونجا که ته سوک و هاک بوم میخواستن بُکُشنت

وقتی که میخواستی بیای همه چیزو درست کنی؟

از کجا فهمیدی؟

وقتی بهت در مورد حرف می جونگ در مورد آلرژی به کیوی گفتم

تو بدون هیچ عکس العملی گوش دادی

این یعنی

تو اون روزو یادته

وقتی با هم شام می خوردیم

نارا احیانا غیر از کیوی

چیا توی سالاد ریختی؟

چقدر

این هو در موردش میدونه؟

همونقدر که من میدونم

این هو ازت چیزی نپرسیده چون

چون احساس بدی داشت

وقتی میخواستی بری اسمشو پاک کنی

آخه چه اتفاقی افتاده؟

ازت پرسیدم قاتلو می شناسی؟

بعدش

تو گفتی نمیدونی کی می جونگو کشته

واقعا هیچی نمیدونم

بهت اعتماد دارم

اعتماد دارم

بخاطر همینه اومدم پیشت بجای اینکه برم پیش پلیس

حالت خوبه؟

آره، فقط...

الان دکترو خبر میکنم

نه، خوبم

انگار یادت رفته

خودمم دکترم

چقدر

از کجا فهمیدی؟

فلشی که

همه چیزو نشون میداد

کارایی که شما 3 تا اون روز کردین

انتخابتو بکن جون هی

این فقط راه درستیه

مامان، چیکار داری می کنی؟

مامان داره شام میپزه

دال را، به بابات بگو ده دقیقه دیگه بیاد سر شام

باشه

چرا نمی شینی؟

ها؟ باشه

دال را، تو هم پیش بابا بشین

باشه

- احیانا؟ - بخوریم

تو دوسش داری

وقت زیادی میبره خیلی نمیتونم درستش کنم

همینطوره، خیلی ممنون

بابایی کمی به دختری بده

بیا

میخوام ازت یه چیزی بپرسم

احتمالا کتاب منو

باشه، میارمش

از کی میدونی؟

چند روزی میشه

چرا برش داشتی؟

برش نداشتم

-چی؟ - باهاش چیکار کردی؟

- فقط من - نه

هیچ کاری نکن

عزیزم، این مشکل منه

این مشکل ماست

من، تو، دال را

و...

و...

در کشو رو وا کن

بعد این که رفتم

چی؟

نارا

هنوز نبخشیدمت

من، میدونم

برم کارامو بکنم

باشه

وقتی ازت متنفر میشم

بی هیچ دلیلی بهم میریزم

عصبانی میشم

مثل دیوونه ها برخورد می کنم

بیا همه چیزو فراموش کنیم

مثل گذشته ها زندگی کنیم

به عنوان شوهرِ من ،پدر بچم

ازت ممنونم

ممنونم نارای من

نارا ازت ممنونم

خوبه

میتونی بری

ترجمه و زیرنویس ♥♥*ღ* F971*ღ* ♥♥

این هو

برنگرد

میخوام

چیزی بهت بگم

چیزی که

شجاعت گفتنشو بهت ندارم

من...

همه چیزو یادمه

معذرت میخوام، این هو

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left